🌹کوچههای آسمانی 🌱
خدایا ، خداوندا شکرت ،
هر روز ما را بی هیچ منّتی،
سرِ خوان نعمتت میهمان می کنی...
♥️✅🤲
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 3⃣ قسمت ۳:
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
4⃣ قسمت ۴:
🔻
✍ پژوی 405 سفید رنگ حاج علی میرفت و ارمیا با موتور 🏍سیاهرنگش در پی آنها میراند. حاج علی از آینه 🪞به جوان سیاهپوش پشت سرش نگاه میکرد. نگران🥺 این جوان🧑🦱 بود...
خودش هم نمیدانست چرا نگران🧐 اوست! انگار #پسر_خودش بار دیگر #زنده شده و به نزدش بازگشته است.
خود را #مسئول زندگی او میدانست.
ساعات⏳ به کندی سپری میشد و راه به درازا کشیده بود. این برف ❄️سبب کندی حرکت بود.
برای صبحانه و ناهار🥘 و نماز🕌 توقفهای کوتاهی داشتند و دوباره به راه افتادند.
به #تهران که رسیدند،
حاج علی توقف کرد؛ از ماشین🚖 پیاده شد و به سمت
ارمیا رفت... خداحافظی کوتاهی👋 کردند.
حاج علی رفت و ارمیا نگاهش👀 خیره بود به راه رفتهی حاج علی! در یک تصمیم آنی، به دنبال حاج علی
رفت؛ میخواست بیشتر بداند. حاج علی او را جذب میکرد... مثل آهن ربا🧲!
جلوی خانهای🏭 ایستادند و ماشین را وارد پارکینگ کردند. ارمیا زمزمه کرد:
"بچه پولدارن!"
وقتی ماشین🚖 پارک شد،
#نگاه_آیه به روزهایی رفت که گذشته بودند،
ماشین مردش در #قم بود. از همان روزی که او را خانه پدرش گذاشته بود و به سوریه رفته بود، ماشین همانجا بود!
سوار آسانسور که شدند آیه باز هم به یاد آورد....::
🕊-آخیش! خسته شدما بانو، چقدر راه طولانی بود.
آیه پشت چشمی نازک کرد:
_من که گفتم بذار منم یهکم بشینم، خودت نذاشتی؛ حالا هم دلم🤍 برات نمیسوزه!
🕊-چشمم روشن، دیگه چی؟! من استراحت کنم و شما رانندگی کنی؟
#آیه اعتراض آمیز گفت:😕
_خب خسته شدی دیگه!
🕊-فدای سرت! تو نباید خسته بشی!امانت حاج علی هستی ها، دختر دردونهی حاج علی!
آیه پشت چشمی نازک کرد و گفت: 😌
_من مال هیچکس نیستم!
مردش ابرویی بالا انداخت و گفت:
🕊_شما که #مال_من هستید؛ اما در اصل #امانت_خدایی تو دستای من و
پدرت، باید مواظبت باشیم دیگه بانو!
حاج علی در🚪 را باز نگه داشته بود تا آیه خارج شود. این روزها....
💚ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
#شهید_مجید_شریف_واقفی
📆یکم شهریور ۱۳۲۷، در یک خانواده #مذهبی در شهر #اصفهان به دنیا آمد اما خانواده او اصالتاً به شهرستان #نطنز در استان اصفهان تعلق دارند.
🎊بعد از چند روز از 'تولد او، پدرش که #کارمند اداره فرهنگ و هنر بود، به شهر اصفهان منتقل شد.
وی در سال ۱۳۴۵ بعد از فراغت از تحصیل از #دبیرستان_ادب برای ادامه تحصیلات خود در رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی آریامهر، راهی #تهران شد🏢
مجید یکی از #رهبران سازمان مجاهدین خلق بود که توسط دیگر اعضای کوردل سازمان به خاطر تعلقات اسلامی کشته و جنازهاش به آتش🔥 کشیده شد
بعد از انقلاب ۱۳۵۷، دانشگاه صنعتی آریامهر در تهران به نام این شهید به (دانشگاه صنعتی شریف) تغییر نام داده شد.
مزار او در بهشت زهرای تهران،
قـطعـه :۴۰
ردیـف :۱۲۹،شـماره :۱۳ واقع است.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهید_مجید_شریف_واقفی 📆یکم شهریور ۱۳۲۷، در یک خانواده #مذهبی در شهر #اصفهان به دنیا آمد اما خانواده
مزار شهید مجید شریف واقفی در بهشت زهرا،تهران
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهید_مجید_شریف_واقفی 📆یکم شهریور ۱۳۲۷، در یک خانواده #مذهبی در شهر #اصفهان به دنیا آمد اما خانواده
💢سابقهی فعالیت سیاسی
📆شریف واقفی در سال ۱۳۴۲ در #واقعه پانزده خرداد در قم به #رهبری سید روحالله خمینی، در ردیف #کفنپوشان برای #پشتیبانی از خمینی، راهپیمایی کرد.
شریف واقفی با وجود شرایط در آن زمان، عکسها و اعلامیههای🗞 سید روحالله خمینی را در کوچه و بازار نصب میکرد.
وی پس از ورود به دانشگاه🏢، همراه با دوستان خود #انجمن اسلامی آن دانشگاه را بنیان نهاد. سپس برای #مبارزه علیه رژیم پهلوی به سازمان #مجاهدین_خلق پیوست و با صعود در سلسله مراتب آن به یکی از #رهبران سازمان تبدیل شد.
پس از مدتی بعضی از سران این گروه تصمیم گرفتند که ایدئولوژی سازمان را از #اسلام به #مارکسیسم تغییر دهند. شریف واقفی به شدت با این تصمیم به #مخالفت پرداخت؛ که این مخالفت باعث #اخراج وی از شورای مرکزی شد.
اختلافات تقی شهرام و بهرام آرام با شریف واقفی به حدی بالا گرفت که در مقالهای با عنوان «پرچم مبارزه ایدئولوژیک را برافراشته تر سازیم» که در آذر ماه ۱۳۵۳ در نشریه سازمان چاپ شد؛ شریف واقفی به شدت مورد انتقاد تشکیلاتی قرار گرفت.
شریف واقفی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ به دلیل اصرار بر #هویت_اسلامی خود و #مخالفت با #مارکسیست شدن سازمان مجاهدین خلق و نیز پارهای از اختلافات درون تشکیلاتی بر سر تسلیحات سازمان، به دستور #رهبری سازمان، ترور شد.
✍روحش شاد🥀قرین رحمت الهی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💢سابقهی فعالیت سیاسی 📆شریف واقفی در سال ۱۳۴۲ در #واقعه پانزده خرداد در قم به #رهبری سید روحالله
💢سخنی کوتاه در مورد سازمان مجاهدین(منافقین)
به مناسبت پنجاهمین سالروز شهادت مجید شریف واقفی
✍سازمان #منافقین که در ابتدا خود را سازمان #مجاهدین خلق ایران مینامید همزمان با #تاسیس دانشگاه صنعتی آریامهر در سال ۱۳۴۴ برای #مبارزه مسلحانه با #رژیم_پهلوی تأسیس شد. اما کارکرد این سازمان به دلیل #غلبه افکار مارکسیستی بر آن به تدریج از #مبارزه علیه رژیم به #حذف فیزیکی اعضای بریده از خود، #مردم عامی و #مسوولان و شخصیتهای سیاسی و مذهبی طراز اول انقلاب اسلامی تغییر ریل داد.
📍سازمان به این نتیجه رسید که آنچه در گذشته به آن #اعتقاد داشت، نمیتواند #مبنای حکومت باشد از این رو از اواخر سال ۱۳۵۳ تا اوایل سال ۱۳۵۴ در دیدگاهها و مواضع ایدئولوژیکی خود #تجدید نظر کرد و این مسئله موجب #شعله ور شدن جنگ قدرت در داخل سازمان و #تسویه حسابهای سیاسی شد.
📍با غلبه #تفکرات مارکسیستی – لنیستی بر #گرایشهای اسلامی، #تصفیه حساب اعضای مسلمان سازمان شروع شد.
🥀سید مجید شریف واقفی و مرتضی لبافینژاد از مطرحترین آنان بودند که پس از این تغییر مواضع سازمان، تصفیه شده و به طرز فجیعی به #شهادت رسیدند.😔
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهداء_و_حجاب #شهید_صادق_عدالت_اکبری🥀👇
💔
یه بیسیم📞 از سوریه
خواهرا خواهرا... حجاب!...
حجابتونو محکم بگیرید.
اینجا بچهها به عشق♥️
چادر ناموسشون،
میزنن به خط دشمن...
حضرت زینب نگهدارتون
دعاگوتون هستیم..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#حجاب_و_شهداء #شهید_مصطفے_صدرزاده🥀👇
خیلی به بحث حجاب 🧕اهمیت میداد. وقتی چهارشنبه ها از #حوزه بیرون میزدیم تا برویم خانه ، #مصطفی سرش را پایین مینداخت و اخم هایش را در هم میکرد....😠
میپرسیدم :چی شده باز؟🙁
با دلخوری میگفت: این همه #شهید ندادیم که #ناموس مملکت با این سر و وضع بیرون بیاد...❤️🩹🚶♂
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید