eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
776 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 تیزر گزارش یک 🎥 ️دیدار رئیس جمهور وقت آیت‌الله خامنه‌ای از اورژانس‌ها 🏥و بیمارستان‌ها و نقاهتگاه‌های . 🌴 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎞 تیزر گزارش یک #عیادت 🎥 ️دیدار #تاریخی رئیس جمهور وقت آیت‌الله خامنه‌ای از اورژانس‌ها 🏥و بیمارستان
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت حضور ۱۹ ساعته آیت‌الله خامنه‌‌ای در جمع امدادگران خط مقدم 🎤 بخشی از گفت‌وگو با مسئول موسسه ، به مناسبت دیدار اخیر دست‌اندرکاران کنگره شهدای امدادگر با رهبر انقلاب 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎥 روایت حضور ۱۹ ساعته آیت‌الله خامنه‌‌ای در جمع امدادگران خط مقدم 🎤 بخشی از گفت‌وگو با #سردار_نصرال
👆🌴 سردار فتحیان: 📆تابستان سال ۶۷ آیت‌الله خامنه‌ای به خوزستان آمده بودند و فرمودند میخواهم از تمام سامانه از خط مقدم تا پشت جبهه، بازدید کنم. بازدیدی که از نماز صبح شروع شد و تا آخر شب، نزدیک ۱۹ ساعت به طول انجامید. 🌿ابتدا از بیمارستان صحرایی🏥 که در دیدار اخیر کنگره شهدای امدادگر آقا فرمودند که رفتند و آنجا در برد دشمن بود، بازدید داشتند. بیمارستان🏥 مجهز و مرتبی که بچه‌های خودمان راه انداخته و پزشکان👨‍🔬 حاذقی در آن مشغول به کار بودند. 🌴 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🔷 شهید آوینی: «جنگ حق و باطل که از همان آغاز #هبوط بشر بر کره زمین آغاز شده، اکنون به #آخرین دوره تا
🤚 سلام بر او (شهید آوینی) که فرمود: «مهدى جان، این قرن، قرنى است که در کره زمین🌍 به ‏خواهد رسید؛ آینده در انتظار توست.» 🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی» 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین🇮🇷 شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریه‌های😭 کودکان و زنان بی‌دفاع می‌دیدند. ✨تقدیم به مردان سبز پوش👨‍✈️👨‍🎨 سرزمینم🇮🇷 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 4⃣1⃣ قسمت ۱۴:🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 9⃣1⃣ قسمت ۱۹ :🔻 +شوهرم...!؟ _آره دیگه، کشک بادمجون 🍆منو برداشت برد و خورد. یکی نیست بگه تو که هر روز برات غذا درست میکنه، عین منِ بدبخت نیستی که مامانش از بوی غذا بدش☹️ میاد و غذا نمیپزه! +کم پشت سر مادرت حرف بزن احسان خان! _چشم پدر من؟! +بیا بریم دیگه! مامانت الان عصبانی😠 میشه ها! احسان👦 از میز پایین پرید و مقابل ایستاد، دستش🤝 را گرفت و به سمت خود کشید... رها روی زانو مقابل او نشست. _تو خیلی خوبی رهایی، مامان میگه عمو صدرا شد؛ اما تو خیلی خوبی! من خیلی دوستت 🥰دارم، میشه با من دوست بشی؟! رها احسان را در آغوش 🫂کشید: _مگه میشه که نشه عزیز دل رها؟ احسان در رها بود که صدای آمد: _تو که هنوز اینجایی، برو پیش مامانت تا شروع نشده! احسان نگاهی🧐 به صدرا کرد: _خب رهایی رو دوست💕 دارم، رهایی هم منو دوست داره! احسان رفت... بلند شد و خود را مشغول کار کرد، رفت...نمیدانست چرا بی‌تاب است؛ نمیدانست چرا پاهایش 👣گاه به این سمت کشیده میشود! صدای زنی را از پشت سرش شنید... شب🌘 سختی برای بود و انگار این سختی بی‌پایان شده بود: -پس رها تویی؟ تو صدرا رو از من گرفتی؟ تو آرزوهای منو خراب کردی! تو با این ! تو ! تو لیاقت هم‌صحبتی با خانواده‌ی ما رو هم نداری رها هیچ نگفت🤫...خوب میدانست که باید سکوت کند. سکوت کردن را از مادرش یاد گرفته بود. _دوست ندارم جلوی چشم👀 صدرا باشی،البته دخترایی مثل تو به چشم اون نمیان! از خانواده‌ی قاتل 🥷 برادرشی! توی این خونه🏡 هیچی نیستی؛ اما بازم دوست ندارم دور و برش بچرخی...!ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 9⃣1⃣ قسمت ۱۹ :🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 0⃣2⃣ قسمت ۲۰ :🔻 +چی شده رویا جان؟ رویا پوزخندی😏 زد: _اومده بودم هَووم رو ببینم! +این حرفا چیه میزنی؟ ما صحبت کردیم. _صحبت چی؟ اسم این 🧕 تو شناسنامه‌ی توئه! چرا نذاشتی عموت👨‍🦳 بشه؟ اون تصمیم گرفت جای این دختر رو بگیره، چرا نذاشتی؟ چرا زندگیمونو کردی؟ +آروم باش ، این حرفا چیه میزنی؟! ما قبلا درباره‌ی این موضوع صحبت کردیم! رویا اشک😭 ریخت، حس کسی را داشت که اموالش را کرده‌اند. _زندگیمونو خراب کردی! +این حرفا چیه؟ هیچی عوض نشده! الان قرار شده که بعد مراسم بگیریم و بریم سر خونه🏡 زندگیمون، رها هم پیش مامان میمونه! _من طبقه‌ی 🏘بالا زندگی کنم، اینم طبقه پایین؟ که همه‌ش جلوی چشمت👀 باشه؟😬 +رویا... الان خرابش نکن، بعدا صحبت کنیم! 🔻با رویا از آشپزخانه خارج شدند و رفتند... بدون توجه به دختری که قلبش❤️‍🩹 درد میکرد، بدون توجه به قرصی💊 که در دستان لرزانش داشت، بدون توجه به اشکهایی😭 که روی صورتش غلتان بود. شب🌘 سختی بود برای ، برای ، برای و برای ... شبی 🌖که سخت بود، اما گذشت.... صدرا: _چرا بیداری؟ +هنوز کارام تموم نشده. _باقیشو بذار صبح 🌤انجام بده. +تموم میکنم بعد میخوابم😴. _به خاطر امشب ممنونم🙏! این مهمونی کار یه نفر نبود. هیچ نگفت...🤐 رها نگفت سختتر از کار این خانه است... روی زندگی مردی که عاشق💗 است. رها هیچ نگفت از دردهایش... _چند سالته رها؟ +بیست و نه! _چرا تا حالا.....ادامه دارد..... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
♡📆 تُـو اگر باشۍ یادش میرود دِلـگیــــــر❤️‍🩹 باشد..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
♡📆 تُـو اگر باشۍ #جُمـعہ یادش میرود دِلـگیــــــر❤️‍🩹 باشد..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
~🦋~~ فڪرت‌‌كه‌شد"امام‌زمان" دلت‌‌میشه‌امام‌زمانی عقلت‌‌میشه‌امام‌زمانی تصمیم‌هات‌‌میشه‌امام‌زمانی تمام‌‌زندگیت‌میشه‌امام‌زمانی رنگ‌آقارومیگیری‌كم‌کم.. فقط‌اگه‌توی‌فكرت‌دائم امـام‌زمانـت‌باشه.. خودتودرگیرِامام‌زمان‌کن‌رفیق تافکرگناه‌هم‌طرفت‌نیاد..💔!' 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید