eitaa logo
人間失格 ( داستان هام برای اینکه نقدش کنید( لطفا))
8 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
همون‌طور که معلومه من داستان می‌نویسم و اینجا میگذارم شما هم میخونیدش اگه خواستید نظر هم بدید ممنون میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
هر روز یه صفحه میذارم . اگر نذاشتم بعدش جبران میکنم. درسته ایراد زیاد داره و خامه . لطفا نظرتون رو بهم بگید
عنوان : خیال های یک بیگانه ، پارت اول ~~~~~~~~~~~~~~~~~ - تو الهه ی زندگی ام هستی . همان که به من نور بخشید و خورشیدم شد. او دوستم دارد. دوست داشتنی صادقانه و بی ریا. خجالت کشیدم و سرخ شدم. در همین افکار بودم که جلو آمد و مرا بوسید. با سرزندگی و شادابی اش. میدانید بعدش چه شد؟ هیچ هیچ وقت نگاهی هم از روی خوش آمدن به دیگری نیانداخته بودم چه برسد به چنین جریاناتی. همه ی اینها فقط خیال بود‌ . تمام زندگی ام را با خیال پر کردم؛ جای تمام اتفاقاتی که از یک قدمی آن ها هم نگذشته بودم. مردم از من می ترسند. ظاهرم فراری شان میدهد و حرف هایم رنگ آتش دارد. حداقل اینطور میگویند. انسان موجودی اجتماعی ست؟ این در مورد من صدق نمیکند . یا به عبارتی ، این حرف را به کسی که از هنگام زاده شدن ، اجتماع را فراری داده و توسط اجتماع خورد شده ؛ غیر ممکن به نظر می‌رسد. میگویند مواد و الکل اعتیاد آور است اما من تخیلات را اعتیاد آور تر میدانم . همیشه ممکن است و انسان را مشغول به خود می‌کند. ~~~~~~~~~~~~~~~~~