Montazer.ir4_5949505547299458732.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
-----------------✾﷽✾-----------------
#هرروزیکدعاازصحیفهسجادیه
🎧 قرائت دعای ۱۵ صحیفه سجادیه کامله
﴿مطابق با دعای ۴۶ صحیفه سجادیه جامعه﴾
✨ هنگام بیماری و اندوه و گرفتاری
⚪️ کلماتی اختصاصی برای وقتهایی که در میدانِ تنگ امتحانات دنیا قرار گرفتهایم و نیاز داریم خدا هوایمان را ویژه داشته باشد...
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
adua15.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
🎧 #صوت || ترجمه دعای ۱۵ صحیفه سجادیه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
46_ هنگام بیماری و اندوه و گرفتاری.pdf
حجم:
1.1M
※ متن دعای ۱۵ صحیفه سجادیه کامله
«دعای ۴۶ صحیفه سجادیه جامعه»// با ترجمه
✨ هنگام بیماری و اندوه و گرفتاری
D1737514T16106002(Web).mp3
زمان:
حجم:
1.1M
🎧 قرائت دعای ۱۵ صحیفه سجادیه
🎙با صوت عربی سلیس #بشیر_جزایری
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد و خاطره بسیجی شهید
خسرو توحیدی
از شهدای مسجد همتیه
جوادیه ، تهران
🕊🕊 شهادت: ۱۹ مرداد ۶۲
حاج عمران، عملیات والفجر ۲
گردان حضرت قاسم (ع)
لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع)
👆🎙 #بشنویم صحبت های شهید توحیدی را ۱۵ روز قبل از شهادت
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
💠 میدانید ۶۴۱۰ روز اسارت یعنی چه؟
میدانید ۱۸ سال گذران عمر در سلولهای انفرادی رژیم بعث چه طعمی دارد؟
✍️ اولین اسیر و آخرین آزاده جنگ، وقتی رفت 28 ساله بود، وقتی برگشت 47 سال از عمرش می گذشت. پیر و شکسته شده بود و موی سیاه در سر نداشت؛ دندانهایش همه ریخته بود و اینها همه آثار شکنجه ها بود. شیرینی دیدار چهره تغییر کرده اش را از یادم برد. پسر چهار ماه مان حالا 18 ساله شده بود و برای اولین بار پدرش را می دید... اینها گوشه ای از صحبت های خانم حوّا لشکری همسر سرلشکر خلبان شهید حسین لشگری است؛ درد روزهای نبودن و 18 سال اسارت همسر کم کم داشت به دست فراموشی سپرده می شد که شهادت برای همیشه این دو را از هم جدا کرد و دیدار را به قیامت انداخت..
راوے : #همسر_شهید
#شهید_سرلشگر_خلبان_حسین_لشگری
#سیدالأسرای_ایران🌷
⏳ بہ مناسبت سالگرد شهادت ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
کانال دفاع مقدس
💠 آخرین نگاه:
⏳19 مرداد ماه 1388 نماز که خواندند، دیدم دست شان را سه بار بلند کردند و برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) دعا کردند. چهار ساعت بعد هم در خانه در اثر ایست قلبی، تمام کردند. ساعت دو نیمه شب بود که ایشان از پشت به زمین افتاده و حالت خفگی به ایشان دست داده بود به طوری که صورت شان کبود شده بود و اصلاً نمیتوانستند صحبت کنند ولی به من نگاههای عمیقی میکردند. با گریه و دستپاچگی گفتم، حسین جان چه شد، چه کار کنم خدا و...😰 میدیدم هر لحظه که این نفس تنگتر میشود، نگاهش بیشتر به من دوخته میشود. من میگفتم چه کار کنم و او فقط نگاه میکرد. آن قدر نگاه شان قشنگ و زیبابود که محال است تا پایان عمرم فراموش کنم. آخرین مکالمه ما نگاهی بود که میدید من گریه میکنم و او میگفت: نگران نباش...نگران نباش...
🌴 رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تجلیل از امیر آزاده سرلشکر "حسین لشگری" فرمودند: " لحظه به لحظه رنجها و صبرهای شما پیش خدای متعال ثبت و محفوظ است و پروردگار مهربان این اعمال و حسنات را در روز قیامت که انسان از همیشه نیازمندتر است به شما بازخواهد گردانید...
▫️برگرفته از کتاب: "مرواریدهای بی نشان"
@DefaeMoqaddas