💠 خاطره ای از زبان همرزم شهید سعید چشم براه:(ما دنبال جای گرم و نرم بودیم، سعید در سرمای کردستان نماز شب میخواند)
📌سعید اما نه تنها برای پدر و مادر و خانوادهاش که برای رفقا و بچههای جنگ هم یک آدم عجیب و تکرارناشدنی بوده است.
🔸یکی از همرزمانش در خاطراتش با او گفته است: «یک بار که با هم کردستان بودیم، هوا بینهایت سرد بود. من قرار بود به همه سنگرها سر بزنم تا کسی خوابش نبرد. خدا خدا میکردم که زمان زود بگذرد و من از سرمای هوا به جایی گرم پناه ببرم.
🔹توی همین سرزدن به سنگرها بود که متوجه شدم یک نفر دولا شده است.
اول ترسیدم، گفتم شاید دشمن است
اما وقتی جلوتر رفتم متوجه شدم سعید پشت یکی از همین سنگرها و در آن هوای سرد مشغول نماز خواندن است.
▪️با خودم گفتم من دنبال یک جای گرم و نرم هستم، آن وقت این پسر ایستاده و دارد اینجا نماز شب میخواند.»
🌷 #شهید_سعید_چشمبراه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
۲۰ آبان ۱۳۶۶ -- #سالروز_شهادت
رزمنده دفاع مقدس، محمد غیاثوند آوَرزَمانی: تنها آرزويى براى هر فرد مسلمان و متعهد شهادت در راه حق می باشد.
🔹 شهید محمد غیاثوند آوَرزَمانی در ۲۲ شهریور ۱۳۴۰ ملایر استان همدان متولد شد.
▪️این شهید بزرگوار ۲۰ آبان ۱۳۶۶ در ۲۶ سالگی در منطقه جُفیر استان خوزستان به شهادت رسید.
✍ بخشهایی از وصیت نامه بسیجی شهید محمد غیاثوند آوَرزَمانی:
▫️ از ژرفاى وجودى بى وجود، كه همه هستياش را در راه اسلام عزيز دريغ نداشته و تمامی وجودش را با رفتن به جبهه هاى حق عليه باطل، نثار جمهورى اسلامى ميكند، تا شايد خداوند منان اين قربانى حقير را قبول نموده و مرا در زمره افراد فدايى راه حق قرار دهد.
▪️پروردگارا اين آرزوى ناچيز را اگر صلاح خود ميدانى برآورده ساز كه ديگر تاب تحمل وجود و قرار داشتن در اين جسم خاكى را ندارم.
▫️ برادران عزيز، شهيد شدن در راه حق تنها آرزويى براى هر فرد مسلمان و متعهد می باشد
▪️ خواهران عزيزم، همچون حضرت زينب (ع) با رفتار و كردار خود از انقلاب عزيزمان دفاع نماييد و با تنها وسيله مهم خود يعنى حجاب، كه برابر خون شهيدانمان است، از اسلام نگهدارى نماييد.
#بسیجی_شهید_محمد_غیاثوند_آوَرزَمانی
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۵۶
عزت الدوری: ایران عراق را اشغال کرده است
روزنامه قدس عربی گفتوگویی با عزت الدوری، معاون سابق صدام حسین و یکی از بازماندگان حزب بعث، انجام داده است که در این مصاحبه، الدوری ایران را مورد حمله قرار داده و ادعاهایی مطرح کرده و نهایتاً از کشورهای خلیج فارس تقاضای کمک کرده است! عزت الدوری درباره ایران گفت: «ایران عراق را تحت اشغال همهجانبه خود قرار داده است و حتی ریاست جمهوری، نخستوزیری و ریاست پارلمان از سوی ایران انتخاب میشوند و همه نیروهای نظامی عراق تحت فرمان ایران هستند.»
وی در مورد ارتباط با داعش نیز گفت: «هیچ ارتباطی با داعش ندارم و داعش از همان ابتدا با حزب بعث دشمنی داشته و دهها تن از اعضای حزب بعث را به قتل رسانده است.» معاون سابق صدام حسین درباره آینده حزب بعث از کشورهای حاشیه خلیج فارس درخواست کرده تا برای مقابله با امواج ایرانی در عراق از حزب بعث حمایت کنند تا بتوان با ایران مقابله کرد. الدوری درباره جنگ کویت گفت: «آنچه بعث در برابر کویت انجام داد، اشتباهی کشنده بود و از مردم کویت عذرخواهی میکنم و تنها با اتحاد امت عرب است که این مشکلات حل خواهد شد.»
عزت ابراهیم الدوری [۱۹۴۲] از فرماندهان نظامی عراقی است. او معاون اول سابق صدام حسین، رئیسجمهور عراق و نایب رئیس شورای رهبری انقلاب عراق تا سال ۲۰۰۳ و اشغال عراق توسط آمریکا بود. وی مهمترین مقام ارشد حزب منحله بعث عراق بود. در ورقهای پاسور مقامهای ارشد بعثی تحت تعقیب که آمریکاییها منتشر کردهاند، عزت ابراهیم «شاه خاج» است و جایزه ده میلیون دلاری برای دستگیری وی تعیین شده است.
عزت ابراهیم چند روز پس از اعدام صدام حسین از سوی طرفداران حزب بعث عراق به عنوان رهبر جدید حزب بعث معرفی شد. وی در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ دو پیام ویدئویی منتشر کرد.
ابراهیم، یکی از پیروان طریقت صوفیه نقشبند، به عنوان رهبر معنوی ارتش مردان نقشبندیه شناخته میشود و تمام نیروهای ملی اسلامی عراق را به ائتلاف و مقاومت در مقابل دولت بغداد فراخوانده است. او از گروههای شورشی فعال برای مقاومت علیه نیروهای خارجی مستقر در عراق و دولت بغداد است. در جریان حمله نیروهای دولت اسلامی عراق و شام در سال ۲۰۱۲، بسیاری از عزت ابراهیم به عنوان یکی از فرماندهان پشت پرده شورشیان در شمال عراق یاد میکنند. عزت ابراهیم، ژنرال فراری عراقی، در واکنش به اعدام صدام حسین به خاطر جنایت علیه بشریت، کشورهای آمریکا، بریتانیا، اسرائیل و ایران را عامل اعدام صدام حسین معرفی کرد و خواهان خونخواهی او شد.
الدوری از بدو فعالیت داعش در عراق به عنوان یکی از اعضای بلندپایه آن فعال بود. برخی اخبار از زخمی شدن وی در ژوئن ۲۰۱۲ در نزدیکی بیجی حکایت داشتند. یک منبع بلندپایه در استان صلاحالدین عراق از زخمی شدن عزت الدوری در شمال این استان بر اثر حمله موشکی خبر داده بود. این در حالی است که برخی منابع او را مسئول شاخه نظامی داعش در عراق میدانند.
در ۱۷ آوریل ۲۰۱۵ (۲۸ فروردین ۱۳۹۲)، دولت عراق رسماً اعلام کرد که عزت ابراهیم در یک کمین نیروهای ارتش در منطقه «حمرین» کشته شده است. با این حال، آزمایش دیانای برای تشخیص هویت جسد میسر نشد و مدتی بعد ویدیویی از عزت ابراهیم منتشر گردید.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۵۷
ژنرال «ماهر عبدالرشید» به هلاکت رسید
فرمانده سپاه هفتم عراق و یکی از سفاکترین فرماندهان ارتش متجاوز صدام در سالهای دفاع مقدس، در سن ۷۲ سالگی و در گمنامی، در بیمارستانی واقع در شهر سلیمانیه عراق به بارگاه عدل الهی احضار شد. ژنرال بعثی ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه سوم عراق که در اواخر جنگ به فرماندهی سپاه هفتم رسید، سرانجام ۱۱ سال پس از سقوط صدام حسین، در گمنامی و فلاکت و بدون آنکه دادگاهی به جنایات جنگی متعدّدش رسیدگی کند، هلاک شد.
ژنرال ماهر عبدالرشید در سال ۱۹۴۲ در تکریت به دنیا آمد و پس از پایان دوره تحصیلات به دانشکده افسری راه یافت. او مسئول شعبه پنجم اداره اطلاعات ارتش بود و سپس افسر ستاد در سازمان امنیت شد. بعد به فرماندهی تیپ ۱۲ زرهی موسوم به «ابن ولید» رسید و سپس فرماندهی لشکر پنج مکانیزه را به عهده گرفت. پس از آن هم به فرماندهی سپاه سوم و سپس فرماندهی سپاه هفتم عراق رسید. او از درندهخوترین و سفاکترین فرماندهان عالیرتبه ارتش بعث به شمار میرفت که دستش به جنایات جنگی علیه رزمندگان ایرانی آلوده بود. خویشاوندی این ژنرال با صدام، پلههای ترقی در ارتش عراق را پیش پای او گذاشت و بالاترین پلهای که او روی آن ایستاد، پذیرفتن پسر کوچک صدام - قصی - به عنوان داماد خود بود. اما نقش دستگاههای تبلیغاتی عراق در بزرگنمایی لیاقتهای نظامی و فرماندهی او در جنگ با ایران کمتر از این خویشاوندی قبیلهای نبود.
افشای یک سند سری از جنایات ماهر عبدالرشید
شهرت ماهر عبدالرشید بعد از سقوط «فاو» به اوج خود رسید. این ژنرال مدعی شده بود فاو را از ایرانیان پس میگیرد و به عنوان هدیه ازدواج دخترش به صدام تقدیم میکند. فهرست ضربههای وارد شده بر پیکر ارتش عراق در فاو را به سادگی نمیتوان تهیه کرد.
در این زمان، سپاه هفتم عراق کاملاً متلاشی شد و کسی از سرنوشت فرمانده این سپاه، سرلشکر ستاد احمد عطاء الجرشی، به همراه تعداد زیادی از افرادش خبر ندارد. در هم کوبیده شدن گارد ریاست جمهوری در نخلستانهای شام، عراقیها را در بهت و سوگواریهای گسترده فرو برد و در چنین شرایطی، ازدواج پسرش را با دختر ماهر عبدالرشید اعلام کرد. در حالی که توپها و تانکها برای لحظهای در فاو از غرش نمیافتادند، تمام امکانات عراق برای برپایی مراسم ازدواج پسر صدام بسیج شد. کارتهای دعوت عروسی که زیبا و نادر بودند، میان سران و رجال توزیع شد. شیرینیها و کیکهای این مراسم با یک پرواز ویژه از فرانسه به بغداد آورده شد.
سرتیپ ستاد عبدالله شاهد فیصل در این باره میگوید: «من در جشن ازدواج در باشگاه شکار حاضر بودم. در تمام عمرم چنین ریخت و پاشی ندیده بودم!» ساجده با لبخندی به تبریک مدعوین پاسخ میداد. این ازدواج در روزهایی صورت میگرفت که مردم عراق تابوت جوانانشان را روی شانهها به سوی گورستان میبردند.
از ویژگیهای دیگر این ژنرال، جرات انتقاد از شخصیتهای معروف نظامی و سیاسی بود. حتی گاهی آنان را به باد فحش و ناسزا میگرفت. او به عبدالجبار شنشل، رئیس ستاد مشترک ارتش عراق، «شکم گنده» میگفت و به عدنان خیرالله، وزیر دفاع، لقب «دماغ بریده» داده بود. او هیچگاه آنان را لایق چنین سمتهایی نمیدانست.
حتی یک بار به فرمانده سپاه بنحم، ژنرال طالع رحیم الدوری، گفته بود: «حالا این طایفه دوریها برای ما آدم شدهاند؟ یادشان رفته است که الاغهایشان را در شهر ما - تکریت - میراندند و صدای زنگوله الاغهایشان گوش ما را اذیت میکرد.»
درباره جسارتهای این ژنرال کافی است بدانیم که به خاطر آماده نشدن یک سنگر در شلمچه که او دستور ساخت آن را به یک ستوانیار داده بود و تأکید کرده بود تا یک ساعت دیگر باید این سنگر برای جانپناه او آماده شود، با سلاح کمری خود، جنازه آن ستوانیار را درون آن سنگر ناتمام انداخت.
ماهر عبدالرشید از همان زمانی که برق ستارهها را روی شانههای خود دید و در برابر پستها و سمتهای گوناگون قرار گرفت، ارج و قرب خاصی برای تکریتیها قائل بود. حتی در زمان جنگ با ایران گفته بود: «من فقط اهالی تکریت را به دور خودم جمع میکنم تا به خاطر آشنایی و قرابتی که با یکدیگر داریم در جبههها بهتر بجنگیم.» اگر نام این ژنرال به عنوان یک جنایتکار جنگی در دادگاهها بر سر زبانها نیفتد، ملت ما نام این مرد بدنام را همیشه به خاطر خواهد سپرد.
ماهر عبدالرشید در نهایت چون شخصیت خیلی برجسته و بزرگی در بین بعثیهای عراق شده بود و به خاطر عدم توجهش به رفتارهای پسر اول صدام، باعث خشم دیکتاتور عراق شد، لذا صدام او را در یک حادثه مرموزانه کشت.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۵۸
یک سند سری از جنایات ماهر عبدالرشید
عبدالعظیم الشکرچی، فرمانده گردان یکم تیپ ۲۱۹ عراق در خرمشهر، میگوید: «در عملیات بازپسگیری خرمشهر توسط ایرانیها، ماهر عبدالرشید فرماندهی عملیات در این محور را به عهده داشت و من شخصاً این دستوری خاص را از زبان او شنیدم. قضیه به این صورت بود که فرمانده تیپ ۲۴ با ماهر عبدالرشید تماسی گرفت و گفت: «قربان! زخمیهای زیادی در منطقه نقش زمین شدهاند و ما میخواهیم ابتدا آنان را تخلیه کنیم. پس از آنکه راه باز شد، تانکها را به جلو حرکت دهیم.» ماهر عبدالرشید گفت: «نیازی به تخلیه مجروحان نیست.» بلافاصله فرمانده تیپ پاسخ داد: «ولی قربان، وجود آنان باعث کندی حرکت زرهپوشهای ما میشود.» ماهر عبدالرشید گفت: «با تانکها و زرهپوشها به جلو حرکت کرده و از روی اجساد عبور کنید! این دستوری است که باید آن را از جانب صدام حسین تلقی کنید.»
راوی کتاب توفان، فتح خرمشهر را معجزه دانسته و در ادامه پیرامون اعدام تعدادی از فرماندهان و معاونان آنان به خاطر عقبنشینی از خرمشهر، رفتن بین مردم بصره و غارت اموال مردم توسط نظامیان عراقی، مجروحیت و بازجویی خود و انجام عملیات رمضان توسط نیروهای ایرانی و... اشاره میکند.
ماجرای بازدید ژنرال «ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات کربلای ۴ از خط «خین»
ژنرال «ماهر عبدالرشید»، فرمانده سپاه سوم ارتش بعث عراق، قبل از عملیات کربلای ۴ برای بازدید از خط خین به منطقه آمد و در این بازدید، اقدامات تأمینی لازم را در قالب ۲۰ سؤال فنی و نظامی به نیروهای تحت امر خود ابلاغ کرد. غواصانی که در عملیات کربلای ۴ وارد عمل شدند، با اینکه اکثراً جوان بودند، اما حماسهای بزرگ را آفریدند.
ماهر عبدالرشید در بازدیدهای خود، سؤالات فنی و نظامی را ابلاغ میکرد. مثلاً از او میپرسیدند آیا برای زمینگیر کردن موج اول در جلو خط، فلان اقدام را انجام دادهاید؟ او در این بازدید ۲۰ سؤال مطرح کرده بود که این سؤالات توسط ستون پنجم به دست ما رسید.
سؤال اول ماهر عبدالرشید این بود که آیا سیمخاردارهای موجود در منطقه را توسعه دادهاید؟ او در ادامه گفته بود که با امکانات مهندسی، منطقه را تسطیح کنند به گونهای که شیب داشته باشد و نیروهای ایرانی نتوانند پشت آن موضع بگیرند و همچنین سنگر دشمن که بر روی L قرار دارد، بر روی منطقه اشراف داشته باشد. بعد از این اقدام، نیروهای شناسایی دیگر نتوانستند به «خین» بروند.
سؤال دومی که این فرمانده عراقی مطرح میکرد این بود که آیا هشت ردیف سیمخاردار حلقوی دو تا روی هم گذاشتهاید تا وقتی غواص بلند شد تا گلوله آرپیجی شلیک کند، گلولهاش در سیمخاردار گیر کند؟
سؤال سوم این بود که آیا سیمهای خاردار را به هم تله کردهاید تا اگر غواصان قصد عبور از آن را داشتند، عمل کند و مانع عبور آنها بشود؟ این سؤالات مربوط به این طرف خط «خین» بود. او با طرح این سؤالات به دنبال آن بود تا سپر آهنینی در مقابل «خین» ایجاد کند.
ماهر عبدالرشید در حفظ آن سوی خط «خین» نیز سؤالاتی را مطرح کرده بود. سؤال اولش این بود که آیا «خین» را با سیمخاردار پر کردهاید؟ آیا به فاصله ۱۲۰ متر یا ۸۰ متر بشکههای گازوئیل را به هم جوش دادهاید که اگر غواص خواست بشکهها را باز کند، منفجر شود و در لابهلای سیمخاردارها بسوزد؟ آیا در جلو خاکریز سده، خاک نرم ریختهاید که اگر کسی خواست بالا بیاید، لیز بخورد و نتواند خودش را به بالا برساند و شما در جلو خاکریز او را بزنید؟ سؤال بعدی این بود که آیا در سده با فاصلهای معین چهار لوله کار گذاشتهاید تا از داخل نیزارها نیروهایی را که از چند ردیف موانع عبور کردند، به صورت پراکنده بزنید؟ این اقدامات تأمینی که ماهر عبدالرشید آن را ابلاغ کرده بود، در تصاویر هوایی که از «خین» تهیه شده بود، دیده میشد و عبور از این منطقه را غیرممکن میکرد.
برای انجام عملیاتی همچون کربلای ۴ با آن حجم بالای موانع که دشمن در منطقه ایجاد کرده بود، باید دورههای مختلفی را گذراند و مشق روزانه و شبانه را طی کرد، اما رزمندگان جوان این مرز و بوم این عملیات را انجام دادند. هرچند ما خودمان متوجه چگونگی انجام این عملیات نشدیم، اما فرماندهان و مستشاران نظامی دنیا پی به اهمیت رزم دلاورمردان ایران اسلامی در عملیات کربلای ۴ بردند.
👇👇