eitaa logo
دفاع مقدس
5.5هزار دنبال‌کننده
30.8هزار عکس
20.5هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
هوالحکیم 🔹 از تپه های الله اکبر چه می دانیم ؟ الله اکبر نام کوهی است در محدوده شهرستان دشت آزادگان که در فاصله 10 کیلومتری شمال سوسنگرد و در نزدیکی بستان قرار دارد و 7 کیلومتر طول و بین 300 تا 500 متر عرض دارد و مرتفع ترین تپه آن 55 متر از سطح زمین ارتفاع دارد و بعد ازارتفاعات میشداغ مرتفع ترین عارضه ی دشت آزادگان محسوب می شود. در سال 1323 ق و در اواخر حکمرانی احمد شاه قاجار، در جنگ بین عشایر مسلمان ایران و ارتش بریتانیا بر روی این تپه ها، شیخ عبدالله بن عمار الطرفی به همراه مجاهدین نماز خواندند و چون قبل از آغاز نماز بر بلندای آن تپه اذان گفته شد، شیخ عبدالله نام آن را تپه ی الله اکبر نامید و تا کنون نیز به همین نام شهرت دارد. با شروع جنگ این تپه ها به عنوان عارضه ای حساس مورد توجه ارتش عراق قرار گرفت و تیپ 35 لشکر 9 زرهی ارتش عراق پس از تصرف پاسگاه های سوبله و چزابه و پس از دو روز توقف در اطرافبستان، به سمت تپه های الله اکبر به حرکت درآمد و سرانجام در 4 مهر ماه این تپه ها به اشغال و بلافاصله بر روی آن استحکاماتی ایجاد کرد. دشمن با اشغال این تپه ها توانست سوسنگرد را زیر آتش قرار دهد و مقدمات سقوط سوسنگرد را فراهم کند؛ از همین رو یک گردان رزمی از تیپ 3 لشکر 92 زرهی در 10 مهر ماه 1359 موفق شد در اقدامی سریع قسمتی از تپه های الله اکبر را آزاد نماید. با آزادسازی تپه ها، از 18 مهرماه مواضع رزمندگان مستقر در آن زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت و دشمن در 19 مهرماه برای اشغال دوباره تپه های الله اکبر تا آبادی های سید خلف، صالح حسن و حمود عاصی واقع در جنوب غربی تپه های الله اکبر، پیش روی کرد و خود را به 5 کیلومتری مواضع رزمندگان رسانید. موقعیت رزمندگان در تپه های الله اکبر که با اشغال بستان و تشدید آتش توپخانه دشمن مورد تهدید جدی دشمن قرار گرفته بود، مدافعان را مجبور به عقب نشینی از تپه های الله اکبر کرد و به این ترتیب تپه های الله اکبر دوباره به اشغال ارتش عراق درآمد. پس از اشغال هفت ماهه ی این تپه ها، رزمندگان در دو عملیات محدود امام علی(ع) و عملیات نصر (غرب تپه های الله اکبر) دشمن را مجبور به عقب نشینی کردند. با تلاش رزمندگان در عملیات امام علی(ع) در 31 مرداد ماه 1360 که محور اصلی عملیات بر روی تپه های الله اکبر بود، ضمن وارد آمدن خسارات به ارتش عراق، تپه های الله اکبر به طور کلی آزاد شد و در عملیات نصر که در 11 شهریور ماه 1360 انجام شد، تپه سبز و مناطق غرب تپه های الله اکبر نیز از اشغال دشمن درآمد. به این ترتیب تپه های الله اکبر و مناطق اطراف آن تا پایان جنگ تحمیلی از تهدید دشمن در امان ماند. سید آزادگان ایرانی مرحوم سید علی اکبر ابوترابی در یکی از مأموریت های شناسایی عملیات ستاد جنگ های نامنظم در منطقه تپه های الله اکبر در تاریخ 26 آذر 1359 به اسارت نیروهای دشمن درآمد. 🔸 اطلس جغرافیای حماسی 1 (خوزستان در جنگ) صفحه 136 - 137 ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
دفاع مقدس
📆 اردیبهشت ۱۳۶۱ -- عملیات غرورآفرین بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) 🎬 نماهنگ | وطن, یعنی ... 🔹با صدای
📆 اردیبهشت 1361- عملیات بیت‌المقدس ((آزادسازی خرمشهر) 📷 | گروهی از اسرای عراقی را نشان می دهد که برای در امان ماندن، تمثال امام علی(ع) را در بغل گرفته اند ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
عملیات از دیدگاه نابغه جنگ، شهید حسن باقری 👇👇 🌴 روز اول خرداد، ایرانی‌ها به خط دفاعی عراق در نهر خین حمله کردند و در پایان روز دوم خرداد، خرمشهر را محاصره نمودند. ارتش عراق غافلگیر شد و صبح سوم خرداد 1361 خرمشهر آزاد شد. 🌷شهید باقری، از فرماندهان عالیرتبه جنگ در گزارشی که مورخ 31 خرداد 1361 نوشته، اشتباهات عراق را در عملیات بیت المقدس اینگونه برشمرده است: 🔴 عراق می‌توانست فرصت پیشروی نیروهای اسلام به داخل عراق را داده و سپس آنها را محاصره نموده و دور بزند، اما دستپاچگی آشکار فرماندهی باعث شد از اتخاذ آسانترین تصمیمات باز بماند!!! 💠 فرماندهان عراقی جرأت کافی برای اتخاذ تصمیمات متهورانه را ندارند و اکثر تصمیمات و دستورات، مرکزی و بدون محاسبه است! ➖ یکی از نکات مهم، پایین بودن روحیه و عدم تمایل اکثر افسران، درجه‌داران و سربازان عراقی به جنگ بود که به نیروهای اسلام کمک شایانی کرد. 🌷شهید باقری در پایان این گزارش به نقاط مثبت ایران در این عملیات بدین شرح اشاره نموده است: 🔹 بالا بودن روحیه نیروهای اسلام. 🔹 طرح منسجم و بسیار خوب تک نیروهای اسلام. 🔹مقاومت و پایداری نیروهای اسلام باعث شکست کلیه اقدامات عراق شد. 🔹 شگفت‌ترین اقدام ایران در عملیات بیت‌المقدس، طرح حمله و محاصره نیروهای عراقی در منطقه، قبل از پل احداثی بر روی شط‌العرب بود که منجر به محروم نمودن نیروهای عراقی در استفاده از پل گردید. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
انفجار،_شلیک_و_درگیری_در_میدان_نبرد (13).mp3
زمان: حجم: 32.6K
🔥انفجار، شلیک و درگیری در میدان نبرد🔥
اول خرداد ۶۱ - مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس(خیز آخر برای بازپس‌گیری خرمشهر) 🔹در ساعت 22:30 اول خرداد ۶۱ تلاش برای آزادی سازی خرمشهر آغاز شد در برابر تك سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واكنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگانهای دشمن با یكدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگانهای دشمن بود 🔸در روز دوم، نتیجه بسیار درخشان بود و قرارگاه كربلا بهدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در پاین روز از 2830 نفر تجاوز كرد و یگان +هایی از دشمن كه در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند ▪️با وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی اروند ومناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه،نقش موثری ایفا كردند ▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 👆 درگیری شدید برای بازپس‌گیری خرمشهر /دوم خرداد ✍پ.ن: نبردبیت المقدس در۴مرحله طرح‌ریزی شد که اولین مرحله بامداد ۱۰ اریبهشت با عبور از کارون آغاز شد.مرحله دوم۱۶ اردیبهشت شروع شد و در کمتر از۲روز بمرز رسیدیم. در این مرحله بود که عراق به لشکرهای زرهی خود دستور عقب‌نشینی داد و قرارگاه قدس ما به تعقیب آنها پرداخت.مرحله سوم عملیات از ۱۹ اردیبهشت شروع شدو نیروهای اسلام با چرخش ازگرای 270 درجه به 180 درجه بسمت خرمشهر حرکت کردند اما تا روز۱خرداد در این مرحله متوقف شدیم و درهمین مرحله بود که تلفات زیادی دادیم.مرحله چهارم عملیات نیز اول خردادشروع شد
"تکلیف من اینجاست؛ 💠 آزادی خرمشهر از بچه من مهمتر است " 🎙به روایت جانباز سرافراز، شهید علی خوش لفظ👇👇 ⚪️ مجروحیت و دیدار اتفاقی با شهید احمد بابایی🌷 ▫️در جریان عملیات بیت المقدس برای حمل مجروح، یک فروند هلیکوپتر شنوک به منطقه اعزام شده بود . هلیکوپتر اوج گرفت و بعد از کمتر از یک ساعت، نشست جایی. پرسیدم اینجا کجاست ؟ — بندر ماهشهر ن داخل یک سالن پر از تخت بود و سِرُم و انبوه مجروحانی که تعداد زیادی از آنها همانجا از شدت جراحت شهید می شدند. قیافه مجروح تخت کناری من آشنا بود! او را می شناختم احمد بابایی فرمانده گردان مالک اشتر از ناحیه دست تیر خورده بود. او هم مرا می شناخت . تن هردومان لباس بیمارستان پوشاندند و کمی دوا درمان کردند. بابایی آهسته گفت: "میایی فرار کنیم؟ -کجا؟ "خط ! اسم خط که آمد یاد حبیب افتادم.. حبیب مظاهری فرمانده گردان مسلم بن عقیل در عملیات رمضان به شهادت رسید . بابایی با آن قیافه محکم و مصمم، مرا غرق حبیب کرد .. بعد از نماز صبح بابایی گفت: پاشو ... مثل کسانی که از زندان فرار می کنند به سمت دیوار انتهای درمانگاه رفتیم. من دست هایم را که سالم بود قلاب کردم و بابایی از دیوار بالا رفت و اوهم با همان یک دست سالمش مرا با آن زخم باز، بالا کشید . در مسیر دیدم احمد بابایی خیلی ساکت است، پرسیدم : برادر بابایی خیلی تو فکری! -آره از تهران زنگ زدند و گفتند خدا بهت یک دختر داده. پرسیدم: پس تو می خواهی از دارخوین(مقر تیپ) بری تهران؟ - نه!! می روم خط !! اما شما با این وضعیت و زخم و شرایط و بچه ات! حرفم را برید؛ "تکلیف من اینجاست آزادی خرمشهر از بچه من مهمتر است " احمد بابایی همان روز به خط می رود و با یک گلوله مستقیم آر.پی.جی به شهادت می رسد و دیدار با دخترش به قیامت می افتد . ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
«حسن عراقی» عملیات بیت المقدس بود، آزاد سازی خرمشهر. حسن تک تیرانداز بود من هم تیربارچی. اولین روز سقوط شهر بود که وارد خرمشهر شدیم. تک و توک درگیری توی شهر بود. هلیکوپترهای عراقی هم که دیگر محل نیروهای خودشان را نمی دانستن، مرتب در حال گشت بودند. حسن گفت: مجید من برم تو این سنگر ببینم چه خبره. ربع ساعتی گذشت که دیدم، یک عراقی از در سنگر آمد بیرون، تا آمدم ببندمش به رگبار، گفت: نزن بابا، حسنم! خودش بود، یک دست لباس نو عراقی پوشیده بود. قیافه سبزه اش هم کمک کرده بود تا بشود یک عراقی تمام عیار! به سنگر لجستیک عراقی ها تک زده بود. چند دقیقه بعد سر و کله یه هلیکوپتر عراقی پیدا شد, من پناه گرفتم, اما حسن ایستاد و چشم دوخت به هلیکوپتر. چند لحظه بعد یک بسته بزرگ از هلیکوپتر جلو حسن افتاد. تا هلیکوپتر چرخید هر دو بستیمش به رگبار. هلیکوپتر که فرار کرد، رفتیم سراغ بسته. بازش کردیم، پر آب میوه خنک بود. در آن گرمای خرداد چقدر چسبید.  حسن دیگر آن لباس را بیرون نیاورد و بین بچه ها معروف شد به حسن عراقی!
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعزام رزمندگان جهت عملیات بیت المقدس دزفول - ۱۳۶۱ ◍ همراه با استقبال از اتوبوس‌های نیروها با شعار یا صدام پیت حلبی...
فاصله ی داک با ساحل ما بیش از ۴۰۰ متر است، هوا بسیار سرد، وسائلی که به صالح آویزون بودن بشدت سنگین. دقایقی نگذشته بود که صالح طناب مزاحم را از کمرش باز کرد، حالا دیگه هیچ خبری از صالح نبود، همه ما چهارچشمی سطح اروند را جستجو میکردیم، عده ایی هم داک را رصد میکردن ولی هیچ حرکتی بجز حرکت آب دیده نمی‌شد. دقایق به ساعت تبدیل شد و از یکساعت هم گذشت و هیچ خبری نشد و یواش یواش دچار دلشوره شدیم، نکنه صالح غرق شده باشه، نکنه اسیر شده باشه ووو. بعد از حدود یکساعت و نیم، نیروهای مستقر در جلوی دادگستری آبادان اعلام کردن یه نفر را از آب گرفتن که تقریبا بیهوش است. سریعا پیکر صالح را پتوپیچ کردن و به بیمارستان منتقل کردن. صالح بر اثر سنگینی نتوانسته بود خیلی از ساحل دور بشه، حمائل را جدا میکنه و دوباره تلاش میکنه بسمت داک بره که از سرما و خستگی بیهوش میشه. صالح سعیدی نوجوان دلاور ما در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید. روحت شاد دلاور عزت الله نصاری