eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 | 🌷به یاد شهدا ا🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱 🌷رمز انتخاب شهدا ▫️در هر راهى رنج و گرفتارى هست و براى تمامى مردم تحول و گردش هست. و با همين رنج و تحول مؤمن عاشق مشخص مى‌شود و غفلت زده‌ى موقعيت‌ها و غايب و گرفتار در نعمت‌ها كه بر خود ستم كرده‌اند و حركت خود را در گرو شرايط‌ و امكانات گذاشته‌اند كنار مى‌روند و شهدا كه حضور مستمر داشته‌اند انتخاب مى‌شوند و گواهان اتخاذ مى‌شوند، مؤمن غربال مى‌شود و كافر به هلاك مى‌رسد.بهشت بدون جهاد و صبر به دست نمى‌آيد و با همين جهاد و شهادت است كه تمناى كسانى كه آرزوى مرگ را داشتند، ولى با ديدار آن،به آن خيره شدند و ايستادند، محك مى‌خورد. و همين‌طور صبر و استقامت آن‌هايى كه همراه محمد و پس از محمد صلى الله عليه و آله از راه او باز نمى‌گردند و پشت نمى‌كنند، مشخص مى‌شود، كه خدا صابر را مشخص مى‌كند و به شاكرها پاداش مى‌دهد. 💠 مرحوم استاد علی صفایی حائری(عین.صاد): - کتاب📚 وارثان عاشورا، صفحه 64 ا▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ دوران ------------------------------------------- 🔵 کانال دفاع مقدس (ایتا، تلگرام، روبیکا) اینجا بیت شهداست☝️☝️ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
این بیرق علمداره هنوز به زمین نیفتاده ...
!! 🌷در ماه محرم هر شب نوحه سرایی و عزاداری می‌کردیم. این وضع ادامه داشت تا شب تاسوعا که حدود بیست سرباز عراقی مسلح به همراه سرهنگ فضیل فرمانده اردوگاه وارد آسایشگاه ۵ شدند. سرهنگ عراقی گفت: شما نظم اردوگاه را برهم زده‌اید. چرا سینه زنی می‌کنید؟ این کار ممنوع است! پرسیدم: چرا ممنوع است؟ این یک مراسم مذهبی است که حتی در عراق هم شیعیان در سوگ امام حسین (ع) همین کار را می‌کنند. 🌷سرهنگ برآشفت و خیلی جدی گفت: به شرفم سوگند اگر دوباره این کار را بکنید شما را اعدام می‌کنم! و سپس ادامه داد: خوب، حالا بین شما کسی هست که بخواهد اعدام شود؟ پس از چند لحظه سکوت، ناگهان برادر حسین پیر حسینلو دلیرانه بلند شد. سرهنگ که جا خورده بود، با تعجب گفت: چی؟ تو می‌خواهی اعدام شوی؟ برادر پیر حسینلو گفت: بله، چون ما به خاطر همین عزاداری‌ها انقلاب کردیم و در ادامه‌ی راه امام حسین (ع) است که این‌جا هستیم و با شما می‌جنگیم. 🌷سرهنگ بیچاره گیج و مبهوت شده بود، چون نه می‌توانست اعدام کند و نه می‌توانست این اقدام جسورانه و متهورانه را ببخشد. بنابراین با مشت به سینه‌ی برادر حسین کوبید و گفت: «بنشین» و مثل سگ زخمی از آن‌جا رفت. به محض خروج او بچه‌های آسایشگاه یک صدا فریاد کشیدند: الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر صدام یزید کافر. فردای آن روز اسامی هجده تن از برادران را خواندند که نام برادر پیرحسینلو هم بین آن‌ها بود. سپس آن عزیزان را از اردوگاه موصل منتقل کردند و دیگر خبری از آن‌ها به دستمان نرسید. راوی: آزاده سرافراز احمد اسدی غفور
ای_برادر_که_در_سنگری_تو_این_سر_غرقه (5).mp3
زمان: حجم: 7.7M
📢 صوت | حاج صادق آهنگران 🔹ای برادر که در سنگری تو این سر غرقه خون حسین است 🌗 اجرا: شب تاسوعا در جمع رزمنده ها 🌴 دوران
شب تاسوعا 80 مصلی مهدیه اهواز.mp3
زمان: حجم: 27.3M
شب تاسوعا 1380 مصلی مهدیه اهواز نثارت کرده ام از جان و دل دست و سر خود را بیا تا در یم خون بنگری همسنگر خود را مرا در سینه عشقی هست سرشار مرا در زیر بال خود نگهدار ای دست من یاریم کن تا رسانم مشک آبم
دلت آسمان می‌خواهد؟ اینجا جاذبه‌ی خاک به آسمان می‌کِشد تو را ... تصویر شهید مدافع‌حرم حجت اصغری بر روی رمل‌های فکه، راهیان نور ۱۳۹۳ که در کمتر از یکسال در تاسوعای ۱۳۹۴ در سوریه به فیض شهادت نائل آمد.🕊🕊
بی دست کربلا دست ما را بگیر ...
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- دهه چهل 🎥 فیلم قدیمی از مراسم عزاداری و سینه زنی در محله دولاب تهران
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 📽 لاله، لاله می شویم ما... نوای دلنشین نوحه و سینه زنی پرشور رزمندگان سلحشور و حماسه ساز گردان حضرت امام سجاد ع در داخل بلم های آماده حرکت ، ساعاتی قبل از آغاز عملیات عاشورایی در اسفندماه ۱۳۶۳ 🚩 ما شیعه‌زاده‌ایم و همین اعتبار ماست در راه دوست، دادن جان، افتخار ماست هرگز به زیر بیرق دشمن نمی‌رویم تا پرچم عزای حسینی کنار ماست
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌 حسین عشق ماندگار 😭 محرم 🏴🏴
🌴 روضه حضرت علی اکبر(ع) وقتی که پیکر محمود رضا در تابوت جا نشد 🔹️ شهید بیضایی قد بلندی داشت. پیکرش زخم های زیادی داشت و توی تابوتی که در معراج شهدا برای تشییع آماده شده بود جا نگرفت. ◇ رفتند تابوت دیگری بیاورند. رفقایش در این فاصله نشستند بالای سرش. ◇ یکی از بچه ها خواست که روضه بخواند. گفت: " محمودرضا دهه محرّم گاهی که کارش زیاد بود، همه ده شب را نمی توانست هیئت بیاید، اما شب روضه حضرت علی اکبر(ع) حتما می آمد و دمِ علی علی می گرفت." ◇ این را که گفت دیگر نتوانست ادامه بدهد و زد زیر گریه و یکی دیگر از رفقا شروع کرد به خواندن : خیمه محشر شده، عمه مضطر شده در تب و تابم… ای زینب بیا و ببین؛ که حسین بی علی اکبر شده