#خاطره | علی، احمد، قاسم
🤝🏻 رفاقتشون از زمان جنگ شروع شده بود. به جرأت میتونم بگم هم در زمان جنگ و هم پس از اون صمیمیترین رفقا برای هم بودند
#حاج_احمد، #حاج_قاسم و #حاج_علی_زاهدی
البته ناگفته نمونه که هرکدوم رفقای ناب دیگری هم داشتند که در دفاع مقدس سوار بر کشتی نجات امام حسین شده بودند و بطور مثال از رفقایی شهید پدرم حسین خرازی و مصطفی ردانی پور از مهمترینها بودند
❤️خلاصه هرجلسه مشترکی که بود احمد، علی و قاسم کنار هم بودند.حتی سر سفره نزدیک هم مینشستن،با هم شوخی میکردن و گاهی سر بسر هم میذاشتن...
جالب بود در اکثر مسائل نظرشون باهم نزدیک بود
در لبنان و جبهه مقاومت هم هر۳نقش داشتند و در آن عکس دسته جمعی معروف هستند
رفاقت این۳ و علقه قلبی آنها بهم خیلی پررنگتر از دیگران بود
😭 روزی که پیکر حاج احمد را آوردند بابا و حاج قاسم همدیگر را در آغوش گرفته بودند و گریه میکردند.تصاویر مراسم وداع با پیکر شهیدکاظمی موجود هست
🕊 روزشهادت حاج قاسم انگار دیگر بابا بی یار و رفیق شده بود.احساس میکرد از همه جا مانده، احساس میکرد که شاید گره ای درکارش است که خدا او را به شهدا ملحق نکرده
درست از همون سال به یکباره و در مدت کوتاهی آثار شکستگی و سفید شدن موهایش در صورتش ظاهر شد
😭 روز قبل از شهادت پدرم هم یکی از نیرو تعریف میکرد که رفتم شهید زاهدی را صدا بزنم برای رفتن که دیدم رو به عکس حاج قاسم روی دیوار ایستاده و با اشک با او درحال صحبت است
و اما این عکسها:👆👆
اینجا بابا با حاج احمد شوخی کرده و دو انگشتش را پشت سر ایشان گرفته، حاج قاسم و شهید سلامی هم که صحنه را میبینند در حال خندهاند ...
021 جایگاه جهاد و دفاع ؛ أیت الله جوادی آملی.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🌹 جایگاه جهاد و دفاع :
آیت الله العظمی جوادی آملی ؛
قطعه صوتی شماره 021
مباحث و مطالبی منتخب پیرامون مبانی و جایگاه جهاد و دفاع در اسلام
برگرفته از بیانات ، سخنرانیها و تفسیر آیات مربوطه
کانال دفاع مقدس 👇
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹ا
💠 رأس شهید #حسن_منصوری
🌴 منطقه عملیاتی والفجر سه - جبهه مهران - مرداد 1362
🌷شهید بی سر، حسن منصوری، معاون تدارکات لشکر 5 نصر- استان خراسان
📷👆 محل دفن سر از تن جدای شهید منصوری- او در 16مرداد 1362 در اثر بمباران هوایی دشمن و اصابت راکت در منطقه مهران به شهادت رسید. پیکرش با تنی بی سر به تربت حیدریه انتقال داده شد و در بهشت عسکری در کنار دیگر شهدای انقلاب و دفاع مقدس به خاکسپرده شد.
🌷 شهید حسن منصوری
سومین فرزند خانوادهی منصوری که در دهمین روز از ماه بهمن سال1332 در شهر تربت حیدریه به دنیا آمد، از سوی پدر و مادرش حسن نامگرفت.
کودکی حسن درخانهی مستأجری و با دسترنجی که پدر از درآمد کار شش ماهه در سال بهدست میآورد، سپری شد.
از رهگذر عشق و علاقهای که پدر به شرکت در جلسات قرآنخوانی داشت، «حسن» با قرآن آشنا شد. کودک شوخ و پر جنب وجوش خانوادهی منصوری پس از گذراندن دورهی ابتدایی و چند سال آغازدورهی دبیرستان ترک تحصیل کرد و برای کمک به پدر به مغازهیشیشهفروشی او رفت. در آن زمان به دلیل کثرت سربازها «حسن منصوری» که در سن خدمت قرار داشت از سربازی معاف شد و در بیست و سهسالگی ازدواج کرد. او در همان سالهای قبل از انقلاب وارد فعالیتهای مذهبی شد و یک انجمن ضدبهاییت تشکیل داد. پرداختن بهورزش باستانی از سرگرمیهای خاص او در این سالها بود.
با شروعانقلاب اسلامی در کار انتقال اعلامیهها از منزل آیتالله شیرازی از مشهد به تربتحیدریه نقش مؤثّری داشت.
او یک بار در حین فرار از دست مأموران شاه در محل روستای امام تقی که حد فاصل تربت و مشهد است با ماشین چپ کرد اما اعلامیهها را بهسرعت جمعآوری کرد و خودش را به تربت رساند. او در برپایی تظاهرات، مقابله با مأموران رژیم پهلوی، سرنگونی مجسمهی شاه و تصرف شهربانی در روز دی 1357 فعالیت چشمگیری داشت.
حسن منصوری پس از پیروزی انقلاب وارد کمیته انقلاب شد و پس از چندی در شمار مؤسسین سپاه پاسداران تربت حیدریه قرار گرفت و بهعنوان مسوول تدارکات فعالیت خود را آغاز نمود.
دی ماه 1361 زمانی بود که او به جبهه اعزام شد و مسؤولیت معاون تدارکات لشکر پنج نصر را به عهده گرفت. وی پس از مدتی به تربت حیدریه بازگشت اما در خرداد 1362 دوباره به منطقه جنوب اعزام شد و مسؤول تدارکات سپاه هشتم گردید. منصوری در «فتحالمبین» و عملیات «والفجر3» شجاعتها از خود به یادگار گذاشت و سرانجام در 16 مرداد 62 در اثر بمباران هوایی دشمن و اصابت راکت در منطقه مهران به شهادت رسید. 🕊🕊
۱۶ مرداد ۱۳۶۷ -- سالروز شهادت رزمنده مخلص، ایثارگر و باصفا , شهید غلامرضا رمضانی
نیروی مخابرات لشگر ۱۰ سیدالشهدا(ع) که در اواخر جنگ تحمیلی در کردستان به اسارت گروهک تجربه طلب کومله در آمد و پس از تحمل شکنجه های بسیار به طرز فجیعی بشهادت رسید. دیوسیرتان زشت خو پس از انجام جنایت، پیکر بیجان شهید را در کنار جاده بوکان--سقز رها می سازند.
او با مظلومیت رفت .... و فرزندان خردسال و قد و نیم قد خود را تنها گذاشت😭
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🎥👆قرائت قرآن کریم توسط شهید غلامرضا رمضانی
🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱
📷 در تصویر فوق که در دوره آموزشی پادگان امام حسین(ع) تهران و در سال ۶۴ به ثبت رسیده، شهید رمضانی دیده می شود👈نفر اول نشسته از راست
همچنین در عکس، ذاکر اهل بیت(ع) و فرمانده شهید داود بنی جمالی نیز دیده می شود👈نفر اول ایستاده از چپ
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
۱۶ مرداد ۶۷ -- سالروز شهادت
بسیجی و انقلابی پرشور #شهید_غلامرضا_رمضانی
#جاده_بوکان // جنایت کومله (گروهک تجربه طلب)
🌷شهید غلامرضا رمضانی جوان قبل از انقلاب بود و قبل از انقلاب هم از روستا به تهرون اومد اما خودش رو گم نکرد و گوهر وجودش آلوده نشد
به همت بزرگان روستا که در تهران بودند مجلس قرآن سیار که در منازل برگزار میشد فعال بود و یکی از فعالان این جلسه شهید غلامرضا بود.
شهید غلامرضا در زمره انقلابی های قبل از انقلاب بود و از مشتری های پرو پا قرص صبح های جمعه مکتب الهادی(ع) در شهرری و این جلسه محل تجمع جوان های انقلابی شهرری بود
این شهید قبل از انقلاب با مکتب امام آشنا شد
24 سال داشت که انقلاب پیروز شد و او همواره در خدمت انقلاب بود در جای جای فعالیت های انقلابی در روستای مهدی آباد اثری از شهید غلامرضا بود
بعد از پیروزی انقلاب جایی را پیدا نمیکنی که خبر از انقلاب باشد و شهید رمضانی حضور نداشته باشد.
جهادسازندگی
نماز جمعه
انجمن اسلامی
بسیج
پای صندوق رای
کمک به مستمدان
جبهه و دفاع از انقلاب
سنگر کار و تلاش
امر به معروف و نهی از منکر
تشیع شهدا
عیادت از جانبازان و خانواده شهدا
حضور در دعا و جمع آوری کمک برای جبهه
و......
شهید غلامرضا رمضانی همه جا بود
بارها و بارها شهید غلامرضا را در گرمای تابستان و سرمای زمستان با یار و همراهش خانوم کریمی و دو فرزندش که اون روزها خردسال بودند در نماز جمعه ی تهران دیده بودم یک دفعه ازش سوال کردم ؟ آقا غلامرضا سخت نیست برات بدون وسیله این همه راه با اتوبوس سوار و پیاده میشی و با خانواده نماز جمعه ی تهران میایی ؟؟؟ و هر بار با خنده جواب میداد و از روی عشق این کار رو میکرد و البته همسر عزیزش هم او رو یاری میکرد.
یه بار بعد از نماز جمعه ی تهران بر میگشتم مقابل درب دانشگاه تهران دیدم منتظر اتوبوس ایستاده.
موتور و نگه داشتم و سلام وعلیکی کردیم.
دست دختر کوچولوش زهرا خانوم توی دستش بود و حرم آفتاب صورت از برگ گل نازک تر این دختر رو سرخ کرده بود و محسن خردسال هم در بغل حاج خانوم بود. گفتم برادر چرا به خودت و خانواده ات سخت میگیری!! خندید و گفت این ها هم با ذوق میان و من و خانواده ام در خدمت انقلابیم
#شهید_رمضانی انقلابی شعاری نبود
برای حفاظت از انقلاب حاضر بود سختی بکشه
بودند جوان های هم سن و سالش در روستا و در تهران که مدعی انقلابی گری بودند اما حاضر به هزینه دادن برای انقلاب نبودند
اما او اینگونه نبود
هر جا خدا بود رضا هم بود
مبالغه نمیکنم
او یک جوان مقدس بود
متدین بود
خوش قلب بود
خیرخواه دیگران بود
به شدت خانواده دوست و عاشق خانواده بود
خوش اخلاق و خوش مشرب بود
و او خدایی بود
و خدا او را به شدت دوست داشت
و پرونده اش در دنیا اینگونه بسته شد
غلامرضا در آخرین روزهای دفاع مقدس در کردستان گرفتار شقی ترین دشمنان شد.
کوموله ها معروف بودن به شقاوت و به قول معروف با موزائیک سر میبریدند
شهید غلامرضا گرفتار این ها شد
به گروه بچه های اعزامی از مخابرات در جاده سنندج به سمت بوکان کمین زدند و یه تعداد رو اسیر کردند و با خود بردند.
#شهید_غلامرضا_رمضانی در چنگال این گرگ صفتان گرفتار شد.
و چند روز بعد پیکر بی جانش که آثار شکنجه وحشیانه بر آن بود در کنار جاده بوکان به سقز پیدا شد
اینطور میشد از پیکر این شهید فهمید که بعد از شکنجه به او تیر خلاصی زدند و ساعت ها پیکرش مقابل آفتاب مرداد ماه افتاده بود.
پیکر شهید رضا را برای شستشو و تغسیل به غسالخانه بهشت زهراء(س)آوردند.
اون روزها به اندازه چند نفر بیشتر اجازه نمیدادند که کنار حوض غسالخانه ناظر شستشوی شهید باشند
هنگام شستشو تقریبا همه جای بدن از شدت ضربات کبود بود و بر صورت غلامرضا هم آثار ضربه و شکنجه بود.
و این گونه این انقلابی سخت کوش مزد انقلابی گری خود را از ضدانقلاب گرفت.
و پیکر مطهرش در گوشه ای خاک روستای ما آرم گرفت.
باشد که خدا حقش را بر ما حلال کند.
راوی: جعفر طهماسبی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
عملیات قدس 5
توسط گردان امام علي(ع) از تيپ ۱۸ الغدير سپاه ... ،مجاهدان مبارز عراقی ... و نيروهاي ويژه غواص
در تاریخ 16 مرداد 1364 در جبهه جنوبی ( غرب هورالهویزه ) که به آزاد سازی 30 کیلومتر مربع از خاک میهن و به غنیمت گرفتن مقدار زیادی از مهمات عراق انجامید.
عملیات «قدس 5» برای تکمیل پیروزیهای عملیات قدس 1 و 2 در نظر گرفته شد و هدف از انجام آن، تصرف پاسگاه «الیج» واقع در «هورالهویزه» و نزدیک شدن به «البیضه» بود. با توجه به حساسیت پاسگاه «الیج» که در سمت چپ پاسگاه «بلاله» و نزدیک البیضه قرار داشت، تأمین بیشتر جاده «خندق» و جناح راست خط پدافندی مدنظر فرماندهان سپاه بود، زیرا احتمال میرفت دشمن با اتکا به خشکیهای موجود در این محور، با نزدیک شدن به مواضع خودی، آن را مورد تهدید قرار دهد. از این رو، محدودتر شدن خط پدافندی خودی و تقلیل پاسگاههایی که بر روی آب قرار داشت، از جمله اهداف این عملیات بود که رزمندگان ایرانی تقریباً به نیمی از این اهداف دست پیدا کردند.
طی دو روز نبرد سی کیلومتر مربع از هور آزاد شد، همچنین 168 تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شده، یا به اسارت درآمدند. علاوه بر آن غنایمی از جمله چند قبضه خمپارهانداز، سلاح ضد هوایی تکلول و مانند آن از دشمن به دست آمد و گردان 3 از تیپ 701 کماندویی عراق منهدم شد.
مشخصات عملیات
تلفات دشمن ( کشته ، مجروح ، اسیر) : 150
تلفات دشمن: 51 كشته و 18 اسير و تعدادي زخمي
نتيجه: آزادسازي 30 كيلومترمربع در هور
غنايم: تعدادي از انواع خمپاره انداز، سلاح ضدهوايي تك لول و بخش قابل ملاحظه اي سلاح سبك
👇👇👇
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا