مَلجاء .
-
شهید مرتضی آوینی از آن آدمهایی بود که دلشان زودتر از زبانشان حرف میزد.
نگاهش، نگاهِ یک آدم معمولی نبود؛ انگار همیشه دنبالِ چیزی فراتر از این دنیا میگشت.
او از جنگ نوشت، اما فقط از گلوله و خاکریز ننوشته بود؛
از ایمان نوشت، از مردم، از اخلاص، از شهادت.
نوشت تا به ما بگوید پشت این همه سختی، یک حقیقت بزرگ هست؛
حقیقتی که اگر آدم آن را بفهمد، دیگر زندگی برایش بیمعنا نمیشود.
فاروق؛
مَلجاء .
شهید مرتضی آوینی از آن آدمهایی بود که دلشان زودتر از زبانشان حرف میزد. نگاهش، نگاهِ یک آدم معمولی
آوینی خیلی قشنگ یادمان داد که ارزش آدم به اسم و صدا و دیده شدن نیست؛
ارزش آدم به دلش است، به نیتش است، به راهی است که برای خدا انتخاب میکند.
او خودش را خرجِ حقیقت کرد.
نه برای شهرت، نه برای تعریف مردم؛
برای اینکه چراغی بماند برای بعد از خودش.
یادش برای ما فقط یک خاطره نیست، یک تذکر است؛
تذکری که میگوید:
اگر دل برای خدا باشد، حتی قلم هم میتواند راهِ نور را نشان بدهد.
فاروق؛
مَلجاء .
: ) 💔
دلت سوخت برای شهید رئیسی؟:)
ما خودمان سوختیم برایت آقا🥀
سوختن و ساختن را تجربه کردیم..
سید حجت بحرالعلومیenc_16863267749794294114487.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
به نمازِ صبح و شبت سلام
و به نورِ در نَسَبت سلام
و به خالِ کنجِ لبت سلام
که نشسته با چه ملاحتی
به جمال وارثِ کوثری
به خدا محمدِ دیگری
به روایتی خودِ حیدری
چه شباهتی چه اصالتی
بَلَغ العُلی به کمالِ تو
کَشَف الدُّجیٰ به جمالِ تو
به تو و قشنگیِ خالِ تو
صلوات هر دم و ساعتی
شده پر دو چشمِ تو از ازل
یکی از شراب و یکی عسل
نظرت چه کرده در این غزل؟
که چنین گرفته قرابتی؟
زد اگر کسی درِ خانه ات
دل ماست کرده بهانه ات
همه جا گرفته نشانه ات
به چه حسرتی به چه حالتی
نه مرا نبین رصدم نکن
و نظر به خوب و بدم نکن
تو که آستان سخاوتی
به نام خدای ²⁰¹
https://daigo.ir/secret/31353999987
کنج خلوت خونمون↑
اما خانم استیسی میگفت:
فقط زمانی میتونم نوشتن رو یاد بگیرم که عادت کنم که خودم سخت ترین منتقد خودم باشم.
این جا جایی برای آرامش روح تو هست جایی برای قرار دادن کلمات کنار هم و خلق کردن آثار فوق العاده
هدایت شده از کلبهینمگرفتهفاذر.
زدستِجورِتوگفتمزشهرخواهمرفت
بهخندهگفت:کهحافظبرو،کهپایتوبست؟