eitaa logo
💘دلتو بسپـار به من💘
39.1هزار دنبال‌کننده
54هزار عکس
1.3هزار ویدیو
13 فایل
منتظر دریافت پیامهاتون هستم🥰 @Sayehwahite . . . تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/2078212208C12847e46a5
مشاهده در ایتا
دانلود
AUD-20220806-WA0119.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🚩 زیارت عاشورا 🔹️با نوای استاد علی فانی السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💚💚💚💚💚
۩کانال‌ادعیه‌و‌مناجات‌صوتی﷽۩1_1727792211.mp3
زمان: حجم: 6.8M
🕋 دعای توسل 🎧 با نوای : حاج سماواتی الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🤲🏻🕊 __________________________
AUD-20220414-WA0027.
زمان: حجم: 22.9M
🔸دعای مجیر با نوای حاج مهدی سماواتی 🔸این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه هر که این دعا را در ایام البیض(روزهای سیزدهم چهاردهم، و پانزدهم) ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است 🔸متن این دعا در لینک زیر https://erfan.ir/m46 🕊اللهم عجل لولیک الفرج🕊
💘دلتو بسپـار به من💘
🫧🫧🫧🫧 یکی یه دونه ی حاجی حجره دار بودم و عاشق و شیدای کارگر حجره ی پدرم ... 🫧🫧
🫧🫧🫧🫧 یکی یه دونه ی حاجی حجره دار بودم و عاشق و شیدای کارگر حجره ی پدرم ... 🫧🫧
💘دلتو بسپـار به من💘
🫧🫧🫧🫧 یکی یه دونه ی حاجی حجره دار بودم و عاشق و شیدای کارگر حجره ی پدرم ... 🫧🫧
برای جلوگیری از فکر و خیال زیاد، رفتم تو آشپزخونه و مشغول غذا پختن شدم. چند ساعتی گذشت. اون گردنبند یاقوت‌نشان هنوز دور گردنم بود و فکرم حسابی مشغول بود. همونطور که داشتم سالاد درست می‌کردم صدای چرخیدن کلید رو شنیدم، نفس عمیقی کشیدم و رفتم سمت در آشپزخونه. ناصر خسته و بی‌حوصله وارد شد. بدون اینکه حتی نگاهی بهم بندازه، رفتم تو اتاق و چند دقیقه بعد لباس‌هاشو عوض کرد و اومد بیرون و نشست سر میز. بهش سلام کردم و آروم جوابمو داد. انگار هنوز تو لاک خودش بود. غذا رو کشیدم و گذاشتم جلوش و شروع کرد به خوردن. من هم آروم رو به روش نشستم. سکوت سنگینی بینمون بود که فقط صدای برخورد قاشق به ظرف‌ها می‌شکستش. داشتم با غذا بازی می‌کردم که ناگهان دست ناصر توی هوا خشک شد. قاشق توی دستش لرزید و نگاهش قفل شد روی گردن من. گردنبند یاقوت سرخ، دقیقاً وسط لباسم می‌درخشید. رنگ صورتش مثل گچ سفید شد. یهو با ضرب، قاشق رو کوبید توی ظرف و با صدایی که از شدت خشم می‌لرزید، غرید: _ این... این رو از کجا آوردی؟ من خیلی خ.ونسرد سرم رو بالا آوردم و تو چشم‌هاش نگاه کردم: _ تو اتاق بود. داخل کمد. برای من خریدیش آره؟ ناصر از جاش پرید. صندلی با صدای بدی روی سرامیک‌ها کشیده شد. چشماش سرخ شده بود. با خشم غیرقابل کنترلی گفت: _ تو چه غلطی کردی؟ دست به وسایل من زدی؟! بلند شدم، کاملاً صاف ایستادم و بدون اینکه عقب‌نشینی کنم، گفتم: _ چیه؟ نکنه برای من نیست؟ ناصر، این گردنبند مال کیه؟ ناصر انگار دیگه نمی‌تونست خودش رو کنترل کنه. دستش رو برد سمت گردنش و یقه پیراهنش رو کشید تا نفس بکشه. چند لحظه بعد کلافه گفت: _ بدش به من. اخمام بیشتر تو هم رفت: _ این گردنبند مال کیه ناصر؟ تو که کس دیگه رو دوس داری چرا زندگی منو به بازی گرفتی؟ چرا به زور وادارم کردی زنت بشم؟ اومد تو سینم ایستاد و داد زد: _ می‌گم درش بیار. ‌ با حرص گردنبند رو از گردنم درآوردم و پرت کردم تو سی.نش. سریع برش داشت و نگاش کرد تا مطمئن بشه آسیب ندیده. بعد از اینکه مطمئن شد، انگار دیو درونش افسار پاره کرد.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
حدود پنج ماهی گذشته بود و اون طور که از بهادر شنیده بودم آقا جانم با فروش چند تا قطعه از ملک و املاکی که داشت پو... لی که رضا می خواسته رو جور کرده و بهش داده بود اما رضا بدون این که طلب طلبکار ها رو بده فراری شده بود و هیچ خبری ازش نبود . جلوی در اتاق نشسته بودم و به مهتاب نگاه می کردم . با خاک یه چاله ی کوچیک درست کرده بود و نم نم توش آب می ریخت و ذوق می کرد . هر بار که به مهتاب نگاه می کردم آه از نهادم بلند می شد و غم بزرگی تمام وجودم رو می گرفت . مخصوصا این که مهتاب خیلی ساکت و آروم بود و همین مظلوم بودنش بیشتر دل من رو می سوزوند . تو اون چهار سال به جز من و بهادر و پوران خانوم و زبیده که بیشتر حس دلسوزی و پشیمونی داشت تا محبت ، کس دیگه ای مهتاب رو دوست نداشت و تقریبا همه ازش فراری بودند . برای همین سعی می کردم با محبت خودم ، بی محلی های بقیه و رفتار زشتشون رو جبران کنم تا مهتاب کمتر غصه بخوره . حدود یک ساعتی گذشته و بود و چیزی به ظهر نمونده بود . برای ناهار کمی آش جو بار گذاشته بودم و منتظر بودم تا بازی مهتاب تموم شه که سنگ کوچکی کنار چاله ای که مهتاب درست کرده بود افتاد . راستش از وقتی ایوب اون طور تهدیدم کرده بود خیلی جرأت نمی کردم تو حیاط باشم و هرگز پیش نمی اومد مهتاب رو هم تنها تو حیاط بفرستم ، مخصوصا تو این ساعت ها که حیاط عمارت به خاطر گرمای سر ظهر و کار کلفت ها کمی خلوت تر بود و کمتر پیش می اومد که کسی توی حیاط باشه ! ترسیده نگاهم رو از سنگ گرفتم و با عجله به سمت مهتاب رفتم تا بغلش کنم و به اتاق ببرمش که سنگ دیگه ای با فاصله ی بیشتر اون طرف تر افتاد ! وحشت زده ، رَدِ سنگ رو دنبال کردم و چشمم به در عمارت افتاد . انگار کسی از لای در بزرگ عمارت به داخل سرک کشیده بود و منتظر بود کسی اون رو ببینه . تا جایی که به خاطر داشتم ایوب هرگز این کار رو نمی کرد و همیشه یواشکی می اومد و می رفت طوری که با اون همه خرابکاری کسی هیچ وقت اون رو ندیده بود و بعید به نظر می رسید اون مرد ایوب باشه ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃 من همون خانمی هستم ک گفتم تازه فهمیدم ام اس دارم 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام دوستان عزیز ممنونم از اینکه جوابم رو دادین .من همون خانمی هستم ک گفتم تازه فهمیدم ام اس دارم میخواستم به اون خانم که گفتن کندر استفاده کن برای ام اس . آیا شیره ی کندر استفاده کنم خوبه .همون خواص کندر رو داره؟ سایه جون ممنون میشم پیاممو بزاری داخل کانال خیلی خیلی دوستون دارم همتون رو😘❤️ پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 خدمت دختر عزیزم که گفتن 21 سالم و حجاب و دوست دارم و میترسم برام خواستگار نیاد عرض کنم... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام عزیزان امیدوارم زندگی بر وفق مرادتون باشه😍😍خدمت دختر عزیزم که گفتن 21 سالم و حجاب و دوست دارم و میترسم برام خواستگار نیاد عرض کنم عزیزم من خودم تو شهر خودمون دیدم اینقدر پسرا دنبال دختر چادری میگردن ولی پیدا نمیکنن شما به حرف خداوند گوش بده خداوند بهترین مصلحت ها رو برات رقم می‌زند حتی یه مادر پسر که دنبال دختر میگشت به من گفت از این دخترا خیابانی نمی‌خوام دختر چادری و خوب میخوام🌸🌺 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 به اون مادری که میگه پسرش ساده س : 🍃