𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
دست تو یخ کرده و مال من سوزان است. وای ناستنکا، تو مگر کوری که نمیبینی؟ _شب های روشن|فئودور دایستایف
آه ناستنکا، من آرامم.
ناراحت نباش، چیزی نیست.
این ها فقط اشک است، خشک میشوند.
_شب های روشن|فئودور داستایفسکی
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
آه ناستنکا، من آرامم. ناراحت نباش، چیزی نیست. این ها فقط اشک است، خشک میشوند. _شب های روشن|فئودور دا
دیگر نه شاد بودم نه ناشاد.
این نیز بگذرد.
این تنها کلمه ای است که در دوزخ آدمیان به درستی آن رسیده ام.
این نیز بگذرد.
امسال بیست و هفت ساله ام. موهایم سفید تر شده. بیشتر مردم مرا با چهل ساله ها اشتباه میگیرند.
_نه آدمی|اوسامو دازای
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
منظورت چیه که سلیقه موسیقی مهم نیست؟ فکر کن 505 براش فقط یه عدده
منظورت چیه که سلیقه موسیقی مهم نیست؟
فکر کن هیچ وقت ویگن گوش نکرده
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
دیگر نه شاد بودم نه ناشاد. این نیز بگذرد. این تنها کلمه ای است که در دوزخ آدمیان به درستی آن رسیده ا
خیلی خوب بود اگر اصلا به چیزی فکر نمیکردم.
صبح خاکستری|اوسامو دازای
وقتی برایش از دردهایم میگفتم با دستانش دستانم را در آغوش کشید،
احساس میکردم که خودم دستم را گرفته بودم، اما خودی که از من قوی تر بود. .