eitaa logo
تأملات تربیت اخلاقی
86 دنبال‌کننده
50 عکس
23 ویدیو
8 فایل
گروه تربیت پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم pajouhesh_tarbiat
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿 جاری حکمت | اخلاقِ فتح ۱ 🔐 موریانه‌های وحدت؛ وقتی «خبر» امانت نیست ┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ در روزهایی که بیش از همیشه به وحدت، همدلی و انسجام محتاجیم، شاید لازم باشد موریانه‌های کوچک را جدی‌تر ببینیم؛ چیزهایی که بی‌صدا می‌آیند و آرام‌آرام پایه‌های اعتماد را می‌خورند: یک جمله که از این مجلس به آن مجلس می‌بریم... یک «می‌دانی فلانی درباره‌ات چه گفت؟» یک اسکرین‌شاتِ بی‌جا... یک فایل صوتی که قرار نبود جایی منتشر شود... و گاهی چیزی را فرسوده می‌کنیم که ساختنش سال‌ها زمان برده است: اعتماد. مردی نزد امام سجاد علیه‌السلام آمد و گفت: «اکنون از مجلس فلانی می‌آیم؛ او درباره شما می‌گفت: علی بن الحسین گمراه و بدعت‌گذار است.» امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: ««ما رَعَيْتَ حَقَّ مُجالَسَةِ الرَّجُلِ حَيْثُ نَقَلْتَ إِلَيْنا حَديثَهُ، وَلا أَدَّيْتَ حَقِّي حَيْثُ أَبْلَغْتَنِي مِنْ أَخِي ما لَسْتُ أَعْلَمُهُ.»» «حقّ هم‌نشینی با آن مرد را رعایت نکردی، آن‌گاه که سخنش را برای ما نقل کردی؛ و حقّ مرا نیز ادا نکردی، آن‌گاه که از برادرم سخنی را به من رساندی که خود از آن آگاه نبودم.» 📚 الاحتجاج، طبرسی، ج۲، ص۱۳۸ 🔎 یک تأمل در فهم روایت این روایت را نباید به معنای یک حکم کلی درباره حرمتِ هر سخن خصوصی یا همه موارد غیبت دانست؛ چنین احکامی تابع ادله، قرائن و موارد خاص خود هستند. اما تعبیر امام سجاد علیه‌السلام بسیار تأمل‌برانگیز است: «حقّ مجلس» را رعایت نکردی؛ و «حقّ مرا» نیز ادا نکردی. یعنی حضرت در این ماجرا، ناقل را متوجه دو سوی ماجرا می‌کنند: هم حرمت و حقّ مجلسی که سخن در آن گفته شده، و هم پیامدِ رساندن سخنی که ممکن است بی‌جهت رابطه‌ای را دچار کدورت و بدگمانی کند. پس دست‌کم یک درس روشن تربیتی پیش روی ماست: «هرچه می‌شنویم، لزوماً مأموریتِ انتقالش نیست.» حتی اگر سخنی واقعیت داشته باشد، باید پرسید: آیا نقل آن لازم است؟ آیا حقّ نقل آن را دارم؟ و آیا این انتقال، مشکلی را حل می‌کند یا فقط دل‌ها را از هم دورتر؟ این سؤال امروز اهمیت بیشتری دارد؛ چون «مجلس خصوصی» دیگر فقط یک اتاق نیست: پیام خصوصی است، گروه خانوادگی است، فایل صوتی است، جلسه کاری است، دردِ دل یک دوست است، و حتی جمله‌ای است که کسی با اعتماد به ما می‌گوید. مجلس‌ها هنوز امانت‌اند؛ فقط شکلشان عوض شده است. گاهی یک اختلاف، با دشمنی آغاز نمی‌شود؛ با یک «فقط خواستم در جریان باشی...» آغاز می‌شود. گاهی بزرگ‌ترین خدمت به یک رابطه، نرساندنِ یک خبر است. البته این سخن به معنای پنهان‌کردن ظلم، خیانت، تضییع حق یا خطری که نیازمند اقدام است نیست؛ سخن از جایی است که انتقال یک سخن، بدون ضرورت، فقط بر کینه و بدگمانی و اختلاف می‌افزاید. 🌱 امروز، در شرایطی که بیش از همیشه به پیوندهای اجتماعی نیاز داریم، موریانه‌های کوچک را دست‌کم نگیریم. جامعه فقط با خیانت‌های بزرگ فرسوده نمی‌شود؛ گاهی با هزاران بی‌احتیاطی کوچکِ ما اعتمادش را از دست می‌دهد. یک جمله ممکن است دو نفر را از هم دور کند؛ دو نفر، دو جمع را؛ و دو جمع، بخشی از یک جامعه را. 🌱 شاید یکی از نشانه‌های رشد اخلاقی این باشد که: هرچه می‌دانیم، نمی‌گوییم؛ هرچه می‌شنویم، منتقل نمی‌کنیم؛ و هر اختلافی را به یک صف‌بندی تازه تبدیل نمی‌کنیم. چون: «انسجام و وحدت همیشه با یک خیانت بزرگ نمی‌شکند؛ گاهی با هزاران بی‌احتیاطیِ کوچکِ اخلاقی فرسوده می‌شود.» امروز که بیش از همیشه به هم نیاز داریم، موریانه‌های وحدت را جدی بگیریم. و شاید یکی از نخستین پیروزی‌های اخلاقی ما این باشد: فتحِ زبان بر وسوسه‌ی نقل؛ فتحِ دل بر کینه؛ و فتحِ اخلاق بر موریانه‌های وحدت. 🌿 اخلاقِ فتح یعنی مراقب باشیم دل‌ها را نبازیم؛ پیروزی نهایی با حفظ پیوندهای ما کامل می‌شود. گاهی یک سکوتِ اخلاقی، یک سنگر اجتماعی است. ✍️ محمدجواد فدایی 🗓 ه ربیع‌الاول ۱۴۴۸ بهار وحدت 🌷🇮🇷🚩🌷
🌿 حکمت حکمرانی | روحانیت ۱ از «حوزه علمیه» تا «نهاد روحانیت»؛ یک حلقه مفقوده گاهی برای حل یک مسئله، پیش از آنکه به دنبال راه‌حل باشیم، باید خودِ مسئله را درست ببینیم. یکی از این مسائل، نسبت میان حوزه علمیه و نهاد روحانیت است. حوزه علمیه و روحانیت، اگرچه از حیث بخش مهمی از اعضا مشترک‌اند، اما لزوماً یک کارکرد اجتماعی ندارند. حوزه علمیه اساساً نهاد تعلیم، تعلم، تحقیق و تربیت علمی دینی است؛ طلبه در حوزه برای فهم، تولید و ترویج دانش دینی آماده می‌شود. اما روحانیت در مرحله حضور اجتماعی، با میدان بسیار گسترده‌تری مواجه است؛ از تبلیغ و وعظ و امامت جماعت و جمعه تا فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، مشاوره، امور شرعی، حضور در دانشگاه، نیروهای مسلح و ده‌ها عرصه دیگر. پس می‌توان گفت: «حوزه، نهاد تربیت‌کننده نیروی روحانیت است؛ و روحانیت، نهاد حضور و کنش اجتماعی این نیروهاست.» اینجا یک پرسش مهم شکل می‌گیرد: آیا همان‌گونه که برای حوزه علمیه، ساختار، برنامه، مراحل تحصیل، رشته‌ها و سازوکارهای مدیریتی شکل گرفته است، برای «نهاد روحانیت» نیز یک نظام جامع و قاعده‌مند شکل گرفته است؟ امروز نهادهای مختلفی با روحانیون کار می‌کنند؛ هرکدام نیز مأموریتی واقعی و ارزشمند دارند. اما شاید مسئله این باشد که: اجزای این منظومه فعال‌اند، ولی خودِ منظومه کمتر دیده شده است. ممکن است یک روحانی در طول مسیر فعالیت خود با چندین نهاد مواجه شود؛ اما آیا از ابتدا روشن است که: 🔹 روحانیت چه مأموریت‌های کلانی در جامعه دارد؟ 🔹 برای هر مأموریت، چه شایستگی‌هایی لازم است؟ 🔹 هر دستگاه دقیقاً متولی کدام بخش است؟ 🔹 نسبت این دستگاه‌ها با یکدیگر چیست؟ 🔹 کجاها موازی‌کاری داریم و کجاها خلأ؟ 🔹 چه نظامی برای توانمندسازی، به‌کارگیری، پشتیبانی و ارزیابی روحانیون وجود دارد؟ این پرسش‌ها لزوماً به معنای ناکارآمدی دستگاه‌های موجود نیست؛ بلکه شاید نشانه یک مسئله بالادستی باشد: «ممکن است برای مدیریت فعالیت‌های روحانیون، متولیان متعددی داشته باشیم؛ اما هنوز برای حکمرانی بر «نهاد روحانیت» به‌عنوان یک منظومه، به نقشه‌ای جامع‌تر نیاز داشته باشیم.» 🔺پیشنهاد چیست؟ راه‌حل لزوماً تأسیس سازمانی جدید، ادغام دستگاه‌ها یا سلب مأموریت از نهادهای موجود نیست. پیشنهاد نخست، حرکت به سوی « نظام هماهنگ حکمرانی روحانیت » است؛ نظامی که ضمن حفظ جایگاه و استقلال مجموعه‌های موجود، بتواند برای کل منظومه، ، ، ، ، ، و را سامان دهد. اما این کار باید از یک نقطه ساده و عملی آغاز شود. ✨پنج گام برای آغاز ۱. ترسیم «نقشه وضع موجود روحانیت» پیش از هر تغییر، باید یک تصویر واقعی و مستند از وضعیت موجود داشته باشیم. عرصه‌های حضور روحانیون احصا شود؛ نهادهای متولی هر عرصه مشخص شوند؛ مأموریت و خدمات هرکدام ثبت شود؛ مسیر ورود و به‌کارگیری نیروها بررسی شود؛ نیازهای آموزشی و مهارتی هر عرصه شناسایی گردد؛ و در نهایت، هم‌پوشانی‌ها، موازی‌کاری‌ها و خلأهای احتمالی روی یک نقشه واحد قرار گیرد. این کار نه برای مچ‌گیری از دستگاه‌هاست و نه برای قضاوت درباره عملکرد اشخاص؛ فقط برای اینکه بتوانیم برای نخستین‌بار «کل میدان» را یکجا ببینیم. ۲. ترسیم «نقشه مأموریت‌های روحانیت» پس از شناخت وضع موجود، باید روشن شود که روحانیت در جامعه امروز اساساً چه مأموریت‌ها و نقش‌هایی دارد و هر نقش چه اقتضائاتی دارد. ۳. تقسیم کار میان نهادهای موجود بر اساس مأموریت‌های روشن‌شده، نسبت و تقسیم کار دستگاه‌های موجود مشخص شود؛ با هدف کاهش موازی‌کاری و پوشش خلأها، نه ایجاد ساختارهای موازی جدید. ۴. طراحی مسیر توانمندسازی متناسب با مأموریت هر عرصه، شایستگی‌های خاص خود را می‌طلبد. روحانی‌ای که برای یک مأموریت اجتماعی آماده می‌شود، باید دانش، مهارت و تجربه متناسب با همان مأموریت را کسب کند. ۵. شکل‌گیری نظام مشترک رصد، پشتیبانی و ارزیابی پس از آن، باید بتوان به‌صورت مستمر فهمید که مأموریت‌ها تا چه اندازه محقق شده‌اند، نیروها چه نیازهایی دارند و کدام بخش‌های این منظومه نیازمند اصلاح و پشتیبانی‌اند. شاید نقطه آغاز، یک سؤال ساده باشد: « ما برای تربیت طلبه، نظام داریم؛ اما برای به‌کارگیری، هدایت، توانمندسازی و پشتیبانی از این نیروی تربیت‌شده در میدان اجتماعی، چه نظامی داریم؟ » اگر این سؤال به‌درستی صورت‌بندی شود، شاید یکی از مسائل مهم در سال‌های پیش‌رو، نه فقط «مدیریت فعالیت روحانیون»، بلکه «طراحی و حکمرانی بر نهاد روحانیت» باشد. و شاید اولین قدم آن، بسیار ساده‌تر از چیزی باشد که تصور می‌کنیم: قبل از آنکه بخواهیم چیزی را اصلاح کنیم، یک‌بار کل منظومه را روی یک نقشه ببینیم. ✍️ محمدجواد فدایی 🗓 ۶ ربیع‌الاول ۱۴۴۸ 🌷🇮🇷🚩🌷
🌿 حکمت تاریخ | آژاکس ۲۸ مرداد؛ وقتی شکاف، راه نفوذ می‌شود ۲۸ مرداد فقط یک تاریخ نیست؛ یک درس است. و چه معنادار است که امسال، این روز را در کنار چهلمِ رهبر شهیدمان می‌بینیم؛ در کنار تصویری که از او به یادگار مانده است: مشتِ گره‌کرده. ✊ دو تصویر از دو مقطع تاریخ؛ یکی هشدار می‌دهد چگونه یک ملت می‌تواند از درون آسیب‌پذیر شود، و دیگری پیام می‌دهد چگونه باید استوار ماند. در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق وارد میدان شدند؛ اما عملیات خارجی بر شکاف‌های سیاسی و اجتماعی موجود سوار شد و شبکه‌های سیاسی، نظامی و خیابانی را به خدمت گرفت. اینجاست که شعبان بی‌مخ فقط نام یک فرد نیست؛ نماد یک نقش تاریخی است. او طراح اصلی کودتا نبود؛ اما بازیگر و پیاده‌نظام خیابانیِ مؤثر در صحنه‌ای بود که طراحان بزرگ‌تر برای آن طراحی کرده بودند. و این، یکی از تلخ‌ترین عبرت‌های تاریخ است: دشمن همیشه لازم نیست خودش به میدان بیاید؛ کافی است بتواند بخشی از جامعه را علیه بخش دیگری به حرکت درآورد. گاهی اتاق فکر یک‌جاست، شبکه سیاسی جای دیگر، و پیاده‌نظام در خیابان؛ اما وقتی اینها به هم متصل شوند، شکاف اجتماعی می‌تواند به ابزار شکست یک ملت تبدیل شود. 🔻 دشمن همیشه مشت را هدف نمی‌گیرد؛ گاهی انگشت‌ها را جدا می‌کند. هر اختلافی توطئه نیست و هر مطالبه‌ای آشوب نیست؛ اما جامعه باید سازوکار خطر را بشناسد: اختلاف → بی‌اعتمادی → دوقطبی → نفرت → فرسایش انسجام اینجاست که قرآن می‌فرماید: > ﴿كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾ یعنی چنان به هم پیوسته و مستحکم باشید که شکاف در میان شما راه نیابد. و چه زیباست که در چهلمِ رهبر شهیدمان، این معنا را در تصویر مشت گره‌کرده ببینیم. مشت با یک انگشت ساخته نمی‌شود. انگشت‌ها متفاوت‌اند؛ اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، قدرت می‌سازند. پس آن مشت گره‌کرده فقط تصویر خشم نیست؛ تصویر ایستادگی و به‌هم‌پیوستگی است. شاید تلاقی ۲۸ مرداد و چهلم رهبر شهید، یک پیام روشن برای امروز ما داشته باشد: ۲۸ مرداد، هشدارِ تاریخ است؛ مشت گره‌کرده، پاسخِ امروز. ✊ تاریخ می‌گوید مراقب شکاف‌ها باشید؛ آن مشت می‌گوید از هم جدا نشوید. و شاید مهم‌ترین عبرت ۲۸ مرداد همین باشد: دشمن را بشناسیم؛ اما شکاف‌های میان خودمان را هم بشناسیم. چرا که گاهی آنچه دشمن با قدرت نمی‌تواند بشکند، با اختلاف و بی‌اعتمادی از درون فرسوده می‌شود. 🌿 حکمت تاریخ | آژاکس مشتِ یک ملت، با کنار هم ماندنِ انگشت‌هایش قدرتمند است. ✊ ✍️ محمدجواد فدایی 🗓 بوقت ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ و چهلم تدفین رهبر شهید 🥺 🌷🇮🇷🚩🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اهل سداد 🇮🇷
shahadatemamaskari.fadaee.mp3
زمان: حجم: 9.9M
🌿 جاریِ حکمت | از امام عسکری علیه‌السلام با عرض تسلیت شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام 🖤 امام عسکری علیه‌السلام در سخنی زیبا، از مواساتِ علمی می‌گویند؛ اینکه اگر انسانی از معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام دور مانده است، آنچه از علم آموخته‌ایم با او قسمت کنیم تا راه را بشناسد، رشد کند و هدایت شود. و در کلامی کوتاه و تکان‌دهنده آمده است: « مَنْ كَتَمَ عِلْماً فَكَأَنَّهُ جَاهِلٌ » ✨ این دو کلام را کنار هم که بگذاریم، یک پیام روشن دارد: علم برای انباشتن نیست؛ برای بخشیدن است. دانشی که چراغ راه دیگری نشود، هنوز به رسالت خود نرسیده است. گاهی یک نکته‌ای که به‌سادگی به دیگری می‌آموزیم، می‌تواند سال‌ها مسیر زندگی او را تغییر دهد. 🌱 از خودمان بپرسیم: از آنچه خدا به من آموخته، امروز چه چیزی نصیب دیگری شده است؟ ✍️ محمدجواد فدایی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌷 جاری حکمت | امام حسن عسکری علیه‌السلام 🏴 عزت، نتیجه انتخاب حق است امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمودند: «مَا تَرَكَ الْحَقَّ عَزِيزٌ إِلَّا ذَلَّ، وَلَا أَخَذَ بِهِ ذَلِيلٌ إِلَّا عَزَّ.» هیچ عزتمندی حق را رها نکرد، مگر آنکه ذلیل شد؛ و هیچ ذلیل و ناتوانی حق را نگرفت، مگر آنکه عزت یافت. 📚 بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۷۴ این فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک قانون زندگی است؛ برای انسان و برای جامعه. گاهی خیال می‌کنیم عزت، نتیجه قدرت است؛ هرکس قدرت بیشتری دارد، عزیزتر است. اما امام عسکری علیه‌السلام محاسبه را عوض می‌کنند: عزت، پیش از آنکه نتیجه قدرت باشد، نتیجه انتخاب است. ممکن است کسی قدرتمند باشد، اما وقتی برای حفظ قدرتش حق را بفروشد، از درون ذلیل شده است. و ممکن است کسی ظاهراً ضعیف و تنها باشد، اما چون حق را انتخاب کرده، در مسیر عزت قرار گرفته باشد. و چه کسی بهتر از خود امام عسکری علیه‌السلام این حقیقت را زندگی کرده است؟ امامی جوان؛ در سامرا؛ در محدودیت و مراقبت؛ در محاصره دستگاه عباسی؛ اما نه حق را رها کرد و نه آینده را واگذار کرد. دشمن می‌خواست محاصره بیرونی را به تسلیم درونی تبدیل کند؛ اما امام ایستاد، انسان تربیت کرد، ارتباط و شبکه ساخت و برای آینده‌ی امت زمینه‌سازی کرد. پس امام عسکری فقط این حکمت را نگفت؛ خودش تفسیر این حکمت بود. 🌱 برای زندگی خودمان ما هم هر روز در برابر همین انتخابیم: حق را بگوییم یا برای حفظ موقعیت سکوت کنیم؟ درست عمل کنیم یا برای منفعت کوتاه‌مدت کوتاه بیاییم؟ پای ارزشمان بایستیم یا برای اینکه هزینه ندهیم عقب‌نشینی کنیم؟ اینجاست که کلام امام عسکری به کمک ما می‌آید: « مَا تَرَكَ الْحَقَّ عَزِيزٌ إِلَّا ذَلَّ... » ممکن است با رها کردن حق، امروز راحت‌تر شوی؛ اما فردایت را ارزان فروخته‌ای. و ممکن است با گرفتن حق، امروز هزینه بدهی؛ اما عزت فردایت را ساخته‌ای. 🇮🇷 و برای یک ملت این حکمت فقط درباره «من» نیست؛ درباره «ما» هم هست. ملت‌ها هم در برابر همین انتخاب قرار می‌گیرند: مقاومت یا تسلیم؟ ایستادگی یا عقب‌نشینی؟ استقلال یا وابستگی؟ حفظ عزت یا خریدن آرامش به قیمت از دست دادن عزت؟ گاهی به یک ملت گفته می‌شود: «کوتاه بیا تا مشکلت حل شود.» «مقاومت نکن تا هزینه ندهی.» «از آرمانت دست بکش تا با تو کنار بیاییم.» اما منطق امام عسکری می‌گوید: اگر جامعه‌ای حق و عزت خود را برای آسایش موقت بفروشد، ممکن است مدتی آرام‌تر زندگی کند؛ اما در بلندمدت، هزینه ذلت را خواهد پرداخت. و برعکس: ملتی که با عقل، تدبیر و اتحاد، پای حق و استقلال خود می‌ایستد، حتی اگر هزینه بدهد، عزتش را حفظ کرده است. این یعنی ، فقط یک واکنش سیاسی نیست؛ یک انتخاب هویتی است. یعنی یک ملت اجازه ندهد دیگری برای او تعیین کند چه چیزی را بخواهد، از چه چیزی بترسد و تا کجا عقب بنشیند. و البته مقاومت یعنی ایستادگی هوشمندانه؛ نه بی‌تدبیری، نه هیجان، نه جنگ‌طلبی؛ بلکه اینکه حق را به قیمت راحتی نفروشیم و عزت را با وعده‌های موقت معامله نکنیم. امام عسکری علیه‌السلام به ما یاد می‌دهد: حق را که گرفتی، شاید تنها باشی؛ اما ذلیل نیستی. حق را که رها کردی، شاید همه پشت سرت باشند؛ اما عزیز نیستی. و برای یک ملت نیز همین است: ممکن است دشمن قدرتمند باشد؛ اما قدرت دشمن، مجوزِ فروش عزت ما نیست. ✨ پیام امروز امام عسکری عزت را از بیرون طلب نکن؛ از انتخاب‌هایت بساز. هر انسان با انتخاب حق، عزیز می‌شود؛ و هر ملت با ایستادن بر حق، عزتمند می‌ماند. و چه زیباست که در شب شهادت امام عسکری علیه‌السلام، این جمله را با خودمان ببریم: عزت، پاداشِ ایستادن بر حق است؛ و ذلت، نتیجه معامله کردن حق. امام عسکری به ما نیاموخت که محاصره وجود ندارد؛ آموخت که حتی در محاصره هم می‌توان آزاد ماند، حق را نگه داشت و آینده را ساخت. تبار عسکری اگر تن و خاکش در محاصره باشد، ذهنش محاصره‌پذیر نیست؛ ذهنش آزاد، محاسبه‌اش مستقل و عملش مقتدر است. ✍️ محمدجواد فدایی 🗓 بوقت اربعین تدفین، زیر سایه حضرت رضا علیه‌السلام، مزار مطهر امام شهیدی که در تمام عمر، حق را با هیچ مصلحتی معامله نکرد؛ با عزت زیست، با عزت ایستاد و سربلند رفت. 🥺 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌿 جاریِ امامت | انتقال پرچم 🚩 🇮🇷 گاهی بزرگ‌ترین هنر یک رهبر این نیست که خودش پرچم را تا آخرین نقطه برساند؛ این است که پرچم را زمین نگذارد و دست‌های شایسته‌ای برای ادامه راه تربیت کند. امام حسن عسکری علیه‌السلام در روزگاری پر از محاصره و مراقبت، فقط برای امروز امامت نکرد؛ او باید فردای امامت را حفظ می‌کرد. و این، یک حکمت بزرگ برای همه ماست: اگر پرچم‌داری، فقط پرچم را حفظ نکن؛ پرچم‌دارِ بعدی را هم بساز. نسل بعد، خودبه‌خود ادامه‌دهنده راه ما نمی‌شود. باید کسی را ساخت که بفهمد، باور کند، تمرین کند، مسئولیت بپذیرد و روزی خودش پرچم را به دست بگیرد. سؤال امشب این نیست که: من چقدر برای این راه کار کرده‌ام؟ سؤال عمیق‌تر این است: اگر فردا من نباشم، چه کسی راه را ادامه خواهد داد؟ چه جوانی را ساخته‌ام؟ چه نوجوانی را آماده کرده‌ام؟ چه طلبه‌ای را به میدان آورده‌ام؟ چه خانواده‌ای را برای این رسالت تربیت کرده‌ام؟ اگر همه‌چیز به حضور من وابسته باشد، من «پرچم‌دار» نبوده‌ام؛ من خودِ پرچم شده‌ام! و پرچم نباید به یک نفر گره بخورد؛ باید دست‌به‌دست، نسل‌به‌نسل، تا مقصد برود. 🌱 این همان «جاریِ امامت» است. امام عسکری علیه‌السلام، امامت را در حصار خفقان متوقف نکرد؛ راه را برای فردا جاری کرد. و چه زیباست که این حکمت را در سیره رهبر شهیدمان، سیدعلی نیز ببینیم؛ او فقط برای امروزِ جبهه و انقلاب میدان‌داری نکرد؛ برای فردای آن هم رهبر ساخت. پرچم‌داری که می‌داند روزی باید پرچم را به دست دیگری بسپارد، از همان امروز پرچم‌دارِ بعدی را تربیت می‌کند. این یعنی بصیرتِ یک رهبر: راه را به یک شخص وابسته نمی‌کند؛ راه را در یک نسل جاری می‌کند. و حالا، این سؤال به ما می‌رسد: من چه چیزی از خودم به جا می‌گذارم؟ یک خاطره؟ یا انسانی که بتواند راه را ادامه دهد؟ 🌙 امشب، دو عهد داریم 🤝عهد اول، با امام زمانمان؛ که فقط منتظر آمدنش نباشیم؛ خودمان را برای یاری‌اش بسازیم. انتظار یعنی فقط گفتنِ «آقا بیا» نیست. یعنی آن‌قدر خودت را بسازی که اگر روزی ندای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی» به گوشت رسید، پاسخت حاصل یک هیجان لحظه‌ای نباشد؛ حاصل یک عمر باشد. و 🤝عهد دوم، با نائب امام و رهبرمان، سیدمجتبی خامنه‌ای؛ که در این روزگار، پرچم هدایت و مقاومت را بر دوش دارد. عهد ما با رهبر، فقط این نیست که پشت سر او بایستیم؛ عهد ما این است که میدان را برای ادامه این راه خالی نگذاریم. اگر او پرچم را بلند کرده است، ما باید دست‌هایی باشیم که پرچم را نگه می‌دارند، نیروهایی که میدان را پر می‌کنند و نسلی که فردای این راه را می‌سازد. 🚩 از خودم شروع کنم شاید امشب باید از خودمان بپرسیم: از خودم چه کسی را ساخته‌ام؟ از فرزندم یک یاور خدا ساخته‌ام؟ از برادرم؟ از شاگردم؟ از همکارم؟ از آن جوانی که خدا سر راه من گذاشته است؟ آیا وقتی کنار من زندگی می‌کنند، فقط از من خاطره‌ای خوب به یادگار می‌برند؛ یا یک قدم به خدا، یک قدم به امام و یک قدم به میدان نزدیک‌تر می‌شوند؟ شاید رسالت ما این نباشد که فقط خودمان آدم خوبی باشیم؛ رسالت ما این است که «یاورساز» باشیم. از خانه شروع کنیم؛ از کلاس؛ از مسجد؛ از محیط کار؛ از رفاقت‌هایمان. بسازیم؛ بسازیم؛ بسازیم؛ بسازیم. انسان‌هایی که برای خدا دل بدهند، برای حق بایستند، برای مردم گره‌گشا باشند و در برابر دشمن، محکم بمانند. یعنی: زندگی‌مان یاورساز باشد؛ و دشمن‌سوز نسلمان یاورساز باشد؛ و دشمن‌سوز حضورمان یاورساز باشد؛ و دشمن‌سوز اللهم عجل لولیک الفرج... 🤲 ✍️ محمدجواد فدایی 🗓 به‌وقت شب ۹ ربیع‌الاول ۱۴۴۸ زیر سایه انیس‌النفوس 🌷🇮🇷🚩🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از پدر شهید امت 🇮🇷
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 عبدالرحیمی «عکاس و فیلم بردار ویژه بیت رهبری» 🔺️وقتی رهبری چند ماه در کانکس زندگی کردن . .🥺 🌷🇮🇷🚩🌷
🌿 جاریِ رسالت | رحمت یک روز، در کوچه‌های مکه، مردی آمد که چیزی در دست نداشت؛ نه شمشیر، نه تاج، نه سپاه. فقط رحمت داشت. و خدا گفت: ﴿ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ ﴾ «تو را نفرستادیم، مگر رحمتی برای جهانیان.» دقت کرده‌ای؟ نگفت برای مؤمنان؛ گفت: برای جهانیان. انگار رحمتِ محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم، دیوار نداشت. به دوست می‌رسید، به دشمن؛ به کودک، به پیر؛ به آن‌که او را می‌شناخت و حتی آن‌که هنوز نمی‌شناخت. پیامبر رفت؛ اما یک سؤال را برای ما جا گذاشت: اگر رحمتِ او قرار بود امروز از جایی عبور کند، از زندگی چه کسی عبور می‌کرد؟ از خانه ما؟ از نگاه ما به فرزندمان؟ از برخورد ما با شاگردمان؟ از حرف زدنمان با همسرمان؟ از رفتاری که با آن آدمِ مخالف داریم؟ شاید رسالت، همین‌جا ادامه پیدا می‌کند؛ جایی که یک انسان، بعد از دیدن ما، کمی بیشتر طعم خدا را می‌چشد. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم) فقط کتاب نیاورد؛ آدم آورد. ✨ آدم‌هایی که بعد از او، خودشان پنجره‌ای برای رسیدن دیگران به خدا شدند. بعثت، در تاریخ اتفاق افتاد؛ اما رحمت می‌تواند هنوز در ما مبعوث شود. شاید از همین روست که هر بار نام محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم) را می‌شنویم، باید از خودمان بپرسیم: من از پیامبر چه چیزی را با خودم به امروز آورده‌ام؟ اگر هیچ‌کس از بودن من بوی رحمت نگیرد، شاید نام پیامبر را برده‌ام؛ اما هنوز چیزی از رسالت او را جاری نکرده‌ام. 🌿 آستانه تولد | رحمت للعالمین 🗓 به‌وقت ۱۴ ربیع‌الاول ۱۴۴۸ ✍️ محمدجواد فدایی 🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از ایران من