2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 جاریِ رسالت | اگر دین به مردم نرسد...
گاهی فکر میکنیم
رسالت یعنی حرفی را
از آسمان بگیری
و به زمین برسانی.
اما محمد صلیاللهعلیهوآله
و صادق آلرسول علیهالسلام
دین را فقط به مردم نگفتند؛
آن را در میان مردم زندگی کردند.
کنار مردم بودند؛
با دردشان،
با پرسشهایشان،
با امیدشان.
مثل آقا و رئیسی شهیدمان،
که مردم را
حاشیه رسالت نمیدیدند؛
خودِ میدان رسالت میدیدند.
✨پیامبر صلیاللهعلیهوآله❣
آنقدر به مردم نزدیک بود
که خداوند فرمود:
﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ
حَرِيصٌ عَلَيْكُم﴾
از خودِ شماست؛
رنج شما بر او سخت است
و برای شما دلنگران است.
شاید رسالت،
همین نزدیکی باشد؛
اینکه دین
در سختترین روزها
میان ما و مردم
فاصله نیندازد.
امروز،
در روزگارِ جنگ و فشار،
شاید دشمن بیش از هر چیز
چشم به فاصلههای میان ما دوخته باشد.
و اینجاست که
میلاد محمد صلیاللهعلیهوآله
دوباره برای امروز ما معنا پیدا میکند:
از دلِ تفرقه، امت ساختن.
و در برابر دشمن،
کنار هم ایستادن.
یک دست،
هرقدر هم توانمند،
یک دست است؛
اما دستهایی که
کنار هم قرار میگیرند،
ید واحده میشوند.✊
✨شاید جاریِ رسالت
همین باشد:
نه فقط
دین را به مردم گفتن؛
بلکه چنان با مردم بودن
که در روز سخت،
هیچکس تنها نماند.
🌿 محمد صلیاللهعلیهوآله
آمد
تا انسانها را کنار هم بیاورد؛
شاید امروز
ادامه راه او
از همینجا آغاز شود:
کنار هم بمانیم. 🤝
🌸 عاشقان، میلاد مبارک 💐
🌿 روز تولد | خدمت بیمنت به مردم
بر اساس اسلام
برای رضای خدا
🗓 بهوقت ۱۷ ربیعالاول ۱۴۴۸
✍️ محمدجواد فدایی
🌷🇮🇷🚩🌷
🌿 جاریِ رسالت | یک برش از زیستِ مردمی
این داستان را احتمالاً خیلی از ما شنیدهایم:
پیامبر صلیاللهعلیهوآله دوازده درهم داشت
برای خرید یک لباس.
در راه، کنیزی را دید
که چهار درهمش را گم کرده بود
و از ترسِ بازگشت به خانه،
درمانده بود.
پیامبر چهار درهم به او داد.
با چهار درهم دیگر
لباسی خرید.
در راه، برهنهای را دید؛
لباس را از تن بیرون آورد
و به او پوشاند.
چهار درهمِ آخر ماند
برای لباس خودش.
اما در راه،
دوباره به همان کنیز رسید.
برگشت.
او را تا خانه همراهی کرد،
برای آزادیاش شفاعت کرد
و کنیز آزاد شد.
و پیامبرصلیاللهعلیهوآله فرمود:
«عجب مال پربرکتی بود؛
دو برهنه پوشیده شدند
و یک گرفتار آزاد شد.»
داستان را که میخوانیم،
شاید بگوییم:
پیامبر چقدر اهل انفاق بود.
اما مرحوم استاد علی صفایی
همین داستان را طور دیگری میبیند.
و اینجاست که آدم میفهمد
گاهی مسئله، دانستنِ داستان نیست؛
نوع نگاه کردن به داستان است.
او فقط نمیبیند
که پیامبر چه بخشید.
میبیند:
چطور نیاز را دید؛
چطور میان چند نیاز،
اولویت گذاشت؛
چطور با امکانات محدود،
به جای حسرتِ نداشتهها،
از داشتههای موجود امکان ساخت؛
چطور یک مال را
به چند خیر تبدیل کرد؛
و چطور بعد از یک کمک،
انسان گرفتار را
رها نکرد.
یعنی داستان برای او
فقط یک «حکایت اخلاقی» نیست؛
یک مدرسه تصمیمگیری است.
شاید تفاوت ما و او
در این نباشد که ما این داستان را نشنیدهایم.
شاید تفاوت در این باشد که
ما یک بار از کنار داستان گذشتهایم؛
اما او ایستاده
و پرسیده است:
در این صحنه،
چه چیزهایی هست که من نمیبینم؟
این، یک مهارت برداشت تربیتی و پیامخوانی از حادثههاست:
وقتی داستانی از پیامبر میخوانی،
فقط نپرس:
«چه کار خوبی کرد؟»
بپرس:
چه دید که من ندیدم؟
چه امکانی را دید که من ندیدم؟
چه اولویتی را تشخیص داد که من ندیدم؟
و اگر من جای او بودم،
داستان را چگونه تمام میکردم؟
شاید آن وقت،
سیره از کتاب بیرون بیاید
و وارد زندگی ما شود.
و شاید این همان چیزی باشد
که امام سجاد علیهالسلام در دعای مکارمالاخلاق از خدا میخواهد:
«وَأَصِبْ بِي سَبِيلَ الْهِدَايَةِ لِبِرٍّ فِيمَا أُنْفِقُ مِنْهُ»
گاهی برای شبیه شدن به پیامبر،
بیش از آنکه به داستانهای بیشتری نیاز داشته باشیم،
به چشمهای تازهتری برای دیدن همان داستانهای قدیمی نیاز داریم.
🌿 روز تولد | #اسوه_حسنه در هنر خیرآفرینی
🗓 بهوقت شام ۱۷ ربیعالاول ۱۴۴۸
✍️ محمدجواد فدایی
📗 امالى صدوق، ص ۲۳۸.
📗روحانيت و حوزه: مشكلات و راهكارها، ص: ۱۸۷.
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از محتوای تربیت دینی 🇵🇸 کودک و نوجوان
گزارش توصیفی صد فیلم برتر در ایران و جهان با موضوع مدرسه و آموزش.pdf
حجم:
926.9K
📌 معرفی ۱۲۰ اثر برگزیده با موضوع «مدرسه»
اگر با مدرسه و دانشآموز سروکار دارید، این مجموعه میتواند گنجینهای برای دیدن، خواندن، الهام گرفتن و عمیقتر اندیشیدن به تربیت باشد.
🎁 در این مجموعه معرفی شده است:
🔸 ۵۲ مستند ایرانی و خارجی
🔸 ۴۱ فیلم سینمایی ایرانی و خارجی
🔸 ۷ ارائه TED
🔸 ۲۰ کتاب
🔰 قابل توصیه به معلمان، مربیان، مدیران، مبلغان، فعالان تربیتی و هر عنصر دغدغهمند و انقلابی که بهنحوی با مدرسه و دانشآموز سروکار دارد.
گاهی یک فیلم، یک کتاب یا یک روایت، میتواند نگاه یک مربی به مدرسه و تربیت را تغییر دهد.
#مدرسه
#فعال_تربیتی
#طلبه_انقلابی
🌷🇮🇷🚩🌷
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 جاریِ امامت | آدمها یا راه؟
گاهی یک جمله، فارغ از اینکه گویندهاش کیست، میتواند پنجرهای تازه به یک مسئله تربیتی باز کند:
اگر روزی چهرهها از میان ما رفتند، آیا نسل ما هنوز راه را میشناسد؟
شاید یکی از مهمترین وظایف تربیت همین باشد:
آدمها را بشناسیم؛
اما راه را هم به فرزندانمان بشناسانیم.
ویدئو را ببینید؛
و بعد این تأمل را دنبال کنید:
🔗 «حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی.»
🌷🇮🇷🚩🌷
تأملات تربیت اخلاقی
🌿 جاریِ امامت | آدمها یا راه؟ گاهی یک جمله، فارغ از اینکه گویندهاش کیست، میتواند پنجرهای تازه ب
🌿 جاریِ امامت | وقتی چراغ را با صاحب چراغ اشتباه میگیریم
گاهی در یک راه، آنقدر چشممان به راهنما میماند که خودِ راه را فراموش میکنیم.
اگر او گفت، میپذیریم؛
اگر او ایستاد، میایستیم؛
اگر او رفت، میرویم.
اما یک سؤال مهمتر باقی میماند:
اگر روزی راهنما از پیش چشم ما کنار رفت، آیا هنوز میدانیم کدام سو، راه است؟
امیرالمؤمنین علیهالسلام در سخنی تکاندهنده میفرماید:
«إِنَّ الْحَقَّ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ، اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ»
حق را با آدمها نمیشناسند؛
حق را بشناس، اهل حق را خواهی شناخت.
این سخن، دعوت به بیاعتنایی به آدمها نیست؛
دعوت به درست دیدنِ آدمهاست.
فرق بزرگی است میان اینکه بگویی:
«چون فلانی را قبول دارم، پس این سخن حق است»
و اینکه بگویی:
«حق را شناختهام؛ و حالا میفهمم چرا باید به فلانی اعتماد کنم و از او پیروی کنم.»
در اولی، آدم معیار حق میشود؛
در دومی، شناخت حق، چشم ما را برای شناخت آدمها باز میکند.
شاید یکی از خطرناکترین اتفاقها در تربیت دینی همین جابهجایی باشد اینکه به جای تربیتِ انسانِ صاحبِ بصیرت، انسانِ صاحبِ وابستگی تربیت کنیم.
کسی که اسمها را خوب حفظ کرده،
اما هنوز نمیداند پشت این اسمها چه حقیقتی ایستاده است.
کسی که چهرهها را میشناسد،
اما معیارها را نه.
و اینجاست که یک فقدان میتواند به یک بحران تبدیل شود؛
چون با رفتن یک چهره، بخشی از ایمانِ او هم میرود.
اما اگر انسان، راه را شناخته باشد،
آدمها برایش فقط «چهره» نیستند؛
نشانههای راهاند.
آنوقت، شناختِ یک رهبر، یک عالم، یک شهید یا یک امام،
شناختنِ یک فرد جدا از حقیقت نیست؛
شناختنِ نسبت او با حقیقت است.
شاید برای همین است که امیرالمؤمنین علیهالسلام به حارث هشدار میدهد:
«إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ، بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ؛ فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ.»
دین خدا را با آدمها نمیشناسند؛
با نشانه حق میشناسند.
و این، شاید یکی از عمیقترین درسهای امامت برای تربیت نسل آینده باشد:
نسلی تربیت کنیم که اگر پیروست، آگاهانه پیروی کند؛
آدمها را بشناسد، اما در آدمها متوقف نشود؛
پرچمدار را دوست بدارد، اما پرچم را هم بشناسد؛ و
اگر روزی پرچمدار از میدان رفت، راه را گم نکند.
چون تربیتِ امامت، فقط تربیتِ «پیرو» نیست؛
تربیتِ انسانِ راهشناس است.
نه بینیاز از امام؛
بلکه چنان امام را بشناسد که با شناختِ او، راه را بهتر ببیند.
شاید فرق یک نسلِ وابسته با یک نسلِ بصیر، همینجا باشد:
یکی وقتی چهره را از او بگیری، راه را هم گم میکند؛
دیگری وقتی چهره را از او بگیری، تازه معلوم میشود که راه را شناخته است.
📚 منابع
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام): «إِنَّ الْحَقَّ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ، اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ.»
📚نهجالبلاغه، حکمت ۲۶۲؛ نیز: مجمعالبیان، ج ۱، ص ۲۱۱؛ روضة الواعظین، ص ۳۹. و در نقل دیگری:
«إِنَّ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ لَا يُعْرَفَانِ بِالنَّاسِ، وَلَكِنِ اعْرِفِ الْحَقَّ بِاتِّبَاعِ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَالْبَاطِلَ بِاجْتِنَابِ مَنِ اجْتَنَبَهُ.»
📗الأمالي للطوسي، ص ۱۳۴، ح ۲۱۶.
گفتوگوی امیرالمؤمنین(علیهالسلام) با حارث
📗الأمالي للمفيد، ص ۳
✍️ محمدجواد فدایی
🌷🇮🇷🚩🌷
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 ادب حضور و سلام
✨جانبازی که در دیدار آقا زیارت جامعه میخواند 🥺
چه عرض ادب و سلام قشنگی!
السلام علیک یا بن رسول الله
السلام علیک یا بن فاطمه الزهرا سلاماللهعلیها
بابی انت و امی یا مولای
آیه ۳۷ سوره ابراهیم:
وَ اجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ
ما خاب من تمسّك بك وأمِنَ مَن لجأ إليك ....😭
يا سيدي
بابی انت و امی یا مولای
صلى الله عليك يابن رسول الله
#ایلام
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از حسینیه شهید محسن
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فيلم جذاب خاطرهگويی جانباز شهيد دکتر محمود رفيعی، در محضر حضرت امام خامنهای، در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۴. 👌✨
🕊شادی روح پاک ایشان و رهبر شهید انقلاب، حمد و سوره و صلواتی قرائت کنیم. 🤲
✍دکتر رفیعی چله گرفته بود که به محضر امام زمان عج الله شرفیاب شود. پیرمردی را دید که به او گفت: آقای دکتر، آقا به شما سلام رساندند و فرمودند فعلا دیدار ما میسر نیست، اما خدمت نائب ما خواهی رسید و خاطراتت را خواهی گفت.
دکتر تعجب می کند که منظور از نائب امام کیست؟
همان موقع گوشی او زنگ می خورد و خبر می دهند فردا شب دیدار جانبازان با رهبر انقلاب است...
این فیلم برای همان ماجراست..
نبینین ضرر کردین 🥺
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
هوش مصنوعی.mp3
زمان:
حجم:
20.4M
🎙 خدایی رقیب خدا
🔹 گفتگو با #استاد_طاهرزاده پیرامون "هوش مصنوعی و نسبت آن با آینده"
📆 ۱۱ شهریور ماه ۱۴۰۵
#سرای_هنر_و_اندیشه
@soha_sima
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 پیام اول | حکمتِ میدان
#حکمت_میناب | مدرسه بیدیوار
✨شهید آوینی نوشته بود:
جوهر حقیقی كمال انسان در مقابله با دشواريها ظاهر ميگردد و اگر جز این بود، خداوند هرگز مؤمنین را به ابتلائاتی اینچنین دچار نميكرد. جنگ عرصهی ظهور و پرورش كمالات الهی انسان است. كمال در آزادی است و آزادی، در نفی تعلقات و رهایی از عادات. خانه، خانهی تعلقات است و شهر، مهبط عادات، و اگر نبود دشواريها و ابتلائاتی كه خداوند انسان را بدان ميآزماید، جوهر حقیقی وجود انسان همواره پنهان ميماند.
شاید بعضی حقیقتها را نتوان در کلاس فهمید.
باید کفش پوشید، راه افتاد، خسته شد، دید، شنید، و از نزدیک، دستی را دید که در خط مقدمِ زندگی، هنوز گرمِ مقاومت است.
خانه، جای آرام گرفتن است؛
اما گاهی انسان برای پیدا کردن خودش، باید از خانه بیرون بیاید.
میناب و سیریک و کوهستک، فقط نام چند نقطه روی نقشه نیستند؛
گاهی بعضی نقطههای نقشه، آدم را از خودش بیرون میکشند.
آنجا شاید چیزی در ما بیدار شود که سالها در آسایش خوابیده بود.
شاید حکمت این روزهای سخت همین باشد:
بعضی راهها را باید رفت تا دیده شوند؛ و بعضی حقیقتها را باید دید تا به راه افتاد.
#میناب
#سیریک
#کوهستک
#قلب_ایران 🇮🇷
✍️ محمدجواد فدایی
🌷🇮🇷🚩🌷
تأملات تربیت اخلاقی
🌿 پیام اول | حکمتِ میدان #حکمت_میناب | مدرسه بیدیوار ✨شهید آوینی نوشته بود: جوهر حقیقی كمال ان
🌿 پیام دوم | «یک راه هنوز نرفته»
#حکمت_میناب | از دیدن تا رفتن
دوستی از اردوی جهادی در میناب و سیریک میگفت.
از مردمی که شاید بیش از هر چیز، ما به «دیدنشان» نیاز داریم.
از رزمندگانی که حضورشان برای ما یک خبر است؛
اما اگر برویم و کنارشان بنشینیم، شاید تازه بفهمیم که خبر، یک انسان بوده است.
گاهی فاصله ما با یک حقیقت، فقط چند صد کیلومتر نیست؛
فاصله ما، ندیدن است.
تا وقتی میدان را ندیدهایم، جنگ یک واژه است؛
رزمنده، یک تصویر است؛
مردمِ آن منطقه، یک گزارشاند.
اما وقتی میروی...
وقتی چشم در چشم کسی میشوی که در میدان ایستاده؛
وقتی سختی راه را میچشی؛
وقتی میبینی یک حضور ساده، یک سلام، یک همدلی، یک بسته کوچک یا یک شب کنار مردم ماندن چقدر دلها را محکم میکند...
آن وقت چیزی در درونت تغییر میکند.
شاید بزرگترین نیاز امروز ما فقط «کمک رساندن» نباشد؛
رفتن و دیدن است.
برای آنها، آمدن ما قوت قلب است؛
و برای ما، دیدن آنها قوت ایمان.
شاید راز #سفرهای_میدان همین باشد:
ما فکر میکنیم برای رساندن چیزی میرویم؛
اما گاهی میرویم تا چیزی را در خودمان پیدا کنیم یا از خودمان جدا کنیم.
و از همانجا، سؤال شروع میشود:
اگر رفتن، اینهمه میسازد؛
چرا راهِ رفتن را برای مردم باز نکنیم؟
بعضی راهها را باید رفت تا دیده شوند؛
و بعضی حقیقتها را باید دید تا به راه افتاد.
#میناب
#سیریک
#کوهستک
#قلب_ایران 🇮🇷
✍️ محمدجواد فدایی
🌷🇮🇷🚩🌷
تأملات تربیت اخلاقی
🌿 پیام دوم | «یک راه هنوز نرفته» #حکمت_میناب | از دیدن تا رفتن دوستی از اردوی جهادی در میناب و
🌿 جاریِ میدان | راهی که باید باز شود
جنوب را یک روز باید از روی نقشه برداشت و به دل مردم آورد.
بعضی جاها روی نقشه فقط «یک نقطه»اند؛
اما وقتی میروی، میبینی یک نقطه نیستند؛
یک تپشاند.
میناب، سیریک و هرمز را شاید خیلیها روی نقشه پیدا کنند؛
اما چند نفر، دلشان را آنجا پیدا کردهاند؟
آنجا هنوز مردانی هستند که جنگ برایشان «خبر» نیست؛
بخشی از زندگیشان است.
و شاید مردم ما امروز بیش از آنکه به شنیدنِ روایت جنگ نیاز داشته باشند،
به دیدنِ میدان نیاز دارند.
بعضی حقیقتها تا از نزدیک دیده نشوند،
در دل، «مسئله» نمیشوند.
جنوب، روزی برای یک نسل همین شد.
مردم رفتند؛
خاک را دیدند؛
راوی را شنیدند؛
با شهیدان حرف زدند؛
و جنوب آرامآرام، از یک جغرافیا به یک پیوند تبدیل شد.
شاید امروز هم، وقتِ پیوند تازهای رسیده است.
کاش کسی برخیزد؛
نه برای ساختن یک اردو،
برای باز کردن یک راه.
کاش یک نفر، یک مجموعه، یک هیئت، یک گروه جهادی، یک مدرسه، یک دانشگاه،
اولین قدم را بردارد.
و شاید باز هم به یک حاجحسین یکتاهایی نیاز داریم؛ نه برای اینکه کسی را تکرار کنیم؛ برای اینکه کسی دوباره بلد باشد خیابان را به میدان گره بزند.
کسی که به مردم بگوید:
«بلند شوید؛
آنجا فقط کسانی منتظر کمک ما نیستند؛
آنجا حقیقتی منتظر دیدنِ ماست.»
جهادیها؛ طلاب بروند.
جوانها بروند.
مربیها و معلمها بروند.
خانوادهها بروند.
بروند، ببینند، کنار مردم بنشینند، خدمت کنند،
دست رزمنده زنده حاضر را بفشارند،
سختی راه را بچشند...
و برگردند؛
اما حتما دیگر همان آدمی نباشند که رفته بودند.
شاید یکی از مهمترین مدرسههای بیدیوار تربیت اخلاقی امروز،
همین باشد:
دیدن.
رنجِ راه.
خدمت.
مواسات.
و پیوند خوردن با انسانی که برای چیزی بزرگتر از خودش ایستاده است.
ما گاهی برای مردم چیزی میبریم؛
اما بعضی سفرها، چیزی از خودِ ما میگیرند:
راحتطلبی را،
بیخبری را،
عادت را...
و شاید همین، بزرگترین سوغات سفر باشد.
حرکتهای بزرگ همیشه با جمعیت شروع نمیشوند.
گاهی یک نفر،
جایی را میبیند که دیگران هنوز ندیدهاند؛
دردی را میفهمد که دیگران هنوز نفهمیدهاند؛
و راهی را میبیند که هنوز کسی در آن قدم نگذاشته است.
بعد برمیگردد...
و دیگر نمیتواند آرام بنشیند.
شاید امروز، یکی از ما باید همان نفر باشد.
همان کسی که اولین «قرار» را میگذارد.
اولین گروه را راه میاندازد.
اولین اتوبوس را پر میکند.
و یک روز، وقتی این راه پر از رفتوآمد شد،
شاید کسی بپرسد:
«این راه از کجا شروع شد؟»
و جوابش ساده باشد:
از یک نفر
که یکبار رفت...
و وقتی برگشت،
دیگر نتوانست دیگران را با خودش نبرد.
بعضی راهها را باید رفت تا دیده شوند؛
و بعضی حقیقتها را باید دید تا به راه افتاد.
#میناب
#سیریک
#کوهستک
#قلب_ایران 🇮🇷
✍️ محمدجواد فدایی
پیام اول
پیام دوم
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از فضائل 🌙ماهمن علي علیهالسلام
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای شنیدنی پرفسور ژاپنی و آشنایی او با نهج البلاغه
🌷🇮🇷🚩🌷