eitaa logo
تأملات تربیت اخلاقی
86 دنبال‌کننده
50 عکس
23 ویدیو
8 فایل
گروه تربیت پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم pajouhesh_tarbiat
مشاهده در ایتا
دانلود
تأملات تربیت اخلاقی
✅ جلسۀ هم‌اندیشی پژوهشکدۀ اخلاق و معنویت: 🌀 عنوان: بعثت مردم در میدان نبرد؛ از منظر اخلاقی، تربیتی
مراقبت از امید انسان مجاهد خوانشی تربیتی از دعای چهاردهم صحیفه سجادیه پیش‌زمینه در این هم‌اندیشی موصوع «مراقبت از امید انسان مجاهد» که با حضور اساتید، پژوهشگران برگزار شد، فرصتی کوتاه اما عمیق برای بازخوانی دعای چهاردهم صحیفه سجادیه از منظر تربیتی و راهبردی فراهم آمد. آنچه در این گزارش می‌آید، عصاره نکات کلیدی مطرح‌شده در آن نشست است؛ نگاهی نو به دعایی که شاید تاکنون بیشتر با زاویه «شکایت از ظالم» خوانده شده است. دعای ۱۴ را اشتباه می‌خوانیم! معمولاً وقتی دعاها را می‌خوانیم، با این نگاه پیش می‌رویم که مشکلی داریم و از خدا می‌خواهیم آن را حل کند. اما اگر دعای چهاردهم صحیفه سجادیه را این‌گونه بخوانیم، مهم‌ترین پیام آن را از دست داده‌ایم. کشفی که پس از انس با این دعا حاصل می‌شود، این است که: دعای ۱۴ بیش از آنکه درباره ظالم باشد، درباره تربیت مظلوم است. بیش از آنکه درباره شکست دشمن باشد، درباره حفظ انسان است. و بیش از آنکه دعای انتقام باشد، دعای استقامت است. وقتی متن دعا را از ابتدا تا انتها دنبال می‌کنیم، در نگاه اول تصور می‌شود امام سجاد علیه‌السلام می‌خواهد از ظالم شکایت کند. اما هرچه جلوتر می‌رویم، و روشمند استنطاق تربیتی می‌کنیم روشن می‌شود که دغدغه اصلی امام چیز دیگری است. پنج خطری که امام مدیریت می‌کند امام سجاد علیه‌السلام در این دعا، به‌دقت پنج خطر راهبردی را که جامعه مظلوم را تهدید می‌کند، نشانه رفته و برای هر کدام پاسخی تربیتی طراحی کرده است: خطر اول: احساس تنهایی – جامعه‌ای که احساس کند صدایش شنیده نمی‌شود و رنجش دیده نمی‌شود، پیش از هر شکست بیرونی، از درون فرو می‌ریزد. امام با توصیف خداوند به عنوان کسی که اخبار مظلومان بر او پنهان نیست، این ادراک را اصلاح می‌کند. خطر دوم: خشم افسارگسیخته – خشم فروخورده، اگر مدیریت نشود، به کینه‌ای ویرانگر تبدیل می‌شود که هم عدالت را کور می‌کند و هم انسانیت را. خطر سوم: شبیه‌شدن به دشمن – شاید مهم‌ترین و عمیق‌ترین آموزه دعا در فراز «ولا تجعلنی فی مثل حاله» نهفته است. امام از خدا می‌خواهد که مبادا مظلوم در مسیر مبارزه، به تدریج از درون شبیه ظالم شود. مقاومتی که به بازتولید ظلم بیانجامد، پیروزی نیست. خطر چهارم: ناامیدی از آینده – امام می‌فرماید: «لا تفتنی بالقنوط من انصافک»؛ خدایا مرا به ناامیدی از عدالتت مبتلا مکن. ناامیدی فقط یک احساس نیست؛ یک انحراف تربیتی و راهبردی است. خطر پنجم: فرسایش صبر در اثر طولانی‌شدن مسیر – امام به انسان می‌آموزد که اگر پیروزی به تأخیر افتاد، باز هم امید را حفظ کند و بداند که تأخیر، همیشه نشانه شکست نیست. دعای ۱۴؛ نقشه راه حفظ سرمایه انسانی جبهه مقاومت آنچه این دعا را از یک متن عبادی صرف به یک سند راهبردی تبدیل می‌کند، نگاه جامع آن به «حفظ سرمایه انسانی» در میدان نبرد است. امام سجاد علیه‌السلام در این دعا، بیش از آنکه نگران ظالم باشد، نگران فرسودگی جبهه مظلوم است. اگر بخواهیم با زبان امروز سخن بگوییم: دعای ۱۴ یک متن «مدیریت تاب‌آوری اجتماعی» است. یک متن «مراقبت از امید جمعی» است. و یک متن «پیشگیری از فروپاشی اخلاقی در شرایط منازعه» است. امام می‌داند جامعه‌ای که امیدش را از دست بدهد، یا به نفرت آلوده شود، یا شبیه دشمن گردد، حتی اگر در میدان پیروز شود، باز هم در سنجه انسانیت شکست خورده است. سه ضلع پازل راهبردی در این نگاه، با راز توصیه اکید رهبر شهید حکیم انقلاب به انس با دعای چهاردهم آشنا می‌شویم همچنین این حکمت را بیشتر در می‌یابیم که آن را در کنار دو متن دیگر ببینیم که هرکدام یک لایه از مدیریت میدان مقاومت را پوشش می‌دهند: · دعای چهاردهم – مدیریت اخلاق و روان در میدان · سوره فتح – مدیریت افق و آینده میدان · دعای توسل – مدیریت هویت و پیوند در میدان جامعه‌ای که این سه را داشته باشد، اخلاقش حفظ می‌شود، امیدش حفظ می‌شود و هویتش حفظ می‌شود. و این، همان چیزی است که هر جبهه مقاومتی برای ماندن به آن نیاز دارد. خلاصه تربیت در دعای چهاردهم اگر بخواهیم حاصل تربیت امام سجاد علیه‌السلام در این دعا را در چند جمله خلاصه کنیم، انسان به این نقطه می‌رسد که بگوید: من دیده می‌شوم. من فراموش نشده‌ام. من تنها نیستم. من حق دارم مقاومت کنم. اما حق ندارم شبیه ظالم شوم. اگر پیروزی دیر شد، ناامید نمی‌شوم. اگر راه سخت شد، امیدم را از دست نمی‌دهم. و اگر ظلم ادامه یافت، باز هم انسان باقی می‌مانم. سخن پایانی شاید مهم‌ترین تغییری که باید در نگاه ما به دعای چهاردهم رخ دهد، این باشد که آن را از یک «دعای علیه ظالم» به یک « منشور تربیت انسان مقاوم » تبدیل کنیم. آن‌گاه صحیفه سجادیه دیگر فقط کتاب دعا نخواهد بود؛ بلکه کتاب ساختن انسان در میدان‌های سخت زندگی خواهد شد. ✍ محمد جواد فدایی 🗓 بهار ۱۴۰۵
🚩 برنامه تربیتی «رد خون» اگر به دنبال یک بازی جذاب، اکتشافی و گروهی برای نوجوانان هستی که همزمان معارف عاشورا رو هم منتقل کنه، این بازی برای شماست. 🕌 مناسب برای: موکب‌ها و تجمعات شبانه، هیئت‌های نوجوانان، پایگاه‌های بسیج، اردوهای تربیتی 📥 برای تهیه به سایت برتر مراجعه یا اینجا کلیک کنید: 👈 دریافت برنامه تربیتی رد خون 🥇برتر | محلی برای اشتراک‌گذاری برنامه‌های تربیتی 🌐 bartar.app 🆔 @bartar_app
🔹 ضمن یادآوری ؛ 📢 به اطلاع اساتید، طلاب و پژوهشگران محترم می رساند: این نشست به همّت جمعی از مدیران محترم مراکز، مدارس و موسسات فقه تربیتی و مجموعه‌های فعال در عرصه تربیت با عنوان «مجمع مراکز آموزشی فقه تربیت» برگزار می‌گردد. از عموم اساتید، طلاب و پژوهشگران مرتبط با این مراکز، جهت حضور در جلسه دعوت به عمل می‌آید. ❇️ جامعه المصطفی العالمیه ❇️ مرکز تخصصی پیامبر اعظم (ص) ❇️ مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) ❇️ موسسه عالی فقه و علوم اسلامی ❇️ مدرسه عالی حوزوی ولی امر ❇️ موسسه فرهنگی اشراق و عرفان ❇️ موسسه آموزش عالی اخلاق و تربیت ❇️ مجتمع حوزوی مشکات ❇️ مرکز هدایت علمی تربیتی ولی عصر (عج) ❇️ موسسه فقه تربیت مصباح الهدی (ع) ❇️ موسسه انصار المهدی (عج) ❇️ و ... با عرض پوزش از خواهران محترم، شرایط حضور برای خواهران در جلسه فراهم نیست. در صورت تمایل می‌توانید به صورت جلسه را از طریق سایت مرکز فقهی دنبال نمایید. 📡 پخش برخط: www.markazfeqhi.com/live کانال اطلاع‌رسانی فقه تربیت مرکز فقهی 👇 https://eitaa.com/F_tarbiat_MAF ┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄ گروه آموزشی پژوهشی فقه تربیت مرکز فقهی ائمه‌اطهار علیهم‌السلام
ارائه استاد دکتر فدایی.mp3
زمان: حجم: 19M
🎙 نشست‌علمی «میدان تربیت و تربیت میدانی» 🎙 ارائه‌کننده: 🔰 حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر «قواعد تربیت انسان در میدان ظلم؛ استنطاقی از دعای چهاردهم صحیفه سجادیه با رویکرد فقه معارف تربیتی» کانال اطلاع‌رسانی فقه تربیت مرکز فقهی 👇 https://eitaa.com/F_tarbiat_MAF ┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄ گروه آموزشی و پژوهشی فقه تربیت مرکز فقهی ائمه‌اطهار علیهم‌السلام
✍️ عناوین زیر برگرفته از صحبت‌های اساتید محترم حاضر در هم اندیشی «میدان تربیت و تربیت در میدان» می‌باشد که قابلیت تحقیق و ارائه محصول پژوهشی دارد👇 🔍 بازتولید نظریه تربیت انقلابی از رهگذر تبیین مولفه های «تربیت میدانی» 🔍 تجربه «تربیت در میدان» از منظر معرفت شناسی اسلامی 🔍 تحلیل تاثیر «تربیت در میدان» در تقویت ادراک و احساس نوجوان 🔍 بررسی ظرفیت «میدان» برای تاثیرگذاری در تمام ساحات تربیتی 🔍 تبیین اضلاع موثر در الگوی دفاع متناسب با مختصات الگوی جدید دشمن در جنگ 🔍 تبیین ارکان وطن دوستی، به عنوان پیش شرط الگوی «تربیت میدانی» 🔍 ظرفیت های تربیتی جنگ از منظر قرآن کریم، با تاکید بر «میدان تربیت» 🔍 مقتضیات فطری کودک و نوجوان متناسب با الگوی «تربیت در میدان» 🔍 ظرفیت میدان در جهت تربیت توحیدی 🔍 نگاهی گذرا به چالش های معرفتی کودک و نوجوان در زمان جنگ 🔍 «جریان شناسی تربیت در میدان»؛ نگاهی نقادانه به رویکردهای تربیتی موجود در میدان 🔍 بنیان‌های نظری موثر در طراحی الگوی مطلوب «تربیت در میدان» 🔍 «نوجوان پیشران»؛ الگوی مطلوب رهبر شهید برای «میدان تربیت» 🔍 روش شناسی استنطاق مولفه‌های «تربیت میدانی» از منابع وحیانی 🔍 و ... کانال اطلاع‌رسانی فقه تربیت مرکز فقهی 👇 https://eitaa.com/F_tarbiat_MAF ┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄ گروه آموزشی پژوهشی فقه تربیت مرکز فقهی ائمه‌اطهار علیهم‌السلام
🔺 آیین‌نامه ارتقا؛ ابزار پنهان تربیت یا عامل «ناتربیت نامرئی»؟ در دانشگاه فرهنگیان، بارها و بارها در کلاس‌ها و دوره‌های تربیت معلم از رسالت معلمی، انگیزه درونی، تعهد حرفه‌ای و «ساخت انسان» سخن گفته می‌شود. از دانشجومعلمان خواسته می‌شود فراتر از نمره و مدرک بیندیشند و خود را مسئول آینده تربیتی جامعه بدانند. اما اجازه دهید یک پرسش بنیادین مطرح شود؛ آیا آیین‌نامه ارتقای اعضای هیأت علمی نیز همین پیام را منتقل می‌کند؟ فرض کنید استادی در دانشگاه فرهنگیان، با تمام توان، در کلاس‌ها و دوره‌ها از تربیت، اثرگذاری و مسئولیت اخلاقی معلم سخن می‌گوید. او دانشجومعلمان را به تعهد، صبر تربیتی و کار عمیق دعوت می‌کند. اما همین استاد، وقتی به آیین‌نامه ارتقای خود مراجعه می‌کند، درمی‌یابد که مسیر پیشرفت حرفه‌ای‌اش، بیش از هر چیز، از تولید امتیازات اداری و فعالیت‌هایی می‌گذرد که لزوماً ارتباط مستقیمی با تربیت معلم، حل مسائل واقعی مدرسه و شکل‌دهی هویت حرفه‌ای دانشجومعلم ندارند. اینجاست که با یک «تناقض تربیتی پنهان» مواجه می‌شویم؛ تناقضی که دیده نمی‌شود، اما عمیقاً اثر می‌گذارد. در سطح گفتار رسمی، از تربیت، تعهد و ساخت انسان سخن می‌گوییم؛ اما در سطح آیین‌نامه، نوع دیگری از انگیزه را پاداش می‌دهیم. نتیجه این ناهم‌راستایی، چیزی است که می‌توان آن را «ناتربیت نامرئی» نامید؛ یعنی ساختاری که بدون آن‌که قصدی داشته باشد، در حال تربیت رفتاری خلاف مأموریت دانشگاه است. آیین‌نامه ارتقا، به‌صورت خاموش اما بسیار مؤثر، به اعضای هیأت علمی و حتی به دانشجومعلمان پیام می‌دهد که موفقیت واقعی، نه در اثرگذاری تربیتی، بلکه در کسب امتیازات اداری تعریف می‌شود. نباید فراموش کرد که آیین‌نامه ارتقا، صرفاً یک نظام ارزیابی نیست؛ بلکه یکی از قدرتمندترین ابزارهای «تربیت غیررسمی» در دانشگاه فرهنگیان است. اگر این ابزار با مأموریت اصلی دانشگاه، یعنی تربیت معلم تراز، هم‌راستا نباشد، هر اندازه هم در کلاس‌ها و دوره‌ها از تربیت، اخلاق و تعهد سخن گفته شود، اثر آن ناخواسته خنثی خواهد شد. جمع‌بندی سخن آن است که آیین‌نامه ارتقا، یک قطب‌نماست. اگر قطب‌نما درست تنظیم نشود، همه درست حرکت می‌کنند، اما به مقصدی نادرست می‌رسند. اصلاح آیین‌نامه ارتقای اعضای هیأت علمی، نه یک اقدام اداری، بلکه اصلاح مسیر تربیت معلم آینده کشور است. هر آیین‌نامه‌ای، حتی در سکوت، در حال تربیت است؛ مسئله این است که چه چیزی را تربیت می‌کند. ✍ محمد جواد فدایی 📅۱۴۰۴۱۰۰۵ 🌷🇮🇷🌷
هدایت شده از جایزه برنامه
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«به عکس تو، چشم همه خیره... 🌷 اساتید ارجمند و همراهان دغدغه‌مند تربیت نوجوان در آستانه رخداد تاریخی تشییع پدر شهید امت ، بیش از هر زمان دیگری به وحدت نگاه، هم‌افزایی و طراحی مشترک نیاز داریم. در چند پیام کوتاه، کوشیده‌ شده برخی از اصول راهبردی، تجربه‌ها و ایده‌های عملی را که شاید برای تبدیل این فرصت کم‌نظیر به یک رخداد ماندگار تربیتی کمک کند مطرح شود‌. از شما بزرگواران دعوت می‌شود این مجموعه را با نگاه نقادانه و تکمیلی مطالعه فرمایید و با پیشنهادها، تجربه‌ها و ایده‌های خود، در غنی‌تر شدن آن سهیم باشید. مقدمه پیام اول پیام دوم پیام سوم پیام چهارم پیام پنجم باید برخاست... و این برخاستن، از اندیشه مشترک، هم‌فکری و اقدام جمعی آغاز می‌شود. 🌷🏴🇮🇷🌷
هدایت شده از حسینیه شهید محسن
☑️ آخرین صدایی که در تونل پیچید، روضه مادر بود😭😭 🔹️ همسر شهید سرتیپ دوم «مجید شعبانی»، برایمان از شهدای «نَفَس» هوافضای سپاه می‌گوید... 🔹️ می‌گفتند ساعت دو و نیم بامداد شنبه ۱۶ اسفند، آقا مجید و همرزمانش در تونلی در محدوده گرمدره مشغول کار بودند که جنگنده‌ها از راه رسیدند و شروع به بمباران آن منطقه کردند. *با اصابت یکی از بمب‌ها به کوه و ریزش بخشی از آن، ورودی و خروجی تونل مسدود شد. 🔹 در آن میان، یک موشک هم به نزدیکی دریچه هوای تونل خورد *اما عمل نکرد.* خوشحالی نیروها از این اتفاق چندان طول نکشید؛ چون گاز و دودی که از آن موشک عمل نکرده به داخل تونل وارد می‌شد، آرام‌آرام اکسیژن موجود در آن فضا را می‌بلعید و شرایط تنفس را برای افراد داخل تونل سخت می‌کرد. 🔹 تلاش‌ها برای باز کردن دهانه‌های تونل و نجات افراد محبوس‌شده، بی‌نتیجه بود. برایمان گفتند با اینکه آن منطقه همچنان زیر بمباران جنگنده‌ها بود، نیروهای بیرونی بدون ترس آنجا ماندند و با دست خالی و هرچه در اختیار داشتند تلاش کردند آن حجم خاک و شنِ تلنبارشده در دهانه‌های تونل را کنار بزنند اما موفق نشدند و حتی در آن دقایق پرالتهاب، سه نفر از نیروهای ایثارگری که مشغول آواربرداری بودند، به شهادت رسیدند. 🔹 همکاران آقا مجید می‌گفتند معدود تماس‌هایی که با وجود آنتن ضعیف در آن چند ساعت برقرار شد، نشان می‌داد نیروهای داخل تونل، برخلاف ولوله‌ای که آن بیرون برپا شده بود، آرام و مطمئن، تا جایی که نفس و توان داشتند، به کارشان ادامه داده بودند. آخرین صدایی هم که از جمع آنها به گوش رفقای بیرونی رسیده بود، صدای روضه بود. آن ۴۲ نفر در آخرین دقایق زندگی دنیایی‌شان، روضه حضرت زهرا(س) خوانده بودند... 🔹 «بعد از چند ساعت تلاش که دهانه‌های مسدودشده تونل بالاخره باز شد، تازه شروع غصه‌های بچه‌های هوافضا بود. گرچه فضای داخل تونل هیچ آسیبی ندیده بود و همه افراد حاضر در آنجا هم در ظاهر سالم بودند اما هیچکس خوشحال نشد. تمام قصه این بود که انفجار بمب، ریزش آوار و شدت جراحات و... باعث شهادت افراد داخل تونل نشده بود. آن ۴۲ نفر، به دلیل تمام شدن اکسیژن داخل تونل، شهید شده بودند! به همین خاطر هم بود که معروف شدند به شهدای «نَفَس». 🔹 می‌گفتند آقا مجید، دومین شهیدی بود که از تونل بیرون آوردند. همه تعجب کرده بودند که چرا ماسک ندارد! دوستش می‌گفت: «با روحیه‌ای که از مجید سراغ دارم، حتماً فداکاری کرده و ماسکش را به همرزمی داده که زودتر از او نفسش به شماره افتاده بوده...» 📌 *دختر شهیدی که دعایش دو ماه قبل اجابت شده بود* 🔹 «وقتی افراد مطلع به ما گفتند کار خدا بوده که آن بمب عمل نکرده وگرنه نه پیکر و نه هیچ نشانه‌ای از آن ۴۲ نفر باقی نمی‌ماند، یاد دعای دخترم افتادم. وقتی خبر شهادت آقا مجید را به بچه‌ها دادم، مهدیه گفت مامان! یادته دو ماه قبل رفته بودم مراسم اعتکاف؟ وقتی نماز مخصوص اعتکاف رو خوندم، توی قنوتش، ناخودآگاه یاد بابا افتادم. نمیدونم چرا اما بی‌اختیار گفتم: 🔹 «خدایا! اگه یه روز بابام شهید شد، کاری کن که پیکر داشته باشه. من دوست ندارم بابام جاویدالاثر باشه...» «مجید را که در معراج شهدا دیدم، توی دلم گفتم: حتماً خدا، دعای مهدیه را اجابت کرده. پیکر همسرم، کاملاً سالم بود. فقط گوشه چشم و بینی‌اش، کمی خون‌آلود بود. دیگر هیچ آسیبی به پیکر نرسیده بود. انگار خوابیده بود؛ آرامِ آرام...» راوی: مریم شریفی 🇮🇷 پایگاه نشر روایتهای مردمی از جنگ رمضان ✍ 🌷🇮🇷🏴🌷
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره ای عجیب از شهید فقهی دانشمند هسته ای... 🌷🇮🇷🏴🌷
هدایت شده از جایزه برنامه
🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام سیزدهم یک تغییر مهم در نگاه ما از طراحی «برنامه» تا طراحی «نقش» دوستان مجاهد عزیزم؛ تا اینجا، درباره محصولاتی مانند عهدنامه، ایستگاه خدمت، کاروان و موکب تربیتی سخن گفتیم. اما از اینجا به بعد، می‌خواهیم یک گام عمیق‌تر برداریم. تربیت، با ابزارها ساخته نمی‌شود؛ با انسان‌ها ساخته می‌شود. اگر بهترین موکب را داشته باشیم، اما «خادم تربیتی» نداشته باشیم، بخش مهمی از فرصت از دست خواهد رفت. اگر بهترین کاروان را طراحی کنیم، اما «مربی راهبر» نداشته باشیم، سفر فقط یک جابه‌جایی خواهد بود. اگر بهترین مراسم را برگزار کنیم، اما «راوی نوجوان» نداشته باشیم، این تجربه به حافظه نسل آینده منتقل نخواهد شد. از این پس، در کنار طراحی محصولات، به سراغ طراحی نقش‌های تربیتی نیز خواهیم رفت. نقش‌هایی مانند: 🔹 نوجوانِ راوی؛ کسی که حقیقت این روزها را روایت می‌کند. 🔹 نوجوانِ خادم؛ کسی که خدمت را تمرین می‌کند. 🔹 مربیِ راهبر؛ کسی که از هر صحنه، یک فرصت تربیتی می‌سازد. 🔹 پدر و مادرِ همراه؛ کسانی که تجربه مراسم را به گفت‌وگوی خانوادگی و رشد فرزند پیوند می‌زنند. 🔹 معلمِ ادامه‌دهنده؛ کسی که اجازه نمی‌دهد اثر این روزها، با پایان مراسم به پایان برسد. 🔹 گروهِ همسالان؛ جمعی که عهدها را به یکدیگر یادآوری می‌کنند و مسیر را ادامه می‌دهند. هدف ما این نیست که چند برنامه خوب اجرا شود. هدف، ساختن انسان‌هایی است که خودشان، منشأ برنامه‌ها و حرکت‌های بزرگ آینده باشند. اگر این نقش‌ها شکل بگیرند، هر مدرسه، هر مسجد، هر هیئت، هر موکب و هر کاروان، به یک مدرسه تربیت تبدیل خواهد شد. باید برخاست... و امروز، برخاستن یعنی به جای آنکه فقط برای این مراسم برنامه طراحی کنیم، انسان‌هایی را تربیت کنیم که بتوانند میدان‌های بزرگ آینده را نیز با ایمان، عقلانیت، خدمت و امید راهبری کنند.
هدایت شده از جایزه برنامه
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام بیست‌ویکم پایان یک فصل؛ آغاز فصلی عمیق‌تر دوستان مجاهد عزیزم؛ در پنج پیام گذشته، تلاش کردیم یکی از بنیادی‌ترین مهارت‌های یک مربی را با هم تمرین کنیم؛ هنر تبدیل رخداد به تجربه، و تجربه به هویت از خود پرسیدیم: - مربی در میدان چگونه بیندیشد؟ - چگونه از یک صحنه، یک گفت‌وگوی تربیتی بسازد؟ - چگونه نوجوان را از تماشاگر، به مشارکت‌کننده تبدیل کند؟ - از کجا بفهمد تربیت واقعاً اتفاق افتاده است؟ - و چگونه این تجربه را ارزیابی و پیگیری کند تا به یک تصمیم ماندگار تبدیل شود؟ اگر این پنج گام کنار هم قرار گیرند، دیگر مراسم، پایان کار نیست؛ بلکه آغاز یک فرآیند تربیتی است. اما اکنون، پرسش مهم‌تری پیش روی ماست. اگر بهترین محصولات را طراحی کنیم... اگر بهترین مربیان را تربیت کنیم... اگر نوجوانان نیز تجربه‌ای عمیق به دست آورند... چه کسانی باید این تجربه را در زندگی روزمره حفظ و تکثیر کنند؟ پاسخ روشن است: سرمایه‌های انسانی میدان. خادم... معلم... پدر... مادر... راوی... و در نهایت، خود نوجوان. از پیام آینده، وارد این فصل می‌شویم؛ فصلی که شاید از همه مباحث گذشته مهم‌تر باشد. زیرا هیچ برنامه‌ای، بدون انسان‌های تربیت‌شده، ماندگار نخواهد شد. باید برخاست... و امروز، برخاستن یعنی بیش از آنکه به طراحی برنامه‌ها بیندیشیم، به ساختن انسان‌هایی بیندیشیم که خود، به برنامه‌های زنده و ماندگار این میدان تبدیل شوند. 🗓 ۱۴۰۵۰۴۰۵ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
حجت‌الاسلام و المسلمین استاد نجف لکزایی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، اول تیرماه در نشست علمی «تبیین طرح کلی اندیشه اسلامی قائد شهید» بیان کرد: در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، روش جدیدی برای تدبر در آیات قرآن؛ و یک فهم سیستمی از روایات بیان شده است یعنی اگر روایات را سیستمی فهم کنیم، معنای آن برای ما روشن خواهد شد وگرنه همانند دوره‌های گذشته فهم درستی از روایت نخواهیم داشت. وی ادامه داد: از جمله این روایت که امام باقر(ع) از پدرانشان از خداوند نقل فرموده است که خدا با تأکید فرمود: من هر شهروندی که زیر پرچم امام جائر زندگی کند، حتماً عذاب خواهم کرد ولو آن فرد به لحاظ اعمال شخصی نیکوکار و متقی باشد، یعنی نماز خوانده و دروغ نگفته و مسائل عفت و حیا را رعایت کرده است. همچنین فرموده است من رعیت و شهروندی را عفو می‌کنم که زیر پرچم امام عادل زیسته است ولو اینکه به لحاظ شخصی اهل ظلم به خودش بوده و مرتکب گناهانی شده است، البته مراد، گناهان حق‌الناس نیست. استاد لکزایی با بیان اینکه برخی نمی‌توانند یا این روایت کنار بیایند و قابل باور برای آنان نیست، اظهار کرد: رهبر شهید در این کتاب، تحلیل سیستمی پیرامون این روایت کرده است و حتی مثال قطار و اتوبوس را برای فهم آن زده‌اند؛ فرموده‌اند بحث در اینجا مربوط به یک جریان اجتماعی است، یعنی قطاری که مردم سوار آن شده‌اند به کجا می‌رود. قطار حاکم جائر به سمت ظلم و زور و استبداد پیش می‌رود، ولو افرادی از جامعه دیندار فردی هم باشند و نسبت به ظلم حکومت، بی‌تفاوت. وی افزود: وقتی می‌گوییم این کتاب اهمیت دارد از این جهات است که نگاه سیستمی دارد. http://www.dte.ir/portal/home/?news/660057/682500/973831/-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA