eitaa logo
تأملات تربیت اخلاقی
87 دنبال‌کننده
50 عکس
23 ویدیو
8 فایل
گروه تربیت پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم pajouhesh_tarbiat
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 آیین‌نامه ارتقا؛ ابزار پنهان تربیت یا عامل «ناتربیت نامرئی»؟ در دانشگاه فرهنگیان، بارها و بارها در کلاس‌ها و دوره‌های تربیت معلم از رسالت معلمی، انگیزه درونی، تعهد حرفه‌ای و «ساخت انسان» سخن گفته می‌شود. از دانشجومعلمان خواسته می‌شود فراتر از نمره و مدرک بیندیشند و خود را مسئول آینده تربیتی جامعه بدانند. اما اجازه دهید یک پرسش بنیادین مطرح شود؛ آیا آیین‌نامه ارتقای اعضای هیأت علمی نیز همین پیام را منتقل می‌کند؟ فرض کنید استادی در دانشگاه فرهنگیان، با تمام توان، در کلاس‌ها و دوره‌ها از تربیت، اثرگذاری و مسئولیت اخلاقی معلم سخن می‌گوید. او دانشجومعلمان را به تعهد، صبر تربیتی و کار عمیق دعوت می‌کند. اما همین استاد، وقتی به آیین‌نامه ارتقای خود مراجعه می‌کند، درمی‌یابد که مسیر پیشرفت حرفه‌ای‌اش، بیش از هر چیز، از تولید امتیازات اداری و فعالیت‌هایی می‌گذرد که لزوماً ارتباط مستقیمی با تربیت معلم، حل مسائل واقعی مدرسه و شکل‌دهی هویت حرفه‌ای دانشجومعلم ندارند. اینجاست که با یک «تناقض تربیتی پنهان» مواجه می‌شویم؛ تناقضی که دیده نمی‌شود، اما عمیقاً اثر می‌گذارد. در سطح گفتار رسمی، از تربیت، تعهد و ساخت انسان سخن می‌گوییم؛ اما در سطح آیین‌نامه، نوع دیگری از انگیزه را پاداش می‌دهیم. نتیجه این ناهم‌راستایی، چیزی است که می‌توان آن را «ناتربیت نامرئی» نامید؛ یعنی ساختاری که بدون آن‌که قصدی داشته باشد، در حال تربیت رفتاری خلاف مأموریت دانشگاه است. آیین‌نامه ارتقا، به‌صورت خاموش اما بسیار مؤثر، به اعضای هیأت علمی و حتی به دانشجومعلمان پیام می‌دهد که موفقیت واقعی، نه در اثرگذاری تربیتی، بلکه در کسب امتیازات اداری تعریف می‌شود. نباید فراموش کرد که آیین‌نامه ارتقا، صرفاً یک نظام ارزیابی نیست؛ بلکه یکی از قدرتمندترین ابزارهای «تربیت غیررسمی» در دانشگاه فرهنگیان است. اگر این ابزار با مأموریت اصلی دانشگاه، یعنی تربیت معلم تراز، هم‌راستا نباشد، هر اندازه هم در کلاس‌ها و دوره‌ها از تربیت، اخلاق و تعهد سخن گفته شود، اثر آن ناخواسته خنثی خواهد شد. جمع‌بندی سخن آن است که آیین‌نامه ارتقا، یک قطب‌نماست. اگر قطب‌نما درست تنظیم نشود، همه درست حرکت می‌کنند، اما به مقصدی نادرست می‌رسند. اصلاح آیین‌نامه ارتقای اعضای هیأت علمی، نه یک اقدام اداری، بلکه اصلاح مسیر تربیت معلم آینده کشور است. هر آیین‌نامه‌ای، حتی در سکوت، در حال تربیت است؛ مسئله این است که چه چیزی را تربیت می‌کند. ✍ محمد جواد فدایی 📅۱۴۰۴۱۰۰۵ 🌷🇮🇷🌷
هدایت شده از جایزه برنامه
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«به عکس تو، چشم همه خیره... 🌷 اساتید ارجمند و همراهان دغدغه‌مند تربیت نوجوان در آستانه رخداد تاریخی تشییع پدر شهید امت ، بیش از هر زمان دیگری به وحدت نگاه، هم‌افزایی و طراحی مشترک نیاز داریم. در چند پیام کوتاه، کوشیده‌ شده برخی از اصول راهبردی، تجربه‌ها و ایده‌های عملی را که شاید برای تبدیل این فرصت کم‌نظیر به یک رخداد ماندگار تربیتی کمک کند مطرح شود‌. از شما بزرگواران دعوت می‌شود این مجموعه را با نگاه نقادانه و تکمیلی مطالعه فرمایید و با پیشنهادها، تجربه‌ها و ایده‌های خود، در غنی‌تر شدن آن سهیم باشید. مقدمه پیام اول پیام دوم پیام سوم پیام چهارم پیام پنجم باید برخاست... و این برخاستن، از اندیشه مشترک، هم‌فکری و اقدام جمعی آغاز می‌شود. 🌷🏴🇮🇷🌷
هدایت شده از حسینیه شهید محسن
☑️ آخرین صدایی که در تونل پیچید، روضه مادر بود😭😭 🔹️ همسر شهید سرتیپ دوم «مجید شعبانی»، برایمان از شهدای «نَفَس» هوافضای سپاه می‌گوید... 🔹️ می‌گفتند ساعت دو و نیم بامداد شنبه ۱۶ اسفند، آقا مجید و همرزمانش در تونلی در محدوده گرمدره مشغول کار بودند که جنگنده‌ها از راه رسیدند و شروع به بمباران آن منطقه کردند. *با اصابت یکی از بمب‌ها به کوه و ریزش بخشی از آن، ورودی و خروجی تونل مسدود شد. 🔹 در آن میان، یک موشک هم به نزدیکی دریچه هوای تونل خورد *اما عمل نکرد.* خوشحالی نیروها از این اتفاق چندان طول نکشید؛ چون گاز و دودی که از آن موشک عمل نکرده به داخل تونل وارد می‌شد، آرام‌آرام اکسیژن موجود در آن فضا را می‌بلعید و شرایط تنفس را برای افراد داخل تونل سخت می‌کرد. 🔹 تلاش‌ها برای باز کردن دهانه‌های تونل و نجات افراد محبوس‌شده، بی‌نتیجه بود. برایمان گفتند با اینکه آن منطقه همچنان زیر بمباران جنگنده‌ها بود، نیروهای بیرونی بدون ترس آنجا ماندند و با دست خالی و هرچه در اختیار داشتند تلاش کردند آن حجم خاک و شنِ تلنبارشده در دهانه‌های تونل را کنار بزنند اما موفق نشدند و حتی در آن دقایق پرالتهاب، سه نفر از نیروهای ایثارگری که مشغول آواربرداری بودند، به شهادت رسیدند. 🔹 همکاران آقا مجید می‌گفتند معدود تماس‌هایی که با وجود آنتن ضعیف در آن چند ساعت برقرار شد، نشان می‌داد نیروهای داخل تونل، برخلاف ولوله‌ای که آن بیرون برپا شده بود، آرام و مطمئن، تا جایی که نفس و توان داشتند، به کارشان ادامه داده بودند. آخرین صدایی هم که از جمع آنها به گوش رفقای بیرونی رسیده بود، صدای روضه بود. آن ۴۲ نفر در آخرین دقایق زندگی دنیایی‌شان، روضه حضرت زهرا(س) خوانده بودند... 🔹 «بعد از چند ساعت تلاش که دهانه‌های مسدودشده تونل بالاخره باز شد، تازه شروع غصه‌های بچه‌های هوافضا بود. گرچه فضای داخل تونل هیچ آسیبی ندیده بود و همه افراد حاضر در آنجا هم در ظاهر سالم بودند اما هیچکس خوشحال نشد. تمام قصه این بود که انفجار بمب، ریزش آوار و شدت جراحات و... باعث شهادت افراد داخل تونل نشده بود. آن ۴۲ نفر، به دلیل تمام شدن اکسیژن داخل تونل، شهید شده بودند! به همین خاطر هم بود که معروف شدند به شهدای «نَفَس». 🔹 می‌گفتند آقا مجید، دومین شهیدی بود که از تونل بیرون آوردند. همه تعجب کرده بودند که چرا ماسک ندارد! دوستش می‌گفت: «با روحیه‌ای که از مجید سراغ دارم، حتماً فداکاری کرده و ماسکش را به همرزمی داده که زودتر از او نفسش به شماره افتاده بوده...» 📌 *دختر شهیدی که دعایش دو ماه قبل اجابت شده بود* 🔹 «وقتی افراد مطلع به ما گفتند کار خدا بوده که آن بمب عمل نکرده وگرنه نه پیکر و نه هیچ نشانه‌ای از آن ۴۲ نفر باقی نمی‌ماند، یاد دعای دخترم افتادم. وقتی خبر شهادت آقا مجید را به بچه‌ها دادم، مهدیه گفت مامان! یادته دو ماه قبل رفته بودم مراسم اعتکاف؟ وقتی نماز مخصوص اعتکاف رو خوندم، توی قنوتش، ناخودآگاه یاد بابا افتادم. نمیدونم چرا اما بی‌اختیار گفتم: 🔹 «خدایا! اگه یه روز بابام شهید شد، کاری کن که پیکر داشته باشه. من دوست ندارم بابام جاویدالاثر باشه...» «مجید را که در معراج شهدا دیدم، توی دلم گفتم: حتماً خدا، دعای مهدیه را اجابت کرده. پیکر همسرم، کاملاً سالم بود. فقط گوشه چشم و بینی‌اش، کمی خون‌آلود بود. دیگر هیچ آسیبی به پیکر نرسیده بود. انگار خوابیده بود؛ آرامِ آرام...» راوی: مریم شریفی 🇮🇷 پایگاه نشر روایتهای مردمی از جنگ رمضان ✍ 🌷🇮🇷🏴🌷
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره ای عجیب از شهید فقهی دانشمند هسته ای... 🌷🇮🇷🏴🌷
هدایت شده از جایزه برنامه
🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام سیزدهم یک تغییر مهم در نگاه ما از طراحی «برنامه» تا طراحی «نقش» دوستان مجاهد عزیزم؛ تا اینجا، درباره محصولاتی مانند عهدنامه، ایستگاه خدمت، کاروان و موکب تربیتی سخن گفتیم. اما از اینجا به بعد، می‌خواهیم یک گام عمیق‌تر برداریم. تربیت، با ابزارها ساخته نمی‌شود؛ با انسان‌ها ساخته می‌شود. اگر بهترین موکب را داشته باشیم، اما «خادم تربیتی» نداشته باشیم، بخش مهمی از فرصت از دست خواهد رفت. اگر بهترین کاروان را طراحی کنیم، اما «مربی راهبر» نداشته باشیم، سفر فقط یک جابه‌جایی خواهد بود. اگر بهترین مراسم را برگزار کنیم، اما «راوی نوجوان» نداشته باشیم، این تجربه به حافظه نسل آینده منتقل نخواهد شد. از این پس، در کنار طراحی محصولات، به سراغ طراحی نقش‌های تربیتی نیز خواهیم رفت. نقش‌هایی مانند: 🔹 نوجوانِ راوی؛ کسی که حقیقت این روزها را روایت می‌کند. 🔹 نوجوانِ خادم؛ کسی که خدمت را تمرین می‌کند. 🔹 مربیِ راهبر؛ کسی که از هر صحنه، یک فرصت تربیتی می‌سازد. 🔹 پدر و مادرِ همراه؛ کسانی که تجربه مراسم را به گفت‌وگوی خانوادگی و رشد فرزند پیوند می‌زنند. 🔹 معلمِ ادامه‌دهنده؛ کسی که اجازه نمی‌دهد اثر این روزها، با پایان مراسم به پایان برسد. 🔹 گروهِ همسالان؛ جمعی که عهدها را به یکدیگر یادآوری می‌کنند و مسیر را ادامه می‌دهند. هدف ما این نیست که چند برنامه خوب اجرا شود. هدف، ساختن انسان‌هایی است که خودشان، منشأ برنامه‌ها و حرکت‌های بزرگ آینده باشند. اگر این نقش‌ها شکل بگیرند، هر مدرسه، هر مسجد، هر هیئت، هر موکب و هر کاروان، به یک مدرسه تربیت تبدیل خواهد شد. باید برخاست... و امروز، برخاستن یعنی به جای آنکه فقط برای این مراسم برنامه طراحی کنیم، انسان‌هایی را تربیت کنیم که بتوانند میدان‌های بزرگ آینده را نیز با ایمان، عقلانیت، خدمت و امید راهبری کنند.
هدایت شده از جایزه برنامه
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام بیست‌ویکم پایان یک فصل؛ آغاز فصلی عمیق‌تر دوستان مجاهد عزیزم؛ در پنج پیام گذشته، تلاش کردیم یکی از بنیادی‌ترین مهارت‌های یک مربی را با هم تمرین کنیم؛ هنر تبدیل رخداد به تجربه، و تجربه به هویت از خود پرسیدیم: - مربی در میدان چگونه بیندیشد؟ - چگونه از یک صحنه، یک گفت‌وگوی تربیتی بسازد؟ - چگونه نوجوان را از تماشاگر، به مشارکت‌کننده تبدیل کند؟ - از کجا بفهمد تربیت واقعاً اتفاق افتاده است؟ - و چگونه این تجربه را ارزیابی و پیگیری کند تا به یک تصمیم ماندگار تبدیل شود؟ اگر این پنج گام کنار هم قرار گیرند، دیگر مراسم، پایان کار نیست؛ بلکه آغاز یک فرآیند تربیتی است. اما اکنون، پرسش مهم‌تری پیش روی ماست. اگر بهترین محصولات را طراحی کنیم... اگر بهترین مربیان را تربیت کنیم... اگر نوجوانان نیز تجربه‌ای عمیق به دست آورند... چه کسانی باید این تجربه را در زندگی روزمره حفظ و تکثیر کنند؟ پاسخ روشن است: سرمایه‌های انسانی میدان. خادم... معلم... پدر... مادر... راوی... و در نهایت، خود نوجوان. از پیام آینده، وارد این فصل می‌شویم؛ فصلی که شاید از همه مباحث گذشته مهم‌تر باشد. زیرا هیچ برنامه‌ای، بدون انسان‌های تربیت‌شده، ماندگار نخواهد شد. باید برخاست... و امروز، برخاستن یعنی بیش از آنکه به طراحی برنامه‌ها بیندیشیم، به ساختن انسان‌هایی بیندیشیم که خود، به برنامه‌های زنده و ماندگار این میدان تبدیل شوند. 🗓 ۱۴۰۵۰۴۰۵ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
حجت‌الاسلام و المسلمین استاد نجف لکزایی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، اول تیرماه در نشست علمی «تبیین طرح کلی اندیشه اسلامی قائد شهید» بیان کرد: در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، روش جدیدی برای تدبر در آیات قرآن؛ و یک فهم سیستمی از روایات بیان شده است یعنی اگر روایات را سیستمی فهم کنیم، معنای آن برای ما روشن خواهد شد وگرنه همانند دوره‌های گذشته فهم درستی از روایت نخواهیم داشت. وی ادامه داد: از جمله این روایت که امام باقر(ع) از پدرانشان از خداوند نقل فرموده است که خدا با تأکید فرمود: من هر شهروندی که زیر پرچم امام جائر زندگی کند، حتماً عذاب خواهم کرد ولو آن فرد به لحاظ اعمال شخصی نیکوکار و متقی باشد، یعنی نماز خوانده و دروغ نگفته و مسائل عفت و حیا را رعایت کرده است. همچنین فرموده است من رعیت و شهروندی را عفو می‌کنم که زیر پرچم امام عادل زیسته است ولو اینکه به لحاظ شخصی اهل ظلم به خودش بوده و مرتکب گناهانی شده است، البته مراد، گناهان حق‌الناس نیست. استاد لکزایی با بیان اینکه برخی نمی‌توانند یا این روایت کنار بیایند و قابل باور برای آنان نیست، اظهار کرد: رهبر شهید در این کتاب، تحلیل سیستمی پیرامون این روایت کرده است و حتی مثال قطار و اتوبوس را برای فهم آن زده‌اند؛ فرموده‌اند بحث در اینجا مربوط به یک جریان اجتماعی است، یعنی قطاری که مردم سوار آن شده‌اند به کجا می‌رود. قطار حاکم جائر به سمت ظلم و زور و استبداد پیش می‌رود، ولو افرادی از جامعه دیندار فردی هم باشند و نسبت به ظلم حکومت، بی‌تفاوت. وی افزود: وقتی می‌گوییم این کتاب اهمیت دارد از این جهات است که نگاه سیستمی دارد. http://www.dte.ir/portal/home/?news/660057/682500/973831/-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از جایزه برنامه
🌷 باید برخاست... میدان‌داری تربیتی نوجوان نقشه راه حلقه اول | تشییع پدر شهید امت اساتید، مربیان و فعالان عزیز تربیتی در آستانه این رخداد تاریخی، تلاش شد به جای ارائه ایده‌های پراکنده، یک الگوی منسجم میدان‌داری تربیتی طراحی شود؛ الگویی که بتواند مربیان را از «اجرای برنامه» به «خلق تجربه‌های تربیتی ماندگار» برساند. این مجموعه، در طرح نهایی خود، شامل حدود ۶۰ پیام راهبردی خواهد بود و به تدریج به یک بسته جامع «میدان‌داری تربیتی نوجوان در رخدادهای بزرگ» تبدیل می‌شود. اما با توجه به فرصت محدود تا مراسم تشییع، تصمیم گرفتیم حلقه اول را به صورت فشرده و کاملاً کاربردی منتشر کنیم تا مربیان از آن استفاده کنند. حلقه اول با محوریت «بدرقه و تشییع» شامل ۲۸ پیام است و پس از این رخداد، بابهره‌گیری از تجربه‌های میدانی، حلقه دوم بامحوریت حسینی و تکمیل این الگو منتشر خواهد شد. در ادامه، نقشه راه حلقه اول تقدیم می‌شود: راهنمای مطالعه پیامها بخش اول | مبانی و نگاه راهبردی پیام ۱ | پیام ۲ | پیام ۳ | پیام ۴ | پیام ۵ | پیام ۶ | بخش دوم | طراحی محصولات تربیتی میدان پیام ۷ | پیام ۸ | پیام ۹ | پیام ۱۰ | پیام ۱۱ | پیام ۱۲ | پیام ۱۳ |پیام ۱۴| پیام ۱۵ | بخش سوم | هنر تبدیل رخداد به تجربه پیام ۱۶ | پیام ۱۷ | پیام ۱۸ | پیام ۱۹ | پیام ۲۰ | پیام ۲۱ | جمع‌بندی فصل؛ از رخداد تا هویت بخش چهارم | تکمیل عملیات تشییع پیام ۲۲ | پیام ۲۳ | پیام ۲۴ | پیام ۲۵ | پیام ۲۶ | پیام ۲۷ | پیام ۲۸ | این مجموعه، پایان کار نیست؛ آغاز شکل‌گیری یک ادبیات مشترک در حوزه میدان‌داری تربیتی نوجوان است. 🌷🇮🇷🏴🚩🌷