سخته، یهجاهایی واقعا اون نخی که به زندگی وصلت کرده بود دیگه نیست، اما همهچی به کلمهی "امید" زندهست.
کاش وقتی تو اونلحظهای هستی که خیلی خوشحالی و همهچی بابمیلته کمی از اون حس و انرژی رو ذخیره کرد واسه روزایی که اینطور نیست.
قبلا زیاد حس نمیشد. اما الان حتی پیشِ صمیمیترین آدمای زندگیمم تنهایی رو عمیقا حس میکنم و خیلی آزاردهندهست.
کاش اینقدر خوب بلد نبودم خیالپردازی کنم، بعضیوقتا چیزی که توی ذهنم ساختم اینقدر قشنگه که واقعیت هرچقدر هم خوب باشه باز ناامیدم میکنه.
باشه خدا من امروز میرم مدرسه، اما هرکی خوابه و نمیره رو به عظمتت گوریل کن. 🙏🏻
برای نگه داشتنِ آدما تلاش نکنید، فایده نداره. راستش کسی که بخواد بمونه خودتم بخوای بری نمیزاره.