eitaa logo
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
115 دنبال‌کننده
239 عکس
175 ویدیو
0 فایل
࿔𝗜𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗡𝖺𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗚𝗈𝖽~ بـہ خانـہ قصـہ هاے خاص خوش اومـבے ،نوشتن ؋ـقط نوشتن نیست اینجا آغاز یک ماجرا است 🤍🦢 Star:²⁹/¹/¹⁴⁰⁵ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ •رمان‌اشک‌های‌بی‌پایان‌فصل‌¹درحال‌پارت‌گذاری...
مشاهده در ایتا
دانلود
📪پیام جدید خواهر و برادر داری ؟چندتا ؟اسماشون چیه؟ دوتا داداش دارم به اسم هیراد و هیرمان 🎀
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
افریننن هورااا همینههه
زیاد خوشحالی نکنید چون این چنل زیاد موندگار نیست:)
خدایا من با این چیکار کنم؟😂 شما راه حلی ندارید ؟؟
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
نفس : جواب بده نیما :ای خداااااا حامی بود گفت میخواد با علیرضا بره بیرون زنگ زده ببینه منم میام یا
داشتیم همین جوری با نیما فیلم می‌دیدیم که در خونه باز شد و بابا اومد داخل معلوم بود خیلیییییی بهش خوش گذشته اصلا از صورتش معلوم بود چون یه لبخند پت و پهن رو صورتش بود ^^ سامان : سلامممممم خوش گلای من :) نیما: سلام بابا چه خوش آنرژی شدی معلوم بهت خوش گذشته هاا>> نفس: خیلی هم بهش خوش گذشته :/ سامان: اصلا بهم هم خوش گذشت خیلیییییی هم خوش گذشت که چیییی ؟؟ نفس : هیچی بابا نفس عمیققققق عمیق تر عمیق تر تر سامان: مامانتون کجاست ؟؟ نیما : مامان رفته مطب سامان : خب باشه من میرم لباسام رو عوض میکنم میام غذا سفارش میدم بخوریم خیلی گشنمه:/ +بابا رفت لباساش رو عوض کنه و من و نیما هم ادامه فیلم رو پلی کردیم بابا اومدم غذا رو سفارش داد و خوردیم رفتم تو اتاقم ساعت رو یه نگاه کردم دیدم ساعت چهار خب نفس فقط دوساعت وقت داری تا خودت رو خیلی خوشگل کنی چون حامی هم اونجاست باید خوشگل مشگل باشی دیگه مگه نه ؟؟ اول رفتم حموم یه دوش گرفتم اومدم بیرون موهام رو پیچیدم لای حوله یه لباس راحتی که طرح کیتی داشت پوشیدم و رفتم نشستم روی صندلی میز آرایشم اول روتین پوستیم رو انجام دادم یه ماسک گذاشتم رو صورتم رفتم دراز کشیدم رو تخت و گوشیم رو برداشتم و رفتم تو اکسپلورم اولین فیلمی دیدم فیلم حامی بود اوخداااااااا بچم رو نگاه چقدر ناز من قربونت برم خوشگل پسر من فدای دستاش من فدای پاهاش اصلا فدای همه جاش😭💓✨🤏 خب بسه نفس یکم غرور داشته باش یکم دیگه تو اکسپلور گشتم و ماسک رو از روی صورتم برداشتم و رفتم سراغ میکاپم یه میکاپ با رنگ های تیره کردم چون لباسی که مد نظر داشتم قهوای طور بود رفتم سمت کمدم لباسم رو از توی کمد در آوردم یه شلوار لی زغالی نیم بگ بود با یه کراپ آستین بلند ریون قهوای بود پوشیدمش ولی یه چیزی کم بود یکم توی کمدم رو گشتم و آها سرور رو پیدا کردم این رو بپوشم کار تموم یه کراپ کت چرم با رنگ تیره بود که کار و جمع می‌کرد لباسام هم پوشیدم و موهام خودش لخت بود دم اسبی بستمشون و دو تا تار سوسکی درآوردم و شنیونشون کردم و با ادکلن دوش گرفتم بوت های مشکیمو پوشیدم کمر بدند ام زدم و ساعت رو نگاه کردم ساعت ۵ و ۵۵ دقیقه بود و یسسسسسس پنچ مین زودتر تموم کردم از اتاقم اومدم بیرون رفتم سمت اتاق نیما در زدم که گفت بیا تو رفتم داخل و دیدم به به آقا چه خوشتیپ کرده جلوی آینه وایساده داره موهاشو درست میکنه اوخدااااا من قربون داداش خوشتیپم بشم 😭✨🤏 نفس : چقدر خوشگل شدی داداشی 😭✨ نیما : قربونت برم جوجه توهم خیلی خوشگل شدی نفس: ملسیی💓 نیما : آماده ی دیگه بریم ؟؟ نفس : آره بریم -دست نفس گرفتم رفتیم نشستیم تو ماشین نمیدونم داشتم همین جوری توی سکوت فکر میکردم که با داد نفس به خودم اومدم نفس : اههههه خب یه آهنگ بزار پوسیدم(داد) نیما : بخدا جفتت نشستم آروم هم حرف بزنی می‌شنوم:/ نفس: حالا هرچی یه آهنگ بزار :/ نیما : وایسا الان وصل میشم _گوشیم رو وصل کردم به ماشین رفتم تو پلی لیستم ببینم چه آهنگی بازارم آها بله از ماکان بند پلی اش کردم که نفس شروع کرد به همون خونی نفس : وایسا وایسا بزارش از اول میخوام داب بگیرم نیما:باشه :/ _اهنگ رو زدم از اول که نفس هم گوشیش رو درآورد شروع کردیم به هم خونی میخوام این آهنگ رو من به تو تقدیم کنم تورو از همه تفریق کنم با تو جمع شم خوشیمامو تقسیم کنم نمیخوام حسم مخفیش کنم مهربونی و از بس تو بلدی نزدی سرم هرشب غر الکی هر موقع با تو بحثم شد زنگ زدی هر سری اول تو بله اگه تو با من باشی همه چی حله به جا اسمم بگو عشقم جلو جمع هی هر وقت که تو ازم جونم بخوای آخه بگم چطور به تو نخیر بله اگه تو با من باشی همه چی حله به جا اسمم بگو عشقم جلو جمع هی هر وقت که تو ازم جونم بخوای آخه بگم چطور به تو نخیر ادامه دارد ... نویسنده :کیمیا🧑‍🦯🌊
بچه هاااااا امروز سیکتیره (31تیر)