eitaa logo
əʇəɹuıʇʎ
164 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
303 ویدیو
51 فایل
•[جناب بند زده پای مرا گیسوی زنجیری تو]• زندگی نمیکنی دخترم!زندگی کن! با موهای کوتاه یا بلند، با دامن گلدار یا شلوار لی، با رژ قرمز یا بدون رژ قرمز؛ زندگی کن حیات جان!🕊 اساتید تبادل و حمایتی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقته قفل شدیم روی صد و هفتاد و خورده ای کاش چهار تا ممبر بمون میومدن لااقل ۱۸۰ میشدیم🙂💔
هدایت شده از بُڪا‌ء:/!
خب بیاین یه چالش بزاریم خودتونو تو یه عکس توصیف کنید،مثلا یه عکس از یه دختری که موهاش اشتفتس و تو تاریکی نشسته،اینجوری شماها خودتون و موقعیت خودتونو توصیف کنید ادمینای گرام اگه دوست داشتن تو کانالاشون و ممبرات خَش هم تو پی وی بنده @rahil111
əʇəɹuıʇʎ
این رگ افسرده ی منه🙂
əʇəɹuıʇʎ
این رگ دیوونگیمه🙂
👣پنج قدم فاصله(پنج فوت فاصله) محصول کشور آمریکا۲۰۱۹ بازیگران:کول میچل اسپراوس هیلی ال ریچاردسون درباره فیلم: داستان دو نوجوان ۱۷ و ۱۸ ساله به نام استلا و ویل را روایت می‌کند که آنها به بیماری نادر فیبروز سیستیک مبتلا هستند. همچنین ویل به بیماری سپاسیا بورخلدریا هم مبتلاست. این بیماری موجب می‌شود که این دو همیشه شش قدم فاصله از هم داشته باشند اما استلا تصمیم می‌گیرد این فاصله را به ۵ قدم کاهش دهد. استلا به درمان ویل کمک می‌کند و.... @Endlesseternity🎬
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید به نظر فان باشه... ولی در اصل بدبختیارو یاد آور میشه😐 @Endlesseternity🚩
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم... فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او... می دانستم دلش اسیر یک جعبه ی مداد رنگی بیست و چهارتایی ست چون بارها درباره اش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بود... پول تو جیبی هایم کفاف این هدیه را نمی داد... فقط یک راه داشتم ، اینکه به سراغ قلکم بروم... قلکی که چند ماه تمام امانت دار پول تو جیبی هایم شده بود تا بتوانم اسکیت بخرم ... اما من می خواستم دوستم را به آرزویش برسانم... قلکم را بالا بردم و به زمین کوبیدم... آرزوی خودم را شکاندم ... می دانستم وقتی هدیه ی من را باز کند خوشحال ترین آدم دنیا می شود ولی... ولی آنقدر هدیه ی خوب برایش آورده بودند که اصلا هدیه ی من به چشمش نیامد... حتی یک تشکر هم نکرد... من برای خوشحال کردنش از آرزوی خودم گذشته بودم؛ همه ی پس اندازی که مدت ها برایش از خواسته هایم زده بودم را خرج برآورده شدن آرزوی او کرده بودم اما او هرگز نفهمید... من ماندم و یک قلک شکسته ی خالی... حالا بعد از این همه سال به این فکر می کنم که آدم ها هر کدام قلک هایی دارند که در آن چیزهایی مهم تر از پول را پس انداز می کنند... محبت، وفاداری و عشق را ذخیره می کنند تا در زمان مناسب خرجش کنند... اما گاهی قلکشان را برای آدم اشتباهی می شکنند... کسی که چشمهایش به روی محبت و فداکاری و عشق آن ها بسته ست... کاش حواسمان باشد قلکمان را برای چه کسی می شکنیم... قلکی که خالی شود خیلی سخت پر می شود...