eitaa logo
əʇəɹuıʇʎ
164 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
303 ویدیو
51 فایل
•[جناب بند زده پای مرا گیسوی زنجیری تو]• زندگی نمیکنی دخترم!زندگی کن! با موهای کوتاه یا بلند، با دامن گلدار یا شلوار لی، با رژ قرمز یا بدون رژ قرمز؛ زندگی کن حیات جان!🕊 اساتید تبادل و حمایتی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
تو که موهات، از زیر روسری سرخابیت، شره می‌کرد به انحنای غریب کمرت. تو که وقتی من را از دور می‌دیدی، انگشت‌هات را قلبی می‌کردی و می‌گرفتی نزدیک سینه‌ات. تو که گفته بودی دوستت دارم و این پایانی بر همه‌‌ی عاشقانه‌هاست و من پرسیده بودم چقدر؟ تا کجا؟ گفته بودی تا انتهای این مسیر. و اشاره کرده بودی به باریک و بی‌انتهای ولیعصر، که می‌رسید به تجریش، می‌رسید به دربند، می‌رسید به کوه‌های البرز، می‌رسید به افسانه‌ای که در سینه‌کش برفی کوهستان تعریف کرده بودی که فریدون، ضحاک را در دماوند زندانی کرده و گفته بودی که از تنِ زخمی ضحاک، گناه می‌ریزد به دنیا و گفته بودم که اگر من را زخمی بزنی، یا بزنند، از هر زخمی، خودت بیرون خواهی آمد. پاک. مطهر. زیبا. و تو که خنده‌هات، ناقوس همه‌ی کلیساهای عالم بود، زنگ‌ها را برای من به صدا در آوردی و بعد هایده را زیاد کردی که می‌خواند «وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد» ، سیگارت را پوک زدی، دنده را چاق کردی، و راندی. همه‌ی کوچه‌ها را. همه‌ی خیابان‌ها را. همه‌ی جاده‌ها را تا رسیدیم به پیاپیچ بهاری جاده‌ی چالوس که انگار موهای تو بود، وقتی از حمام می‌آمدی. و هر جا نگه‌داشتی برای خریدن سیگاری، آب‌جوشی، پفکی، تخمه‌ای، گفتی اول ماچ. که شیرینی‌ لبهات نه کم بود نه زیاد. خدا نگه‌دارشان باشد. دندان‌هامان به هم می‌خورد از شوق بوسه‌های تند دزدکی. از هولِ بوق ماشین پشتی. از دلهره‌ی عبور کامیون از روبرو. سرازیری کندوان گفتی، ما از ضحاک هم گذشتیم حضرت دلبر. از گناه. شر. از آخر دنیا. گفتم من در همه‌ی دنیاها به تو محتاجم. گفتی باز بگو. گفتم. بارها. رسیدیم به ساحل خزر. باران نرمی می‌آمد. روسری‌ات را انداختی دور گردنت. باد میان موهات پیچید. دریا عطر تو را برداشت. خواندی: دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه؟ گفتم من. گفتی ماچ.... حالا به لب‌ رسیده جان...کجایی؟ 🌈|| @Endlesseternity
əʇəɹuıʇʎ
در ستایش #رنگ‌ها @Endlesseternity
فکر کنم اینجا مسجد صورتیه شیرازه آره؟
🖇♥️ به قولِ : " از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی با چون منی به غیر محبت روا نبود‌... " ❄️|| @Endlesseternity
چشمانت آخرین چیزی است که از میراث عشق باقی می‌ماند ♥️🙃👀 در ستایش ❄️|| @Endlesseternity
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد
چقدر می ترسم تو را نبوسیده از دنیا بروم اصلن کجا می توانم بروم؟ وقتی می دانم تمبرها تا لبان پاکت را نبوسند به هیچ کجا نمی رسند! ❄️|| @Endlesseternity
من که میگویم تنهایی خوب نیست! اصلا!! حتی فکر تنهایی وحشت بر پیکر آدم میزند.. تصور کنید خانه‌ای دارید بزرگ و مجهز که تمام شهر زیر پاهایتان قرار دارد.. زیبا نیست؟!! اما اگر تنها در این خانه روزگارتان را سپری کنید بسیار دلهره آور خواهد بود.. تصور کنید در دشتی بزرگ و سرسبز که پوشیده از گل‌های رنگارنگ است هستید!! واقعا که دل انگیز است، اما اگر تنها باشید جز تکرار چند گل و گیاه چیز دیگری نخواهید دید.. تصور کنید در کلبه‌ای گرم میان جنگلی زیبا با درختانی سر به فلک کشیده هستید میدانم واقعا بی نظیر است!! اما اگر تنها در چنین جایی باشید جز وهم و ترس چیز دیگری عایدتان نخواهد شد.. تصور کنید که در کافه‌‌ای دنج با بهترین و بروز ترین منو‌های دنیا هستید، آهنگی بیکلام در حال پخش، رایحه خوش قهوه پیچیده در هوا.. دلنشین است؟ نه؟ باور کنید که حتی در چنین جایی‌ هم اگر تنها باشید بسیار دلگیر و بی روح خواهد بود.. باور کنید که تنهایی اصلا خوب نیست.. هستند افرادی که پُز تنها بودنشان را میدهند اما یقین دارم هنوز طعم تلخ تنهایی آن هم در غروب‌های سرد و بی روح را نچشیده اند!! وگرنه هیچکس دوست ندارد زیبایی های زندگی را تنهایی تجربه کند... ❄️|| @Endlesseternity
💭 ‏پسري كه خورشت كرفس دوس داشته باشه مرد زندگی منه ‏مردی كه غذا به اين دری وريو دوس داشته باشه احتمالا می تونه عاشق من بشه :)) ❄️|| @Endlesseternity