در روزگاری که قدرت را با پول بخرند،
عدالت را نیز با پول خواهند فروخت...
و آنگاه انسانیت، ذره ذره خواهد مرد...
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
اگرقرار باشد خوبی ما
وابسته به رفتاردیگران باشد.
این دیگرخوبی نیست؛
بلکه معامله است.
می شود
پروانه بود و به هرگلی نشست.
اما بهتراست مهربون بود
وبه هردلی نشست.
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
کینهها را کنار بگذاریم
روزی دلمان برای
روزهای کنار هم بودن تنگ میشود
ولی زندگی ناجوانمردانه کوتاه است
لحــظه را دریاب
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
*
ذهنیتت را از
"من شکسته و بدرد نخورم".
به "من ترقی میکنم و بهبود پیدا میکنم".
تغییر بده و نظارهگر باش که با چه سرعتی زندگیت به سوی بهتر شدن تغییر میکند.
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
#سرگذشت_مهسا
#دست_زمونه
#پارت_بیست_چهار
اسمم مهساست متولد61 هستم
درفصل بهاربعداز4 تاپسربه دنیاآمدم.
تو بهترین شب زندگیم دلم خیلی گرفته بود..در کل شب پراسترس اعصاب خوردکنی داشتم..اون شب باخوب بعدش تموم شدزندگی من کنارمجیدشروع شد..مثل هرعروس دامادی ماهم بعد از عروسی پاگشادعوت میشدیم بهمون کادو میدادن..ولی توهرمهمونی که مادر مجید بود .اصلا به من خوش نمیگذشت انقدر رفتارهاش تابلوبودکه همه فهمیده بودن بامن سرناسازگاری داره ازم خوشش نمیاد.بعد از ازدواج من به نفع مجید از درس خوندن انصراف دادم تااون مدرکش روبگیره وخودمم رفتم تواتلیه مشغول به کارشدم تاکمک خرجش باشم..بماند وقتی پدرم فهمیدچقدرناراحت شد تا مدتی باهام قهر کرد ولی من دلایل خودم رو داشتم زیاد اهمیت نمیدادم وبعدازیه مدت تونستم ازدل پدرم دربیارم..یادمه نزدیک تولدمجیدبودمیخواستم براش تولدبگیرم به مادرمجیدزنگزدم گفتم امشب میخوام مجیدروسورپرایزکنم براش تولدبگیرم شماهم تشریف بیارید...نذاشت حرفم تموم بشه گفت وااین مسخره بازیهاچیه مگه مجیدبچه است خجالت بکش...
ادامه در پارت بعدی 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
اگر بخواهی نعمتی در تو زیاد شود؛
باید آنرا ستایش کنی!
حتی وقتی گیاهی را ستایش کنی
بهتر رشد میکند!
تقدیر کنید ، ستایش کنید؛
تا نعمتهای خدا بسوی شما سرازیر شود ...
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
هیچ چیزی تصادفی اتفاق نمیافتد هیچ چیز..!
میلیونها امکان وجود دارد و همه چیز ممکن است.
اما فقط یک چیز برایت رخ خواهد داد:
آن چیزی که برایش آماده و منتظری...
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
پل های پشت سرت را خراب نکن !
متعجب خواهی شد
اگر بدانی بارها ناچار خواهی بود
از همان رودخانه عبور کنی!!!
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
"زيبايي صورت " چشم رو خيره ميكنه،
ولي "زيبايي شخصيت" قلبها رو تسخير ميكنه...
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
خوشبختي یعني
هر کاري رو که می کني
دوست داشته باشي
نه اینکه
هر کاري دوست داري بکني
🕴گابریل گارسیا مارکز
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
#سرگذشت_مهسا
#دست_زمونه
#پارت_بیست_پنج
اسمم مهساست متولد61 هستم
درفصل بهاربعداز4 تاپسربه دنیاآمدم.
گفتم خوشحال کردن ادمهاکوچیک بزرگ نداره ومن میخوام مجیدروخوشحال کنم بدون اینکه حرفی بزنه تلفن روقطع کردنزدیک غروب که شدامد..اول مثل غریبه ها رفتار میکرد ولی کم کم پاشد شروع کرد به دخالت کردن که اینو چرا اینجوری درست کردی این غذات شور اون یکی بی نمک لباس تنت چرا این شکله ووو...تادلتون بخواد دخالت کرد ایراد گرفت...من فقط تحمل میکردم فقط بخاطرعشقم به مجید...گذشت تانزدیک عیدشد..بابای مجیدچندسال پیش نزدیک عیدفوت کرده بودوخانواده ی مجید هر سال شب عید میرفتن سرخاکش که سال تحویل سرخاک باشن..وقتی مجیدبه من گفت بایدبریم سرخاک گفتم من نمیام. امسال اولین سالیه که کنارهم هستیم.. دوستدارم تو خونه ی خودم جشن بگیرم..لطفا تو هم نرو بذار بعد از تحویل سال باهم میریم...مجید گفت نه مادرم تنهاست غصه میخوره بایدبرم وخیلی راحت من روتنهاگذاشت رفت...نمیتونم بگم چه حال بدی داشتم تحویل سال تنهابودم چندایه قران خوندم شایداروم بشم ولی اشکام بهم اجازه نمیداد...
ادامه در پارت بعدی 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
دليل تمام استرس، اضطراب و افسردگى هایمان اين است كه:
وجود خودمان را ناديده ميگيريم
و براى راضی كردن ديگران زندگى ميكنيم...
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
دنبال دلتان برويد اما
عقلتان را نیز با خود ببريد.
هرگز عمق يک رودخانه را
با هر دو پا آزمايش نکنيد.
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
#سرگذشت_مهسا
#دست_زمونه
#پارت_بیست_شش
اسمم مهساست متولد61 هستم
درفصل بهاربعداز4 تاپسربه دنیاآمدم.
چندساعتی ازتحویل سال گذشته بودکه مجیدازسرخاک برگشت..اما اون مجید همیشگی نبود و اخمش تو هم بود.با قیافه ی حق به جانب رفت رومبل نشست معلوم بودمادرش حسابی پرش کرده..خیلی دلم گرفته بود آروم شروع کردم گریه کردن که یدفعه عصبی شد شروع کرد داد بیداد کردن...خلاصه برای اولین باردعوابینمون بالاگرفت منم سویچ ماشین برداشتم ازخونه زدم بیرون...پول ماشین رومن بافروش سکه هاوطلاهای سرعقدم یه مقداروامی که مجیدگرفته بودخریده بودیم وقراربودسه دنگ ماشین رومجیدبه نامم بزنه..مجیدخودش گناهی نداشت واقعا هم من رو دوست داشت..میدونستم مادرش پرش کرده وازاینکه میدیدمااختلاف داریم لذت میبره واقعادیگه کم اورده بودم وقتی باحالت قهرازخونه زدم بیرون جای روجزرفتن به خونه ی پدرم نداشتم به ناچارراهی خونه ی بابام شدم..وقتی رسیدم پدرمادرم باتعجب گفتن چراتنها امدی پس مجیدکو..نمیدونم چرادلم نیومدناراحتشون کنم شب عیدشون روخراب کنم..گفتم مجید با مادرش رفتن سرخاک منم تنهابودم گفتم بیام به شما سربزنم.عید بهتون تبریک بگم تا بعد با مجید هم بیایم...
ادامه در پارت بعدی 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
.
گاهی راحت تر آنست که
با وجود اندوهی
که در درونتان موج می زند، لبخند بزنید
تا اینکه بخواهید به همه ی عالم
علت غمگینی خود را توضیح دهید!
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
به زیبا بودن فصل بعدی زندگیت ایمان داشته باش
چون نویسنده اش خداست💚
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
ﺑﺎﺧﻮﺩ ﻋﻬﺪ ﮐﻦ ﮐﻪ از امروز
ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺗﺒﺴﻢ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ😁
ﮔﺸﺎﺩﻩ ﺭﻭﯾﯽ می تواند
ﺳﺮﺁﻏﺎﺯ یک روز خوب عالی باشد
صبح پاییزیتون بخیر
#سرگذشت_مهسا
#دست_زمونه
#پارت_بیست_هفت
اسمم مهساست متولد61 هستم
درفصل بهاربعداز4 تاپسربه دنیاآمدم.
دو ساعتی نشستم بعد برگشتم خونه
اون شب بازبا مجید دعوامون شدکلی باهم جر بحث کردیم..من تا صبح گریه کردم و فرداش هم به اجبار مجید باهم رفتیم خونه ی مادرش..من که دل پری داشتم از لجم لب به هیچی نزدم هرچی جلوم میذاشت..تشکرمیکردم،برنمیداشتم..بعد ازناهارم برگشتیم خونه..۲روزاول عید با مجید قهر بودم..مجیدکه میدونست مادرشم بی تقصیرنیست خودش پیش قدم شدوباهم اشتی کردیم..بعد از شام مجیددرازکشیدتی وی میدیدمنم کارهام رومیکردم که یدفعه مجیدصدام کردانگاریکی روقفسه سینم نشسته نمیتونم بلندبشم بیاکمکم..گفتم ازبس سیگارمیکشی کمترسیگاربکش به خودت رحم کن..مجیدرنگش پریده بودخیس عرق شده بود..گفت مهساحالت تهوع دارم سطل اشغال روبراش اوردم کلی بالااوردبعدش بازبیحال افتاد..خیلی ترسیده بودم اصلاحالش خوب نبود..سریع زنگ زدم اوژانس بعدازنیم ساعت که امدن براش داروزدن انتقالش دادن بیمارستان...
ادامه در پارت بعدی 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
زندگی دشوارترین امتحان است
بسیاری از مردم مردود می شوند چون سعی می کنند
از روی دست هم بنویسند
غافل از این که سوالات موجود در برگه هر کسی فرق می کند.
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
اکثر مردم،
حتی خودشان را نیز نمیشناسند
و نمیدانند که واقعا از زندگی چه میخواهند!
پس نظر آنها
در مورد شما چرا باید مهم باشد…؟💫
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
گذشته میتونه به ما آسیب بزنه.
اما تو میتونی ازش فرار کنی،
یا اینکه ازش درس بگیری.
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
هر کسی یک نابغه است.
ولی اگر یک ماهی را
از روی توانایی اش
در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید،
آن ماهی تمام عمرش را
با این باور زندگی خواهد کرد که
یک احمق است!
🕴 آلبرت اینیشتین
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
#سرگذشت_مهسا
#دست_زمونه
#پارت_بیست_هشت
اسمم مهساست متولد61 هستم
درفصل بهاربعداز4 تاپسربه دنیاآمدم.
محیدعلائم سکته روداشت میدونستم حالش خوب نیست..تا رسیدیم بیمارستان شد۲شب..کارهاش روکردن تواورژانس بستریش کردن..من ازترسم فقط گریه میکردم ازخداکمک میخواستم که مجیدچیزیش نشه..ازمجیدنوارقلبی گرفتن دکترکشیک گفت نوارش مشکوک براش سرم میزنیم تااروم بشه
نزدیک۵صبح بودکه دیدم..مجید از سرما میلرزه به پرستارگفتم میرم خونه براش لباس گرم بیارم تاامدم خونه برگشتم سرمش تموم شده بود..دکتر گفت میتونید ببریدش خونه اگرحالش بد شد دوباره بیارش مجید اوردم خونه جاش روانداختم کناربخاری تانزدیک ظهر خوابید خداروشکرحالش بهترشده بود..فرداش رفتیم خونه ی مادرش برای مادرش تعریف کردیم چه اتفاقی افتاده..مادرش خیلی نگران شدپاشدمجیدروبوس کردهمش قربون صدقه اش میرفت..با غر زدن میگفت چراابستریش نکردیدنکنه حمله ی قلبی داشته بایدتحت نظرباشه..عشق مادربه فرزندسن سال حالیش نمیشه ومادرشوهرم مثل یه بچه کوچیک مجیدروتوبغلش گرفته بودبوسش میکرد...
ادامه در پارت بعدی 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
غم انگیزترین انسان ها
کسانی هستند
که برداشت دیگران
برایشان زیادی مهم است...
🕴 پابلو پیکاسو
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
اجازه نده غم گذشته و ترس آینده
شادی کنونی ات را از تو بگیرد.
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
رویاهای تو تاریخ انقضا ندارن..
یه نفس عمیق بکش و دوباره تلاش کن…
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
کینه و دشمنیها را کنار بگذاریم
روزی می آید که
دلمان برای
زمانهای کنار هم بودن
تنگ میشود
زندگی کوتاه است
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
همیشه ...
خاک گلدان کسی باش
که اگر ساقه اش به ابرها رسید
فراموش نکند
ریشه اش کجا بوده است..
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir
وقتى سعى كنى همه چيز رو كنترل كنى
از هيچ چيزى لذت نميبرى
آسوده باش
نفس بكش
رها كن و فقط زندگى كن
ورود 👇
#داستانهای_آموزنده
#مثبت_باش_معجزه_میشه😍😊
#خدا
@Energyplus_ir