آغاز و پایان فیلم با گرگومیش صبحگاهی است. لحظهای بین شب و روز، بین تاریکی و روشنی که با غلبهی نور همراه است. آغاز، ورود به نظام است؛ پایان، شکستن آن.
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیالوگ تِیبر چیست؟ "پارادایس"
تعبیری بسیار دقیق و هوشمندانه برای این پایان بندی باشکوه که با موسیقی غریب و معرکه آقای نیتشه؛ به یکی از بدیع و ملموسترین تعابیر از بهشت در سینما تبدیل شده است.
تو و سیستم بدون انعطافت حتی اگر باز هم پیروز شوید، دیگر پیروزیهایتان به سادگی و بدون تلفات نخواهد بود. گردنتان خواهد شکست و البته دیگر در برابر خیلیها، تاجی بر سر نخواهید داشت.
خوابیدی. نمیدانم آسوده یا سخت. نمیدانم به خواست خودت خوابیدی یا با اصرار مادرت. نمیدانم از خستگی روی مبل خوابت برده و بعد تو را روی تخت گذاشتند یا اصلا از فکر به فردا خوابت نمیبرده. هرجور که بوده، کاش در لحظهی انفجار بیدار نشده باشی. تصور این که پدرت در لحظات آخر صدای جیغ دخترش را شنیده باشد آزارم میدهد. تصور چشمانت که با دیدن فروریختن سقف، با ترس بسته شدهاند آزارم میدهد. تصور این که ترکهای دیوار را به پدرت نشان میدادی و میگفتی باید خانهتان را عوض کنید و حالا دیگر خانه و خانودهای نمانده آزارم میدهد. تصور این که چقدر به برادرت میگفتی که روی تختت نپرد اما حالا دو نیم شده آزارم میدهد. تصور این که چقدر به رنگ صورتی تخت خوابت اهمیت میدادی و حالا خون و غبار به آن لک انداخته آزارم میدهد. تصور این که مادرت با ظرافت تمام سرت را شانه میکرد تا دردی حس نکنی و حالا زیر سنگینی بتن، درد به نهایت خودش رسیده آزارم میدهد. تصور این که خواهر کوچکی داشتهام، با چشمهای میشی، موهای خرمایی، ابروهای کمانی، بینی قلمی و پوست سفید و حالا دیگر چیزی از آنها نمانده، من را میکشد. من را میکشد اما خاک نمیکند. خاک نمیشوم تا جنازهی خودشان، خواهرانشان و تمام نسلشان را ببینم. ببینم و بعد با خیال آسوده کنار خواهر کوچکترم بخوابم، روی همان تختخواب صورتی.
بگذار مدام یار اضافه کنند.
ما توی فوتسال وقتی تیم مقابل بازیکن پنجم را اضافه یا به اصطلاح پاورپلی میکند، بچهها را جمع میکنیم و به آنها میگوییم که لابد چهار نفر ما از آنها سر بودهاند که حالا به بازیکن پنجم رو آوردهاند. پاورپلی در ۱۰ تا ۱۵ درصد اوقات منجر به تغییر نتیجهی بازی میشود اما اینجا دیگر زمین فوتسال نیست که برنده تغییر کند، نبردی وجودیست که یک طرفش شیاطین و طرف دیگرش سربازان خدا قرار دارند و در جایی که خداوند پا به میدان بگذارد، دیگر اعداد معنای خود را از دست میدهند چرا که او خداوندی قوی و شکستناپذیر است.
حاجمحمود کریمی4_5999122452611862136.mp3
زمان:
حجم:
6.3M
مداحیهایی مثل این مانع از سینهزنی باصلابت عزادار میشن، چون با جاری کردن اشک و لرزوندن شونهها، دیگه قوتی برای دستها نمیذارن.