eitaa logo
ᴇᴛᴇʀɴɪᴛʏ
200 دنبال‌کننده
68 عکس
5 ویدیو
0 فایل
In your absence, seconds turn into a chain of 𝙀𝙩𝙚𝙧𝙣𝙞𝙩𝙮, and silence narrates centuries without you.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دارم یاد می‌گیرم مثل مه غمگین باشم. نه مثل طوفان که درخت را می‌شکند. مثل مه. می‌آیم، همه چیز را سفید می‌کنم، صداها را می‌خورم، دنیا را محو می‌کنم. و وقتی می‌روم، هیچکس نمی‌فهمد کی رفتم. فقط یک رطوبت سرد روی شیشهٔ اتاق می‌ماند که انگار گریه کرده باشد.
کاش به جای اینهمه حرف نگفته، فقط کمی باران بودم که ببارم روی شانههایت و تمام شوم، بی آنکه مجبور باشی جوابم را بدهی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چای سرد شد، سیگار تمام شد، شب رفت، اما خیال تو ماند و من ماندم و این خیالِ سرکش که رهایم نمیکند.
چراغهای خیابان یکی یکی خاموش میشوند و من توی تاریکی قدم برمیدارم، انگار شهر هم میخواهد تنهایم بگذارد.
ᴇᴛᴇʀɴɪᴛʏ
آخرِ شب است و او هنوز پشت بوم نشسته. رنگ‌ها خشک شده‌اند، اما او هنوز خیسِ فکر است. انگار دارد خودش را توی این نقاشی گم می‌کند، توی این صورتِ بی‌شباهت به خودش، توی این چشم‌هایی که انگار مالِ کس دیگریست. شاید دارد کسی را می‌کشد که روزی بوده و حالا نیست. شاید هم دارد کسی را می‌کشد که هنوز پیدا نشده. هرچه هست، بوم از او واقعی‌تر شده و این تلخ‌ترین بخشِ ماجراست.