Scientific-Dissent-from-Darwinism-List.pdf
حجم:
590.3K
اسامی دانشمندان مخالف نظریه تکامل داروین در دنیا به همراه جایگاه و اسم دانشگاه
@Evolve
http://marefatfalsafi.nashriyat.ir/
بررسی انتقادی تأثیر نظریه تکامل بر مبانی
انسانشناختی علوم انسانی
author:admin 1399/02/19 - 11:36
* حمید امامیفر / دکتری فلسفه علوم اجتماعي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره Hamidemami95@yahoo.com
علی مصباح / دانشیار گروه فلسفه مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره a-mesbah@qabas.net
دريافت: 12/04/98 پذيرش: 20/10/98
چکيده
نظریه تکامل را چارلز داروین نخست به صورت نظریهای زیستشناسانه مطرح کرد. این نوع نگاه به عالم، خالی از نتایج متافیزیکی و تأثیر بسزا بر علوم انسانی نبود، بلکه تأثیرش در علوم انسانی اگر بیشتر از علوم زیستی نباشد کمتر نیست. در این پژوهش با ارائه گزارشی از نظریه تکامل، تأثیر آن بر مبانی انسانشناختی علوم انسانی در پنج حوزۀ حقیقت انسان، جایگاه انسان در نظام هستی، اراده و اختیار انسان، کمال نهایی انسان و خلقت انسان را بیان کرده و به بررسی آن میپردازیم و نشان میدهیم که مبانی انسانشناختی علوم انسانی که برآمده از نگاه تکاملی به عالماند با مبانی انسانشناختی علوم انسانی اسلامی که مورد تأیید ما هستند، سازگاری ندارند.
کلیدواژهها: نظریه تکامل، داروین، علوم انسانی، مبانی انسانشناختی، داروینیسم.
مقاله بنده در شماره 68 معرفت فلسفی در مورد بررسی انتقادی تاثیر نظریه تکامل بر مبانی انسان شناختی علوم انسانی منتشر شد
@Evolve
بررسی انتقادی تأثیر نظریه تکامل بر مبانی انسان.pdf
حجم:
700.1K
مقاله بنده چاپ شده در شماره 68 معرفت فلسفی با عنوان، بررسی انتقادی تاثیر نظریه تکامل بر مبانی انسان شناختی علوم انسانی
داروینیسم و نئو داروینیسم-امامی فر.pdf
حجم:
307.3K
تفاوت داروینیسم و نئوداروینیسم به زبان ساده
هدایت شده از احمدحسین شریفی
@Ahmadhoseinsharifi احمدحسين شريفيداروین و دینداری و فرگشت و الحاد.mp3
زمان:
حجم:
24.9M
🎤احمدحسين شريفي
🔸«داروين و دينداري» و فرضيه «تکامل و الحاد»
🔸از مجموعه درسگفتارهاي «انسانشناسي فلسفي و علوم انساني»
#داروين
#تکامل
#انسانشناسي
@Ahmadhoseinsharifi
🌹
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#داروین
نمی توان گفت که خود داروین اعتقاد به نژاد پرستی داشته است، اما قطعا نظریه تکامل به خوبی نژاد پرستی را مورد تایید قرار می دهد و بعد از وی نظریه وی دست آویزی برای نژاد پرستان قرار گرفت که رنگین پوستان را حتی در باغ وحشها در کنار حیوانات به نمایش بگذارند و آنها را حلقه مفقوده نظریه تکامل داروین بین انسان و نژادهای سابقش که جد مشترک با میمون ها دارند بدانند.
https://eitaa.com/Evolve
بررسی نظریه تکامل از دیدگاه آلوین پلنتینگا.pdf
حجم:
215.7K
مقاله خانم اعظم عبادی، در تبیین نظریه پلنتینگا نسبت به تکامل پلنتینگا معتقد است نظریه تکامل فی نفسه با نظر ناسازگار نیست گرچه ترکیب این نظریه با طبیعت گرایی چنین نتیجه ای را در بر دارد. او مدعی است یک دلالت تضمنی میان تکامل و طبیعت گرایی وجود دارد. بنابراین طبیعت گرایانی که برای ارائه تبیین کار آمد به داروینیسم نیاز دارند، تلاش می کنند تکامل را تنها نظریه علمی قابل قبول وانمود کنند و این در حالی است که پیوند میان تکامل و طبیعت گرایی خود متناقض بوده و غیر عقلانی است https://eitaa.com/Evolve
هدایت شده از تکامل
. نظریه تکامل مانند همه نظریههای علوم تجربی مخالفینی دارد و با نقصها و سؤالهای جدی که هنوز به آن پاسخ داده نشده است، روبرو است. غرض از ذکر بیانات دانشمندان تکاملی، بیان اهمیت نظریه تکامل و عدم سادهانگاری آن است. با عرض تأسف در دهههای اخیر در فرهنگ اسلامی، نمیتوان کار معمولی چه رسد به کاری جدی در قبال تأثیرات منفی نظریه تکامل در علوم انسانی، نام برد حتی در مورد نقد و بررسی لوازم کلامی و انسانشناختی هم چند مورد که از انگشتان دودست تجاوز نمیکند را نمیتوان پیدا کرد. که با عرض تاسف همگی با استفاده از منابع درجه چندم نگاشته شده است . شاید یکی از دلایل آن نگاه سادهانگارانه و دستکم گرفتن این نظریه است. علت این سادهانگاری در بین جامعه علمای دینی شاید این تصور بوده است که کتابهایی که در نقد نظریه تکامل نوشته شده است کافی است و دیگر نظریه تکامل نظریهای منسوخ است و اطاله کلام در مورد آن و پژوهش مجدد در این زمینه مصداق بارز اتلاف وقت است. آقای رحیمپور ازغدی در سال 93 در سخنرانیای که در دانشگاه خوارزمی در سالروز شهادت شهید مطهری داشته اند، در قسمتی از صحبت خود چنین بیان میکنند: «امروزه نظریه داروین تقریباً منسوخشده و چندان مطرح نیست اما 60، 70 سال پیش این نظریه علمی و قطعی تلقی میشد» جالب اینجاست که دقیقاً در تابستان همان سال مدرسه تابستانی تکامل در انجمن حکمت و فلسفه برگزار شده است. https://snn.ir/fa/news/313484 این در حالی است که سالانه در دنیا تعداد زیادی کتاب در بحث تکامل نگاشته میشود و خیلی از آنها به فارسی ترجمه میشود. شایانذکر است که نظریه تکامل یکی از پرطرفدارترین و یگانه نظریه زیستشناختی نوینِ پذیرفتهشده توسط زیستشناسان فعلی جهان و ایران خودمان است. در سال 93 و 97 دو مدرسه تکاملی در مجمع عالی حکمت اسلامی و دانشگاه شریف برگزار شده است که نظریهپردازان تکاملی و طرفداران این نگاه در آنجا به تبیین نظریه خود پرداختهاند و این نشان از استقبال به این نظریه و آثار آن حتی در ایران است. این جلسات با عنوانهایی نظیر تکامل و معرفتشناسی، تکامل و ذهن، تکامل و فلسفه اخلاق... برگزارشده است و در سال 98 این بحثها در دانشگاه تهران در حال ادامه است. هیچ جای دنیا شاید هرگز چنین تصوری وجود نداشته باشد که نظریه تکامل باطل شده و یا کهنه و منسوخ است، بلکه آن را بهترین تبیینکننده در علوم زیستی و طبعاً تفسیر ماهیت و تکون انسان میدانند و نظریهای میدانند که بیشترین شواهد برای تأیید در زیستشناسی را دارا است که نمونههایی که از عبارات دانشمندان بیان کردیم در این زمینه به نظر کافی میرسد. البته این بدان معنا نیست که نظریه تکامل مخالفینی حتی در زیستشناسی ندارد بلکه همیشه عدهای بودهاند که این نظریه را باطل میدانستهاند و شواهدی جدی و قابلتأمل در مورد آن ارائه کردهاند ولی همیشه ایشان در اقلیت بودهاند.
بهصورت کلی میتوان گفت که نظریه تکامل بااینکه نظریهای زیستشناختی در مورد انسان است؛ ولی بهنوعی تمام عرصههای مربوط به انسان را تحت تأثیر قرار داده است. حوزههای پزشکی، اعتقادی، درمان، روانشناسی، اخلاق، جامعهشناسی، سیاست، حقوق .... . رد پای نظریه تکامل را در همین عصر فعلی بهصورت کاملاً پررنگ در همه این عرصهها میتوان مشاهده کرد
اصول ده گانه فکری نظریه تکامل داروین
.1 تغییرپذیری گونهها.
2. جایگزینی تفکر جمعیتی بهجای ماهیت.
برای توضیح تفاوت نگاهِ ماهیت محورانه و نگاه تفکر جمعیتی در تغییراتِ بین افرادِ یکگونه، میتوان از بیان مارک ریدلی، زیستشناس معاصر در کتاب تکامل، بهره جست. وی میگوید:
نگاه نوع محور مبتنی بر این است که یک نمونه عالی از گونه موجود باشد که درون یکگونه، تمام افراد را با آن مقایسه کنیم. طبیعتاً بعضی از افراد بیشتر شبیه به نمونه ما و برخی شباهت کمتری دارند. در این نگاه افرادی که بیشتر شبیه به نمونه نوع هستند نمونههای بهتری از گونه را ارائه میدهند. برای مثال فرض میکنیم که اشیاء را به دو قسمت صندلی و غیر صندلی تقسیم میکنیم. هر آنچه چهارپایه داشته باشد و فضایی برای نشستن فراهم کند صندلی خوب، محسوب میشود. وقتی چیزی را بهعنوان صندلی خوب یا نمونهی بهتر نام میگذاریم، منظور آن است که آن را بهراحتی میتوان بهعنوان صندلی شناخت نه اینکه نسبت به سایر اشیاء که کمتر بهعنوان صندلی شناخته میشوند برتری داشته باشد. خلقت باوری شرحی از گونهی زیستشناختی ارائه میدهد که بیشتر شبیه به نگاه نوع محورانه است. (Ridley, 2004, p, 363)
در نگاه تفکر جمعیتی که امروزه به آن معتقد میباشند، همه اعضای گونه برابر هستند و به یک اندازه نمایندهی فردِ خوبِ آنگونه میباشند. برای مثال اندازه گنجشکها در مناطق سردسیر، بزرگتر از مناطق گرم سیر است. این بدین معنی نیست که جثه بزرگتر نمونه بهتر نوع است؛ بلکه همه گنجشکها به یک اندازه گنجشک خوباند (Ridley, 2004, p, 364)
3. پیدایش همه جانداران از تبار مشترک (تکامل از طریق اشتقاق)، (درخت حیات).
4. جریان تدریجی تکامل یا تدریج گرایی (نه جهشها و نه گسستها).
5. افزایش گونهها یا گونهزایی در جمعیت (پیدایش تنوع زیستشناختی).
6. انتخاب طبیعی بر اساس تصادف (مایر، 1391، ص146).
7. انتقال ویژگیهای موجودات از یک نسل به نسل دیگر.
ویژگیهای موجودات از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشوند، اگرچه باید دانست که در زمان داروین تئوری صحیحی از توارث برای نظریه تکامل وجود نداشت. زمانی که کار گرگور مندل که آن را در سال 1860 نگاشته بود ولی به دلایلی موردتوجه واقع نشد و از اقبال دانشمندان به دور بود، در سال 1900 موردتوجه قرار گرفت، پایهای برای زیستشناسی تکاملی داروین شد. (Sarkar, 2009, p, 22)
8. تحقق خود به خودی تغییرات، «تغییرات کورکورانه».
مراد داروین از این عبارت دو چیز بود؛ اول اینکه علت این تغییرات معلوم نیست و ثانیاً این تغییرات معلوم نیست که به کجا ختم میشوند، آیا باعث بقای موجود میشوند و یا نابودی آن. بهبیاندیگر هم از جهت فاعل، علت، برای ما نامشخص است و هم از جهت غایت. موجود زنده بدون هرگونه غایت و هدف حرکت میکند.. (Sarkar, 2009, p, 23)
9. قدرت برتری تولیدمثلی در درون یک جمعیت.
این قدرت برتری یا به تعداد بیشتر فرزندان تولیدشده باشد، یا اینکه هماهنگی بهتری با طبیعت خود داشته باشند که بتوانند، دوام بیشتری پیدا کنند؛ درنتیجه فرزندان بیشتر، سالمتر و مقاومتری از این نسل در طبیعت باقی بماند. (Sarkar, 2009, p, 23)
10- باور به نفی علل ماورائی در پدید آمدن تحولات در عالم.
شاید این اصل مهمترین و تأثیرگذارترین اصل از اصول تکاملی در بخش الهیات است. البته لازمه آن این است که منبع وحی دستکم از منابع معرفت به وجه پیدایش موجودات و تحول و تکامل آنها نیست. این مطلب را میتوان تلویحاً و یا تصریحاً در کلمات داروین مشاهده کرد. میتوان گفت داروین معتقد بود که؛ هیچگونه علت ماورائی در سیستم تغییر و تحول تکاملی عالم طبیعت تأثیری ندارد و هر چه هست تأثیر و تأثر در علتهای مادی است. این در حقیقت نوعی سکولاریسم در تبیین نظریه تکامل است. برای نمونه، وی در نامهای که به دوست خود، چارلز لایل، زمینشناس برجسته آن زمان نوشت، به این نکته تصریح میکند که نباید بههیچوجه علتهای ماورایی و معجزه را در تبیین نظریه تکامل دخالت داد؛ این مطلب را ریچارد داوکینز در کتاب ساعتساز کور، از داروین چنین نقل میکند:
اگر قانع میشدم که لازم است چنین چیزی (معجزه) را به نظریه انتخاب طبیعی اضافه کنم، آن نظریه را بسان زبالهای دور میانداختم ... اگر قرار باشد در مرحلهای از تکامل، کمی معجزه هم به آن بیفزاییم، درواقع کاری برای انتخاب طبیعی نکردهایم. (Dawkins, 2006 p, 249)