هدایت شده از اطلاع رسانی رهپویان🌼
😍 راهکار سرازیر شدن رزق و روزی 😍
🔥 دستورالعمل #آیت_الله_بهجت:
اگه آرامش می خواهی و روزی فراوان و... 😳
https://eitaa.com/joinchat/1101660370Ce8754d85e8
🌟دفـــع بــــلا
🌟دفع طلسم و جادو
🌟 افــزایــــــش رزق و روزی
🌟 باز شـــدن بـخــــت ازدواج💍
🌟 مـــحبـــوبیـــت پیــش هــــمســـر ❤️
😍 خدا رو شکر خیلی ها نتیجه گرفتند خودت بیا و ببین 👆👆
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
✅ سه صلوات بفرست نیت کن رو یکی ازسوره ها بزن ببین خدا به مناسبت ماه شعبان چه تقدیر قشنگی برات رقم زده 😍🌱
🍂یـــــس🔴
🍂کـــــوثر⭕️
🍂بقره🔵
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#گلبهار
#قسمت_بیستودوم
آشپز سبزی ها رو برد داخل و منم رفتم داخل عمارت، از عمه خبری نبود کمی دور و برم رو نگاه کردم و رفتم تو اتاقک خودم. شب شد و بساط شام مهیا شد و آشپز سبزی های معطر رو دور ماهی ها و مرغهای سرخ شده ریخته بود و تزیین کرده بود من هم کمک بقیه ی خدمه ها به چیدن سفره کمک میکردم. عمه لبخندی بهم زد. همه ی خان زاده ها و بزرگ زاده ها دور سفره نشستن و اولین چیزی که به چشمشون اومد سبزی های معطر دور غذا بود همه از آشپز و سلیقه و دست پختش تعریف میکردن. سالار گفت این سبزی ها رو گلبهار چیده عمه خانم ، این دختر اینجا هم دست از کاربرنداشته ، عمه با لبخند گفت آره دختر خوب و فهمیده ایه ، سالار یه مشت ازسبزی هایی که خودش آورده بود و به اسم من تموم کرده بود رو برداشت و گذاشت دهنش و گفت آفرین عمه خانم خودت که عشقی و خدای سلیقه، اونایی هم که پیشت کار میکنن هم باحال و با سلیقه ن ، خانم بزرگ مادر سالار نگاهی زیر چشمی به من کرد، البته من دور ازسفره بودم و مشغول کار اما سنگینی نگاهش رو حس میکردم. سفره رو که کامل کردیم اومدم آشپزخونه و با کلفت های دیگه مشغول خوردن شام شدیم و بعد از خوردن شام کمک بقیه به جمع کردن و شستن ظرفها مشغول شدم چند تا از کلفتها اونجا باهام دوست شدن و سر به سرم میزاشتن که خانزاده رو دیدی چه تعریفی ازت میکرد؟ یکی دوتاشون هم با حسادت و بدجنسی با هم پچ پچ میکردن و میگفتن خدا بده شانس. حالا این علف و سبزی رو هر روز ما میزاریم سر سفره شون، کورن نمیبینن این گلبهار از اول شانس داشت اول که رفت پیش عمه خانم بعد هم هی تعریف هی تعریف والا کاری که ما میکنیم این اصلا بلد نیست انجام بده اما خب ما به چشم کسی نمی آییم ، خلاصه که همون یک شب تو آدمهای مثل خودم فقیر و کلفت و خدمه چند جور آدم و چند جور نظر و قضاوت دیده شد. بعضی ها دوستی میکردن و بعضی ها دشمنی ، کارمون که تموم شد رفتم سمت اتاقک اول اتاق عمه رو نگاه کردم که ببینم اومده واسه خواب یا نه بعد رفتم اتاق خودم احتمالا عمه اون شب دیر میومد برای خوابیدن چون جمع شلوغ بود و همه مشغول حرف زدن و خنده و .... روی زمین نشستم و کتابی که تو ساکم گذاشته بودم در آوردم و نور چراغ گردسوز رو زیاد کردم و شروع کردم به خواندن، کتاب خواندن رو دوست داشتم اما هیچ وقت فرصت نداشتم مثلاً خوندن یک کتاب چند هفته طول میکشید تا تموم بشه ، شبها تو رختخواب با نور کم فانوس گاهی با نور ماه چندصفحه میخوندم. چند تا ورق از کتاب رو خوندم که صدای عمه خانم رو شنیدم مهمونا از سالن پذیرایی بیرون اومده بودند صدای خداحافظی مهمون ها میومد سریع از جام بلند شدم و در اتاق رو بازکردم و جلوی در وایستادم تا عمه رو ببینم و اونم منو ببینه عمه نگاهی به بالای پله ها انداخت سریع از پله ها پایین رفتم و کنارش وایستادم و گفتم عمه خانم بریم بالا بخوابین دیگه. امشب دیر شد خوابیدنتون، عمه دستش رو داد به دستم و به کمک من از پله ها بالا رفتیم وسطای پله بودیم که صدای ارسلان رو شنیدم با خنده گفت عمه خانم باید یه آدم قوی و هیکلی استخدام میکردی بعد پله ها رو دو تا یکی اومد بالا و عمه رو بغل کرد و گفت بیا خودم ببرمت تو تخت خوابت عمه خانم ، با حرکت ارسلان عمه سریع رسید جلوی در اتاقش و ارسلان با پا در اتاق رو باز کرد و بین قهقهه های عمه و ارسلان عمه رو گذاشت روی تخت،منم سریع با دو از پله ها بالا رفتم و جلوی در اتاق وایستادم تا عمه دستوربده چون ارسلان داخل اتاق پیش عمه بود جرات نداشتم بدون اجازه برم داخل عمه هم با ارسلان مشغول حرف زدن و خندیدن بودن و متوجه ی من نبودن، همون موقع سالار از پایین پله ها منو دید و خودشو با سرعت رسوند بالای پله ها و با دیدن ارسلان و عمه خنده ای کرد و گفت میبینم عمه برادر زاده خوب خلوت کردین و خوش میگذرونید بعد با حالتی که انگار من براش مهم نیستم گفت برو دختر تو برو تو اتاقت بخواب منوارسلان امشب پیش عمه هستیم، بعد رفت داخل اتاق عمه و بدون اینکه نگاهی به من بکنه با دست اشاره زد که برم و در اتاق رو بست، باز خدا خیرش بده حداقل تکلیف من رو روشن کرد وگرنه با این ارسلان قلدر و خودخواه من باید تا صبح یه لنگی جلوی در وایمیستادم، رفتم تو اتاقک و رختخوابی که گوشه ی اتاق بود رو پهن کردم و دراز کشیدم و لحاف نرم و سنگین رو روی خودم کشیدم تو اون اتاق سرد و هوای سرد بهار باید تا سر میرفتی زیر پتو که گرم میشدی وگرنه حتما سرما میخوردی منم پتو رو تا روی سرم کشیدم و خوابیدم البته صدای خنده های ارسلان و سالار با عمه که از چیزای مختلف براشون حرف میزد و تعریف میکرد ازپنجره ی بین دو اتاق تا دیر وقت میومد اما من اینقدر خسته بودم که تو اون همه سرو صدا زود خوابم برد، با صدای ناله ی در اتاق چشمام رو باز کردم
ادامه دارد
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواهر شوهرم پارسال با درست کردن این تخم مرغها و #هفتسین تونست
۳۰ میلیون درآمد داشته باشه
ازش پرسیدم از کجا یادت گرفتی
آدرس این کانال رو داد👇
https://eitaa.com/joinchat/1733296968Ca1d5db1ded
۵۰ مدل #تخم_مرغ_رنگی متنوع و جذاب
#آسون و #کم_هزینه
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
🎯 چیدمان حمام و سرویس بهداشتی
راه حل کلیدی
🎯 لکه گیری و چربی زدایی آشپزخانه
راه حل کلیدی
🎯 درخشان کردن سرامیک کف و دیوار
راه حل کلیدی
🎯 ساختن محلول جرمگیر خانگی بدون حساسیت راه حل کلیدی
https://eitaa.com/joinchat/1733296968Ca1d5db1ded
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
✨️فروش حضوری و آنلاین پوشاک بانوان
✅️ ارسال فوری در تهران
✅️ ارسال به سراسر کشور
✅️ امکان دوخت سفارشی متناسب با سایز و تغییرات دلخواه
✅️ امکان پرداخت اقساطی با اعتبار اسنپپی و یا دیجیپی
🆔️ https://eitaa.com/bitaallery لینک کانال
🆔️ https://eitaa.com/joinchat/1999111573C2670998a0d لینک خصوصی کانال
🆔️ @Admin_Bitaallery لینک ثبت سفارش
☎️ ۰۲۱۲۲۶۷۰۲۷۹
📍بلوار اندرزگو مابین کاوه و قیطریه پلاک۱۱۶ خانه مد بیتالری
⏰️ شنبه تا چهارشنبه ۱۱:۰۰ تا ۲۰:۰۰
پنجشنبه، جمعه و ایام تعطیل: ۱۱:۰۰ تا ۱۹:۰۰
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
🔴جواب دندان شکن استاد قرائتی به وهابی
یک ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ آقای قرائتی ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺣﺴﻦ و حسین ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟! در حالی که ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ شده اند! آنگاه خودکاری را ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ زمین، ﻭ صدا زد: اﯼ ﺣﺴﻦ! ﺍﯼ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ! ای ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ! آن قلم را به من بدهید! بعد گفت: دیدی که پاسخ ندادند! ﭘﺲ ﺍینها ﻣﺮﺩه اند و ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭند!
آقای قرائتی خودکار را گرفت و دوباره
انداخت زمین و گفت......
ادامه مناظره باز شود
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب | آموزش تبلیغ
🔴 اولین نان کامل سبوســـــــــدار
●بدون مواد نگهدارنده
●با ماندگاری ۶ ماهه
●قابل مصرف بصورت کاملا نرم🫔
●با ضمانت مرجوعی
مناسب برای روزهایی که نان تازه در دسترس نیست 🚀
✅ همین حالا عضو شو:👇
https://eitaa.com/joinchat/3565682885C945c8dc293
با بیش از ۸۰ نمایندگی رسمی درسراسرکشــــــــــــور