eitaa logo
نقد فیلم داخلی
517 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
در و تخته قسمت ششم چه خوب وارد بحثای خواستگاری شده و جذاب کرده پروسه‌ش رو خیلی خوبه. اینکه می‌ره لباس می‌گیره و دیالوگای دختره با رفیقش تو کتابخونه و استرس پسره، اینکه خاله‌ش ذوق می‌کنه و... اینکه صفحه نصف بشه یه مشت مطلب بی‌ربط به سریال بیاد وسط قاب پیشنهاد کدوم آدم نادونی بوده؟ خیلی مزخرفه وسط فیلم چی کار کنم که فلان جا تجمعه مثلا وسط سریال، بهترین روشه برای متنفر کردن مردم از اخبار تجمعات سکانسی که محمود می‌ره تو دستشویی با خودش حرف می‌زنه خیلی به جاست. همش تو ذهنم بود که اینا حس پدر بودنشون رو بیشتر باید بروز بدن باریکلا چه جالب یه خواستگاری رو چقدر با ریتم بالا جلو برد، احسنت به فیلمنامه نویس که اینقدر خوب زمینه چینی کرده بود برای این سکانس و به کارگردان که قاب بندی مناسبش و به دور از جنگولک بازی چه خوب کارو جلو برده در و تخته قسمت هفتم مادر رضا چه خوب غیبت می‌کنه و نگو خواهرزاده‌ی خودشه! خیلی جالبه چجوری بد بودن این رفتار شنیع رو نشون می‌ده در تاکسی به خوبی مسائلی که به ذهن مخاطب می‌رسه در مورد ازدواجشون رو جواب می‌ده رفت تو گیر و دار ارتباط بین اینا و اینکه چطور می‌شه به بچشون برسن. خوبه یه مقدار ریتم فیلم افتاد این قسمت اما به نظر قسمت بعدی جبران می‌کنه
در و تخته قسمت هشتم با مدرسه شروع می‌شه و اینکه یکی از دخترا با دوست پسرش اومده مدرسه، خیلی خوبه واقعیت مدرسه‌هاست تازه با سانسور و البته به ضرورت روابط پاک تاکید می‌شه چه خوب نشون می‌ده که خود دختره می‌ره به اون دختره دیگه تذکر می‌ده، جالبه و خط می‌ده له مخاطب که گاهی خودمون باید مشکل رو حل کنیم دیگه توی جمعی که هستیم چقدر خوب این دو تا دختر پسر رشد کردن و شخصیتشون جذابه. نشون می‌ده رشد کردگی به سن نیست به تربیت و فهم بچه‌ست و البته نسل جدید که عمدتا همینجورین چقدر فیلمساز خوب خونواده رو می‌فهمیده و عالی دراورده تولد استاد رو باریکلا در و تخته قسمت نهم دختره خواهرش رو کمک می‌کنه که از تبلتش بکنه، کاش خونواده‌ها واقعا از این فیلم یاد بگیرن دولت که به فکر نیست خودمون باید بچه‌ها رو مدیریت کنیم این کلمه شانس رو یکی باید از ذهن نویسنده‌ها بندازه، استاد می‌گه از شانس بد من بچه‌ی رحمانی هم فلان. چیه این کلمه بی‌خود شانس که هیچ معنی نداره و تو‌ پارادایم مدرن متولد شده باریکلا تضمین ازدواج رو از خدا میاره. حالا شما فرض کن چنین آیه‌ای هم نباشه، خوب همون زندگی دوست دختر دوست پسری رو حتی زن و شوهر داشته باشن چه عیبی داره؟ برای یه سری خونواده‌ها انگار کار تا حروم نباشه راضی نمی‌شن فیلمساز خوب روند رو حفظ کرده و ریتم فیلم قویه آخرم فیلمساز عقد رو تا هیجده سالگی عقب انداخت، چقدر بی‌انصافن اون مزدورایی که به اثر انگ زدن که کودک همسریه و فلان
در و تخته قسمت دهم می‌رن پیش روان‌شناس و نکات خیلی خوبی می‌گه، اما این وسواس در مورد ازدواج در هفده سال و نیم نشون می‌ده کف جامعه چه فاجعه‌ای هست که بنده خدا نویسنده مجبور شده چقدر دست به عصا جلو بره کارگردان با چند تا کات توی اتوبوس نشون داد این کاره‌ست. وقتی قضیه لو می‌ره سریع سه تا کات می‌زنه و سه تا کلوز می‌ده از مادره، پسره و دختره که حس غم رو منتقل کنه، باریکلا چقدر سکانس اینکه به مریضه می‌گه به زنم که اون دنیاست پیام بدین عالیه، هم مضمون الهیه هم به شدت احساسی و جذابه در و تخته قسمت یازدهم می‌ره بین نوجوونا چه پسرا چه دخترا نشون می‌ده همشون کیف می‌کنن از اینکه رفیقشون ازدواج کرده، دقیقا همینه و همه‌ی نوجوونا که کیف می‌کنن چه جالب می‌ره زرت و پرتای آپوزیشن رو نشون می‌ده و بعدم پاسخ پاورقی خیلی عالی بود چقدر خلاقانه و با حال تمرکز بخشی از اثر روی اینه که حرف مردم مفته و چقدر مفهوم خوبیه، بخش عمده‌ای از سنت‌های اشتباه اجتماعی به خاطر همین تعارفی بودن با همه کسه، همه کسی که هیچ تاثیری تو زندگی‌هامون ندارن جز اینکه جلوی رشدمون رو بگیرن پایان‌بندی مناسب و خوب
زمان: حجم: 1.4M
▪️چطور آثاری مثل کلانتری یازده و در و تخته می‌تونن الگوی خوبی برای فیلمسازی در صداسیما باشن؟
صفا با خانواده قسمت یک از اولش با دیوونه بازی شروع می‌شه که جالبه، ولی سکانس بعدی می‌ره همش با بی‌اخلاقی می‌خواد بخندونه. پشت سر بی‌بی حرف می‌زنن و در مورد مردن شوهرش که بدجور هم مرده کمیک حرف می‌زنن تا مخاطب بخنده، همون قضیه‌ی خندیدن به بدبختی دیگران. بعد هم خود بی‌بی پشت سر مشتری حرف می‌زنه و فیلمساز هم ظاهرا همین شخصیتا رو محور قرار داده که ناجوره یه سکانس طووولانی ترکی حرف می‌زنن و عین این فیلمای دوزاریه که با دیالوگای طولانی می‌خواد بخندونه، ریتم فیلم پایینه حتی با اون موسیقی و دیالوگای پر تنش می‌گه این خونواده مؤمن ان و فلان، بعد مادره و دختره با همون لباس تو خونه میاد می‌شینه جلو مهمون، فیلمساز به خودش زحمت نداده تفاوت ایجاد کنه بین لباس تو خونه و مهمونی جالبه وقتی میان بیرون شال می‌ندازن دورشون، وقتی اسلام در حد شعاره و در عمل در جزئیات نیست یعنی یه ابلهی نشسته بالا دستور داده و فیلمنامه با جون و دل الهی نیست یه سکانسو زد توی مجلس خواستگاری وسط حرفای دایی، چی گفت مثلا؟ مسخره‌ست دیگه سانسور اینجوری، یا نسازه یا قبل ساختن اصلاح کن خوب صفا هی می‌گه شماها از صیغه‌تون گذشته بی‌عفتیه با هم حرف بزنین، اما چون لحن کمیک داره و فیلم هجوآمیزه کلا، این حرفا نتیجه‌ی عکس می‌ده و هیچ محتوای دینی پخش نمی‌کنه. دیالوگای دینی باید ارج و قرب داشته باشن نه اینکه برای پر کردن فیلم و مزخرف گفتن استفاده بشن، بی‌معنیه این سکانساش یک ساعت از عمرم تلف شد پای یه اثر هجوآمیزِ اسلام‌مالی شده. وقتی می‌گم مدیریت فرهنگی در کشور ما شوخیه بعضی دوستان ناراحت می‌شن :) جالب اینه که وقتی دوستان نشستن میلیاردی می‌خورن سر سفره جمهوری اسلامی، کسی چیزی بگه اون می‌شه بده! چی بگم والا، خدا مردم رو قوی کنه که نجات پیدا کنیم از دست این جریانا
▪️بخشی از نظرات مخاطبین. کارگردان صفا با خانواده چه حرفی زده XD
اسباب زحمت قسمت اول شروع خیلی خوب با مشکلات مالی که ریتم خوبی هم داره و اینکه خود آقاخانی محوره عالیه رفیقش تو خاور بهش می‌گه طلای قسطی نزوله و با اینکه لحن فیلم طنزه، این دیالوگ جدی بیان می‌شه که خیلی خوبه. دیالوگ جدی دینی باید قوی بیان بشه نه تو مسخره بازی بازیگرای حرفه‌ای سکانسای ساده رو چقدر خوب بالا میارن باریکلا خوب بود جالبه، دغدغه‌های کارگران و یه زندگی کف جامعه‌ست اسباب زحمت قسمت دوم توی کارش شک کرده می‌گه باید استخاره کنم، مضمون خوبیه باریکلا استخاره توی سبک زندگی الهی خیلی مهمه و کم‌تر بهش پرداخته می‌شه همش تاکید می‌شه روی کارگریشون و می‌گن ما یه عمر کارگری کردیم و فلان، خیلی خوبه باریکلا نمایی که داره از توی دریچه خاور نگاه می‌کنه به بیرون خیلی خوبه، قشنگ یه نمای تک نفره از زندگی کارگری چقدر صمیمی و با حاله باریکلا یه جایی رفیقش می‌گه این توی پشت کامیون نماز می‌خونه، من خودم وظیفه داشتم به سمت قبله بچرخونمش. این چه حرف بی‌خودیه، نماز خوندن در حال حرکت که باطله کلا مگر اینکه در ضرورت باشه. وقتی یه دیالوگ دینیو صرفا به خاطر همین دیالوگ می‌خوای طنزش کنی خراب می‌شه قضیه و باعث می‌شه شان اون الفاظ بیاد پایین شخصیت پردازیا خوبه باریکلا اسباب زحمت قسمت سوم طنز تلخ فیلم خیلی خوبه XD ولی رویکرد کلی فیلم همون فضای پول دراوردنه در یه فضای ماده‌گرایانه که خوب نیست اگر تا آخر همین باشه یه مقدار مضامین دیگه هم باید بیاد و دنبال خاور بودن مایه‌ی اولیه فیلم بشه برای مفاهیم عمیق‌تر سکانسی که پیر زن با خواستگارش اشتباه می‌گیره چقدر خوبه XD شوخیاشم یه جوری آورده که هم منشوری نشه هم با حال باشه و کسایی که باید بفهمن بفهمن. سکانسی که می‌گه یا غریب الغربا نجاتم بده خوبه چون خنده داریش نه به خاطر اون لفظ که به خاطر موقعیته. طنز مطلوب همینه که موقعیت کمیک بسازه نه اینکه الفاظ باعث تمسخر باشن ‌