eitaa logo
سِلی|برایِ ایران
189 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
برای ایران… برای مادرِ داغ‌دیده و بغضِ ناتمام برای هر جوانی که با لبخند رفت و برنگشت ما فقط زنده‌ایم تا فریادمان، سکوت آن‌ها نباشد اینجا خانه ماست. پر از زخم، پر از عشق. #تابع_قوانین
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که می‌کشیم.
ایرانم چقدر خون رو زمینته هنوز خشک نشده... اسم بچه‌هات، جوون‌هات، زن‌هات… هنوز توی گلوی مردم می‌لرزه. مادرایی که دیگه نمی‌خندن، فقط اشکاشون بی‌صدا می‌چکه رو عکس بچه‌هاشون. پدرا که با خودشون حرف می‌زنن: گناه بچه ی من چی بود؟؟حقش این بود؟؟ ایرانم، هر کوچه‌ات یه قبرِ بی‌نشان داره، هر باد که می‌وزه، صدای ناله‌ای باهاش میاد. جوونایی که فقط آرامش خواستن، فقط آرامش... ولی جوابشون مرگ بود. اسمایی که ممنوع شدن، عکسایی که پاک شدن، صداهایی که خاموششون کردن… ولی هنوز تو دلِ ما زنده‌ان. ایرانم... تو درد می‌کشی و دنیا تماشا می‌کنه. یه مادر داد زد "پسرم رو نکش!" ولی صداش به آسمون رسید، نه به دلِ اونکه ماشه رو کشید. اما مردمِ تو یاد گرفتن: یادشون نره.تا ابد این روز ها رو فراموش نمیکنیم.. هر داغ، یه چراغه. هر گریه، یه فریاد بی‌صدا. ایرانم، ما هنوز زنده‌ایم، با تموم این غم. چون قسم خوردیم که خاطره‌ی بی‌گناه‌ها رو فراموش نکنیم. ما نفس می‌کشیم واسه اونا. واسه اون همه جوونی که شد عکسِ قابِ دیواری.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که می‌کشیم.
ایرانم ای خاکی که فرزندانت یکی یکی دارن توی خیابون‌ها به خاک می‌افتن. دلم می‌خواد فریاد بزنم، ولی صدام به جایی نمی‌رسه. دلم سوخت برای اون بچه‌ای که دیگه نمی‌خنده، برای پدر و مادری که تنها یادگاریشون، عکسی از بچه‌شونه که دیگه برنمی‌گرده. این ظلم، این ظلم بی‌رحم، مثل یه غده سرطانی توی رگ‌های این کشور جا خوش کرده. بس که فشار میاره، دیگه حتی اشک‌هامون هم یخ زده. اراده‌مون هم شکننده شده، نه به خاطر کمبود ایمان، بلکه به خاطر رنج و زجری که هر روز می‌بینیم. ایرانم، خاک‌ام، دلم برات می‌شکنه. نمی‌دونم تا کی باید این وضعیت رو تحمل کنیم. هر روز با دلی پر از غم و دلتنگی، به یاد همه اونایی هستیم که توی این مسیر از دست رفتن، برای زندگی بهتر. ما نمی‌تونیم فراموش کنیم. هر شب که بخوابیم، پرچم‌امون رو به یاد اونایی که دیگه نیستن، به دوش می‌زنیم. این عشق به تو، هیچ وقت نمی‌میرده. ایرانم... تا وقتی که صدای ما شنیده بشه، تا وقتی که یاد اونایی که رفتن توی قلب‌مون هستن، ما هم زنده‌ایم. تا روزی که بتونیم با هم، دوباره بخندیم و زنجیرهای ظلم رو بشکنیم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که می‌کشیم.
ایرانم، نفس‌هام بوی خاک تو رو می‌ده. امروز دیگه نمی‌تونم از این شب‌ها حرف بزنم، خسته شدم از سکوتِ سنگینِ خونه‌ها. این روزا خونه‌ها انگار تبدیل شدن به موزهٔ خاطرات؛ عکس‌ها روی دیوارن و نگاه‌هاشون پر از سواله که: “چرا؟” اونا رفتن… اونا امروز زیر خروارها خاک خوابیدن. ما موندیم و خاکی که از خونشون رنگ گرفته. قلبم دیگه نمی‌تونه این حجم از “جوانی از دست رفته” رو تحمل کنه. یادته؟ اون شب، آخرین شب بود. وقتی رفتی، انگار بخشی از آسمون رو با خودت بردی. مادرش هنوزم همون گوشه می‌شینه، هی نگاه می‌کنه به در. می‌دونه دیگه نمی‌آی، ولی دستاش عادت کرده به امیدواری. این بی‌عدالتی از هر ظلم دیگه‌ای بدتره. ما چی بگیم به نسل بعد؟ بگیم ما خیلی خسته بودیم و تسلیم شدیم؟ نه! قسم خوردیم به همون خونی که ریختن، که ذره‌ذره این خاطره رو نگه داریم. هر شب که می‌خوابیم، این بغض می‌آد تو گلومون و می‌خواد خفه‌مون کنه. ولی صبح پا میشیم، چون باید زنده باشیم برای اونایی که نمی‌تونن دیگه نفس بکشن. ایرانم، ما همه‌مون داغداریم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که می‌کشیم.
وطن و هم‌وطن، هیچ‌وقت این روزا رو فراموش نمی‌کنن؛ روزا‌یی که خاک خیسِ اشک شد، بچه ای که بی مادر شد، مادری که بی فرزند شد و اسم‌ها تبدیل شدن به فریاد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که می‌کشیم.
خدایا خودت شاهد باش! این همون سرزمینی نیست که قرار بود مهدِ افتخار باشه؟ حالا چی شده؟ زیر آوارِ یه سری حرف‌ها و یه سری کارها، یه زندگی کامل داره له میشه. انگار تمام خوشی‌ها رو یک نفر دزدیده، برده و فقط یه مشت سایه ازش باقی مونده. ما، بچه‌های همین خاک، یادمون نرفته چی بودیم. یادمون نرفته که چطور نفس می‌کشیدیم. حالا چی؟ انگار باید هر صبح که چشم باز می‌کنیم، یه درس جدید از بدبختی پس بدیم. صبح تا شب، فقط صدایی که میاد، صدای آه و ناله است. این چه زندگیه که ما داریم؟ یه جوری شده که انگار خودِ زمین داره زیر پاهامون می‌لرزه، نه از زلزله، از دردِ دل‌های ما. مادرها… وای به حال اون مادرها. اون زنایی که موهاشون سفید شد، ولی نه از پیری، از بس که نگران بودن بچه‌شون شب گشنه بخوابه، یا فرداش دیگه نباشه. اون مادرها که عکس جوونشون رو چسبوندن به دیوار، هر بار که نگاهش می‌کنن، یه تیکه از دلشون کنده میشه. این ظلم نیست؟ این نابودیِ آرومِ یه روح نیست؟ خدایا، مگه ما غیر از تو کسی رو داریم که بهش بگیم «دستمونو بگیر»؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که می‌کشیم.
آدم وقتی به گذشته نگاه می‌کنه، انگار یه زخمِ قدیمی رو دوباره باز می‌کنه. ما هی می‌گیم ایران… ایران یعنی چی؟ ایران یعنی اون خونه‌ای که از اول بنا شده بود، خیلی خیلی محکم. یه زمانی مردی بود به اسم کوروش. یه پادشاهی که می‌گفتن سایه‌ش رو سر همه بود. اونم خدای خودش رو داشت، ولی یه جور دیگه، با یه جور مرامِ دیگه. اون ایران رو ساخت، یه خونه بزرگ که قرار بود تا ابد برقرار باشه. ولی رفیق، تاریخ رو نگاه کن. انگار یه نفر قسم خورده همه چیزای قشنگ رو نابود کنه. اون خونه‌ای که کوروش با زحمت بنا کرد، کم‌کم ترک خورد. وای به حال اون بچه‌ها… اون بچه‌هایی که وارث اون عظمت بودن. انگار نفرین شده بودن. یکی‌شون این‌طوری رفت، یکی‌شون اون‌طوری… یکی رو کشتن، یکی رو فرستادن به دربه‌دری. یه دودِ غلیظ از اون همه شکوه بلند شد و رفت آسمون.