🕊آمدن شـــــما
زیباتࢪین پایانے استـــــ
ڪه خدا مقدࢪ کࢪدھ ...
🌱بیاييـــــد
تا قِصہ پُࢪ غُصّۂ دنیا،
بہ انتهاےِ شیࢪین خودش بࢪسد...
#حضرت_یار
💫یادت نره هر روز یدونه صلوات هم که شده به حضرت هدیه کنی💫
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
🦋@gasdak313
#لحظهای_با_شهدا ♥️
بعد از#شھادت علے خوابشرو دیدم
.
بهم گفت:
«اگہ مےدونستم این دنیا بہخاطر
#صلوات اینهمہ ثوابوپاداش میدن،
حالاحالاها آرزوۍ#شھادت نمےکردم!
مےموندم توۍدنیا و صلواټ
مےفرستادم..🖐🏼
.
#شهیدعلیموحددوست🌱
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
∞♥∞
| از #ڪلیپ هایـے کھ عشقٺرو
بھ''خُدا شدیدتر مےکنھ :)♡ |🦋
#استادپناهیان
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
علیرضا پناهیان4_5920181181344647314.mp3
زمان:
حجم:
655.7K
✅ برای بهترین و نورانیترین هفته عمرتان کم نگذارید!
🎧 کلیپ صوتی
#استاد_پناهیان
رفقاا !!!
در باقی مانده ماه مبارک رمضان این صوت رو زیااااد گوش کنید👌
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
∞♥∞
#پای_درس_دل 🍃
🌷آیت الله کوهستانے(ره)
برای ادا کردن #قـرض و تنگی
معـیشت سوره های مبارڪهی
#قــــارعه و #والعــــادیات را
سفارش می فرمودند ڪه زیاد
بخـــــوانید .
📗بر قـلهی پارسایی
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
✨﷽✨
#داستان
✍پادشاهی دید که خدمتکاری بسیار شاد است، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم، غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن، بدین سبب من راضی و شادم. پادشاه موضوع را به وزیر گفت. وزیر گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است. پادشاه پرسید: گروه ۹۹ دیگر چیست؟
وزیر گفت: قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلوی خانه وی قرار دهید. و چنین هم شد. خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکهها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد، ۹۹ سکه؟ و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ سکه نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود. او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پسانداز کند. او از صبح تا شب سخت کار میکرد و دیگر خوشحال نبود. وزیر که با پادشاه او را زیر نظر داشتند، گفت: قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گروه کسانی هستند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.
🔰 خوشبختی در سه جمله است:
🌿 تجربه از دیروز،
🌿استفاده از امروز،
🌿 امید به فردا.
🔰ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم:
🔻حسرت دیروز،
🔻اتلاف امروز،
🔻ترس از فردا.
#کلاسداری
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
#داستان
مردی نابینا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت:
قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟ »
پس از او وزیر پادشاه نزد مرد نابینا رسید و بدون ادای احترام گفت:
آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟
سپس سربازی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:
احمق،راهی که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:
به چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد:
اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.
مرد دوم وزیر او بود
و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:
چگونه متوجه شدی؟
مگر تو نابینا نیستی؟
نابینا پاسخ داد:
فرق است میان آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد…
ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.
طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست...
نه سفیدی بیانگر زیبایی است..
و نه سیاهی نشانه زشتی..
شرافت انسان به اخلاقش هست
#کلاسداری
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
#پندانه
🔴 طرز نگرشتان را تغییر دهید تا دنیایتان تغییر کند!
🔸کودکی از مسئول سیرکی پرسید: چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بستهاید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!
🔹صاحب فیل گفت: این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است. او با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.
🔸کودک پرسید: چطور چنین چیزی امکان دارد؟
صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستم. تلاش زیاد فیل برای رهاییاش هیچ اثری نداشت و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است.
🔹فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند!
🔺 شاید هر کدام از ما، با نوعی تفکر بسته شدهایم که مانع حرکت ما به سوی پیروزی است.
#کلاسداری
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
Panahiancontrole_zehn_10.mp3
زمان:
حجم:
9M
💠 مبحث "اهمیت کنترل ذهن"
🎙 #استاد_پناهیان
0⃣1⃣ جلسه دهم
@gasdak313