شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #رسول الهی قوربونت برم کار داشتم بابا میام پیشت پسر خوبی بودی؟ عمو رو که اذیت نکردی؟
شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #علیرضا چشم الان میدم
#رمان✨
#احسان
بلاخره رسول جواب داد و بهش گفتم چرا تلفتنت جواب نمیدی و اینا اونم گفتش که سرم شلوغ بود نتونستم جواب بدم
بعدش گفتم که رسول علیرضا از خواب بیدار شده داره گریه میکنه باهاش صحبت کن
گوشی رو دادم دست علیرضا
رسول:علیرضا دورت بگردم بابایی چرا گریه میکنی؟
علیرضا:بابایی من بیدال شدم تو نبودی دلم بلات تند شده
رسول: فدای دلت بشم من پسرم قول میدم زود بیام پیشت عمو رو اذیت نکنی ها باشه؟
علیرضا:باته
بلاخره علیرضا با رسول صحبت کرد آروم شد و رسول بهش گفت که گوشی رو بده عمو ولی علیرضا قطعش کرد و گرفت طرفم گفت بیا خندیدمو گرفتمش تو بغلم تا بخوابه دوباره
چند دقیقه بعد که خوابید آروم گذاشتمش رو تخت پتو رو روش مرتب کردم و اومدم بیرون ولی درو باز گذاشتم تا بیدار شد نترسه
تو فکر رسول بودم همینطوری لحنش یجوری بود نکنه اتفاقی افتاده تصمیم گرفتم دوباره خودم بهش زنگ بزنم
زنگ زدم بهش که با دوتا بوق جواب داد
رسول:جانم داداش
احسان:رسول کجایی اتفاقی افتاده آخه با علیرضا صحبت میکردی صدات یجوری بود
شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #احسان بلاخره رسول جواب داد و بهش گفتم چرا تلفتنت جواب نمیدی و اینا اونم گفتش که سرم شلوغ بو
#رمان✨
#رسول
به گوشیه قط شده نگاه کردم خیر سرم گفتم بده عمو گوشیو
همینجوری نشسته بودم که چند دقیقه بعد گوشیم زنگ خورد
احسان بود جواب دادم
الو سلام احسان خوبی؟
#احسان
الو سلام داداش ممنون تو خوبی
چرا با علیرضا صحبت میکردی صدات یجوری بود اتفاقی افتاده؟
اصلا چرا یه دفعه بی خبر رفتید همتون؟؟
#رسول
راستش داداش نمیدونم چجوری بگم بین علی و حنانه خانوم شکر آب شده اومدیم ببینیم چه خبره بعدم حنانه خانوم حالش بد شد الان بیمارستانیم
حالا اومدم خونه مفصل تر توضیح میدم بهت
#احسان
الان بیمارستانید؟؟
چرا یه دفعه ای
علی کجاست اصلا
رسول میشه درست بگی چه اتفاقی افتاده؟
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه بابا اختیار دارید، چند ساعته اصلا غذا نخوردم برای شام حتما میام #محمد
که غذا نخوردی...!؟
منتظرتون هستیم... الان میرم برات یه غذای خوشمزه عطیه پز درست میکنم☺️
#عطیه
شخصیتبازینعمتالهی💕
باز دعوا بندازاااا #امیرحسین
معلومه؟🤓😎
اصلا من استادم تو این کار 😁
راستی تو جمله ات گفتی باز
چرا باز ؟
مگه من تا حالا دعوا راه انداختم😄 تازه اونم بین زن و شوهر🦦
نوچ نوچ این وصله ها به من نمیچسبه🦥🤷♀
#حامد