eitaa logo
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
61 دنبال‌کننده
100 عکس
83 ویدیو
1 فایل
تایید میکند هر آنچه را میگویم دوست دارد کسی را که به او عشق می ورزم میسوزد با آهی که از درون میکشم و میسازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است از محبت های او زنده میشود دلی که خفته است آری خانواده ام را میگویم
مشاهده در ایتا
دانلود
بعدم بغلش کردم و هیچی نگفتم چون مطمئن بودم اگر حرف بزنم اشکم میاد بعدم رفت تو
من رفتم داداش.. فعلا شماره اتاقی که الان توشم ۵۰۹ عه تا بیان آمادم کنند یه ساعتی طول می‌کشه(آزمایش و اینا)خواستید بیاید
با عجله وارد بیمارستان شدم و رفتم سمت پذیرش.. گفتم ببخشید خانم بیماری به امیرحسین موحد دارید؟ پرستار نگاهی به سیستم جلوش کرد و گفت طبقه بالا اتاق ۵۰۹ هستن ولی چند دقیقه دیگه عمل دارن. زیر لب یا حسینی گفتم و بیخیال درد دستم شدم و سمت اتاق دویدم.. مهدی رو دیدم و سمتش رفتم
همراه پرستار رفتم پرستار گفت بهتره یک همراه تا قبل عمل همراهش باشه
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
محسن تو اینجا چیکار می‌کنی!؟ #مهدی
با صدای عصبی گفتم دست شما دردنکنه آقا مهدی بچم داره میره اتاق عمل بعد من دقیقه نود باید بفهمم؟
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
همراه پرستار رفتم پرستار گفت بهتره یک همراه تا قبل عمل همراهش باشه #احسان
خیلی استرس داشتم کاره پرستار تموم شده بود و منتظر بودیم کار دکتر تو اتاقش تموم بشه و بیاد احسان دستمو گرفت،گفت امیر!چرا انقد دستات یخه؟ بعد تو گوشم گفت:نگران نباش داداش بزرگه،به خدا توکل کن
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
با صدای عصبی گفتم دست شما دردنکنه آقا مهدی بچم داره میره اتاق عمل بعد من دقیقه نود باید بفهمم؟ #محس
رفتم سمت بابا سلام بابا ، یکم آرومتر لطفاً اینجا بیمارستانه امیر حالش ... پرید وسط حرفم دست شما هم درد نکنه
امیر که رفت تو اتاق انگار تازه فهمیدم چی شده و چه اتفاقی افتاده امیر که رفت دیگه لازم نبود تظاهر به خوب بودن کنم همونجا پاهام خالی کرد و نشستم چشمامو بستم
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
(شوکه نگاهش کردم) من... نمیخواستم...(وسط حرفم پرید..) #مهدی
با داد ادامه دادم نمیخواستی چی مهدی؟ اگر علی نمیگفت لابد هنوزم قصد نداشتین حرفی بزنین اره؟ همه خبر داشتن فقط من نباید بفهمم؟
صدای بابا میومد چه خوب که اینجا بود کاش بیاد تو..