شخصیتبازینعمتالهی💕
سلام داداش ببخشید از صبح خوب نبودم زیاد جانم ؟ چی شده؟ بیداری الان زنگ بزنم؟ #رسول
سلام عرض شد
خوبی تو ؟
نبودی دیروز هر چی زنگ زدم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
خدا بخیر کنه 🦦 #رسول
خیره بدو بیا
.....
داشتیم میرقصیدیم که رسول گفت بسه ؟
گفتم نه دیگه خودت انداختی به سرم باید تا آخر انجام بده وگرنه عصبی میشم
بزار یکم لذت ببرم 😂
که ناله ای کرد که خندیدم
#سعید
شخصیتبازینعمتالهی💕
وایییییی خوبه حالا عمو مهدی یهو وارد شه🤣🤣🤣
عمو تو هیچی ورود نمیکنه دیگه👩🏻🦯
شخصیتبازینعمتالهی💕
هرچند عمو مهدی چند روزه ایگنور میکنه 😒🥺ولی خب بنظر من تو این صحنه جاش خالیه😕 #رسول
اصلا هم خالی نیست👩🏻🦯👩🏻🦯
داشتم با محمد درباره پرونده حرف میزدم که یه دفعه صدای همهمه و داد و بیداد از سمت نمازخونه بلند شد.
من و محمد همزمان سرمون رو بلند کردیم.
محمد با تعجب گفت:
باز اینا چیکار کردن؟!
از جام بلند شدم و گفتم:
بریم ببینیم این دفعه نوبت کیه که اعصابمون رو خورد کنه...
و هر دو سریع سمت نمازخونه راه افتادیم
وارد نمازخونه شدیم با صحنه ای که دیدم نمیدونستم عصبی بشم یا بخندم،
محمد جلوی خودش رو گرفت که نخنده..
با دست به در کوبید و گفت اینجا چه خبره؟
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
اصلا هم خالی نیست👩🏻🦯👩🏻🦯
خودشم تایید کرد محل نمیده
شخصیتبازینعمتالهی💕
بزنمت که اینجوری بی نام و نشون پیام میدی!؟
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بزنمت که اینجوری بی نام و نشون پیام میدی!؟ _ عموی امیرحسین
حتی وقتی بی نام و نشون هم هستم میخواد منو بزنه 🦦
(فکر کنم فهمیدی دیگه😑)