شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیتونم نمیدونم چرا ولی من نمیتونم ببخشید اگه ناراحت شدی قول میدم کمتر رسمی باهات حرف بزنم #فرشیدد
کمتر نه فرشید..
کلا رسمی حرف نزن..
میدونی چقدر از اینکه بفهمید و این اتفاق بیفته میترسیدم...
فرشید من نمیخوام این قضیه رو رفاقتمون تاثیر داشته باشه، میفهمی!؟
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
میشه یه اینبار رو نادیده بگیری؟ #فرشیدد
هیچ وقت نمیتونم این موضوع رو نادیده بگیرم، حتی اگه به خودت چیزی نگم...
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
کمتر نه فرشید.. کلا رسمی حرف نزن.. میدونی چقدر از اینکه بفهمید و این اتفاق بیفته میترسیدم... فرشید م
نمیخوام یعنی نمیتونم با پسر کسی که ازش مثل چی میترسم صمیمی باشم
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
احسان رسول را به خانه رساند. چهره رسول هنوز از شدت میگرن رنگپریده بود و اثر مسکن کمکم پلکهایش را
داشتم با طنین بازی میکردم که صدای در اومد
خودشو انداخت تو بغلم و گفت کیه؟
گفتم: هیچی عزیزم..بیا به بازی مون ادامه بدیم
نیم ساعت بعد طنین خوابش گرفت و خوابید بعدم رفتم تو سالن رسول روی مبل خوابیده بود یه پتو آوردم و روش کشیدم و رفتم اتاق احسان
بدجور مشغول کار شده بود که صدای بار کردن درو نشنید
گفتم:علیک سلام آقا احسان
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
داشتم با طنین بازی میکردم که صدای در اومد خودشو انداخت تو بغلم و گفت کیه؟ گفتم: هیچی عزیزم..بیا به
سلام داداش
خوبی ؟
فکر کردم نیستی
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
سلام داداش خوبی ؟ فکر کردم نیستی #احسان
آره خوبم
نه بودم یه اتفاقاتی افتاد که خب عمو میاد میگه گرچه وقتی عمو اومد من باید برم
رسول چش شده؟
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
آره خوبم نه بودم یه اتفاقاتی افتاد که خب عمو میاد میگه گرچه وقتی عمو اومد من باید برم رسول چش شده؟ #
عمو اومد تو باید بری ؟
چشمهام گرد شد با تعجب پرسیدم دعوا کردید ؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آره خوبم نه بودم یه اتفاقاتی افتاد که خب عمو میاد میگه گرچه وقتی عمو اومد من باید برم رسول چش شده؟ #
رسول هم
دکتر بودیم ،میگرنش عود کرده
مسکن قوی زدن براش
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
عمو اومد تو باید بری ؟ چشمهام گرد شد با تعجب پرسیدم دعوا کردید ؟ #احسان
آره دیگه باید برم
هرکاری میکنم آشتی نمیکنه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
رسول هم دکتر بودیم ،میگرنش عود کرده مسکن قوی زدن براش #احسان
ای بابا
حالا باز خوبه یکم میخوابه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیخوام یعنی نمیتونم با پسر کسی که ازش مثل چی میترسم صمیمی باشم #فرشیدد
فرشید دلیلت منطقی نیست...
من نمیخوام به خاطر رفتار بابام رفاقت ما خراب بشه..
اینکه از بابا میترسی نباید تاثیری تو صمیمیت منو تو داشته باشه..
من یه پسر شوخم و بابا یه مرد جدی...
این دوتا کاملا متفاوتن پس به هم ربطشون نده..
#محمدجواد