شخصیتبازینعمتالهی💕
رسول و احسان دارن میان برم شاید کاری از دستم بر اومد #امیرحسین
نههههه تو یکی وایسا بزار لااقل خیالم از تو راحت باشه...
#مهدی
رو به امیر گفتم
رسول تحویل تو
خودم تکیه دادم به ماشین و همونجا جلوی خونه نشستم
حالم اصلأ خوب نبود .
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
رو به امیر گفتم رسول تحویل تو خودم تکیه دادم به ماشین و همونجا جلوی خونه نشستم حالم اصلأ خوب نبو
منم کنار احسان فرود اومدم و سرمو چسبوندم به بدنه ی ماشین
همه مون مثل لشکر شکست خورده دم در خونه بودیم
#رسول
چند تا نفس عمیق کشیدم اما نفسم بالا نمیومد به سرفه افتادم به هر سختی که بود از جا بلند شدم و رفتم سمت خونه
#احسان
از نوپو به مرکز پشتیبان بمب ساده ای هست نگران نباشین تا ۵ دقیقه دیگه خونه پاک میشه
تمام #نیروخنثی