eitaa logo
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
63 دنبال‌کننده
99 عکس
83 ویدیو
1 فایل
تایید میکند هر آنچه را میگویم دوست دارد کسی را که به او عشق می ورزم میسوزد با آهی که از درون میکشم و میسازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است از محبت های او زنده میشود دلی که خفته است آری خانواده ام را میگویم
مشاهده در ایتا
دانلود
احسان داداش برو بیرون میام خودم بخدا میاممممم به جون علیرضام میام فقط برو بیرون بزار من تمرکز کنم بعدم شروع کردم ور رفتن به بمب
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
احسان داداش برو بیرون میام خودم بخدا میاممممم به جون علیرضام میام فقط برو بیرون بزار من تمرکز کنم ب
قسم نخور رسول همین جام از جام هم نمی‌خورم تو کارت دخالت نمیکنم فقط می‌خوام کنارت باشم محو حرکات دستش بودم که تند تند سیم ها و اتصالات رو چک میکرد
احسانننن ! نفست میگیره (سرفه ، سرفه ، سرفه) برو بیرونننننننننن برو میاممممم به جون علیرضا میامممم تورو قرآن برو بیرون بعدم هلش دادم به سمت بیرون و اینسری پشت در وسیله گذاشتم نتونن باز کنن
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
احسانننن ! نفست میگیره (سرفه ، سرفه ، سرفه) برو بیرونننننننننن برو میاممممم به جون علیرضا میامممم ت
قبل از اینکه نیز رو بکشه سمت در گفتم : به خودت اعتماد نداری؟ من دارم با وجود تو این بمب منفجر نمیشه برو سرکارت ، من همین جام راست می‌گفت گلوم می‌سوخت میدونستم اوضاع خودشم بهتر نیست ولی بدون رسول بیرون نمی‌رفتم
بعد هم مگه جون علیرضا بازیچه است هی قسم میخوری؟
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
بعد هم مگه جون علیرضا بازیچه است هی قسم میخوری؟ #احسان
دیگه داشت دیر میشد نفسم داشت کم میومد دیدم کاملا تار بود و تایم بمب هم کم پس دست به کار شدم این وسط احسانم هی حرف می‌زد نه جون من و تو الان بازیچه شده که بیرون نمیری و کارمو خراب میکنی احساننن برو تمرکز ندارم جون همون علیرضا برو بزار کارمو کنم
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
دیگه داشت دیر میشد نفسم داشت کم میومد دیدم کاملا تار بود و تایم بمب هم کم پس دست به کار شدم این وسط
تو سکوت بهش خیره بودم من حرفی نمی‌زدم اما اون مدام بهم می‌گفت ساکت باشم مطمئن بودم یکی از علل این توهم استنشاق این دوده سرگیجه باعث میشد تعادل نداشته باشه
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
تو سکوت بهش خیره بودم من حرفی نمی‌زدم اما اون مدام بهم می‌گفت ساکت باشم مطمئن بودم یکی از علل این ت
با فاصله ازش ایستاده بودم فاصله ای که احساس خطر نکنه نه اونقدر نزدیک که نگران باشه نه اونقدر دور که اگر اتفاقی افتاد نتونم دخالت کنم هر چند اگر اتفاقی می‌افتاد هر چقدر هم سریع می‌بودم نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم
تکیه داده بودم به دیوار پشت سرم مطمئن نبودم اگر تکیه ام به دیوار نبود می‌تونستم سرپا بایستم اگر بخاطر رسول نبود یک دقیقه اینجا نمی‌موندم
من نتونستم از پس خنثاش بر بیام ولی خب تونستم فعلا فقط تونستم غیر فعال کنمش ولی خنثا نه دیگه بقیه اش با من نبود و باید بمبو خارج میکردن ولی فعلا خطر رفع شده بود پی دست احسان و گرفتم و با همه ی نیمه جونی که مونده بود و سرفه های مداوم رفتیم بیرون ولی از در که خارج شدم همونجا افتادم بهوش بودم ولی نفسم نمیومد نشسته بودم و فقط سرفه میکردم
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
من نتونستم از پس خنثاش بر بیام ولی خب تونستم فعلا فقط تونستم غیر فعال کنمش ولی خنثا نه دیگه بقیه اش
بیرون که رسیدیم رسول روی زمین دراز کشید تیم امداد رفتن بالای سرش من همونجا کنار دیوار نشستم حالم نه خوب بود نه بد همین که رسول سالم اومد بیرون خدا رو شکر پوشه مدارک رو برداشتم مدارکی که بخاطرش جونمو به خطر انداختم ارزشش رو داشت