eitaa logo
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
63 دنبال‌کننده
99 عکس
83 ویدیو
1 فایل
تایید میکند هر آنچه را میگویم دوست دارد کسی را که به او عشق می ورزم میسوزد با آهی که از درون میکشم و میسازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است از محبت های او زنده میشود دلی که خفته است آری خانواده ام را میگویم
مشاهده در ایتا
دانلود
چی چرا این یه بارو برام درست کن دیگه _رسول
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
همین که احسان گفت... _ عمو مهدی
گفتم که کار امیرمم اگه اینجوری گیر بود من کاری براش انجام نمیدادم _ عمو مهدی
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
چند دقیقه بعد، ماشین جلوی درِ خانه توقف کرد. امیرحسین ترمز دستی را کشید و با لحنی که بوی دلخوری می‌د
می‌شنوم احسان... (دستم رو بالا بردم و به نشانه تهدید انگشتم رو رو هوا تکون دادم. ابرو هام توی هم گریه خورده بود و صدام به وجود تحکمی که داشت کمی میلرزید) بدون هیچ کم و کاستی... همه چیو... مو به مو... از اول تعریف میکنی... فهمیدی!؟...
از نگاه کردن به صورت عمو‌ می‌ترسیدم اونم الان که صداش شده بود مثل وقتایی که تو اتاق بازجوییه دستم لرزش خفیفی داشت با لکنت پرسیدم ــ چی.. باید ... بگم ؟
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
از نگاه کردن به صورت عمو‌ می‌ترسیدم اونم الان که صداش شده بود مثل وقتایی که تو اتاق بازجوییه دستم لر
با جدیت نگاهش کردم... _ همه چیو... این بازی کثیف از کی شروع شده...!؟ چند وقته!؟ چرا چیزی نگفتی!؟ چه اتفاقی افتاده...!؟ همه چی رو مو به مو از اول اولش تعریف میکنی... احسان... مو... به... مو... فهمیدی!؟
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
با جدیت نگاهش کردم... _ همه چیو... این بازی کثیف از کی شروع شده...!؟ چند وقته!؟ چرا چیزی نگفتی!؟ چه
صداش به ترسم اضافه کرد به زحمت آب دهنم رو قورت دادم و گفتم : عموو خواهش... میکنم الان نه شما... حالت ... پرید وسط حرفم فریادش اتاقک ماشین رو لرزوند