شخصیتبازینعمتالهی💕
آره..حتما #امیرحسین
باید به هر قیمتی بود امیر رو از این مهلکه دور میکردم. تا وقتی فکر میکرد دارم میرم سراغ یک خطر بزرگ، محال بود پاش رو پس بکشه. تنها راه این بود که یک داستان نیمهواقعی ولی در ظاهر اداری و بیخطر براش بسازم تا هم از من جدا بشه و هم فکر کنه داره کمکم میکنه.
نفس عمیقی کشیدم، چشمهام رو باز کردم و سعی کردم صورتم رو آروم نشون بدم. لبخند تلخی زدم و گفتم:
سرم رو پایین انداختم، طوری که انگار دارم از خجالت و شرمندگی حرف میزنم:
— چند شب قبل... عمو مهدی اومد کلانتری و منو آزاد کرد. من مدارک همراهم نبود و متأسفانه توی یه طرح، اشتباهی همراه یه عده بازداشتم کردن. عمو با ضمانت خودش منو موقتاً درآورد، ولی بازپرس پرونده گفته بود باید فردا یا امشب یه ضامن درجهیکِ دیگه هم بره کلانتری و تعهد بده و پرونده رو مختومه کنه، وگرنه ممکنه برام سابقهسازی بشه و توی کارم خلل جدی پیش بیاد... روم نشد دوباره به عمو رو بزنم، غرورم خرد شد پیشش. تو میتونی بری کلانتری و این فرم ضمانت رو برام پر کنی تا کارم گیر نکنه؟ باور کن اگر مجبور نبودم همین حالا هم بهت نمیگفتم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
باید به هر قیمتی بود امیر رو از این مهلکه دور میکردم. تا وقتی فکر میکرد دارم میرم سراغ یک خطر بزرگ
باشه.. حتما
آدرس کلانتری رو بگو
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه.. حتما آدرس کلانتری رو بگو #امیرحسین
آدرس کلانتری رو براش smsکردم
و گفتم : لطف بزرگی در حقم میکنی
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه.. حتما آدرس کلانتری رو بگو #امیرحسین
خیالم راحت باشه امیر ؟
حلش میکنی؟
خیلی نگران این موضوعم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
خیالم راحت باشه امیر ؟ حلش میکنی؟ خیلی نگران این موضوعم #احسان
آره خیالت تخت
حل شده بدون
نگران نباش
برسونمت خونه؟
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
آره خیالت تخت حل شده بدون نگران نباش برسونمت خونه؟ #امیرحسین
لبخند کمرنگی زدم و گفتم : آره ، ممنون میشم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
لبخند کمرنگی زدم و گفتم : آره ، ممنون میشم #احسان
باشه
.......
رسوندمش خونه و خودم رفتم سمت کلانتری
#امیرحسین
اینقدر جلوی در معطل کردم که از دیدم دور شد اگر مجبور نبودم این کارو نمیکردم
اگر مجبور نبودم ریسک نمیکردم که نکنه اتفاقی بیفته و امیر هم ازم ناامید بشه اسنپ گرفتم و راه افتادم به سمت آدرس یه پیام زمانبندی شده برای امیر نوشتم:
نگرانم نباش ، حالم خوبه یعنی امیدوارم خوب باشه اگر پیدام نکردیم عمو مهدی میدونه کجا دنبالم بگرده
پیام رو تو پیشنویس ذخیره کردم و زل زدم به خیابان
#احسان
احسانو پیاده کردم و راه افتادم سمت کلانتری
به محض رسیدن،خودمو معرفی کردم و رفتم برا ضمانت
اما گفتن همون روز عمو ضمانت داده و برای همین آزاد شده
از کلانتری اومدم بیرون و زنگ زدم به احسان اما جواب نمیداد
#امیرحسین
آقا امیر حواست به احسان باشه حالش خوب نیست ولی هوای رسول هم داشته باش اونم زیاد روش فشار هست
✨
چشم
#ناشناس