شخصیتبازینعمتالهی💕
باید به هر قیمتی بود امیر رو از این مهلکه دور میکردم. تا وقتی فکر میکرد دارم میرم سراغ یک خطر بزرگ
باشه.. حتما
آدرس کلانتری رو بگو
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه.. حتما آدرس کلانتری رو بگو #امیرحسین
آدرس کلانتری رو براش smsکردم
و گفتم : لطف بزرگی در حقم میکنی
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه.. حتما آدرس کلانتری رو بگو #امیرحسین
خیالم راحت باشه امیر ؟
حلش میکنی؟
خیلی نگران این موضوعم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
خیالم راحت باشه امیر ؟ حلش میکنی؟ خیلی نگران این موضوعم #احسان
آره خیالت تخت
حل شده بدون
نگران نباش
برسونمت خونه؟
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
آره خیالت تخت حل شده بدون نگران نباش برسونمت خونه؟ #امیرحسین
لبخند کمرنگی زدم و گفتم : آره ، ممنون میشم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
لبخند کمرنگی زدم و گفتم : آره ، ممنون میشم #احسان
باشه
.......
رسوندمش خونه و خودم رفتم سمت کلانتری
#امیرحسین
اینقدر جلوی در معطل کردم که از دیدم دور شد اگر مجبور نبودم این کارو نمیکردم
اگر مجبور نبودم ریسک نمیکردم که نکنه اتفاقی بیفته و امیر هم ازم ناامید بشه اسنپ گرفتم و راه افتادم به سمت آدرس یه پیام زمانبندی شده برای امیر نوشتم:
نگرانم نباش ، حالم خوبه یعنی امیدوارم خوب باشه اگر پیدام نکردیم عمو مهدی میدونه کجا دنبالم بگرده
پیام رو تو پیشنویس ذخیره کردم و زل زدم به خیابان
#احسان
احسانو پیاده کردم و راه افتادم سمت کلانتری
به محض رسیدن،خودمو معرفی کردم و رفتم برا ضمانت
اما گفتن همون روز عمو ضمانت داده و برای همین آزاد شده
از کلانتری اومدم بیرون و زنگ زدم به احسان اما جواب نمیداد
#امیرحسین
آقا امیر حواست به احسان باشه حالش خوب نیست ولی هوای رسول هم داشته باش اونم زیاد روش فشار هست
✨
چشم
#ناشناس