شخصیتبازینعمتالهی💕
نه ولی شاید بشه کمرنگش کرد.. رسول جانم؛ گریه کن... میدونم داری نگهش میداری.. اشکال نداره گریه کن...
عاطفه شرمنده بجای اینکه من پناه تو باشم برعکس شده...🥺
خیلی این مدت روم فشار بود خیلیییییی
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
عاطفه شرمنده بجای اینکه من پناه تو باشم برعکس شده...🥺 خیلی این مدت روم فشار بود خیلیییییی #رسول
مهم نیست عزیزم درکت میکنم❤️🩹
اوهوم.. میفهممت
#عاطفه
شخصیتبازینعمتالهی💕
عاطفه شرمنده بجای اینکه من پناه تو باشم برعکس شده...🥺 خیلی این مدت روم فشار بود خیلیییییی #رسول
مشخصه از رو لجبازی با بعضیا دارم ازین حرفا میزنم؟
_همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
شخصیتبازینعمتالهی💕
مهم نیست عزیزم درکت میکنم❤️🩹 اوهوم.. میفهممت #عاطفه
(حالا انقدر خم شده بودم که سرم نزدیک پای عاطفه بود آروم سرِ پر دردمو گذاشتم روش
مثل پسر بچه ای شده بودم که حالا دیگه نمیکشه!)
بخدا میمیرم براشون برا همتون
برا احسان و امیر بابا و عمو تو و علیرضا و عمه و پسراش🥺
ولی هیچوقت نتونستم براتون کافی باشم ...
حالا ام که...
(دیگه کار از کار گذشت و صورتم خیس بود بدنم شروع به لرزیدن کرد و نه الان وقتش نبود عاطفه نباید میفهمید نباید متوجه میشد ولی این بدن من بود که حالا شرایطی نمیفهمید)
بخدا حرف قلبم نبود که به احسان گفتم به جون علیرضام حرف قلبم نبود😭
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه اصلااا _رفیقحامد
خب خداروشکر 🦦
البته تا قبل اینکه آشتی کنیم تمومش کنیم 😂بتونم کار خودمو بکنم💅🦦🤣
_ همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
من خودم اعتراف میکنم: از سر لجبازی دارم از این حرفا میزنم..😂
_زن همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
شخصیتبازینعمتالهی💕
من خودم اعتراف میکنم: از سر لجبازی دارم از این حرفا میزنم..😂 _زن همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش
منکه خودش میدونه تو با کی لجبازی میکنی ؟😂
_ همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
شخصیتبازینعمتالهی💕
(حالا انقدر خم شده بودم که سرم نزدیک پای عاطفه بود آروم سرِ پر دردمو گذاشتم روش مثل پسر بچه ای شده
خدا نکنه..
رسول تو کافی بودی؛ حداقل برای منو علیرضا کافی بودی...
(فهمیدم داره گریه میکنه؛ دستمو کشیدم رو سرش)
میدونم عزیزم.. میدونم
#عاطفه
شخصیتبازینعمتالهی💕
منکه خودش میدونه تو با کی لجبازی میکنی ؟😂 _ همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
مشخص نیست دارم با کی لجبازی میکنم؟😂
اگه نیست بدونید همه اون دوستانی که گیر دادن اه چندشا🙄😅
همشون😁
_زن همونی که آقامحمد دوست داره توبیخش کنه
شخصیتبازینعمتالهی💕
خدا نکنه.. رسول تو کافی بودی؛ حداقل برای منو علیرضا کافی بودی... (فهمیدم داره گریه میکنه؛ دستمو کشید
عاطفه دستم بشکنه که خورد تو سینه ی امیر😭
من...من امیرو زدم برادر بزرگترمو😭
با حرمتایی که شکستم چیکار کنم
حرفایی که به احسان زدم هیچوقت برنمیگردههههه😭
این دوران زندگی مون و سن علیرضا که من مدام سر کارم و الانم که متهم به وطن فروشی🥺
( حالا بدنم واضح میلرزید واقعا حالم بد بود دلمم پر حالا لرزش بدنم عاطفه رو متوجه خودش کرد)
#رسول