شخصیتبازینعمتالهی💕
روی مبل داشتم با امیرحسین صحبت میکردم که پیامک اومد روی گوشیم. دیدم عاطفه بود، تعجب کردم. این موقع
(پیام)
بله اگه میشه..
نه چیزی نیست که نگران بشین؛ ولی اگه بیاین عالی میشه...
#عاطفه
شخصیتبازینعمتالهی💕
(پیام) بله اگه میشه.. نه چیزی نیست که نگران بشین؛ ولی اگه بیاین عالی میشه... #عاطفه
براش تایپ کردم باشه دخترم میرسونم خودمو
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
بابا؟کیه؟چیشده؟ #امیرحسین
از جام بلند شدم و همونطور که سمت اتاق میرفتم تا لباس عوض کنم گفتم عاطفه بود، گفت برم خونشون. نمیدونم چی شده
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
منم میام..تنها که نمیذارم بری #امیرحسین
امیرحسین، میایی اونجا دوباره عصبی میشه دعوا میشه
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
امیرحسین، میایی اونجا دوباره عصبی میشه دعوا میشه #محسن
نه عصبانی نمیشم
بذار بیام دیگه
#امیرحسین
امیرحسین قول دادیا رفتیم اونجا دوباره دعوا راه نندازین
توی ماشین منتظرم زود آماده شو بیا
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
امیرحسین قول دادیا رفتیم اونجا دوباره دعوا راه نندازین توی ماشین منتظرم زود آماده شو بیا #محسن
باشه قول میدم
من اصلا از بیرون اومدم لباسامو در نیاوردم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه قول میدم من اصلا از بیرون اومدم لباسامو در نیاوردم #امیرحسین
خب پس بریم..
...............
از ماشین پیاده شدیم و آیفون رو زدم منتظر بودم در و باز کنن بازم گفتم آقا امیرحسین قول دادیا
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
خب پس بریم.. ............... از ماشین پیاده شدیم و آیفون رو زدم منتظر بودم در و باز کنن بازم گفت
عههه بابا..
باشه..چشم من اصلا حرف نمیزنم
#امیرحسین