شخصیتبازینعمتالهی💕
بابایی داد نژن😭😭😭 #طنین
چشم... ببخشید... گریه نکن طنین جانم🥺
بیا با عمو برو پایین منم میام... باشه!؟🥲
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
#عبدی سلامم پسر بابا خوبم حال تو چطوره
خداروشکر
منم خوبم
ببینم شام چی داریم؟
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
سر تکون دادم _ وقتی کار اشتباه میکنه آرههههه... خودت بچه بودیم نمیزدی!؟ میزدی محسن... میزدیییی... ع
با داد دوبارشون رفتم سمت اتاق عمو،طنین هم دوید و اومد دم در اتاق وایسادم و طنین پاهامو محکم گرفت.
با حرفایی که عمو میزد،شرمنده میشدم
با صدای گریه طنین به خودم اومدم:طنین جانم..بیا بغل عمو
بیا بریم ببینیم عروسکت دوباره نترسیده باشه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
خداروشکر منم خوبم ببینم شام چی داریم؟ #محمدجواد
#عبدی
قراره شما بری ساندویچ بخری بیاری
شخصیتبازینعمتالهی💕
سر تکون دادم _ وقتی کار اشتباه میکنه آرههههه... خودت بچه بودیم نمیزدی!؟ میزدی محسن... میزدیییی... ع
همینجوریشم کلافه بودم و خسته
مگه این مسئله انقدر مهم بود که بابا و عمو دعوا میکردن؟
اصلا دیگه حوصله دعوا نداشتم..
جلو در اتاق بودیم که طنین اومد و با گریه خودشو چسبوند به پای امیر
به امیر گفتم:
میخوای تو طنینو ببرش پایین من اینجا هستم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
#عبدی قراره شما بری ساندویچ بخری بیاری
خبر میدادی اومدنی میگرفتم🦦
ولی چشم الان میرم میخرم؛ ساندویچ چی میخوای شما؟
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
بلیم😭😭 #طنین
طنین و بغل کردم و رفتیم اتاقش:عههه طنین این خانوم خرسه داره گریه میکنه
بیا ببینش تا ببریمش پایین تو اتاق عمو احسان
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
خبر میدادی اومدنی میگرفتم🦦 ولی چشم الان میرم میخرم؛ ساندویچ چی میخوای شما؟ #محمدجواد
به سورن گفته بودم بگه بهت یادش رفته
ساندویچ سرد
#عبدی