شخصیتبازینعمتالهی💕
با حرفاش تازه به خودم اومدم.. من چک شده بودم!؟... از بعد اون اتفاقات تغییر کرده بودم... _ببخشید...🥺
دیدم عمو و بابا یکم آروم شدن
رفتم پیش امیر و و طنین
دیدم دفتر نقاشی جلوشونه و همو بغل کردم
گفتم:
چه احساساتی
خسته نباشین
ببینم چی کشیدین؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
با حرفاش تازه به خودم اومدم.. من چک شده بودم!؟... از بعد اون اتفاقات تغییر کرده بودم... _ببخشید...🥺
تو لازم نیست بپرسی کیای، مهدی.
بعد از این همه سال، اگه هنوز ندونی جات توی این خونه و کنار ما کجاست، تقصیر منه که نتونستم خوب نشونت بدم.
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
دیدم عمو و بابا یکم آروم شدن رفتم پیش امیر و و طنین دیدم دفتر نقاشی جلوشونه و همو بغل کردم گفتم: چه
ممنون🙂
بیا ببین طنین خانوم چی کشیده
بیا ببین چه خوشگله🥲
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
تو لازم نیست بپرسی کیای، مهدی. بعد از این همه سال، اگه هنوز ندونی جات توی این خونه و کنار ما کجاست
نگو اینجوری...🥺
میدونم.. فقط... من خوب نبودم... من کافی نبودم...
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
ممنون🙂 بیا ببین طنین خانوم چی کشیده بیا ببین چه خوشگله🥲 #امیرحسین
ببینم
به به چه نقاشیه قشنگی✨
سرشو بوس کردم و گفتم:
خیلی هنرمندیااا آفرین
#احسان