"قَلَمدُخت"
• یک هفتهست که با این روضه آتیش میزنم به قلبم... آقا جان این شب جمعه شما باید برین عیادتِ حضرتمادر
خوش به حالِ شاعرهای فاطمیه...
که انقدر خوب میتونن اوج احساسشون
رو تبدیل به کلمه کنن و گَردِ غم بپاشن
به دلِ مردم💔
و خوشبهحالشون که اذن دارن، کلمهها
رو شعر کنن تا باهاش عمق وجود آدمها
بیدار بشه و بسوزه...
"قَلَمدُخت"
خوش به حالِ شاعرهای فاطمیه... که انقدر خوب میتونن اوج احساسشون رو تبدیل به کلمه کنن و گَردِ غم بپاشن
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
امان از شاعرها...!
همان راویهای گریانِ همیشه در صحنه
من این شعر رو خیلی شنیده بودم ولی
نمیدونستم اولین بار شاعر این شعر رو
پیش حضرت آقا خوندن...
+ما عشق را پشتِ در این خانه دیدیم
زهرا در آتش بود، حیدر داشت میسوخت😭
•
"قَلَمدُخت"
• من اگر بخوام یه چیزی به حضرتابوتراب بگم: •
•
اون اسم پر اقتدار عــلــی رو بالا سر شعر دیدم و دوباره ذوق کردم(:
روضهی این شبها فقط اسم شماست آقاجان!
روضه خون فقط میگه عــلــی و مجلسشو گرم میکنه...
•
•
این داستان:
کدوهای دانشگاه🎃
فکر کنم پیش خودشون گفتن از اینا که چیزی درنمیاد حدالقل چند تا کدو بکاریم بخوریم😂
•
•
به قول حاج آقا طباخیان، دوستدار واقعی اونیه که اگه چند وقت معشوقشو نبینه، زندگیش بهم بریزه از غمِ دوری!
یعنی یه روزایی که حالت خوب نیست و داغونی، اگه خانواده ازت پرسیدن چیشده؟ چرا انقد بهم ریختهای؟
پریشون و حیرون بگی:
مشهدم تأخیر افتاده...
من دلم تنگه برا امام رضا💔
به خدا من اگر یه مشهد برم درست میشم...
•
"قَلَمدُخت"
• به قول حاج آقا طباخیان، دوستدار واقعی اونیه که اگه چند وقت معشوقشو نبینه، زندگیش بهم بریزه از غمِ
•
همین کفایتِ ما شد که بشنویم صدا
صدای پای هوایی که دورِ مرقد توست...
نگو چه قانع و کم انتظار شد از ما
که هرچه بر سرم آمد، از آنِ دوری توست...
چه گفتهای تو به این قلبِ سرد و مجروحم؟
که اوجِ هرچه بخواهد، نفس کشیدن توست...
سَری که گرم شد از دوریت، زِ یادش رفت
تمامِ هستیاش از چایخانهی توست...!
[پ.ن: متنهای آبی رو لمس کنید
و التماس دعا!]
#اشعاراغیار
#نظمِدوری
•
"قَلَمدُخت"
آخرشم دعوام شد باهاش😔😂
چتو پاک کردم بی تربیتو🚶🏻
+امروز هم ترسیدم، هم خندیدم!
سرعت فوق نورش تو جواب دادن...
تو هر کاری کردن!
آینده از آنِ هوش مصنوعی...🙃