NAGHDEARA_Volume 4_Issue 1_Pages 11-54.pdf
حجم:
1.3M
ارزیابی تفسیر و تأویل واژۀ «ربّ» به اهل بیت (ع)؛ با تأکید بر دیدگاه فتونی در مرآة الأنوار
✍ علی عادلزاده و امیرحسن خوروش
پژوهشنامهٔ نقد آرای تفسیری، ش7، 1402ش.
در برخی از روایات شیعی، واژۀ «رب» در آیاتی از قرآن کریم، به برخی از اهل بیت (ع) تأویل یا تفسیر شده است. این دست روایات موجب شده برخی از مفسّران چون ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی (درگذشتۀ 1139ق) به تأویل گستردۀ این واژه به اهل بیت (ع) روی آورند. برخی برای تبیین چنین تأویلی، به کاربرد این واژه در زبان عربی برای مالک و کاربرد آن در قرآن کریم برای غیر خدا توجّه کردهاند. به نظر میرسد شواهدی که برای چنین تأویلی بیان شده، کافی نیست و فضای کاربست این واژه در قرآن معانی الوهی را تداعی میکند. روایاتی هم که برای اثبات این دیدگاه مطرح شده، یا از اساس دلالتی بر این مطلب ندارد و در فهم آن خلط صورت گرفته و یا اسناد و مصادر قابل اتکایی ندارد و شواهدی بر تردید در انتساب آنها به امامان (ع) در دست است و یا در متن آن تصحیفِ مخلّ به معنا صورت گرفته است.
@Gholow
... فَجَاءَهُمْ عُمَرُ فِي عِصَابَةٍ ... فَصَاحَ عُمَرُ: اخْرُجُوا أَوْ لَنُحَرِّقَنَّهَا عَلَيْكُمْ ... فَصَاحَتْ بِهِمْ فَاطِمَةُ وَنَاشَدَتْهُمُ اللَّهَ ...
📓المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص۳۷۸و نیز نک: شرح نهج البلاغة، ج۲، ص۵۰؛ ج۶، ص۴۷؛ السقيفة وفدك، ص۴۴، ۷۰
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
پس عمر در میان گروهی از مردان آمد ... فریاد کشید: بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش میزنیم ... فاطمه فریاد کشید و آنها را به خدا سوگند داد ...
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
@Gholow
الشيعة والغلو.pdf
حجم:
9.1M
«الشيعة والغلو»
✍ حسين أحمد الخشن
در این کتاب مباحث سودمندی درباره غلو، تاریخ، ریشهها و آثار آن مطرح شده است. به ویژه موضوعاتی مانند تناسخ، تفویض و ولایت تکوینی در آن مورد بحث قرار گرفته است.
#تناسخ
#تفویض
#ولایت_تکوینی
@Gholow
بررسی روایات تأویل «الإنسان» در سوره زلزال به امیرالمؤمنین (ع)
https://deraayaat.ir/zelzal/
گروهی معتقدند اداره همه امور جهان در دستان اهل بیت (ع) است و زمین و آسمان تحت ربوبیت ایشان قرار دارد. در این زمینه به روایات مختلفی استناد میشود که برخی از آنها در کانال مورد بحث قرار گرفته است.
یکی از روایاتی که به آن استناد شده، داستان زلزلهای است که در زمان امیرالمؤمنین (ع) رخ داد و به امر حضرت آرام شد.
مخفی نیست که چنین معجزات موردی -به فرض ثبوت- به خودی خود نشان نمیدهد که اداره جهان در دست امام است و مثلاً همه زلزلهها به امر او رخ میدهد و به اراده او رفع میشود؛ چنان که بیرون آمدن شتر از کوه برای صالح (ع)، دلیل بر آن نیست که خلق و اداره کوهها و شترها در دست صالح است؛ یا شکافتن دریا برای موسی (ع) نشانه آن نیست که او مدبر آبها است؛ یا شفا دادن کور و زنده کردن مرده، بدین معنا نیست که تقدیر بیماری و درمان و مرگ و زندگانی موجودات جهان به دست عیسی (ع) است.
گذشته از این که چنین حکایاتی از اثبات مدعا یعنی اداره عالم به دست اهل بیت (ع) قاصر است، غالباً به اعتبارسنجی آنها نیز توجه نمیشود.
در این نوشتار، وضعیت متنی و سندی این ماجرا مورد بحث قرار گرفته و به نکات زیر پرداخته شده است:
۱. اسناد این حکایت، ضعیف و بیشتر آنها مرسلاند یا به راویان ناشناس و متهم منسوب شدهاند. مشهورترین تحریر این حکایت دچار زمانپریشی است. رواج چنین داستانی از قرن ۳ به بعد بوده و وجود آن، پیش از قرن ۳ ق. معلوم نیست.
۲. بین روایات، اختلاف زیادی در زمان و مکان و کیفیت واقعه دیده میشود.
۳. تناسب حکایت با فضای آیات مربوط، چندان روشن نیست.
۴. تحریرهای سادهتر حکایت -که جنبه خرق عادت ندارد یا در آن پررنگ نیست-، شبیه روایاتی است که به پیامبر (ص) و برخی صحابه نیز منسوب شدهاند.
۵. سنیان صوفیمسلک -شاید با اقتباس از حکایت شیعی یا به طور مستقل-، کرامت مشابهی را برای عمر بن الخطاب جعل کردهاند.
#تفویض
#تفسیر_باطن
#ولایت_تکوینی
@Gholow
تفويض خلق و تدبير عالم به امام، به هر دو وجه، باطل است
✍ شيخ جعفر سبحانی
إن التفويض يفسر بوجوه:
الأول: تفويض خلقة العالم إلى النبي والأئمة (ع) وأنهم هم الخالقون والرازقون والمدبرون للعالم.
وغير خفيّ أن التفويض بهذا المعنى شرك على وجه، وباطل على وجه آخر.
فلو قالوا بأن الله سبحانه فوض أمر الخلق والتدبير اليهم (ع) واعتزل هو عن كل شيء، فهذا هو الشرك والكفر، يخالفه العقل والبرهان، ويضادّه صريح الآيات ...
ولو زعموا أن النبي والأئمة من جملة الأسباب لخلق العالم وتدبيره، وأن الفاعل الحقيقي والسبب الواقعي هو الله سبحانه، وهو لم يعتزل بعد، وإنما جعلهم في مرتبة الاسباب والعلل، فهذا القول وإن كان لا يوجب الشرك، لكنه غير صحيح، فإن النبي والأئمة (ع) ليسوا من أسباب الخلقة، بل هم يستفيدون من تلك الاسباب الطبيعية وتتوقف حياتهم على وجود العلل والأسباب المادية، فكيف يكونون في مرتبة العلل والأسباب؟ فالنبي والإمام يستنشقان الهواء، ويسدّان جوعهما بالطعام، ويداويان بالادوية إلى غير ذلك من الاُمور التي يتصف بها كل الناس.
... فليس النبي والإمام من أسباب الخلق والتدبير، وإنما هم وسائط بين الخالق والخلق في إبلاغ الاحكام وإرشاد العباد، وسائر الفيوض المعنوية من الهداية الظاهرية والباطنية ...»
📚كتاب كليات في علم الرجال، ص٤١٩-٤٢٩
🔹ترجمه فارسی:
«تفویض به وجوه مختلف تفسیر میشود:
اول: تفویض آفرینش عالم به نبی و امامان (ع) و این که آنها خالق و رازق و مدبر جهانند.
مخفی نیست که تفویض به این معنا، در یک وجه شرک است و در وجه دیگر باطل؛
اگر بگویند خدا امر خلق و تدبیر را به آنها واگذار کرده و خود از همه چیز کناره گرفته، این همان شرک و کفر است که عقل و برهان با آن مخالف است و آیات صریح قرآن بر ضد آن است ...
و اگر بگویند نبی و امامان از جمله اسباب خلق و تدبیر عالمند و سبب واقعی خدا است که کناره نگرفته؛ بلکه آنها را در مرتبه اسباب و علل قرار داده؛ این سخن اگر چه موجب شرک نیست، ولی نادرست است؛ زیرا پیامبر و امامان (ع) از اسباب خلقت نیستند؛ بلکه از آن اسباب طبیعی استفاده میکنند و حیاتشان بر وجود علل و اسباب مادی، متوقف است؛ پس چگونه در مرتبه علل و اسباب باشند؟ نبی و امام، هوا استنشاق میکنند و گرسنگی را با غذا رفع میکنند و با داروها درمان میکنند و مانند اینها از اموری که همه مردم به آن وصف میشوند؛ پس نبی و امام از اسباب خلق و تدبیر نیستند ...
بلکه تنها واسطههایی بین خالق و مخلوق در ابلاغ احکام و ارشاد بندگان و دیگر فیوضات معنوی از هدایت ظاهری و باطنیاند. ...»
▪️نویسنده در میانه و ادامه بحث، نکات دیگری نیز بیان کرده و به برخی اشکالات و مستندات تفویض پاسخ داده است؛ هر چند برخی از نظرات ایشان در این بحث، قابل تأمل است.
#تفویض
#ولایت_تکوینی
@Gholow
وثائق تحریف الأحادیث فی کتب أهل السنة
📗الجزء الأول:
https://deraayaat.ir/wathaiq
📙الجزء الثاني:
https://deraayaat.ir/wathaiq2
@gholow
نظر آیت الله سید محسن حکیم درباره حدود غلو
سید محسن حکیم اختصاص این صفات به خداوند و نفی آنها را از انبیاء و امامان، ضروری دین شمرده است:
۱. خالق بودن
۲. رازق بودن
۳. هیچ گونه غفلتی نداشتن
۴. به هیچ کاری از کار دیگر بازنماندن
متن اصلی به زبان عربی:
لا إشكال في نجاسة الغلاة [۱]
[۱] بلا كلام ـ كما عن جامع المقاصد ـ وعن ظاهر جماعة وصريح روض الجنان والدلائل الإجماع عليه. وهو واضح جداً لو أريد منهم من يعتقد الربوبية لأمير المؤمنين (ع) أو أحد الأئمة (ع) ـ كما في كشف الغطاء ـ لأنه إنكار لله تعالى وإثبات لغيره فيكون كفرا بالذات فيلحقه حكمه من النجاسة.
أما لو أريد منهم من يعتقد حلوله تعالى فيهم أو في أحدهم ـ كما هو الأظهر عند شيخنا الأعظم [ ره ] ـ فالنجاسة مبنية على أن إنكار الضروري كفر تعبدي فان لم يثبت أشكل الحكم بها. ودعوى الإجماع لعلها مبنية على ذلك المبنى فيشكل الاعتماد عليها.
وكذا الحال لو أريد من الغلو تجاوز الحد في صفات الأنبياء والأئمة (ع) مثل اعتقاد أنهم خالقون أو رازقون أو لا يغفلون أو لا يشغلهم شأن عن شأن أو نحو ذلك من الصفات. ولذا حكي عن ابن الوليد أن نفي السهو عن النبي (ص) أول درجة الغلو. فالنجاسة في مثل ذلك أيضاً مبنية على الكفر بإنكار الضروري. ودعوى القطع بعدم الكفر بمثل ذلك غير واضحة. وكأن وجهها إنكار كون مثل ذلك إنكارا للضروري. ولكنها كما ترى لوضوح كون اختصاص الصفات المذكورة به جل شأنه ضروريا في الدين.
نعم ما لم يبلغ اختصاصه حد الضرورة فالدعوى المذكورة فيه في محلها.
📚 السيد محسن الحكيم، مستمسك العروة الوثقى، ج١، ص٣٨٦_٣٨٧
#تفویض
#علم_غیب
#ولایت_تکوینی
@Gholow
▪️دیدگاه آیت الله مکارم شیرازی درباره تدبیر جهان به دست اهل بیت (ع)
مکارم شیرازی تفویض را به صورت زیر تقسیم کرده است:
۱. تفویض کلی
۱.۱. تفویض تدبیر همه عالم به معصومان (ع)
۱.۲. جریان مشیت خدا مقارن با مشیت اهل بیت (ع) در همه امور
۲. تفویض جزئی در معجزات و کرامات
او تفویض کلی نوع اول (تدبیر عالم به دست اهل بیت ع) را شرک آشکار دانسته است. تفویض کلی نوع دوم (توافق المشیئتین) را نیز مخالف ظاهر آیات قرآن و احادیث صریح دانسته است. اما تفویض جزئی یعنی معجزات موردی را پذیرفته است.
متن اصلی به عربی:
«الرّابع- التفويض في أمر الخلقة ولا إشكال أيضاً في بطلانه، إذا كان المراد التفويض الكلّي بمعنى أن الله خلق رسول الله (صلى الله عليه و آله) والأئمّة المعصومين وجعل أمر خلق العالم ونظامه وتدبيره إليهم، فإنه شرك بيّن. ومخالف لآيات القرآن المجيد الظاهرة، بل الصريحة في أن أمر الخلق والرزق والربوبية وتدبير العالم بيد الله تعالى لا غيره.
نعم يظهر من بعض كلمات العلّامة المجلسي معنى آخر للتفويض الكلّي بمعنى جريان مشية الله على الخلق و الرزق مقارناً لإرادتهم ومشيتهم، وأنه لا يمنع العقل من ذلك، ولكن صرّح بأن ظاهر الأخبار بل صريحها بطلان ذلك، ولا أقل من أن القول به قول بما لا يعلم.
قلت: بل ظاهر الآيات القرآنية مخالف له أيضاً، وإن أمر الخلق والرزق والإماتة والإحياء بيد الله ومشيته لا غير ...
نعم ورد في بعض الروايات الضعيفة مثل خطبة البيان التي نقلها المحقّق القمي (قدس سره) في جامع الشتات مع الطعن فيها، أن أمرها بيد الأئمّة (عليهم السلام) أو بيد أمير المؤمنين علي (عليه السلام)، لكنّه ضعيف جداً مخالف لكتاب الله عزّ و جلّ.
ولكن ظاهره المعنى الأوّل الذي لا يمكن القول به، ولا يوافق الكتاب ولا السنّة، بل قد عرفت أنه نوع من الشرك أعاذنا الله تعالى منه ...
وأمّا «التفويض الجزئي» في أمر المعجزات والكرامات إليهم، كشق القمر وإحياء بعض الموتى بأيديهم وشبه ذلك فهو ممّا لا مانع منه عقلًا ونقلًا ...»
📚ناصر مكارم شيرازي، بحوث فقهية هامة، ج١، ص٥٤٨-٥٥٠
#تفویض
#ولایت_تکوینی
#توافق_المشیئتین
@Gholow
ساختگی بودن داستان قرآن خواندن امیرالمؤمنین علیه السلام هنگام تولد
https://alasar.blog.ir/1404/10/12/TalawatTawallud
#علم_غیب
@Gholow