بزرگترین جنایت چنگیز، کشتن مدافعان شهرها بود؟ شما هم کشتید. بزرگترین جنایت اسکندر، آتش زدن اموال مردم بود؟ شما هم زدید. بزرگترین جنایت هیتلر، کورههای آدمسوزی مخفیانه در آشویتس بود؟ شما آشکارا در خیابان سوزاندید. بزرگترین جنایت مغول، نابودی کتابخانهها و مراکزعلمی بود؟ شما هم کردید. بزرگترین جنایت فرعون ریختن خون نوزادان و خردسالان بود؟ شما هم ریختید. شما عصاره تمام جنایات تاریخید. میراثدار تمام رذلها و جانیان. پنجهبهخونآغشتگانی که تاریخ نامهایتان را به خاطر خواهد سپرد. بگذار رسانههاتان، هرچه میخواهند واقعیت را وارونه جلوه دهند. تاریخ میداند که شما چهکسانید و ما چهکسان.
✍🏼 «مهدی مولایی»
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚬اینم آنچه در سال ۲۰۲۵ گذشت و هنوز هیچکدومشون نتونستن مارو به زانو دربیارن.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سطح محتوا: فوق لجندری
این سه نفر تنها مدافعان ایران در رود ارس بودن که برخلاف دستور رضاشاه، موندن و ۴۸ ساعت در برابر ارتش شوروی مقاومت کردن. به قدری جانانه مقاومت کردن که خود ارتش شوروی با احترام دفنشون کرد.
غروب | Ghoroob🇮🇷
قشنگ ترین منظره ای هستی که تا کنون دیده ام؛ ایرانی مگر؟
سالها بعد که مشتی ازخاک سرزمینت شدی
باران که میزند، بویی به مشام خواهد رسید.
کاش بوی عشق به وطن بلند شود نه خیانت و ذلت.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اینجا هستم که شما گریه نکنی؛
همهی ما فدای شماییم!
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش من وقتی یکی این پرچم رو آتیش میزنه: 💔
هدایت شده از وحید یامین پور
✅ تحلیل بیژن عبدالکریمی از ناآرامیهای دی ماه ۱۴۰۴
✍️ بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه نوشت:
🔻حملۀ اسرائیل و آمریکا به خاک کشورمان، در ۲۳ خرداد، و حوادث روزهای هفتم تا بیستودوم دیماه امسال (۱۴۰۴)، دو رویداد و دو نقطۀ عطف تاریخی در تاریخ حیات اجتماعی ما، ایرانیان بوده است، دو رویدادی که بهخوبی آشکار میسازد نظام سلطۀ جهانی، به رهبری اسرائیل و آمریکا، کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته است و هر دو مورد میبایست به بیداری همۀ نیروهای اجتماعی، از جمله حاکمیت و دولت، و غلبه بر اینرسی حاکم بر همۀ گفتمانها منتهی میشد، لیک متأسفانه این غلبه هنوز خود را نمایان نکرده است. حوادث دیماه ایران نشان داد:
۱. پاشنۀ آشیل ما، بیش از آن که توان قدرتهای سلطهگر غربی با هژمونی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم جهانی باشد، ضعف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ خود ماست.
۲. خشونت ظاهرشده در جامعۀ ایران، که هیچ چیز از داعشیگری کم نداشت، نشان داد نیروهای وابسته به سازمان سیا و موساد و نیز نیروهای سازمان مجاهدین خلق، پ.ک.ک، جیشالعدل و سلطنتطلبان برای سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی، نیل به قدرت و تجزیۀ ایران از چه خشونتگرایی عریان و داعشیگونه، و حتی بدتر از داعش، برخوردارند؛ تا آنجا که برخی از اعتراضکنندگان پس از رؤیت این خشونت آشکار صحنه را ترک گفتند.
۳. ما، ایرانیان، داعش را در بیرون از مرزهای کشور دنبال میکردیم، بیخبر از آن که داعشیگری در بطن جامعۀ ما و از درون شهرهای بزرگ تهران، مشهد، اصفهان، کرمانشاه، و... بروز یافت. در دیماه امسال خشونتی را در داخل مرزهای کشور و در میان بخشی از جامعۀ ایران تجربه کردیم که، اگر نگوییم بینظیر، لااقل کمنظیر بود. این خشونت، نتیجۀ طبیعی فرهنگ، تمدن و خرد ایرانی و صرفاً حاصل اعتراضات مدنی مردم نجیب جامعۀ ما نبود و نمیتوانست باشد. بیتردید، در این خشونت داعشیوار، «دیگری» و «بیگانه» حضوری چشمگیر داشته است، اگر چه همۀ عوامل را بههیچوجه نمیتوان به نقش بیگانگان تقلیل داد.
۴. امروز پرسش هر یک از آگاهان جامعه نباید صرفاً این باشد که نقش دیگرانی چون دولت و حاکمیت در بروز این خشونت چه بوده است؛ بلکه باید از خود بپرسیم: «نقش هر یک از ما در بروز این خشونت بینظیر و داعشیگری در حیات اجتماعی معاصر ما ایرانیان چه بوده است؟ و آیا ما روشنفکران و نخبگان دانشگاهی، که با صَرف تمام نیرو و توان خود برای نقد حاکمیت و قدرت سیاسی، دو مقولۀ بنیادین «فرهنگ و اخلاق» در جامعه را به فراموشی سپرده، دائماً بر آتش شکاف حاکمیتـملت و بیگانگی و ازخودبیگانگی افراد با جامعه خودشان دمیدیم، در ظهور یک چنین خشونتی در جامعۀ اخلاقی و معنوی ایران نقشی نداشتیم؟
۵. امروز دیگر پرسش هیچ یک از ایراندوستان حقیقی و عاشقان این مردم، این فرهنگ و این سرزمین، نباید این باشد که «آینده چه خواهد شد؟»؛ بلکه باید این پرسش باشد: «برای مقابله با ظهور فجایع عظیم و حملات خونباری که کشور و مردم عزیزمان، ایران، را تهدید میکند، هریک از ما چه میتوانیم بکنیم؟»
۶. من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بودهام شهادت میدهم تصویری که رسانههای بیبیسی، ایرانـاینترنشنال و صدای آمریکا و برخی دیگر از رسانههای معاند و نیز گزارشهایی که در سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر این سازمان ارائه میدهند دروغی محض و شرمآور و برای آمادهسازی شرایط ذهنی جهانیان برای حملۀ مجدد به ایران است. برای نمونه، نه فقط دولت ایران بابت جسد کشتگان پول و حق تیر دریافت نمیکند، دروغ آشکاری که برساخت رسانهای بیبیسی و ایراناینترنشنال و دیگر رسانههای ضدملی بود، بلکه دولت با شهید اعلام کردن بسیاری از کشتهشدگان، برای آنها حق و حقوق ویژهای قائل شده است.
۷. من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بودهام، شهادت میدهم پلیس و نیروهای انتظامی، و امنیتی ما، علیرغم نقطهضعفها و انتقاداتی که یقیناً دارند، اگر نگویم پاکترین، یکی از پاکترین نیروهای انتظامی و امنیتی جهانند و تا روز چهارشنبه، 17 دیماه دستور شلیک به سوی اعتراضکنندگان را نداشتند و صرفاً پس از حملۀ تروریستهای حرفهای و تعلیمدیده به سوی نیروهای انتظامی و پاسگاهها به منظور خلع سلاح آنها دستور شلیک یافتند و در این ردو بدل شدن آتش، بیتردید تعدادی از افراد بیگناه، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیجی کشورمان نیز کشته شدهاند.
@yaminpour