🚩علیالاصولِ وحدت
🔸گفتارگاه: این روزها برخی روی یک جمله مکث کردهاند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم.» اما سؤال اینجاست: آیا این یک جمله، تمام پیام است؟ یا فقط آن بخشی از پیام که با پیشفرضهای بعضیها جور درمیآید؟ رهبر انقلاب در همان پیام، هم از «مسئولین امر» با تعبیر «حُسن نظر» یاد میکنند، هم تصریح میکنند که آنان از سر دلسوزی تلاش کردهاند، هم میگویند به تعهد رئیسجمهور و سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی اعتماد کردهاند و بر همین اساس اجازه دادهاند. اینها را چه میکنیم؟ این بخشها را هم میبینیم یا فقط همان یک عبارت را قاب میگیریم؟ پرسش اصلی این است: نسبت جملهی «علیالاصول نظر دیگری داشتم» با این دستور صریح رهبری چیست که فرمودند: «اختلافات حتی اگر موجه هم باشد، نباید به نزاع و تفرقه تبدیل شود.» اگر کسی واقعاً خود را تابع رهبری میداند، نمیتواند یک بخش از کلام ایشان را عَلَم کند و بخش دیگر را نادیده بگیرد. نمیشود از «نظر دیگری داشتم» برای مشروعیتبخشی به حمله، تخریب، دوقطبیسازی و ایجاد شکاف استفاده کرد، اما فرمان صریح درباره پرهیز از تفرقه را به حاشیه راند. باید دقت کرد: رهبری نفرمودند مسئولان خطاکار، بیبصیرت یا خائناند. برعکس، ایشان مسئولان را در دایره اعتماد خود نگه داشتند؛ با وجود تفاوت نظر. این دقیقاً یکی از پیچیدهترین و در عین حال زیباترین وجوه مدیریت رهبری است: ممکن است نظر شخصی دیگری داشته باشند، اما وقتی سازوکار قانونی کشور به جمعبندی میرسد و مسئولان مسئولیت میپذیرند، از ساختار حمایت میکنند، نه اینکه آن را در افکار عمومی تضعیف کنند. این یعنی رهبری فقط رهبر یک سلیقه نیستند؛ رهبر کل نظاماند. رهبر «من» و «تو» نیستند؛ رهبر «ما» هستند. عجیب است که بعضیها مدعی دفاع از ولایتاند، اما در عمل از پیام رهبری، خوراک اختلاف تولید میکنند. انگار نه انگار که دشمن دقیقاً همین شکافها را میخواهد. انگار نه انگار که رسانههای معاند، از هر دعوای داخلی برای ساختن روایت فروپاشی بهره میبرند. اختلاف نظر؟ طبیعی است. نقد حق است. مطالبه؟ لازم است. اما تبدیل اختلاف به صفآرایی داخلی؟ این دیگر نه مطالبه است، نه انقلابیگری؛ این افتادن در زمینی است که دشمن مدتها برایش نقشه کشیده. اگر کسی از مسئولان توضیح میخواهد، حق دارد. اگر کسی درباره تفاهم تردید دارد، حق دارد. اما هیچکس حق ندارد زیر پرچم رهبری، خلاف صریح توصیه رهبری عمل کند. مسئله امروز فقط دفاع از یک تفاهم یا نقد آن نیست. مسئله این است که آیا بلد هستیم همزمان اختلافِ موجه داشته باشیم و وحدتِ ملی را حفظ کنیم یا نه. امتحان امروز، امتحان فهمِ ولایت است؛ نه فقط شعار ولایت. ملاک، فقط آن جملهی «علیالاصول» نیست. ملاک، کل پیام است. و کل پیام یک چیز میگوید: هم نظارت، هم حمایت؛ هم شرط، هم اعتماد؛ هم دقت، هم وحدت. کسی که از این پیام فقط چماق بسازد، نه پیام را فهمیده، نه صاحب پیام را.
✍🏻 ۳۱/خرداد/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩در دفاع از انصاف
🔸گفتارگاه: دولت را میشود نقد کرد؛ باید هم نقد کرد. از گرانی و فشار معیشت مردم نمیشود ساده گذشت. اما انصاف هم چیز کمی نیست. در میانه جنگی که دشمن روی فروپاشی زیرساختها حساب باز کرده بود، کشور ایستاد؛ آب و برق و گاز و سوخت و نان مردم قطع نشد، زندگی از ریل خارج نشد. این را نمیشود ندید. جفاست اگر همه این مجاهدتها را پاک کنیم و با چند برچسب، رئیسجمهور و دولت را متهم به سازش و تحمیل نظر به رهبری کنیم؛ این هم بیانصافی در حق مسئولان است، هم وهن جایگاه رهبری. رهبر انقلاب نه اهل تحمیلپذیری است، نه اهل معامله بر سر عزت ملت. پیام رهبری هم مجوز تسویهحساب سیاسی نیست. از آن چماق نسازید. اختلافنظر، اگر هم باشد، نباید به شکاف و نزاع بدل شود. امروز بیش از هر زمان، ایران به وحدت نیاز دارد. خدمت صادقانه را باید دید، خطا را هم باید نقد کرد؛ اما نه به قیمت شکستن انسجام ملی. این وحدت، نعمتی است که نباید خرج جدالهای فرسایشی شود. ایرانِ مقاوم، با همین همدلی ایستاده است.
✍🏻 ۱/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: آدم میماند از این حجم خطا در قضاوت. سه فرماندهای که تصویرشان بالای توئیت است، کسانیاند که در میدان، با جانشان از امنیت این مملکت حراست کردند؛ مردانی که اگر پای کار نمیایستادند، خیلیها امروز پشت گوشیشان هم امنیت نوشتن نداشتند. حالا اختلافنظر سیاسی درباره یک تفاهمنامه، مجوز شده برای چسباندن برچسب «بیبصیرت» به اینها؟ واقعاً؟ این مدل حرف زدن، بیش از آنکه نقد باشد، نوعی خودمرکزپنداری خطرناک است؛ یعنی منِ پشت اکانت، از فرماندهای که سالها وسط آتش تصمیم گرفته، صحنه را بهتر میفهمم! اگر کسی مدعی تبعیت از رهبری است، باید حواسش باشد که اختلاف نظر—حتی اگر موجه باشد—نباید به شکاف و تخریب بدل شود. با یک توئیت میشود فحاشی کرد، اما نمیشود تاریخ مجاهدت آدمها را پاک کرد. حرمت مجاهد را نگه دارید؛ حتی اگر با رأی یا تحلیلش موافق نیستید.
#حمزه_شکریان #رفوزه #بیبصیرت
✍🏻 ۱/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹امیرحسین ثابتی: درآمد تنگه هرمز میتوانست بخشی از کسری بودجه سالانه را جبران کند. اما ابتدای کار آقایان این درآمد را دادند رفت.
🔸گفتارگاه: چند نکته، برای ثبت در حافظهی بحث:
🔺اولاً؛ نگویید «تنگه هرمز را دادیم رفت»؛ چون این، روایت نیست، تحریف است. تنگه را نه واگذار کردهایم و نه از دست دادهایم؛ فعلاً فقط در یک بازهی ۶۰ روزه، آن هم بهصورت مشروط، باز است. فرق است بین «باز بودن مشروط» و «واگذاری». این دو را یکی جا زدن، بازی با افکار عمومی است.
🔺ثانیاً؛ بعد از این ۶۰ روز هم بنا نیست همهچیز به روال سابق برگردد. سازوکار مدنظر ایران برای اعمال حاکمیت بر تنگه برقرار خواهد شد؛ یعنی هزینهها، ولو نه با عنوان عوارض، تحت عنوان خدمات دریایی و الزامات زیستمحیطی اخذ میشود.
🔺ثالثاً؛ بعضیها طوری حرف میزنند که انگار این مسیر، یک خیابان یکطرفه و برگشتناپذیر است. خیر. مگر اهرم فشار ایران دود شده و رفته هوا؟ اگر طرف مقابل بدعهدی کند، بازگشت به وضعیت قبل، روی میز است. بستن دوبارهی تنگه، همچنان یک امکان واقعی است، نه خاطرهای از گذشته.
🔺مشکل بعضی روایتها این است که نصف حقیقت را میگویند و همان نصفه را هم طوری میگویند که بوی یأس بدهد. حال آنکه تحلیلِ درست، نه بزک واقعیت است و نه سیاهنمایی؛ روایتِ کاملِ واقعیت است.
#ثابتی #تنگه_هرمز
✍🏻 ۲/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔹امیرحسین ثابتی: درآمد تنگه هرمز میتوانست بخشی از کسری بودجه سالانه را جبران کند. اما ابتدای کار آق
🚩بستن، برای نبستن
🔸گفتارگاه: تنگه هرمز را فقط نبستیم؛ مدیریتش کردیم. این فرقِ ایرانِ عاقل با هیجانزدههاست. بستن تنگه، صرفاً کشیدن یک کرکره نبود؛ بازیِ شطرنج بود، نه دعوای کوچه.
یکی از مهمترین ملاحظات ایران این بود که ترامپ نتواند از بستهشدن تنگه، چماق اجماع علیه ایران بسازد. آمریکا فقط با موشک نمیجنگد؛ با روایت هم میجنگد، با رسانه هم میجنگد، با اجماعسازی هم میجنگد. هنر این بود که هم اهرم فشار را فعال کنیم، هم دست دشمن را ببندیم.
بعضیها انگار فراموش کردهاند بسته شدن تنگه فقط آمریکا را زمینگیر نمیکند؛ پای متحدان آمریکا و حتی کشورهای بیطرف هم وسط است. پس ایران باید طوری بازی میکرد که هزینهی جنگ برای دشمن بالا برود، نه اینکه دنیا را هل بدهد در آغوش ترامپ.
برای همین، ایران در اوج جنگ هم با مدیریت عبور محدود برخی کشورها، نشان داد مسئلهاش لجبازی کور نیست؛ مسئله، تحمیل هزینه به متجاوز است. پیام روشن بود: همکاری با ایران کمهزینهتر از تقابل با ایران است.
امروز هم باز شدن تنگه، نشانهی عقبنشینی نیست؛ تکمیل همان پازل است. دنیا باید بداند اگر فردا تنگه دوباره بسته شد، مسئولش ایران نیست؛ مسئولش آمریکاست که یا بدعهدی کرده یا دوباره سمت زور رفته است.
قدرت فقط در داشتن اهرم نیست؛ در زمانِ درست استفاده کردن از اهرم است. هم باید مشت را گره کرد، هم باید حواست باشد دشمن نتواند از مشت تو، علیه خودت اجماع بسازد. این یعنی سیاست؛ این یعنی میدان؛ این یعنی ایران.
#تنگه_هرمز
✍🏻 ۲/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩به نام رهبری، علیه نظر رهبری؟
🔸گفتارگاه: عجیب است؛ بعضیها از پیام اخیر رهبر معظم انقلاب فقط همان بخش «نظر دیگری داشتم» را گرفتهاند و از آن، نسخهی فشار خیابانی پیچیدهاند! یکی هم از «جنبش رجوع به نظر رهبر» حرف میزند؛ آن هم در حالی که اساساً رهبری از جزئیات آن «نظر دیگر» هیچ رونمایی نکردهاند! عجیبتر اینجاست که این دوستان، در حالی دم از تبعیت میزنند که مطالبهشان خلاف صریح نظر رهبری است. مگر ایشان نفرمودند که من و مردم منتظر تحقق شروط و تعهدات هستیم؟ مگر مطالبهی رهبری، نظارت بر اجرای تعهدات طرف مقابل نبود؟
پس مطالبهی درست چیست؟ کمک به تحقق کامل همان شروط. یعنی فشار افکار عمومی باید در مسیر وادار کردن طرف مقابل به اجرای همهی تعهداتش باشد، نه در مسیر به شکست کشاندن اصل تفاهم. مطالبه باید در مسیر صیانت از منافع ملی باشد، نه در مسیر به شکست کشاندن توافقی که رهبری با وجود نظر متفاوت، مجوز آن را صادر کردهاند. اگر کسی واقعاً میخواهد به نظر رهبری رجوع کند، باید همهی پیام را با هم ببیند، نه فقط یک عبارت را که به کار دعوای سیاسیاش میآید. تبعیت، انتخاب گزینشی از کلمات نیست؛ تمکین به منظومهی کامل نظر ولی است.
✍🏻 ۲/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: علیالاصول، اگر کسی بخواهد از یک عبارت در پیام رهبری نردبان دوقطبیسازی بسازد، دارد دقیقاً خلاف صریح همان پیام عمل میکند. رهبری فرمودند حتی اختلافِ موجه را هم به نزاع و تفرقه تبدیل نکنید؛ آنوقت شما از «علیالاصول» چماق ساختهاید برای کوبیدن رئیسجمهور؟وحدت را نمیشود با قیچیِ تقطیع کلمات برید. علیالاصول، این مدل کنش سیاسی بیشتر ضد وحدت است تا انقلابی.
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: برخی گفتهها بیش از آنکه بر دادههای روشن استوار باشد، بر مجموعهای از فرضهای اثباتنشده بنا شده است.
🔺نخست اینکه میان «افزایش قیمت نفت» و «سود بردن آمریکا» علامت مساوی گذاشته شده است. در حالی که اقتصاد آمریکا بزرگترین مصرفکننده انرژی در جهان است و افزایش شدید قیمت نفت، همانقدر که ممکن است برای برخی تولیدکنندگان سود داشته باشد، برای مصرفکنندگان، صنایع و حتی دولت آمریکا هزینهزاست. به همین دلیل معمولاً دولتهای آمریکا از جهشهای شدید قیمت انرژی استقبال نمیکنند.
🔺دوم اینکه گفته میشود آمریکا ذخایر راهبردی خود را در قیمتهای بالا فروخته و اکنون با قیمت پایینتر جایگزین میکند؛ حتی اگر چنین باشد، نتیجهگیری اینکه کل بحران برای آمریکا سودآور بوده، سادهسازی مسئله است. در سیاست بینالملل، جنگ و بحران را نمیتوان صرفاً با تراز مالی ذخایر نفتی سنجید. هزینههای امنیتی، نظامی، سیاسی و دیپلماتیک نیز بخشی از معادلهاند.
🔺نکته مهمتر، فرض مربوط به زمان است. برخی میگویند اگر آتشبس یا توافق دو ماه عقب میافتاد، طرف مقابل به بحران انرژی میرسید و امتیازات بیشتری میداد. پرسش این است که این گزاره بر چه مبنایی مطرح میشود؟ آیا تضمینی وجود داشت که در آن دو ماه شرایط دقیقاً به زیان آمریکا و به سود ایران پیش برود؟ در جنگ، تصمیمها بر اساس احتمالات گرفته میشوند، نه آرزوها.
@GoftarGah
گفتارگاه
🚩علیالاصولِ وحدت 🔸گفتارگاه: این روزها برخی روی یک جمله مکث کردهاند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری دا
🚩علیالاصولِ حکمت
🔸گفتارگاه: برخی چنان با کلمهی «اجازه» برخورد میکنند که انگار «اجازه» یعنی اکراه، یعنی نارضایتی، یعنی یک امضای از سر اجبار! هر اجازهای از سر بیرضایتی نیست. گاهی ولیّ جامعه، با وجود ترجیحِ شخصیِ دیگر، به جمعبندی مسئولان میدان و مصالح کلان تن میدهد؛ نه از سر انفعال، بلکه از موضع حکمت. رهبری نفرمودند: «من ناراضیام، اما مجبور شدم.» فرمودند: «علیالاصول نظر دیگری داشتم، اما با تعهد رئیسجمهور و مسئولیتپذیری شعام اجازه دادم.»این زبانِ مدیریت است. زبانِ رهبری است که هم نظر شخصی دارد، هم ساختار قانونی را محترم میشمارد.
اگر بنا بود رهبری صرفاً از سر اکراه و بیرضایتی تن داده باشند، چرا بلافاصله از اعتماد به تعهد رئیسجمهور و اعضای شعام گفتند؟ چرا «مسئولین امر» را دارای «حسن نظر» خواندند؟ چرا مردم را به نظارت بر تحقق شروط دعوت کردند، نه به زمین زدن اصل تفاهم؟
البته مسئله این نیست که چه کسی «اجازه» را معادل «نارضایتی» جا بزند. مسئله این است که امامِ جامعه چه مطالبهای کردهاند. مطالبه روشن است: تحقق شروط، مراقبت از بدعهدی دشمن، حفظ وحدت. پس اگر کسی با اسم «رضایت امام» نسخهی فشار به مسئولان و شکاف داخلی میپیچد، علیالاصول از خود امام دور شده؛ حتی اگر مدام نام امام را تکرار کند.
✍🏻 ۴/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩وقتی بلاگر، مرجع تحلیل میشود
🔸گفتارگاه: عدهای تحلیل سیاسی را از بلاگرهای سیاسی میگیرند. از کسانی که هنر اصلیشان نه فهم عمیق صحنه، بلکه موجسازی، دوقطبیسازی و تحریک احساسات است. بلاگر سیاسی غالباً با واقعیت محض کار نمیکند؛ با برشهای هیجانی کار میکند. برای او هرچه دعوا داغتر، بازدید بالاتر. نان بعضیها در التهاب است، نه در تبیین. اخیراً در کانال بلاگرها متنی دستبهدست میشود که تلاش میکند با قیاس وضعیت فعلی با شب عاشورا، میان «اجازه» و «رضایت» مرز حق و باطل بکشد. اما دقیقاً همینجا باید مکث کرد.
🔺اول؛ قیاسِ وضعیت امروز با شب عاشورا، قیاسی بسیار سنگین و محل احتیاط است. عاشورا صحنهی صفبندیِ روشنِ حق و باطل بود؛ یکسو حسین بن علی و سوی دیگر یزید. اما در ماجرای امروز، مسئله بر سر «اصل وفاداری به ولایت» نیست؛ بحث بر سر تحلیل یک تصمیم سیاسی-امنیتی درون نظام است. اینکه هر اختلاف تحلیلی را فوراً به «ماندن در خیمه یا ترک خیمه» تقلیل دهیم، بیشتر احساسات را تحریک میکند تا فهم را.
🔺دوم؛ دوستان میان «اجازه» و «عدم رضایت مطلق» خطی مستقیم کشیدهاند، در حالی که همین محل نزاع است. در عاشورا، اجازهی رفتن برای اتمام حجت بود؛ اما در پیام رهبری، «اجازه» همراه با سه مؤلفهی روشن آمد: اعتماد به تعهد رئیسجمهور، پذیرش مسئولیت توسط شعام، و مطالبهی تحقق شروط. این دیگر شبیه اجازهی وداع با کاروان نیست؛ این تنفیذ در چارچوب ساختار حکمرانی است.
🔺سوم؛ این ادبیات، ناخواسته جایگاه رهبری را هم مخدوش میکند. چون انگار میگوید رهبری چیزی را اجازه دادهاند که از اساس خلاف رضایتشان بوده و عدهای هم برخلاف میل ایشان آن را پیش بردهاند. این تصویر، با منطق حکمرانی جمهوری اسلامی نمیخواند. رهبری اگر مسیری را خلاف مصالح قطعی بدانند، صرفاً ناظر منفعل نیستند که فقط «اجازهی تلخ» بدهند.
🔺و چهارم؛ همهچیز را کربلا نکنیم. هر «علیالاصول» عاشورا نیست، هر اختلاف تحلیلی هم ریزش از خیمهی ولایت نیست. گاهی وفاداری، نه در هیجانِ تشبیههای بزرگ، که در فهم دقیق کلام ولیّ جامعه است؛ تمام کلام، نه فقط آن بخشی که با سلیقهی ما جور درمیآید.
✍🏻 ۵/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩میدانِ مردم
🔸گفتارگاه: برخی از «حضور مردم در میدان» فقط آن بخشی را میپسندند که شبیه خودشان باشد. اگر مردم با پرچم، با شعار، با حضور خیابانی پای کار ایران و انقلاب بایستند، تا وقتی حرفِ مطلوب این جماعت را بزنند، میشود «بصیرت مردم»؛ اما اگر همان مردم، خلاف ذائقه سیاسیشان در میدان حاضر شوند، ناگهان میشود «نمایش»، «سطحیگری» یا حتی سوژه متلک! حال آنکه یکی از اصلیترین وظایف مردم در جنگ، همین حضور در میدان بود؛ حضوری که هم در متن جنگ و هم پس از آن، صریحاً مورد تکریم رهبری قرار گرفت. اگر به کسی برنخورد، همین پرچم تکان دادنها، همین اعلام حضورها، همین شور خیابانی، جلوه عینی آن انسجام ملی بود. مشکل بعضیها این است که تجمع را نه بهعنوان ابزار قدرت مردم، بلکه فقط بهعنوان بلندگوی خودشان میخواهند. تجمع اگر پژواک صدای آنان باشد، ارزشمند است؛ اگر نه، تحقیرش میکنند.
✍🏻 ۶/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩شعام یا اتاق شیشهای؟
🔸گفتارگاه: در چند روز اخیر، دو اتفاق عجیب رخ داده که اگر از اصل ادعاها هم بگذریم، خودِ حاشیهشان به اندازه متن ماجرا سؤالبرانگیز است. یکسو، افشاگری نبویان روی آنتن زنده؛ آن هم با نقل گزینشی از مکاتبات رهبری با شورای عالی امنیت ملی و این ادعا که مذاکرات برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب پیش رفته است. سوی دیگر، اظهارات منان رئیسی، نماینده قم، که با لحنی معنادار میگوید: «شما از جلسات شعام خبر ندارید، ولی من خبر دارم» و بعد هم از تهدید یکی از اعضا به استعفا در صورت عدم امضای تفاهمنامه سخن میگوید.
فعلاً کاری نداریم که این نقلها دقیقاند یا نه؛ فرض بگیریم همه این روایتها درست باشد. سؤال اصلی چیز دیگری است: این آقایان دقیقاً از کجا به محتوای جلسات امنیتیترین نهاد کشور و مکاتبات محرمانه میان رهبری و شعام دسترسی پیدا کردهاند؟ این سؤال کوچکی نیست. وقتی جزئیات جلسات محرمانه، اینگونه به تریبونهای عمومی و فضای رسانهای راه پیدا میکند، مسئله فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ پای امنیت اطلاعات در میان است. علیالقاعده، خودِ شورای عالی امنیت ملی باید بیش از همه نسبت به این رخنه حساس باشد. اگر چنین اطلاعاتی واقعاً از درون جلسات بیرون آمده، شعام پیش از هر چیز باید باگ خودش را پیدا کند؛ چون نشت اطلاعات از اتاق تصمیمسازی امنیتی کشور، شوخیبردار نیست.
✍🏻 ۶/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah