گفتارگاه
▪️ پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در دارالذکر حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد ⚫️ پیکر مطهر رهبر
🔸گفتارگاه: تلخیِ خاکسپاریِ آقای شهید، از آن لحظهای که خبر شهادتش را شنیدیم، هزار بار سنگینتر است. خدایا! امید ما فقط به تو بوده و هست؛ اما راستش را بخواهی، هیچوقت خودمان را برای چنین روزی آماده نکرده بودیم. ما هیچوقت برای دنیای بدون سیدعلی آماده نبودیم. اصلاً مگر میشد آماده بود؟همانقدر که برای نسل قبل، تصورِ دنیایِ بیامام سخت بود، برای ما هم تصورِ دنیای بدون سیدعلی، جانکاه و نفسبُر است.
🔹@GoftarGah
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📝 عهد میبندیم از جنایتکاران انتقام بگیریم...
▪️ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بندهی صالح خدا! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعدههای الهی دل ببندیم. عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵
▪️#یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📝 جنایتکاران آرزوی مرگی آرام را به گور خواهند برد
آزادگان سراسر دنیا بخشی از مأموریت انتقام را برعهده خواهند گرفت
▪️این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵
▪️#یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
📲 @rahbar_enghelab_ir
🚩 خونخواهی
🔸گفتارگاه: ملت انقلابی، اهل معامله با خون شهید نیستند. خونخواهیِ خامنهای شهید، برای آنان یک «تسویهحساب جناحی» نیست؛ یک عهد است. یک داغ است. یک مسئولیت است. این مردم، پرچم سرخ خونخواهی و انتقام را بلند نکردهاند که آن را بر سر این و آن بکوبند؛ نه برای آنکه با نام سیدعلی، قالیباف را بزنند، نه برای آنکه پزشکیان را بکوبند، نه برای آنکه عراقچی را متهم کنند. خونخواهی، چماق نیست. کسی که از خون رهبر شهید، نردبان دعوای سیاسی میسازد، نه حرمت خون را فهمیده و نه عظمت شهادت را. ملت انقلابی، انتقام را از دشمن میخواهند؛ از همان دستی که آتش این جنایت را افروخت، از همان جریانی که سالها برای شکستن ایران و خاموش کردن چراغ مقاومت نقشه کشید. آنان خوب میدانند که اگر قرار باشد خون سیدعلی، وسیله دو قطبیسازی داخلی شود، دشمن به بخشی از هدف خود رسیده است. اتفاقاً اولین انتقام از دشمن، حفظ همان وحدتی است که از آن میترسد. مگر نه اینکه رهبر شهید، بارها از مسئولان کشور حمایت کرد؟ مگر نه اینکه نهی کرد از اهانت و تخریب؟ پس چگونه میشود به نام خونخواهی او، برخلاف مشی و مرام خودش عمل کرد؟ پرچم سرخ انتقام، برای کوبیدن بر سر مسئولان جمهوری اسلامی برافراشته نشده است؛ این پرچم، رو به دشمن برافراشته شده است. و ملت انقلابی، خوب میفهمند که فرق است میان «خونخواهی» و «سیاسیکاری». یکی ادامه راه شهید است؛ دیگری سوءاستفاده از نام شهید. یکی انتقام از دشمن است؛ دیگری هدیه دادن یک پیروزی رایگان به دشمن.
إن شاء الله همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد.
✍🏻 ۲۰/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩ایستگاه بعد؛ حذفِ نَخودیها
🔸گفتارگاه: عدهای خود را مالک تام و تمام انقلاب میدانند، برای این و آن حکم صادر میکنند که: «فلانی از قطار انقلاب پیاده شد»! حالا هم نوبت به مهدی رسولی رسیده است. راستی اینها کهاند؟ از کجا این حق را گرفتهاند که برای آدمها کارت ورود و خروج از انقلاب صادر کنند؟ مگر کلید قطار دست اینهاست؟ مگر میزانِ انقلابیگری، پسند و ناپسند این جماعت است؟ اینها هر که را با آنان همنظر نیست، با برچسبهایی چون «سازشکار»، «منحرف» و «چپکرده» مینوازند. امروز نوبت رسولی است، دیروز نوبت دیگری بود و فردا هم نوبت شخصی دیگر خواهد شد. گویا دوست دارند دایره انقلاب را آنقدر تنگ کنند که جز خودشان و چند نفر شبیه خودشان، کسی در آن نماند. یکی را از خامنهایِ شهید دور میکنند، دیگری را از سید مجتبی، سومی را از اصل انقلاب؛ بعد هم با رضایت میگویند: «دیدید؟ فلانی هم چپ کرد!» خیلی وقتها این آدمها «چپ» نکردهاند؛ شما آنقدر هلشان دادهاید که دیگر جایی در دایره تنگ شما نداشتهاند. انقلاب اسلامی، با حذف و طردِ بیضابطه بزرگ نشده است. هنر امام و آقای شهید، جمع کردن دلها بوده، نه بیرون راندن آدمها. اگر بنا بود هر کس اندکی متفاوت فکر کرد، از قطار انقلاب پیاده اعلام شود، امروز اساساً قطاری باقی نمیماند. خامنهایِ شهید، بارها نشان داد که دایره انقلاب، وسیعتر از سلیقههای جناحی است. او حتی منتقدان را هم تا وقتی اصل انقلاب را قبول داشتند، درون این دایره میدید. قطار انقلاب، قطار یک ملت است؛ نه ارث پدری یک جریان سیاسی. و میزانِ انقلابیبودن افراد هم نه فریادهای این جماعت، که نسبتشان با آرمانهای انقلاب و ولایت است. اینهمه شتاب برای «پیاده اعلام کردن» دیگران، بیش از آنکه نشانه غیرت انقلابی باشد، نشانه نوعی انحصارطلبی است؛ انحصارطلبیای که در نهایت، بیش از همه به خود انقلاب ضربه میزند. زیرا دشمن، دقیقاً همین را میخواهد؛ انقلابی که هر روز بخشی از نیروهای خود را با دست خود طرد کند.
✍🏻 ۲۰/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩 خودِ ولی چه میخواهد؟
🔸گفتارگاه: در یادداشت شیخ اسماعیل رمضانی با عنوان از یار ولایت تا بار ولایت، یک نکته درست وجود دارد و پنداری غلط.
نکته درست این است که ولایتمداری، فقط «چشم گفتن» نیست. بله؛ سرباز خوب، صرفاً مطیع نیست، بلکه باید به افزایش قدرت جبهه حق کمک کند. این حرف، حرف درستی است. مگر نه اینکه مردم در تشییع رهبر شهید، با آن حضور عظیم، برای نظام و رهبری خلق قدرت کردند؟ مگر نه اینکه وحدت و انسجام ملی، خود یک سرمایه راهبردی است؟ اما مشکل از جایی آغاز میشود که هر کس، «خلق قدرت» را مطابق سلیقه سیاسی خود معنا کند. یکی بگوید: مخالفت با تفاهمنامه، خلق قدرت است. دیگری بگوید: حمایت از تفاهمنامه، خلق قدرت است. سومی بگوید: سکوت، خلق قدرت است. چهارمی بگوید: فریاد، خلق قدرت است. اگر ملاک، صرفاً تشخیص شخصی افراد شد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. ولایت، عرصه «تفسیر بیضابطه» نیست. اینکه هر کس بگوید: «من چون میخواهم برای ولی آزادی عمل ایجاد کنم، پس چنین و چنان میکنم»، میتواند به نتایج خطرناکی برسد. چه بسا کسی دقیقاً با همین استدلال، خلاف مطالبه صریح ولی عمل کند. مسئله اینجاست: خود ولی جامعه، مطالبهاش ( مثلاً در مورد تفاهمنامه) چیست؟ اگر رهبر انقلاب میفرمایند: «من و مردم منتظر تحقق شروط هستیم»، آیا خلق قدرت، در کمک به تحقق همین شروط است یا در زمین زدن اصل تفاهم؟ (فارغ از وضعیت فعلی تفاهمنامه و جنگ) اگر نهی از اختلاف و تفرقه میکنند، آیا خلق قدرت، در دو قطبیسازی است یا در حفظ انسجام ملی؟ خلق قدرت، بدون رجوع به مطالبه صریح ولی، خیلی زود میتواند به «بار ولایت» تبدیل شود؛ نه «یار ولایت». بعضی وقتها، بیش از آنکه رهبری نیازمند «آزادی عمل» از سوی ما باشد، ما نیازمند آنیم که از تفسیرهای شخصی خود فاصله بگیریم و به مطالبه روشن او رجوع کنیم.
✍🏻 ۲۳/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩رأی نیاوردند، دیکتاتوری شد!
🔸گفتارگاه: در کمیسیون امنیت ملی، اعضای کمیسیون رأی دادند و افراد دیگری را برای مسئولیت انتخاب کردند. نه کودتایی رخ داده، نه کسی با زور وارد جلسه شده، نه صندوق رأی دزدیده شده است. همان نمایندگانی که دیروز رأیشان معتبر بود، امروز هم رأی دادهاند. فقط نتیجه، مطابق میل یک جریان خاص نشده است. بعضیها دیکتاتوری را اینگونه تعریف میکنند: هر جا ما رأی نیاوریم، آنجا دیکتاتوری است! یعنی رأی خوب است، به شرطی که به نامزدهای ما ختم شود! انتخابات محترم است، به شرطی که خروجیاش مطابق سلیقه ما باشد! مجلس انقلابی است، به شرطی که دقیقاً همانهایی را انتخاب کند که ما میخواهیم! اگر نمایندگان مجلس حق دارند به فلان فرد رأی بدهند، همانقدر هم حق دارند به او رأی ندهند. شاید بهتر باشد به جای متهم کردن دیگران به دیکتاتوری، کمی به این سؤال فکر کنند: چرا همان نمایندگانی که تا دیروز مورد تأیید بودند، این بار ترجیح دادند افراد دیگری را انتخاب کنند؟
✍🏻 ۲۳/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩 جنوب، ایران است
🔸 گفتارگاه: بعضی روایتها، ولو از سر دلسوزی، ناخواسته به سمتی میروند که انگار جنوب کشور در این مدت رها شده است این روایت، منصفانه نیست. همه برای مردم عزیز جنوب کشور نگرانیم. درد مردم بندرعباس و بوشهر و خوزستان، درد همه ایران است. حمله به جنوب، حمله به تهران و مشهد و اصفهان هم هست. اما نباید طوری سخن گفت که گویی میان «مرکز» و «جنوب» تفاوتی وجود دارد یا اینکه بخشی از کشور زیر آتش مانده و بخش دیگر بیتفاوت نظارهگر است. واقعیت این است که هر اقدام دشمن در این مدت، بیپاسخ نمانده است. هر تجاوز آمریکا با پاسخ متقابل ایران همراه بوده و اگر دشمن همچنان دست به شرارت میزند، نه از سر بیهزینه بودن حملات، بلکه از سر استیصال و ناتوانی در تحمیل اراده خود است. باید مراقب بود که در روایت جنگ، ناخواسته دوقطبی خطرناک «حمله به مرکز» و «حمله به جنوب» ساخته نشود. ایران، یک پیکر واحد است؛ زخم جنوب، زخم همه ماست و پاسخ ایران نیز پاسخ یک ملت واحد است. نقد عملکردها و مطالبه اقدام مؤثرتر، حق همه ماست؛ اما روایت «رهاشدگی جنوب» همان چیزی است که دشمن دوست دارد در ذهن ایرانیان بنشاند. حال آنکه حقیقت، چیز دیگری است: جنوب، خط مقدم ایران است و ایران، جنوب را تنها نگذاشته است.
✍🏻 ۲۴/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩 راهبرد، تاکتیک
🔸گفتارگاه: گاهی یک اشتباه در فهم موضوع باعث میشود بعضیها «راهبرد» را با «تاکتیک» قاطی کنند و بعد از هر تغییر در روش، نتیجه بگیرند که مسیر عوض شده است. راهبرد جمهوری اسلامی روشن بوده و هست: عدم سلطهپذیری، حفظ عزت ملی و نرفتن زیر بار زور آمریکا. این همان چیزی است که رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید داشتند و رهبر معظم انقلاب نیز بر همان مسیر حرکت میکنند. رئیسجمهور هم بارها تأکید کرده که ایران زیر بار حرف زور نمیرود. اما روش رسیدن به این هدف، یک شکل ثابت و تغییرناپذیر ندارد. تاکتیک، تابع شرایط زمان و میدان است. گاهی تاکتیک، ایستادن در برابر تجاوز دشمن و پاسخ کوبنده است؛ همانگونه که در میدان جنگ اخیر، قدرت دفاعی ایران خودش را نشان داد. گاهی تاکتیک، پذیرفتن آتشبس برای مدیریت صحنه و تأمین منافع کشور است. گاهی مذاکره است، گاهی امضای یک تفاهم و گاهی هم وقتی طرف مقابل عهدشکنی میکند، پاسخ دوباره در میدان است.
اینکه ایران هم جنگید، هم مذاکره کرد، هم شروط خود را روی میز گذاشت و هم پس از بدعهدی دشمن پاسخ داد، نشانه تناقض یا عدم تفاهم در داخل نیست، نشانه آن است که یک کشور عاقل، ابزارهای مختلف قدرت را در زمان مناسب به کار میگیرد.
مشکل برخی تحلیلها این است که مقاومت را فقط در شلیک موشک میبینند و مذاکره را ذاتاً عقبنشینی میدانند. حال آنکه مقاومت واقعی یعنی دشمن نتواند اراده خود را بر ما تحمیل کند؛ چه پشت خاکریز، چه پشت میز مذاکره. و مگر در تمام مسیر مذاکرات، غیر از این بود؟ مگر مذاکرهکنندگان ایرانی رفته بودند که اراده آمریکا را بپذیرند؟ به حملات این شبها به جنوب کشور نگاه کنید، دشمن زمانی عصبانی میشود که نتواند خواسته خود را تحمیل کند، نه زمانی که به همه اهدافش رسیده باشد.
۲۵/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩جنگ و صلح
🔸گفتارگاه: آنکس که میگوید «بجنگیم»، باید بداند از چه سخن میگوید. جنگ، شناخت ظرفیتهای کشور را میخواهد، فهم میدان و توان نظامی را میخواهد. نمیشود از پشت تلفن همراه، نسخه جنگ پیچید و برای فرماندهان میدان تعیین تکلیف کرد. آنکس هم که مدام میگوید «صلح»، باید اول به یک سؤال ساده جواب بدهد: مگر جنگ را ما آغاز کردهایم که حالا بخواهیم هر طور شده از آن فرار کنیم؟
اما در میان این هیاهو، یک حقیقت روشن وجود دارد: تصمیمات کلان کشور، محصول محاسباتی است که همه ما از جزئیات آن خبر نداریم. آنچه امروز بیش از هر چیز برای ایران قدرت میآفریند، حفظ انسجام ملی است. دشمن، بیش از موشکهای ما، از وحدت ما میترسد. ممکن است تاکتیکها تغییر کند؛ یک روز پاسخ در میدان باشد، روزی دیگر پشت میز مذاکره. اما آنچه نباید تغییر کند، حفظ منافع ملی و جلوگیری از شکاف داخلی است.
بهترین کار آن است که دعواهای فرسایشی را کنار بگذاریم، وحدت ملی را حفظ کنیم و در عین نقد و مطالبهگری، بپذیریم که در مسائل بزرگ، تصمیمات نظام بر پایه محاسباتی گرفته میشود که همه ابعاد آن لزوماً در معرض دید افکار عمومی نیست.
۲۶/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🚩تفاهم و عدمتفاهم
🔸گفتارگاه: رهبر انقلاب صریح فرمودند که رئیسجمهور و مسئولان متعهد شدهاند از حقوق ملت پاسداری کنند و زیر بار زیادهخواهی آمریکا نروند. خب! آیا حملات دوباره آمریکا، خود نشانه آن نیست که ایران زیر بار تحمیلهای دشمن نرفته است؟ اگر همه خواستههای آمریکا تأمین شده بود، چه نیازی به این حجم از عصبانیت، تهدید و بازگشت به میدان درگیری داشت؟
حالا که تفاهم، ولو به صورت کجدار و مریز، مدتی اجرا شد و بعد این آمریکا بود که زیر میز زد و دوباره ساز جنگ را کوک کرد، چگونه خون هموطنان شهید و خسارات را گردن پزشکیان و قالیباف میاندازید؟ این چه منطقی است؟
اگر تفاهمی هم در کار نبود، طبیعتاً جنگ ادامه پیدا میکرد، حملات دشمن نیز ادامه مییافت و باز هم ممکن بود عزیزانی از مردم ما شهید شوند و زیرساختهایی آسیب ببیند. سؤال ساده اینجاست؛ در آن صورت، مسئولیت خون آن شهدا با چه کسی بود؟
بعضیها طوری سخن میگویند که انگار با اصل تفاهم، همه مسئولیت دشمن از بین میرود و تمام تقصیرها به گردن مسئولان داخلی میافتد! مسئول خون مردم ایران، اول از همه متجاوزی است که حمله میکند، نه کسی که کوشیده با حفظ حقوق ملت، فرصتی برای کشور ایجاد کند و در عین حال زیر بار زور هم نرود. احتمالاً اگر تفاهمی نبود و جنگ با همان شدت ادامه پیدا میکرد،به گونهای دیگر مسئولیت همه خونها را به گردن مسئولان میانداختید.
این بازی کثیف که هر خون ریختهشدهای را خرج تخریب رقبای سیاسی کنیم، نه جهاد تبیین است و نه خونخواهی؛ فقط کمک به پروژهای است که میخواهد میان مردم و مسئولان شکاف بیندازد.
۲۶/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: برخی چنان از نتایج انتخابات هیئترئیسه کمیسیونها سخن میگویند که انگار در مجلس کودتایی رخ داده! انتخابات بوده، رأیگیری شده و نمایندگان مجلس به برخی افراد رأی دادهاند و به برخی دیگر رأی ندادهاند. اسم این میشود «فرآیند دموکراتیک»، نه «حذف انقلابیها»!چرا هر وقت نتیجه رأیگیری مطابق میلتان باشد، آن را نشانه بصیرت و انقلابیگری مجلس میدانید؛ اما اگر چند نفر از چهرههای نزدیکتان رأی نیاورند، ناگهان پای «پروژه وفاق»، «تماسهای پشتپرده» و «تصفیه سیاسی» به میان میآید! سؤال ساده اینجاست: مگر نمایندگان مجلس حق ندارند بر اساس تشخیص خود رأی بدهند؟ مگر هر کس به آقای نبویان یا رضایی رأی نداد، الزاماً عضو «جریان وفاق» است؟ این چه منطقی است که هر رأی مخالفی را به یک پروژه سازمانیافته نسبت دهیم؟ اگر قرار باشد هر نتیجه انتخاباتی که مطابق میل ما نبود را محصول لابی، فشار و توطئه بدانیم، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. آن وقت چه فرقی میکند با همان جریانی که خودمان سالها به خاطر نپذیرفتن رأی اکثریت نقدش میکردیم؟
۲۶/تیر/۱۴۰۵
🔹@GoftarGah