گفتارگاه
🚩«بفرما وزیر شو» سیاست نیست، شوخی هم نیست، فاجعه است! 🔘قسمت دوم از تحلیل تا تحقیر 🔸گفتارگاه: رسانه،
🚩«بفرما وزیر شو» سیاست نیست، شوخی هم نیست، فاجعه است!
🔘قسمت پایانی
سیاست بدون منطق، سیاستی علیه خودش
🔸گفتارگاه: در سیاست، احساسات همیشه نقش داشته است. از انقلاب تا انتخاب، همیشه جایی برای شور و هیجان بوده است. اما سیاست و رسانه، عرصهی عقلانیت است، نه جولانگاه هیجانات افسارگسیخته. زمانی که عقل کنار میرود، احساسات، بهجای آنکه نیرویی محرک برای اصلاح و پیشرفت باشد، خود به سدی در برابر حقیقت تبدیل میشود. آنگاه دیگر عرصهی سیاسی و رسانه، نه میدان رقابت اندیشهها، که صحنهی نبردی کور میان دو سوی یک احساس خواهد شد.
این روزها در جبههی انقلاب، چنین وضعیتی در حال رخدادن است. شکافی که روزبهروز عمیقتر میشود. یکسو، هواداران دوآتشهای که یک چهرهی سیاسی را تا حد یک اسطوره، تا حد یک نماد، تا حد یک قدیس بالا بردهاند. برای آنان، کوچکترین نقد، خیانت است؛ کوچکترین پرسش از عملکرد، گناهی نابخشودنی. سعید جلیلی، برای این جماعت، نه یک سیاستمدار، بلکه یک تابوست که نقد آن، بهمثابهی پشتکردن به آرمانهای انقلاب است.
اما در سوی دیگر ماجرا، گروهی دیگر، که کارزار معرفی جلیلی بهعنوان وزیر اقتصاد را به راه انداختهاند، آنها هم مانند گروه اول هستند، اما در جهتی معکوس. اینان، نه از سر تحلیل، که از سر لجاجت، جلیلی را نشانه گرفتهاند. برای آنان، نقد اهمیتی ندارد. مهم این است که طرف مقابل را تخریب کنند، حتی اگر این تخریب، به قیمت سقوط سطح سیاست به نزاعهای کودکانه باشد.
اما سؤال اینجاست: این نزاعهای بیثمر، جبههی انقلاب را به کدام سو میبرد؟ آیا فعالین رسانهای که قرار بود روشنگر باشند، اکنون به دنبال تسویهحسابهای شخصیاند؟ آیا فضای سیاسی، بهجای آنکه بستری برای تقویت تفکر باشد، به میدان تقابل احساسات کور تبدیل نشده است؟ و مهمتر از همه، وقتی سیاستورزی ما، بهجای پرداختن به مسائل کلان کشور، گرفتار دعواهای داخلی سطحی شده است، چگونه میتوانیم مدعی شویم که برای آینده، چشماندازی روشن داریم؟
سیاست و رسانه، میدان تصمیمهای بزرگ است، نه کشمکشهای کوچک. سیاست و رسانه، جایی برای حل مسائل است، نه خلق بحرانهای جدید.
باید این حقیقت را پذیرفت: دشمن اصلی، نه در این سوی جبهه است، نه در آن سو. دشمن اصلی، همین ضعف تحلیل است. همین هیجانات بیمهار. همین سقوط سطح رسانهها. همین سیاستورزی احساسی که جبههی انقلاب را از درون تهی میکند.
و حالا که اینهمه گفتیم، باز هم باید تکرار کرد: اگر چنین ادامه دهیم، نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان!
✍🏻 ۱۶ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
هدایت شده از خبرگزاری دانشجو
844K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ثابتی: وحید جلیلی را نزدیک ترین چهره به شهید مرتضی آوینی میبینم
#سیاسی
(مشروح خبر : https://snn.ir/005BH7 )
🆔 @snn_ir
گفتارگاه
🎥ثابتی: وحید جلیلی را نزدیک ترین چهره به شهید مرتضی آوینی میبینم #سیاسی (مشروح خبر : https://snn
🔴وحید، مرتضی نیست!
🔸گفتارگاه: در روزگاری که واژهها بیمحابا خرج میشوند و نامها بیدلیل بر قامت دیگران دوخته، #امیرحسین_ثابتی در گفتوگویی، وحید جلیلی را نزدیکترین چهره به #شهید_آوینی میبیند! یعنی چه؟ یعنی وحید، مرتضی است، یعنی آوینی که نگاهش، قلمش، ذوقش، ایدههایش از کجا تا کجا بود، حالا باید وحید را هم در همان قد و قواره ببینیم.
🔺نه برادر! وحید، مرتضی نیست! یعنی از دور که نگاه کنی، یک سایهای هست، اما نزدیکتر که میشوی، دیگر آن نورِ آسمانی را نمیبینی!
🔹وحید، مرتضی نیست، این جمله را باید طلاکوب کرد و کوبید بر سردر رسانه ملی، همان رسانهای که #رهبرانقلاب همین چند وقت پیش، به همایشش نامهای نوشت بدون سلام! این بیسلامی، پیام داشت! یعنی جایی از کار میلنگد. یعنی توقعی بوده و آن توقع برآورده نشده است. یعنی حضرات مسئول، شما از آوینی خیلی دور هستید. و در چنین فضایی، قائممقام بودن وحید جلیلی، نه او را به آوینی نزدیک میکند و نه صداوسیما را به روایت فتح. ولی با این وجود امیرحسین ثابتی، وحید را آوینیِ زمان میداند!
🔺آیا وحید، آن نگاه شهودی و عمیق آوینی را دارد؟ آیا همان جنس ذوق و قریحه را دارد؟ آیا قلمش مثل مرتضی، جان دارد؟ یا نه، فقط چفیهاش را دارد؟
🔹اینکه کسی را با آوینی مقایسه کنیم، مسئولیت دارد! آوینی، اهل جهاد بود، اهل دل بود. آوینی وقتی مینوشت، خونِ دلش را روی کاغذ میریخت، آوینی یک پدیده بود، نه صرفاً یک نام. مرتضی، جستجوگری بود که در هیاهوی جنگ، حقیقت را در قاب تصویر و سطرهای مکتوب جست. او ناظر نبود، در صحنه بود، در میانهی میدان. کلامش به خون جبهه آغشته بود.
🔺نه، آوینی یکی بود و دیگر نیست! وحید، مرتضی نیست! این را باید گفت، باید نوشت، باید فریاد زد تا آوینیهای بعدی، در آتش این مقایسههای سطحی نسوزند!
✍🏻 ۱۷ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔴خامنهای پیرو رهبر انقلاب نیست!
🔘قسمت اول
🔸گفتارگاه: دو نکته از بیانات #رهبرانقلاب در دیدار کارگزاران نظام، مثل دو چراغ روشن، راه را نشان میدهد؛ اول، قدردانی ایشان از روحیه و انگیزهی دکتر #پزشکیان، رئیسجمهور، و دوم، تأکید بر انسجام در سطوح بالا بهعنوان شرط حل مشکلات. این دو جمله، ساده اما پرمغز، مثل همیشه از عمق نگاه حکیمانهی رهبری به مسائل کشور حکایت دارد؛ نگاهی که هم دلگرمکننده است و هم تکلیفآفرین. اما این وسط، یک جای کار بدجور میلنگد؛ یک جای کار بدجور توی ذوق میزند. بیایید این دو نکته را بشکافیم و ببینیم چه خبر است پشت این پردهی پر از غبار و هیاهو!
🔹رهبر انقلاب، در این هشت ماه، بارها و بارها از پزشکیان تعریف کردهاند؛ از روحیهاش، از انگیزهاش، از صداقتش. این را نمیشود نادیده گرفت. نمیشود گوشات را ببندی و بگویی "نه، من نشنیدم!" این حرفها، مثل آفتاب نیمروز، روشن و بیتعارف است. حالا این را بگذارید کنار مواضع بعضیها که خودشان را سپر ولایت میدانند، علمدار خط رهبری میخوانند و مدام دم از انقلابیگری میزنند. چه میبینید؟ یک شکاف عمیق! یک فاصلهی آشکار بین آنچه رهبر انقلاب میگوید و آنچه این حضرات پرچم به دست، فریاد میزنند. اینها همانهایی هستند که صبح تا شب، پزشکیان را "خائن" مینامند، "نفوذی" خطابش میکنند، "ناکارآمد" میچسبانندش به دیوار و بعد هم با یک مشت لقب ناپسند، خیالشان راحت میشود که کار انقلابی کردهاند!
🔺حالا سؤال اینجاست: کدام ولایتمدار واقعی اینجوری عمل میکند؟ مگر ولایتمداری یعنی فقط شعار دادن و پرچم چرخاندن؟ مگر نه اینکه ولایتمداری، یعنی گوش سپردن به حرف ولی، یعنی فهمیدن عمق کلامش، یعنی همراهی با خطی که او ترسیم میکند؟ اگر رهبر انقلاب، اینگونه از #رئیسجمهور تعریف میکند، آن هم در این روزگار پر از فتنه و پیچیدگی، چرا عدهای که مدعیاند سرباز این خطاند، اینقدر بیمحابا تیشه به ریشه میزنند؟ چرا با وجود این دیدگاه رهبری نسبت به پزشکیان، او باید آماج این همه تهمت و تخریب باشد؟ نکند این جماعت، خودشان را از خودِ رهبرانقلاب ، ولایتمدارتر میدانند؟ نکند فکر میکنند آقا اشتباه کرده و اینها باید خط را درست کنند؟ این چه انقلابیگریای است که بوی تفرقه و خودسری از آن بلند میشود؟
✍🏻 ۱۹ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔴خامنهای پیرو رهبر انقلاب نیست!
🔘قسمت دوم
🔸گفتارگاه: رهبر انقلاب، از انسجام در سطوح بالای نظام سخن میگوید و آن را شرط حل مشکلات کشور میداند. ایشان فرمودند: «در مقابل مشکلات، یکی از اولین کارها، انسجام درونی دستگاههاست. اگر بخواهیم کارها پیش برود، باید این انسجام به معنای واقعی کلمه اتفاق بیفتد. خب، خوشبختانه امروز تا حدود زیادی اینجوری است؛ در سطوح بالا اینجوری است. باید در بدنه و سطوح پایین هم همین انسجام، همین همکاری باشد.» این حرف، مثل یک نسخهی شفابخش است؛ مثل یک نقشهی راه که هم وضع موجود را ترسیم میکند و هم تکلیف آینده را روشن. رهبری، همکاری دولت، مجلس، قوه قضائیه و نیروهای مسلح را میستایند، انسجام را تحسین میکنند و از وحدت سخن میگویند.
🔹حالا این را مقایسه کنید با رفتار بعضیها! همانهایی که وفاق و وحدت و انسجام را به سخره میگیرند، همانهایی که قبل از این، هرکس از وفاق و همدلی حرف میزد را متهم به "همکاری با نفاق" میکردند.
این چه منطقی است؟ وقتی رهبر انقلاب از وحدت و همکاری میگویند، وقتی این انسجام را نقطهی قوت میدانند، چطور میشود کسانی که خودشان را پیرو خط ایشان میخوانند، بروند توی خط تخریب و تفرقه؟ چطور میشود کسانی که به قول خودشان، برای تحقق خواستهی رهبری جان میدهند، حالا همانهایی را که دارند خواستهی رهبری را پیگیری میکنند، "منافق" بنامند؟
🔺حالا فرض کنید این دو نکته را نه از زبان رهبر انقلاب، که از زبان یک مسئول دیگر میشنیدیم. چه میشد؟ جریان مخالف پزشکیان، مثل همیشه، شمشیر را از رو میبستند؛ حمله، تخریب، تهمت، انگ "خروج از خط انقلاب"، "همکاری با نفاق" و هزار و یک برچسب دیگر. آن مسئول، اگر خوششانس بود، فقط متهم به سادهلوحی میشد و اگر بدشانس، لابد میگفتند از جبههی انقلاب پرت شده بیرون! اما حالا که این حرفها از زبان خودِ رهبر انقلاب است، چه؟ چرا نمیتوانند بفهمند که خط رهبری، با خط خودشان،فاصله دارد؟
🔹شاید وقتش رسیده که این طیف، یک بار آیینه را جلوی صورتشان بگیرند و ببینند کجای کارند. شاید وقتش رسیده که به جای این همه ادعا، یک بار گوششان را باز کنند و بشنوند که رهبری چه میگوید. و اگر نمیتوانند، اگر نمیخواهند، اگر اینهمه فاصله را نمیبینند، پس لااقل این صداقت را داشته باشند که بگویند: "ما پیرو خودمانیم، نه رهبر انقلاب!" چون اینجوری که پیش میروند، انگار خامنهای، خودش هم پیرو خط رهبری نیست در نگاه این حضرات!
پایان
✍🏻 ۱۹ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
🔴کُندی تصمیمگیری
🔸گفتارگاه: چندی پیش، در یکی از یادداشتهای منتشرشده در همین کانال، مقایسهای میان فاصلهی تصمیم تا اجرا در ایران و آمریکا مطرح شد.(https://eitaa.com/GoftarGah/171 )
این مقایسه، نه از سر خودتحقیری، بلکه برای درک واقعیتهای جاری در نظام تصمیمسازی کشور بود. بهانهی این بحث، وعدهی آقای #پزشکیان دربارهی رفع #فیلترینگ بود؛ وعدهای که مانند بسیاری از تصمیمات دیگر، مشخص نیست چه زمانی و چگونه اجرایی خواهد شد.
🔹اما مسئلهی اصلی این نیست که چرا این وعدهی خاص اجرا نمیشود، بلکه پرسش بنیادیتر این است که چرا در ایران، فرایند حل مسائل اینقدر زمانبر است؟ چرا فاصلهی میان اندیشه، تصمیمگیری و اجرا چنین طولانی است؟
🔺 این پرسشی است که نهفقط منتقدان، بلکه بالاترین مقامات نظام نیز به آن اذعان دارند. چنانکه #رهبرانقلاب در دیدار اخیر خود با مسئولان نظام، با اشاره به همین مشکل، تصریح کردند که "ما کُند حرکت میکنیم، کُند کار میکنیم." ایشان به درستی تأکید کردند که در کشور ما، از لحظهای که یک فکر سازنده به ذهن خطور میکند تا زمانی که تصمیمگیری برای اجرای آن صورت میگیرد، فاصلهای طولانی شکل میگیرد. اما این تنها مرحلهی اول است؛ زیرا پس از آن نیز، میان اتخاذ تصمیم و شروع اجرا، باز هم تأخیر رخ میدهد. سپس، حتی بعد از آغاز اجرا، روند رسیدن به نتیجه باز هم با تعلل و کندی مواجه است. در حالی که اگر این روند اصلاح شود، برخی از این تأخیرها میتواند به یکدهم تقلیل پیدا کند.
🔹اما چرا چنین است؟ پاسخ را نباید صرفاً در ضعف اجرایی یا مشکلات بروکراتیک جستوجو کرد. مسئله فراتر از اینهاست و به ساختار تصمیمگیری و فرهنگ اداری کشور بازمیگردد. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سازوکار تصمیمگیری به گونهای طراحی شده که مسیر تصویب و اجرای سیاستها کوتاه و شفاف است. اما در ایران، لایههای پیچیدهی بوروکراسی، تعدد مراکز تصمیمگیری، منافع متضاد و نبود ارادهی کافی، اجرای هر سیاستی را به یک فرآیند فرسایشی تبدیل میکند.
🔺به بیان سادهتر، ما از بیماری «عدم قطعیت در تصمیمگیری» و «هراس از مسئولیتپذیری» رنج میبریم. مدیران ترجیح میدهند تصمیمی نگیرند تا اینکه ریسک کنند و مسئولیت نتایج آن را بپذیرند. از سوی دیگر، حتی زمانی که تصمیمی گرفته میشود، چنان گرفتار بروکراسی و نگاههای متعارض میشود که یا اساساً اجرایی نمیشود، یا اگر هم اجرا شود، آنقدر دیر است که ارزش و اثرگذاری خود را از دست میدهد.
🔹کشورهایی که در مسیر توسعه حرکت کردهاند، پیش از هر چیز این مسئله را حل کردهاند. آنها یاد گرفتهاند که سرعت در تصمیمگیری و اجرا، شرط اصلی رقابتپذیری و پیشرفت است. ما نیز اگر خواهان تحول واقعی هستیم، باید بپذیریم که کندی و تعلل، نه یک ویژگی طبیعی بلکه یک ضعف ساختاری است که میتوان و باید آن را اصلاح کرد. وگرنه، مشکلات امروز پابرجا خواهند ماند.
✍🏻 ۲۲ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
🚩از خشم مقدس تا تهمتهای نامقدس!
🔸گفتارگاه: این روزها حکایتی در جریان است که هم تلخ است، هم عبرتآموز؛ حکایتِ روزهایی که از ترور اسماعیل هنیه در تهران شروع شد، درست یک روز بعد از مراسم تحلیف #پزشکیان. اسرائیل ضربهاش را زد و هنیه را از جبهه مقاومت گرفت. از همان لحظه، موجی بلند شد؛ موجی از خشمِ مقدس، از غیرتِ انقلابی. اما در این میان عدهای، پرچم انتقام را بلند کردند و فریاد زدند: "#وعدهصادق۲ را همین حالا اجرا کنید!" نیروهای نظامی هم آمدند وسط میدان، قاطع گفتند: "حتماً پاسخی درخور میدهیم." اما این حرفها برای آن طیفِ تند و تیز کافی نبود. میگفتند: "حرف بس است، عمل کنید! این تأخیرها، بازیِ سیاسیون است، شما چرا دنبالهرو شدید؟" انگار دلشان میخواست همین فردا صبح، آسمان اسرائیل را با آتشِ خشمِ خودمان سیاه ببینند. بعد، ماجرا پیچیدهتر شد.
🔹ترور سیدحسن نصرالله، آن مردِ میدانِ مقاومت، زخمی دیگر بر دلها گذاشت. اینجا بود که حملاتِ زبانیِ همان طیف به نیروهای نظامی و دولت پزشکیان، مثل بارانِ بهاری شدت گرفت. تهمتها، کنایهها، طعنهها؛ "بیعملی"، "ترس"، "وادادگی". عملیات وعده صادق۲ بالاخره انجام شد. آسمانِ اسرائیل رنگِ انتقام دید و دلهای مؤمنان کمی آرام گرفت.
🔻رهبر انقلاب هم در نماز جمعه، مثل همیشه با آن صلابتِ پدرانه آمدند و گفتند: "نه شتابزده عمل میکنیم، نه تأخیر میکنیم." این یعنی دفاعِ تمامقد از فرماندهان نظامی، از آنهایی که شب و روزشان را برای امنیت و عزت ما گذاشتهاند. انگار میخواستند بگویند: "اینها فرزندان مناند، بهشان اعتماد کنید."
🔹بعد از این ماجرا، اسرائیل مثل سگِ هاری که زنجیرش پاره شده باشد، دوباره حمله کرد؛ این بار به سامانههای پدافندی و چند نقطه دیگر. همین کافی بود تا همان طیف، دوباره شمشیر را از رو ببندند. باز هم مطالبه، باز هم تجمع، باز هم فریاد: "چرا جواب نمیدهید؟" نظامیها گفتند: "پاسخ حق ماست، میدهیم." اما این جماعتِ عجول راضی نمیشدند. این بار، دیگر فقط انتقاد نبود؛ توهین بود، افترا بود، انگ زدن بود. انگار نه انگار که این نظامیها، همانهاییاند که وعده صادق را عملی کردند. انگار نه انگار که اینها هم مثل ما، دلشان برای عزت ایران میتپد.
🔻تا اینکه چند روز پیش، در دیدار رمضانی دانشجویان با #رهبرانقلاب، یکی از آن جوانهای این طیف، حرف خودش را زد: "ما میترسیم ایده نرمالسازی و حل شدن در نظم جهانی، به ذهن مسئولان نظامی و امنیتیمان نفوذ کند. میترسیم در این جنگِ وجودی با صهیونیستها، اینها دیپلمات و بیانیهنویس شوند." سؤالی بیجا، پر از ابهام و شاید با کمی بیانصافی.
🔹و بعد، پاسخِ رهبر آمد؛ مثل همیشه روشن، مثل همیشه آرام، اما محکم: "بعضی انتقادها از بیاطلاعی است. نمیشود به این راحتی قضاوت کرد. اگر فلان عملیات در فلان وقت انجام میشد، شاید فلان اتفاق نمیافتاد؟ این حرف درست نیست. اینها که کار را دست دارند، عشقشان به انقلاب کمتر از من و شما نیست. محاسبه دارند، با حساب و کتاب عمل میکنند. اگر شما هم جای آنها بودید، همین کار را میکردید." و بعد، یک نصیحتِ طلایی: "نقد کنید، اما تهمت نزنید. سؤال بپرسید، ابهام را بگویید، اما فرصت جواب دادن را هم بدهید. گاهی هم هست که طرف نمیتواند جواب بدهد، یا نباید بگوید. آن وقت، حتی ابهام را هم مطرح نکنید."
🔻این حرفها، مثل آبِ زلال بود بر آتشِ سوءظنها. انگار آقا میخواستند بگویند: "بچهها، این نظام، این انقلاب، این نظامیها، همه مالِ شماست. با همیم، توی یک سنگر. اما عجله نکنید، تهمت نزنید، اعتماد کنید." و راستش، این حرفها فقط برای آن دانشجو نبود، برای من بود، برای تو بود، برای همهمان. که یادمان بیاید نقد، حق ماست، اما تخریب، حرام است. که یادمان بیاید این کشتیِ انقلاب، با همه طوفانها، با همین فرماندهانش پیش میرود. و اگر گاهی سرعتش به دلخواه ما نیست، شاید علتش را نمیدانیم، شاید صلاحش را نمیفهمیم، اما این دلیل نمیشود که ناخدا را متهم کنیم.
🔹حالا، بیایید یک لحظه تأمل کنیم. این طیفِ پرشور، این جوانهای داغدل، حق دارند نگران باشند، اما آیا این نگرانی، مجوزِ هر حرفی و هر اتهامی است؟ نه، نیست. ما که ادعای انقلابیگری داریم، باید حواسمان به خط قرمزها باشد. باید یادمان باشد که این نظامیها، این امنیتیها، همانهاییاند که شبها خواب ندارند تا ما آرام بخوابیم. همانهاییاند که وقتی وعده صادق را اجرا کردند، اشک شوقمان را درآوردند.
✍🏻 ۲۶ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔸گفتارگاه: کامران غضنفری گویی عادت کرده است که با ابزار دوقطبیسازی، به هر آنچه باب میلش نیست حمله کند و از شرایط آشوبزده، بهره خود را ببرد. اکنون نیز به سخنان نبویان استناد کرده که گفته بود «هرگونه دوقطبیسازی کار نادرستی است» و میکوشد از این موضوع، فرصتی برای پیشبرد اهداف خود فراهم سازد. او مدعی شده است که اکنون گروهی به رهبری رئیسجمهور پزشکیان در پی مذاکره هستند و رهبر انقلاب با مذاکره مخالفت دارند؛ سپس با ظاهری متفکرانه میپرسد: «آیا این دوقطبیسازی اشتباه نیست؟» گویی خود متوجه نیست که با این سخنان، دوقطبیای ساختگی را به جامعه القا میکند!
🔺اما ماجرا اینجاست که این دروغپردازیِ تازهی غضنفری، یک هدفِ پنهان دارد! احتمالا او میخواهد با این داستانسراییِ قلابی، بستری برای موجسواریِ جماعتی خاص فراهم کند. همانهایی که در پوششِ حمایت از قانونِ عفاف و حجاب، دنبالِ دوگانهسازیهای جدیدند. همانهایی که در قالبِ دلسوزی، پروژهی تخریبِ مسئولان را کلید زدهاند.
🔹اما غضنفری! کاش اندکی انصاف داشت و به جای این بازیهای سیاسی، چشمان خود را باز میکرد و حقیقت را میدید. درست است که پزشکیان در انتخابات با شعار حل مسائل سیاست خارجی، گشایش در روابط و بحث مذاکره وارد عرصه شد، اما هنگامی که ترامپ با تهدیدات مضحک خود بازگشت و کمپین فشار حداکثری را احیا کرد، پزشکیان با موضعی انقلابی و استوار در برابر زیادهخواهیهای او ایستادگی کرد. افزون بر این، پس از بیانات صریح رهبر انقلاب درباره عدم مذاکره با آمریکا، پزشکیان در روز 22 بهمن با حمایت قاطع از مواضع رهبری، مذاکره تحت فشار را بهطور کامل رد کرد. حال کامران غضنفری با چه استدلالی ادعا میکند که رئیسجمهور سردمدار جریان موافق مذاکره است و دوقطبیای در کشور شکل گرفته است؟ این سخنان چیزی جز تحریف واقعیت و دروغپردازی نیست!
🔺آقای غضنفری! در این روزها که دشمنی ترامپ با ایرانیان به اوج خود رسیده، آیا بهتر نیست از این دوقطبیسازیهای جعلی و بیثمر دست بکشید؟ چرا میکوشید میان رهبر حکیم انقلاب و رئیسجمهوری که به تعهد خود پایبند است، شکاف ایجاد کنید؟ آیا نمیبینید که در این موضوع، موضع رهبری، رئیسجمهور و مردم، همراستا و یکپارچه است؟ در این برهه که دشمن با تمام توان به میدان آمده، عقل سلیم حکم میکند که وحدت را تقویت کنیم، نه اینکه با اظهارات بیپایه، تفرقهافکنی کنیم.
✍🏻 ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah