گفتارگاه
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴ 🔘دو سرمایهگذاری هست، اما کجا؟ 🔸گفتارگاه: بدون سرمایهگذاری،
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری
🔸گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که نامشان را بارها شنیدهایم: تورم، بوروکراسی، تحریم، و دهها عنوان مشابه. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، رابطه درهمتنیده این چالشها با نوع نگاه ما به "سرمایه" و "سرمایهگذاری" است. بیایید نگاهی ریشهایتر بیندازیم:
گفتارگاه
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴ 🔘دو سرمایهگذاری هست، اما کجا؟ 🔸گفتارگاه: بدون سرمایهگذاری،
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴
🔘سه
🔴 چالشهای سرمایهگذاری
🔘قسمت اول
نرخ ارز؛ دماسنج اعتماد
🔸گفتارگاه: در بسیاری از کشورها، اگر نرخ ارز دچار نوسان شود، سیاستگذار با اضطراب واکنش نشان میدهد، چراکه این نوسانات میتواند نشانگر بروز یک بحران اقتصادی یا مدیریتی باشد. اما در ایران، این وضعیت چنان عادی شده که اگر روزی نرخ ارز بدون تغییر باقی بماند، خود آن به موضوع تحلیل تبدیل میشود.
🔺ما با پدیدهای روبهرو هستیم که دیگر نه یک متغیر اقتصادی، بلکه به یک شاخص روانی و اجتماعی بدل شده است. نرخ ارز در ایران، به جای آنکه بازتابی از شرایط واقعی تجارت خارجی باشد، به نماد میزان اعتماد عمومی به آینده بدل شده؛ دماسنجی برای اندازهگیری ثبات سیاستگذاری، و شاید مهمتر از آن، عقلانیت حاکم بر مدیریت اقتصادی.
🔹در چنین شرایطی، از سرمایهگذار چه انتظاری میتوان داشت؟ سرمایهگذاری ذاتاً به پیشبینی نیاز دارد. اما وقتی افق دید اقتصادی به اندازه نوسان لحظهای دلار کوتاه میشود، سرمایهگذار نیز تصمیمگیری را به تعویق میاندازد یا به کل از آن صرفنظر میکند. سرمایه در چنین فضایی نه به سمت تولید، بلکه به سمت جاهایی میرود که دستکم، خطر کمتری دارند؛ از بازار طلا و ارز گرفته تا خروج کامل از مرزها.
🔺واقعیت آن است که نوسانات نرخ ارز در ایران، بیشتر از آنکه نتیجه تغییرات بازار باشد، محصول تصمیمهای غیرشفاف، رویکردهای روزمرهنگر و گاه مصلحتجویانه در سطوح بالای سیاستگذاری است. بهعبارتی، نرخ ارز نه تنظیمکننده اقتصاد، بلکه تنظیمکننده دخلوخرج دولتها شده است. اینجاست که سرمایهگذار، دیگر به خود بازار نگاه نمیکند، بلکه منتظر سیگنال بعدی از جلسات پشت درهای بسته است.
🔹نکته مهمتر آنکه نوسانات نرخ ارز نهفقط موجب تضعیف سرمایهگذاری میشود، بلکه به بیثباتیهای دومینووار در سایر حوزهها نیز دامن میزند؛ از قیمت مواد اولیه گرفته تا قیمت نهایی کالا، از صادرات و واردات گرفته تا حتی روابط کارگری. در این بین، تفاوت بین نرخ رسمی و آزاد، بستری برای انواع فساد، رانت و بیاعتمادی بهوجود میآورد.
🔺سرمایهگذار در نهایت دنبال امنیت و پیشبینیپذیری است، نه حمایت ویژه. اگر سیاستگذار بخواهد سرمایه را در داخل نگه دارد، نیازی به تزریق شعار یا تخفیف نیست؛ کافیست به نرخ ارز به چشم یک "شاخص اعتماد" نگاه کند. وقتی این شاخص دچار لرزش دائمی است، پیامش ساده است: «آینده، نامعلوم است.»
✍🏻 ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩از پیله تا پرواز؛ روایتی از یک توبهی هنرمندانه
🚩آوینی چگونه از کامران گذشت و مرتضی شد؟
🔘همهی ما در درون خود، یک کامران داریم؛ شیفتهی فرم، مسحور واژه و محصور در قابهای براق. اما آنچه آوینی را «مرتضی» کرد، نه نفی گذشته، بلکه درک عمیقتری از حقیقت بود؛ حقیقتی که از دل سنگرها عبور میکرد، و از دوربین روایت فتح، جاری میشد. این متن، روایت یک بازگشت است؛ بازگشتی آگاهانه به خویش.
🔸گفتارگاه: کامران بود. جوانی اهل کتاب، شیفتهی فرم، مجذوب ظواهر روشنفکری، و دلبستهی واژگان فاخر اما بیاثر در میدان عمل. کامران بود، و چه بسیارند آنها که امروز هم، در هیاهوی کافهها و گالریها، همچنان در حال تجربهی «کامران بودن»اند.
🔺اما دلِ کامران، آرام نبود. نه از ترس، که از حقیقتی که در پس سکوت سنگرها پنهان مانده بود. حقیقتی که هنوز بوی خون میداد، هنوز صدای نای رزمندگان خاموش را در خود داشت.
و اینجا بود که انتخاب آغاز شد.
🔹آوینی، خود را شناخت؛ و به انتخابی آگاهانه دست زد. کامرانِ درون را با شوق سرکوب کرد، نه از سر انکار گذشته، بلکه از سر شوق رسیدن به حقیقتی نابتر. و همین نقطه بود که «مرتضی» متولد شد.
🔺مرتضی آوینی، حاصل تصادف نبود. او نتیجهی مسیری بود که با تأمل و تردید و شجاعت پیموده شد. پروانهای که از پیلهی روشنفکری مدرن بیرون آمد و پر کشید؛ نه به سمت شهرت، که به سوی فکه، شلمچه، و آنجایی که روایت، رنگ خون داشت.
🔹هنر در وجود آوینی نزیست، اگر صرفاً زینت اندیشهاش بود. هنر در جانش جاری بود، و از همین رو، فاصلهی کامران تا مرتضی، نه یک عمر، که یک «یا حسین» بود؛ یک تصمیم، یک خاکریز، یک روایت.
🔺او با لبخند کامران آمد، اما با بغض مرتضی رفت. و این بغض، سالهاست که در گلوی تاریخ نشسته؛ گرهخورده با نام فکه، با صدای روایت فتح، و با دلی که هنوز، در تمنای حقیقت میتپد.
✍🏻 ۲۰ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
هدایت شده از خبرگزاری فارس
چرا ایران وارد مذاکرات شد؟
🔹مواضع رسمی مقامات جمهوری اسلامی ایران از رهبر انقلاب گرفته تا رئیسجمهور و وزیرخارجه طی ماههای گذشته حاکی از مخالفت قاطع و جدی نسبت به مذاکره با آمریکا بود. اما بهتازگی مذاکرات غیرمستقیم در عمان آغاز شد. چه چیزی تغییر کرد؟
📺 دلایل تغییر موضع ایران:
۱. نامۀ ترامپ به رهبر انقلاب: آمریکا از مذاکره دربارۀ موضوعات موشکی و منطقهای عقبنشینی کرد و مذاکرات را به موضوع هستهای محدود نمود.
۲. فریب افکار عمومی توسط آمریکا: رسانهای کردن نامه توسط ترامپ، تلاشی برای وانمود کردن صلحطلبی بود. ایران برای خنثیسازی این عملیات روانی وارد مذاکره شد.
۳️. موفقیت دیپلماتیک ایران: ایران توانست موضوع، محل و شکل مذاکرات (غیرمستقیم) را تعیین کند و حتی رژیم صهیونیستی را از طریق آمریکا مهار نماید.
📎نکات مهمی که باید به آن توجه کنیم:
⤴️ سرعت و پیچیدگی تحولات بالاست و تحلیل آنها زمانبر است.
⤴️ مذاکرات با هماهنگی کامل نهادهای ایران انجام شد.
⤴️ ایران با هوشمندی، فرصتهای جدید دیپلماتیک را به نفع خود مدیریت کرد.
هشداری که نباید از آن غفلت کنیم:
🔸آمریکا همچنان غیرقابل اعتماد است و هدفش شرطیسازی اقتصاد و جامعه ایران است. اما ایران با حفظ بدبینی، باید منطقی و هوشمندانه عمل کند.
@Farsna - Link
🔸گفتارگاه: دور اول مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا روز شنبه ۲۳ فروردین در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شد. گفتوگوها با میانجیگری دولت عمان و در فضایی آرام و سازنده انجام شد؛ نمایندگان دو کشور در اتاقهای جداگانه بودند و پیامها از طریق مقامات عمانی رد و بدل شد.
🔺اما آنچه این دور را متفاوت میکند، نه صرفاً متن مذاکرات، بلکه رفتار دولت جدید ایران است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری فعلی، در مقایسه با حسن روحانی، رویکردی محتاطانهتر و واقعبینانهتر را دنبال میکند. نه از «آفتاب تابان» خبری هست و نه از «گلابی برجام». پزشکیان نه اهل وعدههای اغراقآمیز است و نه با صدای چند منتقد، مسیرش را عوض میکند.
🔹تجربه روحانی نشان داد که بالا بردن انتظارات، بدون دستاورد عینی، به ناامیدی عمومی و تشدید شکاف اجتماعی منتهی میشود. حالا پزشکیان، با پرهیز از همان اشتباه، سعی دارد روند مذاکرات را بدون حاشیه و بدون اغراق پیش ببرد.
🔺اگر این رویکرد ادامه پیدا کند، شاید بزرگترین دستاورد مذاکرات نه در متن توافق، بلکه در بازسازی تدریجی اعتماد عمومی باشد.
✍🏻 ۲۶ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩در ستایش سکوت
🔸گفتارگاه: در تحلیل شرایط جدید پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا، یکی از نکات کمتر دیدهشده اما مهم، سکوت حسابشده رئیسجمهور، مسعود پزشکیان است؛ سکوتی که اگرچه در ظاهر به چشم نمیآید، اما معنای عمیقی در خود دارد و میتواند نشاندهنده تغییری جدی در فهم دولت از سازوکار سیاست داخلی در مواجهه با پروندههای حساس خارجی باشد.
🔺تجربه برجام نشان داد که بهرهبرداری زودهنگام و تبلیغاتی از آن میتواند به پاشنه آشیل آن بدل شود. دولت پیشین، در تلاش برای همراهسازی افکار عمومی، سطح انتظارات را تا جایی بالا برد که نهتنها امکان مدیریت واقعبینانه توافق از بین رفت، بلکه در نهایت خودِ برجام نیز در فضای داخلی بیپشتوانه ماند.
🔹برخلاف آن رویکرد، پزشکیان تاکنون نه وعده داده، نه ژست پیروزی گرفته و نه تریبونها را با هیجانهای زودگذر پر کرده است. همین سکوت، در فضای پرالتهاب سیاست داخلی، نشانهای از بلوغ رفتاری و تدبیر است. حفظ آرامش افکار عمومی، مدیریت توقعات، و پرهیز از پیشداوری، از مهمترین الزامات موفقیت در مذاکرهای است که طرف مقابل آن، به تجربه، اهل بازی رسانهای است و بیش از خودِ میز مذاکره، در پی اثرگذاری بر افکار عمومی ایران است.
🔺سکوت رئیسجمهور را باید به فال نیک گرفت. او در حال حاضر به جای آنکه میدان رسانه را به محلی برای امتیازگیری زودهنگام بدل کند، میدان واقعی مذاکره را به قضاوت آینده سپرده است. شاید اینبار، برخلاف گذشته، سیاست داخلی به کمک سیاست خارجی بیاید، نه در برابر آن قرار بگیرد.
✍🏻 ۲۹ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔸گفتارگاه: در یکی از گوشههای دیوار دانشکده حقوق دانشگاه تهران، دیواری بالا رفته که بیشتر از آنکه نشانی از "بصیرت" داشته باشد، نشانهای از "بیوزنی تحلیل" و نوعی قمار با اعتبار گذشته بسیج دانشجویی است. تصاویری از چهرههای ارشد نظام، از رئیسجمهور تا مشاوران و رؤسای نهادهای امنیتی و دیپلماتیک، با برچسبی بهظاهر انتقادی، کنار هم چیده شدهاند؛ و شعری بالای آنها نصب شده که گویی این افراد را قماربازان سیاست خارجی نامیده است. در میانشان، لااقل چهار نفر منصوب مستقیم رهبریاند.
🔺باید از صاحب این ایده پرسید: شما باید آیینهی تمامنمای ولایتپذیری و تحلیل عقلانی باشید، چرا امروز تیغ تیز نقدتان را نه متوجه دشمن، بلکه متوجه منتخب و منصوب همان نظامی کردهاید که داعیهی دفاع از آن را دارید؟ آیا دیگر مرزی میان نقد و تخریب باقی نمانده؟
🔹جالبتر آنکه خود رهبری، تنها چند روز پیش، از مذاکرات اخیر ایران و آمریکا با تعبیر "خوب اجرا شده" یاد کردهاند. پس چگونه است که "پاسداران بصیرت" در دانشگاه تهران، با چشمانی بسته، بیتوجه به مواضع صریح رهبری، علم مخالفت با چهرههایی برافراشتهاند که خود در خط مشی کلی نظام حرکت میکنند؟
🔺بسیج دانشجویی باید پرچمدار عقلانیت انقلابی و فهم دقیق از راهبردهای کلان نظام باشد؛ که البته در عملکرد کلی این نهاد، چنین رویکردی غالب است. بنابراین، نمیتوان اقدام یک بخش از این مجموعه بزرگ را به حساب کل این نهاد گذاشت.
🔹نقد درونی، لازمه حیات هر نظام زنده است. اما آنچه امروز رخ داده، نه نقد است و نه هشدار؛ بلکه نوعی سادهسازی امور پیچیده سیاست خارجی، و زدن بر طبل تخریب چهرههاییست که خود در دل ساختار نظام و با حکم رهبری در حال ایفای نقشاند.
🔺اکنون، بیش از همیشه، نیاز به بازگشت به خرد جمعی، تقویت انسجام درونی و بازخوانی مفهوم واقعی «بصیرت» احساس میشود. چه آنکه بصیرت، با چشم بسته حاصل نمیشود.
✍🏻 ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری 🔸گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری
گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که نامشان را بارها شنیدهایم: تورم، بوروکراسی، تحریم، و دهها عنوان مشابه. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، رابطه درهمتنیده این چالشها با نوع نگاه ما به "سرمایه" و "سرمایهگذاری" است. بیایید نگاهی ریشهایتر بیندازیم:
گفتارگاه
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴ 🔘سه 🔴 چالشهای سرمایهگذاری 🔘قسمت اول نرخ ارز؛ دماسنج اعتما
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴
🔘چهار
🔴 چالشهای سرمایهگذاری
🔘قسمت دوم
تورم
🔸گفتارگاه: تورم در اقتصاد ایران دیگر پدیدهای نیست که به واکنش نیاز داشته باشد؛ بلکه بخشی از روزمرگی زندگی ما شده است. چنان در زندگی مردم تنیده شده که دیگر کمتر کسی از شنیدن نرخهای بالای تورم شگفتزده میشود. گویا حافظه تاریخی ما یاد گرفته که با عددهای غیرواقعی کنار بیاید و حتی نوعی سازگاری روانی با آن ایجاد کرده است؛ اما سرمایهگذار، اینگونه فکر نمیکند.
🔺بر خلاف مصرفکنندهای که تورم را در قدرت خرید روزانهاش حس میکند، سرمایهگذار آن را در عمق تصمیمگیریاش لمس میکند. تورم، برای سرمایهگذار فقط گران شدن نیست؛ تار شدن آینده است. چون پیششرط هر تصمیم اقتصادی، داشتن تصویری قابل پیشبینی از فرداست، و تورم دقیقاً همان چیزی است که این تصویر را مخدوش میکند.
در اقتصاد سالم، سرمایهگذار با محاسبه سود و زیان آینده تصمیم میگیرد. اما در اقتصاد تورمی، سود یا زیان نه به تصمیمات او، بلکه به نوسانات لحظهای قیمتها بستگی دارد.
🔹تولیدکنندهای که امروز مواد اولیه میخرد، نمیداند فردا چقدر باید برای همان کالا بپردازد، و مشتریاش نمیداند اصلاً میتواند آن را بخرد یا نه. این بلاتکلیفی، سرمایه را از مسیر تولید خارج و به مسیر سفتهبازی و سوداگری سوق میدهد.
🔺سوال کلیدی این است: چرا تورم در ایران چنین پایدار و سرسخت شده؟ شاید پاسخ را باید نه در سیاستهای پولی و بانکی، بلکه در ساختار تصمیمگیری جستوجو کرد. ما در برابر کسری بودجه، یا به سراغ چاپ پول رفتهایم یا قیمتها را با بخشنامه کنترل کردهایم. در هر دو حالت، نتیجه یکی بوده: تورم بیشتر و اعتماد کمتر.
🔹در این میان، نقش بانک مرکزی بهجای آنکه تنظیمگر باشد، تبدیل به جبرانکننده شده است؛ جبرانِ خطاهای ساختاری، سیاستهای اشتباه و وعدههایی که هزینهشان از جیب مردم پرداخت میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، تورم به یک وضعیت مزمن بدل شود؛ مزمنی که هر سال نرخ جدیدی دارد، اما ریشهاش همان است: فقدان انضباط در اداره اقتصاد کشور.
🔺اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، اثرات تورم بر «رفتار اجتماعی سرمایه» است. سرمایهگذار وقتی ببیند در یک اقتصاد تورمی، نه کیفیت، نه نوآوری و نه بهرهوری سودآور نیست، انگیزهای برای ورود به عرصه تولید نخواهد داشت. ترجیح میدهد پولش را در بازارهای غیرمولد بچرخاند یا از کشور خارج کند. اینجاست که تورم دیگر فقط یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه یک بحران سرمایهگریزی است.
🔹ما از تورم نمیترسیم، چون به آن عادت کردهایم. و این، بزرگترین خطری است که میتواند موجودیت عقلانی هر اقتصاد را تهدید کند. سرمایهگذار اما عادت نمیکند؛ او راهش را عوض میکند.
✍🏻 ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah