هدایت شده از خبرگزاری فارس
چرا ایران وارد مذاکرات شد؟
🔹مواضع رسمی مقامات جمهوری اسلامی ایران از رهبر انقلاب گرفته تا رئیسجمهور و وزیرخارجه طی ماههای گذشته حاکی از مخالفت قاطع و جدی نسبت به مذاکره با آمریکا بود. اما بهتازگی مذاکرات غیرمستقیم در عمان آغاز شد. چه چیزی تغییر کرد؟
📺 دلایل تغییر موضع ایران:
۱. نامۀ ترامپ به رهبر انقلاب: آمریکا از مذاکره دربارۀ موضوعات موشکی و منطقهای عقبنشینی کرد و مذاکرات را به موضوع هستهای محدود نمود.
۲. فریب افکار عمومی توسط آمریکا: رسانهای کردن نامه توسط ترامپ، تلاشی برای وانمود کردن صلحطلبی بود. ایران برای خنثیسازی این عملیات روانی وارد مذاکره شد.
۳️. موفقیت دیپلماتیک ایران: ایران توانست موضوع، محل و شکل مذاکرات (غیرمستقیم) را تعیین کند و حتی رژیم صهیونیستی را از طریق آمریکا مهار نماید.
📎نکات مهمی که باید به آن توجه کنیم:
⤴️ سرعت و پیچیدگی تحولات بالاست و تحلیل آنها زمانبر است.
⤴️ مذاکرات با هماهنگی کامل نهادهای ایران انجام شد.
⤴️ ایران با هوشمندی، فرصتهای جدید دیپلماتیک را به نفع خود مدیریت کرد.
هشداری که نباید از آن غفلت کنیم:
🔸آمریکا همچنان غیرقابل اعتماد است و هدفش شرطیسازی اقتصاد و جامعه ایران است. اما ایران با حفظ بدبینی، باید منطقی و هوشمندانه عمل کند.
@Farsna - Link
🔸گفتارگاه: دور اول مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا روز شنبه ۲۳ فروردین در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شد. گفتوگوها با میانجیگری دولت عمان و در فضایی آرام و سازنده انجام شد؛ نمایندگان دو کشور در اتاقهای جداگانه بودند و پیامها از طریق مقامات عمانی رد و بدل شد.
🔺اما آنچه این دور را متفاوت میکند، نه صرفاً متن مذاکرات، بلکه رفتار دولت جدید ایران است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری فعلی، در مقایسه با حسن روحانی، رویکردی محتاطانهتر و واقعبینانهتر را دنبال میکند. نه از «آفتاب تابان» خبری هست و نه از «گلابی برجام». پزشکیان نه اهل وعدههای اغراقآمیز است و نه با صدای چند منتقد، مسیرش را عوض میکند.
🔹تجربه روحانی نشان داد که بالا بردن انتظارات، بدون دستاورد عینی، به ناامیدی عمومی و تشدید شکاف اجتماعی منتهی میشود. حالا پزشکیان، با پرهیز از همان اشتباه، سعی دارد روند مذاکرات را بدون حاشیه و بدون اغراق پیش ببرد.
🔺اگر این رویکرد ادامه پیدا کند، شاید بزرگترین دستاورد مذاکرات نه در متن توافق، بلکه در بازسازی تدریجی اعتماد عمومی باشد.
✍🏻 ۲۶ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩در ستایش سکوت
🔸گفتارگاه: در تحلیل شرایط جدید پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا، یکی از نکات کمتر دیدهشده اما مهم، سکوت حسابشده رئیسجمهور، مسعود پزشکیان است؛ سکوتی که اگرچه در ظاهر به چشم نمیآید، اما معنای عمیقی در خود دارد و میتواند نشاندهنده تغییری جدی در فهم دولت از سازوکار سیاست داخلی در مواجهه با پروندههای حساس خارجی باشد.
🔺تجربه برجام نشان داد که بهرهبرداری زودهنگام و تبلیغاتی از آن میتواند به پاشنه آشیل آن بدل شود. دولت پیشین، در تلاش برای همراهسازی افکار عمومی، سطح انتظارات را تا جایی بالا برد که نهتنها امکان مدیریت واقعبینانه توافق از بین رفت، بلکه در نهایت خودِ برجام نیز در فضای داخلی بیپشتوانه ماند.
🔹برخلاف آن رویکرد، پزشکیان تاکنون نه وعده داده، نه ژست پیروزی گرفته و نه تریبونها را با هیجانهای زودگذر پر کرده است. همین سکوت، در فضای پرالتهاب سیاست داخلی، نشانهای از بلوغ رفتاری و تدبیر است. حفظ آرامش افکار عمومی، مدیریت توقعات، و پرهیز از پیشداوری، از مهمترین الزامات موفقیت در مذاکرهای است که طرف مقابل آن، به تجربه، اهل بازی رسانهای است و بیش از خودِ میز مذاکره، در پی اثرگذاری بر افکار عمومی ایران است.
🔺سکوت رئیسجمهور را باید به فال نیک گرفت. او در حال حاضر به جای آنکه میدان رسانه را به محلی برای امتیازگیری زودهنگام بدل کند، میدان واقعی مذاکره را به قضاوت آینده سپرده است. شاید اینبار، برخلاف گذشته، سیاست داخلی به کمک سیاست خارجی بیاید، نه در برابر آن قرار بگیرد.
✍🏻 ۲۹ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔸گفتارگاه: در یکی از گوشههای دیوار دانشکده حقوق دانشگاه تهران، دیواری بالا رفته که بیشتر از آنکه نشانی از "بصیرت" داشته باشد، نشانهای از "بیوزنی تحلیل" و نوعی قمار با اعتبار گذشته بسیج دانشجویی است. تصاویری از چهرههای ارشد نظام، از رئیسجمهور تا مشاوران و رؤسای نهادهای امنیتی و دیپلماتیک، با برچسبی بهظاهر انتقادی، کنار هم چیده شدهاند؛ و شعری بالای آنها نصب شده که گویی این افراد را قماربازان سیاست خارجی نامیده است. در میانشان، لااقل چهار نفر منصوب مستقیم رهبریاند.
🔺باید از صاحب این ایده پرسید: شما باید آیینهی تمامنمای ولایتپذیری و تحلیل عقلانی باشید، چرا امروز تیغ تیز نقدتان را نه متوجه دشمن، بلکه متوجه منتخب و منصوب همان نظامی کردهاید که داعیهی دفاع از آن را دارید؟ آیا دیگر مرزی میان نقد و تخریب باقی نمانده؟
🔹جالبتر آنکه خود رهبری، تنها چند روز پیش، از مذاکرات اخیر ایران و آمریکا با تعبیر "خوب اجرا شده" یاد کردهاند. پس چگونه است که "پاسداران بصیرت" در دانشگاه تهران، با چشمانی بسته، بیتوجه به مواضع صریح رهبری، علم مخالفت با چهرههایی برافراشتهاند که خود در خط مشی کلی نظام حرکت میکنند؟
🔺بسیج دانشجویی باید پرچمدار عقلانیت انقلابی و فهم دقیق از راهبردهای کلان نظام باشد؛ که البته در عملکرد کلی این نهاد، چنین رویکردی غالب است. بنابراین، نمیتوان اقدام یک بخش از این مجموعه بزرگ را به حساب کل این نهاد گذاشت.
🔹نقد درونی، لازمه حیات هر نظام زنده است. اما آنچه امروز رخ داده، نه نقد است و نه هشدار؛ بلکه نوعی سادهسازی امور پیچیده سیاست خارجی، و زدن بر طبل تخریب چهرههاییست که خود در دل ساختار نظام و با حکم رهبری در حال ایفای نقشاند.
🔺اکنون، بیش از همیشه، نیاز به بازگشت به خرد جمعی، تقویت انسجام درونی و بازخوانی مفهوم واقعی «بصیرت» احساس میشود. چه آنکه بصیرت، با چشم بسته حاصل نمیشود.
✍🏻 ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری 🔸گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری
گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که نامشان را بارها شنیدهایم: تورم، بوروکراسی، تحریم، و دهها عنوان مشابه. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، رابطه درهمتنیده این چالشها با نوع نگاه ما به "سرمایه" و "سرمایهگذاری" است. بیایید نگاهی ریشهایتر بیندازیم:
گفتارگاه
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴ 🔘سه 🔴 چالشهای سرمایهگذاری 🔘قسمت اول نرخ ارز؛ دماسنج اعتما
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴
🔘چهار
🔴 چالشهای سرمایهگذاری
🔘قسمت دوم
تورم
🔸گفتارگاه: تورم در اقتصاد ایران دیگر پدیدهای نیست که به واکنش نیاز داشته باشد؛ بلکه بخشی از روزمرگی زندگی ما شده است. چنان در زندگی مردم تنیده شده که دیگر کمتر کسی از شنیدن نرخهای بالای تورم شگفتزده میشود. گویا حافظه تاریخی ما یاد گرفته که با عددهای غیرواقعی کنار بیاید و حتی نوعی سازگاری روانی با آن ایجاد کرده است؛ اما سرمایهگذار، اینگونه فکر نمیکند.
🔺بر خلاف مصرفکنندهای که تورم را در قدرت خرید روزانهاش حس میکند، سرمایهگذار آن را در عمق تصمیمگیریاش لمس میکند. تورم، برای سرمایهگذار فقط گران شدن نیست؛ تار شدن آینده است. چون پیششرط هر تصمیم اقتصادی، داشتن تصویری قابل پیشبینی از فرداست، و تورم دقیقاً همان چیزی است که این تصویر را مخدوش میکند.
در اقتصاد سالم، سرمایهگذار با محاسبه سود و زیان آینده تصمیم میگیرد. اما در اقتصاد تورمی، سود یا زیان نه به تصمیمات او، بلکه به نوسانات لحظهای قیمتها بستگی دارد.
🔹تولیدکنندهای که امروز مواد اولیه میخرد، نمیداند فردا چقدر باید برای همان کالا بپردازد، و مشتریاش نمیداند اصلاً میتواند آن را بخرد یا نه. این بلاتکلیفی، سرمایه را از مسیر تولید خارج و به مسیر سفتهبازی و سوداگری سوق میدهد.
🔺سوال کلیدی این است: چرا تورم در ایران چنین پایدار و سرسخت شده؟ شاید پاسخ را باید نه در سیاستهای پولی و بانکی، بلکه در ساختار تصمیمگیری جستوجو کرد. ما در برابر کسری بودجه، یا به سراغ چاپ پول رفتهایم یا قیمتها را با بخشنامه کنترل کردهایم. در هر دو حالت، نتیجه یکی بوده: تورم بیشتر و اعتماد کمتر.
🔹در این میان، نقش بانک مرکزی بهجای آنکه تنظیمگر باشد، تبدیل به جبرانکننده شده است؛ جبرانِ خطاهای ساختاری، سیاستهای اشتباه و وعدههایی که هزینهشان از جیب مردم پرداخت میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، تورم به یک وضعیت مزمن بدل شود؛ مزمنی که هر سال نرخ جدیدی دارد، اما ریشهاش همان است: فقدان انضباط در اداره اقتصاد کشور.
🔺اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، اثرات تورم بر «رفتار اجتماعی سرمایه» است. سرمایهگذار وقتی ببیند در یک اقتصاد تورمی، نه کیفیت، نه نوآوری و نه بهرهوری سودآور نیست، انگیزهای برای ورود به عرصه تولید نخواهد داشت. ترجیح میدهد پولش را در بازارهای غیرمولد بچرخاند یا از کشور خارج کند. اینجاست که تورم دیگر فقط یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه یک بحران سرمایهگریزی است.
🔹ما از تورم نمیترسیم، چون به آن عادت کردهایم. و این، بزرگترین خطری است که میتواند موجودیت عقلانی هر اقتصاد را تهدید کند. سرمایهگذار اما عادت نمیکند؛ او راهش را عوض میکند.
✍🏻 ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
هدایت شده از اتاق قافیه
بر خيز و درخت جهل , از ريشه بزن
بر ريشه اين بي خردي , تيشه بزن
تاجرعه اي از جام رهايي نوشي
دستي به لب ساغر انديشه بزن
#امام_صادق_علیه_السلام
✅ @ghafiehroom
گفتارگاه
🚩بندر شهید رجایی؛ حادثهای از جنس هشدار، نه یک اتفاق استثنایی
🔘انفجار در بندر شهید رجایی را نمیتوان به عنوان یک رویداد نادر یا استثنایی طبقهبندی کرد. این حادثه، صرفنظر از فرضیه دخالت خارجی، زنگ خطری بود برای آنچه سالها به فراموشی سپردهایم: ایمنی. اگر این انفجار ناشی از غفلت در رعایت حداقلهای ایمنی بوده، دیگر نمیتوان آن را به یک خطای محلی فروکاست؛ این نشانهای است از اختلال در درک اولویتها در مدیریت.
🔸گفتارگاه: انفجار بندر شهید رجایی، از جنس همان اخباری است که در رسانهها با صدای بلند منتشر میشوند و بعد، در سکوت کامل به فراموشی سپرده میشوند. اما آنچه این حادثه را از دیگر سوانح جدا میکند، محل وقوع آن است؛ جایی که از لحاظ راهبردی، اقتصادی، و امنیتی در شمار حساسترین نقاط کشور قرار دارد. اگر در چنین جایی، یک انفجار میتواند اینچنین ویرانگر باشد، باید پذیرفت که مسئله بسیار فراتر از یک آتشسوزی ساده است.
🔺تا این لحظه، مقامهای رسمی احتمال خرابکاری را رد کردهاند. معنای این رد صریح آن است که مسئولیت متوجه خود ماست؛ متوجه سامانههایی که باید پیشبینی، پیشگیری و حفاظت میکردند، اما نکردند. و این دقیقاً همان نقطهای است که باید نگرانمان کند. اگر حتی در حساسترین مراکز کشور، خطرات سادهای چون جابهجایی مواد خطرناک قابل پیشبینی نیست، در کدام نقطه باید دنبال کارآمدی گشت؟
🔹ما عادت کردهایم با بحرانها پس از وقوعشان مواجه شویم. از کلینیک سینا اطهر و متروپل آبادان گرفته تا موارد دیگر، همه یک سناریوی تکراری دارند: هشدارها نادیده گرفته میشوند، طرحها روی کاغذ باقی میمانند، و وقتی حادثه رخ داد، همدردی میکنیم، اما اصلاح نمیکنیم.
🔺نظام تصمیمگیری ما همچنان ایمنی را نه یک ضرورت مستمر، بلکه یک تشریفات اداری تلقی میکند. گواه این مسئله، آن است که پس از هر حادثه، همان مدیرانی که مسئول بودند، یا همچنان در جای خود باقیاند، یا به جای توبیخ، جابهجا میشوند. تعارف به جای پاسخگویی نشسته و مناسبات قدرت، جای تخصص را گرفته است.
🔹اگر حادثه بندر شهید رجایی به سرعت فراموش شود، نه اولین خواهد بود و نه آخرین. اما اگر این حادثه را به عنوان هشداری جدی تلقی کنیم، شاید بتوان آن را به نقطهای برای آغاز بازنگری در حکمرانی ایمنی و مدیریت خطر تبدیل کرد. این تغییر البته نه با صدور چند دستورالعمل، که با تغییر در درک و اراده مدیران ممکن است.
✍🏻 ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩با فساد بجنگیم، نه با قاعدهها
🔸گفتارگاه: افشاگری، در نگاه نخست، عملی شجاعانه و در خدمت جامعه است. اما اگر بر پایه سند و روند قانونی نباشد، خود میتواند به ابزاری برای بیاعتمادی و تخریب بدل شود. ویدئوی اخیر آقای منان رئیسی، که در آن اتهاماتی سنگین علیه برخی افراد و نمایندگان پیشین مجلس مطرح شده، دقیقاً در همین نقطه ایستاده است.
🔺سؤال اساسی این نیست که آیا فسادی وجود دارد یا خیر—بیتردید هست. بلکه پرسش این است: آیا این مسیر، یعنی طرح عمومی اتهام بدون طیشدن مسیر قانونی، راهی برای اصلاح است یا تکرار همان بیقاعدگی که از آن گلایه داریم؟
🔹رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که فساد باید «اثبات» شود، نه فقط «ادعا» گردد. آیا آنچه گفته شد، پیش از انتشار، به نهادهای قضایی ارائه شده؟ اگر نشده، این پرسش پیش میآید که هدف این افشاگری چیست؟ و اگر شده، چرا مسیر قانونیاش را طی نکرده و به تریبون عمومی آورده شده است؟
🔺در عصر کلیپ و هشتگ، عدالت بیش از همیشه نیاز به نظم و قاعده دارد. شاید آسانتر باشد کسی را در یک ویدئو تخریب کنیم، اما سختتر آن است که پاسخگوی تبعات حقوقی و اخلاقی آن باشیم.
🔹افشاگران اگر به راستی دغدغه عدالت دارند، باید نخست وفادار به قواعد آن باشند.
✍🏻 ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah