گفتارگاه
🔸گفتارگاه: در یکی از گوشههای دیوار دانشکده حقوق دانشگاه تهران، دیواری بالا رفته که بیشتر از آنکه نشانی از "بصیرت" داشته باشد، نشانهای از "بیوزنی تحلیل" و نوعی قمار با اعتبار گذشته بسیج دانشجویی است. تصاویری از چهرههای ارشد نظام، از رئیسجمهور تا مشاوران و رؤسای نهادهای امنیتی و دیپلماتیک، با برچسبی بهظاهر انتقادی، کنار هم چیده شدهاند؛ و شعری بالای آنها نصب شده که گویی این افراد را قماربازان سیاست خارجی نامیده است. در میانشان، لااقل چهار نفر منصوب مستقیم رهبریاند.
🔺باید از صاحب این ایده پرسید: شما باید آیینهی تمامنمای ولایتپذیری و تحلیل عقلانی باشید، چرا امروز تیغ تیز نقدتان را نه متوجه دشمن، بلکه متوجه منتخب و منصوب همان نظامی کردهاید که داعیهی دفاع از آن را دارید؟ آیا دیگر مرزی میان نقد و تخریب باقی نمانده؟
🔹جالبتر آنکه خود رهبری، تنها چند روز پیش، از مذاکرات اخیر ایران و آمریکا با تعبیر "خوب اجرا شده" یاد کردهاند. پس چگونه است که "پاسداران بصیرت" در دانشگاه تهران، با چشمانی بسته، بیتوجه به مواضع صریح رهبری، علم مخالفت با چهرههایی برافراشتهاند که خود در خط مشی کلی نظام حرکت میکنند؟
🔺بسیج دانشجویی باید پرچمدار عقلانیت انقلابی و فهم دقیق از راهبردهای کلان نظام باشد؛ که البته در عملکرد کلی این نهاد، چنین رویکردی غالب است. بنابراین، نمیتوان اقدام یک بخش از این مجموعه بزرگ را به حساب کل این نهاد گذاشت.
🔹نقد درونی، لازمه حیات هر نظام زنده است. اما آنچه امروز رخ داده، نه نقد است و نه هشدار؛ بلکه نوعی سادهسازی امور پیچیده سیاست خارجی، و زدن بر طبل تخریب چهرههاییست که خود در دل ساختار نظام و با حکم رهبری در حال ایفای نقشاند.
🔺اکنون، بیش از همیشه، نیاز به بازگشت به خرد جمعی، تقویت انسجام درونی و بازخوانی مفهوم واقعی «بصیرت» احساس میشود. چه آنکه بصیرت، با چشم بسته حاصل نمیشود.
✍🏻 ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری 🔸گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که
🚩مقدمهای برای یاداشتهای چالشهای سرمایهگذاری
گفتارگاه: ما سالهاست که درگیر چالشهایی هستیم که نامشان را بارها شنیدهایم: تورم، بوروکراسی، تحریم، و دهها عنوان مشابه. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، رابطه درهمتنیده این چالشها با نوع نگاه ما به "سرمایه" و "سرمایهگذاری" است. بیایید نگاهی ریشهایتر بیندازیم:
گفتارگاه
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴ 🔘سه 🔴 چالشهای سرمایهگذاری 🔘قسمت اول نرخ ارز؛ دماسنج اعتما
🚩یادداشتچههایی پیرامون شعار سال۱۴۰۴
🔘چهار
🔴 چالشهای سرمایهگذاری
🔘قسمت دوم
تورم
🔸گفتارگاه: تورم در اقتصاد ایران دیگر پدیدهای نیست که به واکنش نیاز داشته باشد؛ بلکه بخشی از روزمرگی زندگی ما شده است. چنان در زندگی مردم تنیده شده که دیگر کمتر کسی از شنیدن نرخهای بالای تورم شگفتزده میشود. گویا حافظه تاریخی ما یاد گرفته که با عددهای غیرواقعی کنار بیاید و حتی نوعی سازگاری روانی با آن ایجاد کرده است؛ اما سرمایهگذار، اینگونه فکر نمیکند.
🔺بر خلاف مصرفکنندهای که تورم را در قدرت خرید روزانهاش حس میکند، سرمایهگذار آن را در عمق تصمیمگیریاش لمس میکند. تورم، برای سرمایهگذار فقط گران شدن نیست؛ تار شدن آینده است. چون پیششرط هر تصمیم اقتصادی، داشتن تصویری قابل پیشبینی از فرداست، و تورم دقیقاً همان چیزی است که این تصویر را مخدوش میکند.
در اقتصاد سالم، سرمایهگذار با محاسبه سود و زیان آینده تصمیم میگیرد. اما در اقتصاد تورمی، سود یا زیان نه به تصمیمات او، بلکه به نوسانات لحظهای قیمتها بستگی دارد.
🔹تولیدکنندهای که امروز مواد اولیه میخرد، نمیداند فردا چقدر باید برای همان کالا بپردازد، و مشتریاش نمیداند اصلاً میتواند آن را بخرد یا نه. این بلاتکلیفی، سرمایه را از مسیر تولید خارج و به مسیر سفتهبازی و سوداگری سوق میدهد.
🔺سوال کلیدی این است: چرا تورم در ایران چنین پایدار و سرسخت شده؟ شاید پاسخ را باید نه در سیاستهای پولی و بانکی، بلکه در ساختار تصمیمگیری جستوجو کرد. ما در برابر کسری بودجه، یا به سراغ چاپ پول رفتهایم یا قیمتها را با بخشنامه کنترل کردهایم. در هر دو حالت، نتیجه یکی بوده: تورم بیشتر و اعتماد کمتر.
🔹در این میان، نقش بانک مرکزی بهجای آنکه تنظیمگر باشد، تبدیل به جبرانکننده شده است؛ جبرانِ خطاهای ساختاری، سیاستهای اشتباه و وعدههایی که هزینهشان از جیب مردم پرداخت میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، تورم به یک وضعیت مزمن بدل شود؛ مزمنی که هر سال نرخ جدیدی دارد، اما ریشهاش همان است: فقدان انضباط در اداره اقتصاد کشور.
🔺اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، اثرات تورم بر «رفتار اجتماعی سرمایه» است. سرمایهگذار وقتی ببیند در یک اقتصاد تورمی، نه کیفیت، نه نوآوری و نه بهرهوری سودآور نیست، انگیزهای برای ورود به عرصه تولید نخواهد داشت. ترجیح میدهد پولش را در بازارهای غیرمولد بچرخاند یا از کشور خارج کند. اینجاست که تورم دیگر فقط یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه یک بحران سرمایهگریزی است.
🔹ما از تورم نمیترسیم، چون به آن عادت کردهایم. و این، بزرگترین خطری است که میتواند موجودیت عقلانی هر اقتصاد را تهدید کند. سرمایهگذار اما عادت نمیکند؛ او راهش را عوض میکند.
✍🏻 ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
هدایت شده از اتاق قافیه
بر خيز و درخت جهل , از ريشه بزن
بر ريشه اين بي خردي , تيشه بزن
تاجرعه اي از جام رهايي نوشي
دستي به لب ساغر انديشه بزن
#امام_صادق_علیه_السلام
✅ @ghafiehroom
گفتارگاه
🚩بندر شهید رجایی؛ حادثهای از جنس هشدار، نه یک اتفاق استثنایی
🔘انفجار در بندر شهید رجایی را نمیتوان به عنوان یک رویداد نادر یا استثنایی طبقهبندی کرد. این حادثه، صرفنظر از فرضیه دخالت خارجی، زنگ خطری بود برای آنچه سالها به فراموشی سپردهایم: ایمنی. اگر این انفجار ناشی از غفلت در رعایت حداقلهای ایمنی بوده، دیگر نمیتوان آن را به یک خطای محلی فروکاست؛ این نشانهای است از اختلال در درک اولویتها در مدیریت.
🔸گفتارگاه: انفجار بندر شهید رجایی، از جنس همان اخباری است که در رسانهها با صدای بلند منتشر میشوند و بعد، در سکوت کامل به فراموشی سپرده میشوند. اما آنچه این حادثه را از دیگر سوانح جدا میکند، محل وقوع آن است؛ جایی که از لحاظ راهبردی، اقتصادی، و امنیتی در شمار حساسترین نقاط کشور قرار دارد. اگر در چنین جایی، یک انفجار میتواند اینچنین ویرانگر باشد، باید پذیرفت که مسئله بسیار فراتر از یک آتشسوزی ساده است.
🔺تا این لحظه، مقامهای رسمی احتمال خرابکاری را رد کردهاند. معنای این رد صریح آن است که مسئولیت متوجه خود ماست؛ متوجه سامانههایی که باید پیشبینی، پیشگیری و حفاظت میکردند، اما نکردند. و این دقیقاً همان نقطهای است که باید نگرانمان کند. اگر حتی در حساسترین مراکز کشور، خطرات سادهای چون جابهجایی مواد خطرناک قابل پیشبینی نیست، در کدام نقطه باید دنبال کارآمدی گشت؟
🔹ما عادت کردهایم با بحرانها پس از وقوعشان مواجه شویم. از کلینیک سینا اطهر و متروپل آبادان گرفته تا موارد دیگر، همه یک سناریوی تکراری دارند: هشدارها نادیده گرفته میشوند، طرحها روی کاغذ باقی میمانند، و وقتی حادثه رخ داد، همدردی میکنیم، اما اصلاح نمیکنیم.
🔺نظام تصمیمگیری ما همچنان ایمنی را نه یک ضرورت مستمر، بلکه یک تشریفات اداری تلقی میکند. گواه این مسئله، آن است که پس از هر حادثه، همان مدیرانی که مسئول بودند، یا همچنان در جای خود باقیاند، یا به جای توبیخ، جابهجا میشوند. تعارف به جای پاسخگویی نشسته و مناسبات قدرت، جای تخصص را گرفته است.
🔹اگر حادثه بندر شهید رجایی به سرعت فراموش شود، نه اولین خواهد بود و نه آخرین. اما اگر این حادثه را به عنوان هشداری جدی تلقی کنیم، شاید بتوان آن را به نقطهای برای آغاز بازنگری در حکمرانی ایمنی و مدیریت خطر تبدیل کرد. این تغییر البته نه با صدور چند دستورالعمل، که با تغییر در درک و اراده مدیران ممکن است.
✍🏻 ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩با فساد بجنگیم، نه با قاعدهها
🔸گفتارگاه: افشاگری، در نگاه نخست، عملی شجاعانه و در خدمت جامعه است. اما اگر بر پایه سند و روند قانونی نباشد، خود میتواند به ابزاری برای بیاعتمادی و تخریب بدل شود. ویدئوی اخیر آقای منان رئیسی، که در آن اتهاماتی سنگین علیه برخی افراد و نمایندگان پیشین مجلس مطرح شده، دقیقاً در همین نقطه ایستاده است.
🔺سؤال اساسی این نیست که آیا فسادی وجود دارد یا خیر—بیتردید هست. بلکه پرسش این است: آیا این مسیر، یعنی طرح عمومی اتهام بدون طیشدن مسیر قانونی، راهی برای اصلاح است یا تکرار همان بیقاعدگی که از آن گلایه داریم؟
🔹رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که فساد باید «اثبات» شود، نه فقط «ادعا» گردد. آیا آنچه گفته شد، پیش از انتشار، به نهادهای قضایی ارائه شده؟ اگر نشده، این پرسش پیش میآید که هدف این افشاگری چیست؟ و اگر شده، چرا مسیر قانونیاش را طی نکرده و به تریبون عمومی آورده شده است؟
🔺در عصر کلیپ و هشتگ، عدالت بیش از همیشه نیاز به نظم و قاعده دارد. شاید آسانتر باشد کسی را در یک ویدئو تخریب کنیم، اما سختتر آن است که پاسخگوی تبعات حقوقی و اخلاقی آن باشیم.
🔹افشاگران اگر به راستی دغدغه عدالت دارند، باید نخست وفادار به قواعد آن باشند.
✍🏻 ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩اتحاد اسلامی؛ از شعار تا راهبردی برای غزه
🔘رهبر انقلاب اسلامی در دیدار امروز با کارگزاران حج، بار دیگر بر اهمیت اتحاد کشورهای اسلامی تأکید کردند و آن را شرط تحقق امنیت، پیشرفت و حل بحرانهایی چون غزه دانستند. اما این سخن فقط یک توصیه دینی نبود؛ بلکه پیامی راهبردی و ناظر به تحولات عینی منطقه بود؛ پیامی که در فضای غبارآلود سیاسی امروز، نیازمند تأملی دوباره است.
🔸گفتارگاه: در سالهای اخیر، واژه «اتحاد اسلامی» گاهی تا مرز ابتذال زبانی پیش رفته است. آنقدر تکرار شده که گاه تصور میشود یک شعار بیخاصیت و تکراری است. اما وقتی رهبر جمهوری اسلامی در سطحی راهبردی، اتحاد را «زیرساخت امنیت و پیشرفت» معرفی میکنند، باید دقیقتر گوش داد. زیرا این نگاه، نه بر پایه آرمانگرایی محض، بلکه برآمده از تجربهای تلخ و عینی است که نامش «غزه» است.
🔺امروز، غزه نماد مظلومیت نیست؛ نماد تنهایی است. اگر فریاد مظلومیت فلسطین، در جهان اسلام پژواک ندارد، علت را باید در نبود هماهنگی و انسجام جستوجو کرد. رهبر انقلاب بهصراحت گفتند: «غزه وقتی اتفاق میافتد که اتحاد نیست». این جمله، باید بهعنوان تیتر سیاست خارجی کشورهای مسلمان ثبت شود. غزه نه بهدلیل قدرت دشمن، که بهخاطر پراکندگی ما در آتش است.
🔹با اینحال، در داخل کشور، جریاناتی وجود دارند که عملاً برخلاف این تحلیل حرکت میکنند. برخی خواهان آنند که ایران بهتنهایی و مستقیم وارد میدان برای غزه شود، بیآنکه موازنه سیاسی، اقتصادی یا دیپلماتیک منطقه را در نظر بگیرند.
🔺رهبر انقلاب اما رویکردی دیگر را پیشنهاد میدهند: مشارکتپذیری جمعی. ایران نه باید تنها بماند، نه میخواهد دیگران را تنها بگذارد. اینجا سخن از بازتعریف مسئولیتهاست. به جای اینکه یک کشور بار تمام تعهدات جهان اسلام را بر دوش بکشد، باید شبکهای از همکاریها شکل بگیرد؛ همافزاییای که نهتنها فشار بر غزه را کاهش میدهد، بلکه برای هر یک از کشورهای اسلامی، فرصتی برای رشد و ارتقاء فراهم میسازد.
🔹اتحاد اسلامی اگر تا دیروز آرمان بود، امروز به یک الزام تبدیل شده است. نه فقط برای حل معضل فلسطین، بلکه برای بقای عزتمندانه جهان اسلام در میانه طوفانهای جهانی.
🔺بیانات امروز رهبر انقلاب، از ما میخواهد از نگاه تکبعدی به مسائل منطقهای عبور کنیم. وقت آن رسیده که اتحاد، نه فقط یک واژه، که یک دستورکار عملی و منطقهای باشد. غزه، آزمون این اتحاد است.
✍🏻 ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩انرژی، سیاست، و خاموشی اعتماد
🔸گفتارگاه: مسأله ناترازی انرژی در ایران، در سالهای اخیر از یک چالش فنی به بحرانی مزمن و ساختاری تبدیل شده است. برخلاف آنچه گاه به افکار عمومی القا میشود، بحران برق نه بهدلیل کمبود تخصص یا نبود راهحل، بلکه ناشی از ناتوانی ساختار تصمیمگیری در پذیرش واقعیتها و اجرای تصمیمات سخت است.
🔺در حالی به تابستان رسیدهایم که از ماهها پیش، هشدارهای کارشناسان درباره احتمال خاموشیها بهکرّات مطرح شده بود. با این حال، نه برنامهای جامع اعلام شد و نه اقدام مؤثری صورت گرفت. وعدهها اما طبق معمول ادامه داشت؛ از «عدم خاموشی زمستانی» گرفته تا «برنامهریزی برای تابستان» و حتی «افزایش ۲۵ برابری انرژی تجدیدپذیر»؛ وعدههایی که یا تحققناپذیرند یا فاقد پشتوانه اجرایی.
🔹نمونه بارز بیبرنامگی، ماجرای توقف و سپس ازسرگیری مازوتسوزی بود. پزشکیان روایت کرد وزیر نیرو گفته بود با دو ساعت خاموشی مشکل حل میشود، اما بعد مشخص شد حتی یک روز خاموشی هم کافی نبود. این سطح از خطای محاسباتی، در هر کشور دیگری به برکناری مقام مسئول میانجامید، اما در اینجا نه سیاستی تغییر کرد و نه وزیری پاسخگو شد.
🔺واقعیت آن است که آنچه امروز در خطر است، فقط برق یا سوخت فسیلی نیست؛ بلکه اعتماد عمومی است. و این سرمایه، اگر خاموش شود، با هیچ ژنراتوری دوباره روشن نخواهد شد.
✍🏻 ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩غدیر، تجلّی حکمرانی الهی با پشتوانه مردمی
🔸گفتارگاه: در تحلیل واقعه غدیر، اگر از زاویهای فراتر از احساسات آیینی بنگریم، با رخدادی مواجه میشویم که نه صرفاً بیانگر منزلت معنوی امام علی علیهالسلام، بلکه دربردارنده الگویی از حاکمیت سیاسی در چارچوب آموزههای دینی است.
🔺آیتالله جوادی آملی، در تبیین این تمایز، به نکتهای ژرف اشاره میکند: «ولایت باطنی» ائمه، امری تکوینی است که از سوی خداوند اعطا میشود و نه نیازی به جعل و ابلاغ دارد و نه قابل سلب است. اما آنچه در غدیر رخ داد، «نصب سیاسی» حضرت امیر علیهالسلام به عنوان جانشین پیامبر بود؛ منصبی که در گرو ابلاغ، پذیرش و همراهی مردم قرار دارد.
🔹از همین منظر، امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز حکومت را بدون اقبال عمومی، ممکن و مشروع نمیداند. در خطبهای از نهجالبلاغه میفرماید: «به جان خودم قسم! امامت منعقد نمیشود، مگر با حضور عامه مردم» خطبه۱۷۳. این جمله، دربردارنده اصل مهمی در فقه سیاسی اسلام است: اگرچه مشروعیت منصب از ناحیه خداست، اما تحقق آن بدون مقبولیت اجتماعی، امکانپذیر نیست.
🔺در تاریخ اسلام، نمونهای مانند غدیر را تنها میتوان با بیعت عقبه قیاس کرد؛ همان هنگام که گروهی از مردم یثرب با پیامبر بیعت کردند و مسیر هجرت و تشکیل حکومت اسلامی هموار شد.
🔹امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز، دو بار بیعتی مردمی و گسترده را تجربه کرد؛ نخست، در روز غدیر، و دیگر بار، پس از کشته شدن خلیفه سوم، زمانی که مردم با شور و اصرار بینظیر به سوی او شتافتند. در توصیف آن لحظات، حضرت از ازدحام جمعیت، پارهشدن نعلین و افتادن عبا سخن میگوید، و از شور و شوقی عمومی که حتی بیماران، سالخوردگان، و دختران حجلهنشین را به صحنه بیعت کشاند.
🔺امروز که در جهان از مدلهای حکمرانی و نقش مردم در مشروعیت سخن به میان میآید، لازم است غدیر نه فقط به عنوان رویدادی تاریخی، بلکه بهعنوان الگویی از حکومت دینی با تکیه بر اراده مردم معرفی شود.
🔹این بیعت گسترده، با آن همه نشانههای مشارکت، نه در خلا شکل گرفت و نه در اتاقهای بسته سیاستورزی؛ بلکه در برابر چشم هزاران نفر، با اعلام رسمی پیامبر، و با همراهی و استقبال مردمی صورت پذیرفت. آیا نمیتوان از آن، به عنوان الگویی منحصر بهفرد در تاریخ سیاست دینی یاد کرد؟
🔺پس چرا امروز، ما مسلمانان و شیعیان، از این نقطه عطف تاریخی به عنوان یک الگوی قابل عرضه به جهان معاصر یاد نمیکنیم؟ چرا غدیر را تنها در هیئت جشن و خطابه محدود میکنیم و از ظرفیت سیاسی و اجتماعی آن غافلیم؟
🔹اکنون، بیش از هر زمان دیگری، نیاز است که غدیر را نه فقط در آیینه فضائل، بلکه در چارچوب واقعیت سیاسی و اجتماعی آن بازخوانی کنیم؛ تا نشان دهیم که در منطق اسلام، «حاکمیت»، پیوندی ژرف میان آسمان و زمین است؛ مشروع به نصب الهی، و ممکن به خواست مردم.
🔸با نگاهی به گفتاری از حجتالاسلام قنبریان پیرامون لزوم تبیین جنبه حاکمیتی غدیر
✍🏻 ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah