علاءالدین در افق آینده؛
(ق ۱۴۰)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۱):
چماقی بنام سعید معلومالحال!! (۰۱)
نانکلی اوقاف و کفتارهای وابسته، وقتی که امان اهالی را بریده بودند تا همه اهالی بویژه سادات را وادار به تبدیل «اسناد مالکیتی» به «قرارداد استیجاری» نمایند و در این راستا چنان بساطی از «جنگ روانی» علیه مخالفین خود (از قبیل آ.میرشجاع) پهن کرده بودند که ترکشهای آن مرا هم در بر گرفت و موجب حساسیت بنده برای ورود هوشمندانهتر، دقیقتر و کاملتر به امور جاری و سابق و اسبق اهالی جهت «خنثیسازی جنگ روانی» آنها گردید.
بمرور پیشرفت مبارزه با نقشههای مکارانه نانکلی و تفالههای وی، برخی از اهالی خود را در مقابل بنده و بعضی هم در کنار بنده قرار دادند.
در این معرکه به موازات حمله (تحقیر، توهین، تهمت، هتاکی و...) مهاجمین به بنده، کسانی هم که گمان میرفت همراه بنده هستند، مورد نوازش مهاجمین قرار گرفتند که یکی از آنها مهندس آ.سیدسعیدموسوی بود. در واقع تخریب ایشان را تبدیل به چماقی علیه بنده به کار بردند! یعنی تهمتهائی برای او تراشیدند تا او را «منفور اهالی» سازند و چنین نفرتی را حواله من بکنند!
او را «معلومالحال» نامیده و وانمود کردند که او در حق خانوادهاش مرتکب ظلم و ستم غیرقابل بخشایشی شده است و همراهی چنین فرد ظالم و منفوری با بنده، لابد نشانه ظلممداری بنده است و اینکه من مستحق تضعیف و توهین و تخریب هستم!
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۶آبان۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲 گروه هماندیشی👇
https://eitaa.com/joinchat/3763470541Cd25cef0ad4
🎲
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده علاءالدین
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۱)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۲):
چماقی بنام سعید معلومالحال!! (۰۲)
مفاد تحریکآمیز و تخریبآمیز تصویری را که در
👈 پیام قبلی 👉 (جهت انتقال به نشانی مورد اشاره، روی نوشته آبیرنگ ضربه بزنید)
ملاحظه فرمودید، صرفاً بعنوان نمونه آوردم که متناوباً در گروه مجازی شورای خائن روستای ما علیه آ.سیدسعید به کار رفته است که عمدتاً هم توسط همپالگیهای ممدرنگی تکرار شده است و به علت آن هم متعاقباً اشاره خواهم کرد.
و اما دو نمونه دیگر از حرفهای صریحتر و تخریبآمیز تفالههای نانکلی علیه مهندس آ.سیدسعیدموسوی: 👇👇
۱) ممدرنگی: «و آیا افرادی که دوربرت بودن مثل سعید ووو را دقیق میشناختی حتی از لحاظ شخصیتی؟؟» (پیام کامل را در 👈 اینجا 👉 ببینید)
این رنگرز میخواهد مرا بدینگونه رنگ کند و به دیگران هم القاء نماید که کسانی مثل آ.سعید «دور و بر» مرا گرفتهاند که از لحاظ شخصیتی، مشکلدار هستند! و بالطبع بنده آنها را از خود برانم! و از آنها فاصله بگیرم!
۲) کاظمرنگی: «با جوانی که خانوادهاش از طرف اهالی و نزدیکان طرد شده است هم مسلک میشوی و یا اشخاصی که زمین مردم را به بهانهای سد میکنند و نزاع،
کمی درنگ کن اخوی دور و برت را نگاه کن در مسیرت با چه کسانی همگام شدی»👈 اینجا
این رنگرز هم عیناً میخواهد مرا چنین رنگ کند و به اهالی القاء نماید که «دور و بر» مرا امثال آ.سعید گرفتهاند که کذا و کذا! البته این حرف کاظمرنگی را در پیام شماره ۸۸ کانال گنبد فیروزه، جواب کوتاهی دادم 👈 اینجا
که بخشی از آن را بد نیست مجددا در اینجا بیاورم:👇
«ثالثا) در عینحال؛ معتقد نیستم که ایشان معصوم هستند و لذا ممکنست مرتکب خبط و خطا هم شده باشد ولیکن در مسئله مد نظر شما (سد کردن زمین مردم و نزاع) بنده چون اطلاع و اشرافیتی به قضیه ندارم، نمیتوانم قضاوتی بکنم ولیکن مطمئنم که جنابعالی هم (با توجه به همین دلنوشته گشاده خودت!) قاضی بدردبخوری در این مسائل نیستی و حتی گزارشگر قابل اعتمادی هم نیستی زیرا هنری بجز رنگرزی و فریبکاری و تحمیق و استحمار مخاطبین خود نداری.
رابعاً) ادعای «طرد شدن ایشان توسط خانوادهاش و نزدیکان و حتی اهالی» اگر همانند سایر ادعاهای جنابعالی در نامه سرگشادهات به بنده است که معلوم میشود ۱۰۰٪ دروغ و نیرنگ و تهمت است.
وانگهی اگر هم درصدی واقعیت داشته باشد از کجا معلوم که طردکنندگان خطاکار نباشند؟! و بجای قدردانی از او به وی حسادت میورزند؟! مضافا که اگر این طردشدگی جدیدا حادث شده، شک ندارم که از طرف گله کفتارهای روستاست نه اهالی.»
این جوابیه مختصر بنده در ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ به سرگشاده ۱۴۰۱/۱۱/۶ بود و اما اینک که در ۱۴۰۲/۸/۶ هستیم، کماکان حمله به آ.سیدسعید، توسط ناخور روستا ادامه دارد!
آری! بعد از حدود یکسال، مجالی یافتم تا اتهاماتی را که متوجه آ.سیدسعیدموسوی شده مورد بررسی قرار بدهم و لازمست نتیجه تحقیق خود را خدمت اهالی محترم، تقدیم کنم.
از یکی از معتمدین خود و ظاهراً مطلع به «احوال اهالی» خواستم که در باره آ.سعید و معلومالحالی او و علت طرد شدنش از خانوادهاش و نزدیکانش و اهالی و... برایم بنویسد تا ببینم «دور و بر» مرا چه کسانی گرفتهاند؟!!!
ببینید چه دروغ و دونگهایی برایم نوشته است!!!
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۷ آبان ۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
ویژه روستای امامزاده علاءالدین👇👇
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏گروه هماندیشی 👈سیدعلاءالدین👉
🎲
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده علاءالدین
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۲)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۳):
چماقی بنام سعید معلومالحال!! (۰۳)
«بهتره که هرچه سعید میگه را باور نکنید. قاسم پدر سعید، یکی از پسران سیدابراهیم، راه عمومی را که پدرش با مبادله زمینی سه برابر با خانه تخریب شده مهدی داودی در اثر زلزله، معاوضه کرده و اعلام کرده بود که برای عبور مردم این کار را کردم و همسرش که هنوز زنده است، صحت این گفته شوهرش را تائید میکند.
و علیرغم تلاش اهل روستا و شکایتهای برادران و مادرش (که اعلام کرده بود عاقش کردم) از دوطرف بسته و اجازه نمیده که مادرش در درجه اول با دیگر همسایهها رفت و آمد کنه و بیچاره را در ده و در خانه خودش محصور کرده و زیر بار هیچ حرف منطقی و عقلی و دینی نمیره و مادر پیر ۹۰ سالهاش را که توان دور زدن راه دشواری را طی کنه تا به مسجد برود.
و شکایتهای برادران دیگر نیز بخاطر نابلدیشان (همچنین فقر و تنگدستی و ...) در دادگاهها موفق نشدند. چرا که این سعید و دخترش، تسلط فکری به پدرشون قاسم دارند (و کمی هم از قوانین سر در میارن) همچنان در حال مناقشه هستند.
حتی اشخاصی از اهالی هم چندین بار، هم با سعید و هم با خود قاسم صحبت کردهاند ولی آدمای بسیار بیمنطق و (قُد و لجباز) هستند و زیر بار حرف حق و منطق نمیروند.
بخاطر لج و لجبازی
با تقلب، نامهای تنظیم کرده و از مادرش هم با دغل و دروغ (بنام مسئله دیگری) اثر انگشت گرفته و به بیدادگاه نشون میده و حرفشو پیش میبره.
مادرش میگه والله من بابت بستن این راه هیچ امضاء و یا انگشتم را روی ورقه نزدهام. قاسم دروغ میگه.
موارد دیگرش هم زیاد با اهمیت نیست.
و اما لوله آب قطع شده:
سالها قبل صادق موسوی بدلیل آب نداشتن سیدابراهیم، از لوله آب خودش یک لوله انشعاب به خانه ایشون وصل کرده بوده که سازمان آب پس از چند سال متوجه شده و به کار غیرقانونی صادق ایراد و اقدام به جریمه کردن صادق را میکند.
صادق با خواهش و تمنا مانع از صدور جریمه و اقدام به قطع لوله آب سیدابراهیم میکنه اما پس از کندن زمین متوجه میشه که قاسم نیز از این لوله بدون اجازه صادق انشعاب لوله نموده و طبیعی است که هرکسی اگر بجای صادق بود از دست آبدزدی قاسم شکایت میکرد ولی صادق این کار را نمیکنه ولی اون لوله آب را قطع کرده و با خواهش و تمنا مانع از صدور جریمه برای خودش میکند.
و اما پلی که گفته شده علیشورا تخریب کرده، مانع از آسفالتریزی به آن کوچه است که پیمانکار بخاطر کار خودش که کار تمیزی را تحویل بدهد، دستور داده بود تمامی نقاطی که شکستگی جداول دارند را باز سازی کنند.
و چندین مرتبه مراجعه و بازدید میدانی کرده بود و همه پلهایی اینچنینی و پاکسازی داخل جوبهایی که حتی در زمان گذشته آبی هم از آنها روان نبوده، انجام دهند.
و علیشورا انصافا در این یکماه برخلاف همکاران خود، با تمام وجود تلاش میکرد تا بهانهای به دست پیمانکار ندهد که کار آسفالت با ورود سرما به تعویق بیافتد و پل بیجای این پدر و پسر(قاسم و سعید) نبایستی مانع کار آسفالت روستا گردد.
در حقیقت این پلی که میگن، همانجائی است که سیدابراهیم برایش سه برابر زمین در ورکلیک داده تا این راه عموم بشود ولی قاسم با لج و لجبازی درب گذاشته و اینجا را برای خودش اختصاصی کرده!
ناراحتی سعید هم بخاطر این است که مجبورشان کرده بودند که این درب را باز کرده و همه مردم بتوانند از اینجا رفت و آمد کنند و برداشتن پل میتواند مانع از بستن این راه در آتی گردد.
شکایت و آمدن مامور انتظامی نیز کار همیشگی این پدر و پسر است و نتیجهای هم برایشان ندارد، چرا که ساخت پلشان غیرقانونی بوده.»
☝️متنی که ملاحظه فرمودید☝️ارسالی یکی از اهالی روستاست که بعید نیست، گویای ذهنیت سایر اهالی هم همین دروغها، تهمتها، توهینها و خزعبلات باشد! (و اینکه؛ آ.سعید بیشخصیت و معلومالحالی که «دور و بر» مرا گرفته، العیاذ بالله، چنین☝️فرد خبیث و شروری است!!!)
و اما واقعیت ماجرا و حقیقت قضایا چیست؟
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۷ آبان ۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
ویژه روستای امامزاده علاءالدین👇👇
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏گروه هماندیشی 👈سیدعلاءالدین👉
🎲
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده علاءالدین
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۳)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۴):
..و اما واقعیت ماجرای «معبر خصوصی
آ.سیدقاسم» و حقیقت قضایا چیست؟!
واقعیت قضیه اینست که؛ رنگرزهای روستا، قصه بسیار سادهای را خیلی پیچیده کردهاند!
👌 مرحوم آ.سیدابراهیم موسوی بعد از زلزله ۱۳۸۱ در سال ۸۲، زمین ۳۰۰ متری خود را با بخشی از زمین خانه آقای زینالدین داودی (که از مرحوم مهدی داودی به ارث برده اما بعلت زلزله تخریب شده) معاوضه میکند. الباقی زمین این خانه را هم آقای داودی به دخترش (عروس آقای موسوی) واگذار میکند.
در این «زمین معوضه داخل روستا» (طبق توافقنامهای از جنس «هبهنامه» با رسمالخط مرحوم آ.سیداسداله موسوی) نه تنها هیچیک از اهالی بلکه هیچکدام از فرزندان طرفین معاوضه، هیچگونه حقی ندارند که با عبارت «برای فرزندم سیدقاسم» بر آن تصریح شده است.
قاعدتاً خانه مذکور (و طبق نامه ضمیمه☝️ با مهر و امضاء دهیار وقت و رسمالخط آ.سیدمیرشجاع حسینی)، قبل از زلزله، فقط خانه (منزل آقای ز.داودی) بوده نه محلی برای عبور انشعابات عمومی آب و برق و گاز و غیره و نه معبری برای اهالی.
و بعد از زلزله هم صریحاً تخصیصیافته به آ.سیدقاسم و همسرشان و بالتبع آندو در مایشآء نسبت به این زمین، مختار هستند.
احداثات مؤخره از مشروعیت ید تصرفی، هیچگونه «حق ارتفاق»ی برای کسی ایجاد نمیکند و قاطعانه باید به همه گفت: «فضولی موقوف».
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۷آبان۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏گروه هماندیشی 👈سیدعلاءالدین👉
🎲
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۴):
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۵):
علاوه بر نامه رسمی دهیار و شورای وقت روستا (۱۳۹۵/۷/۲۴) مبنی بر «معبر عمومی» نبودن «معبر اختصاصی آ.سیدقاسم» (طبق هبهنامه مرحوم آ.سیدابراهیم) و «بلامانع بودن حذف آن از طرح هادی»، تعدادی از اهالی سرشناس روستا نیز بر این مطلب گواهی دادهاند (۱۳۹۴) که به پیوست☝️قابل ملاحظه است.
بنابراین؛
۱) ادعای کاظمرنگی (زمین مردم را به بهانهای سد میکنند و نزاع) دروغ محض است و البته تهمتی هدفمند (ایجاد تفرقه و نزاع و..)!
۲) سرشناسی هم که برای من نوشته: «... سیدابراهیم برایش دو برابر زمین در ورکلیک داده تا این راه عموم بشود ولی قاسم با لج و لجبازی درب گذاشته و اینجا را برای خودش اختصاصی کرده!» قصد فریب مرا داشته است! زیرا طبق مفاد صریح هبهنامه مرحوم آ.سیدابراهیم، قطعه محل مورد نظر معارضین، «راه عموم» نبوده و نیست و اتفاقاً اختصاصی آ.سیدقاسم است و حصاربندی آن توسط ایشان کاملاً قانونی و حق مشروع وی بوده است و اهانت «لج و لجبازی» به او تهمتی بیش نیست. و اگر اشخاصی (حقیقی یا حقوقی) ایشان را مجبور کردهاند تا درب یا حصار آنرا برچیند، زورگوئی ظالمانه و قلدری ناحقی کردهاند و باید از خسارت وارده بر ایشان، توبه و استغفار بجویند و جبران نمایند.
۳) کسانی هم که بعلت این شایعات مجرمانه، اعضای این خانواده را «معلومالحال» قلمداد کرده و میکنند، موهن و مفتری هستند.
..ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۷آبان۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
ویژه امامزاده علاءالدین👇👇
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏گروه هماندیشی 👈سیدعلاءالدین👉
🎲
قابل توجه اهالی محترم امامزاده
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۵)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۶):
☝️☝️☝️☝️نمونهای از آنچه که قرار بود توسط «نانکلی اوقاف و کفتارهای وابسته»، بر سر تک تک اهالی روستا، آوار شود!!!
و اگر غیوران دانا و دلسوز امامزاده اقدام به افشاگری و مقابله نمیکردند، شیادهای مذکور، با بهانههای مختلفی، این شتر وحشی را (اسرع مما یتصور!) جلوی خانه یکایک اهالی میخوابانیدند!
یعنی «شورای پفیوز» روستا (که به تسخیر «نانکلی تیز و خیز برای تصاحب ششدانگ روستا» در آمده!) برای دستیابی به اهداف شیطانی و نفسانی خود، به تبانی با نانکلی پرداخته و زمینههای تعرضات فیزیکی و ایذائات حقوقی و قضائی علیه آ.سیدقاسم موسوی را فراهم ساختهاند.
اهم حملات ناجوانمردانه علیه آ.سیدقاسم:
۱) بیاعتبار قلمداد کردن «سند معاوضه»!
۲) «حق ارتفاق» قائل شدن برای معارضین!
۳) تهمت تصرف غیرمجاز و موقوفهخواری!
هر ۳ کاملاً غلطه
در این راستا؛ متاسفانه ضمن «تولید ذهنیت منفی در بین اهالی»، بسیار مکارانه، برخی از فرزندان سادهدل مرحوم سیدابراهیم را به «درگیری فیزیکی و قضائی با برادر» تحریک نمودهاند!
امیدوارم؛ پرداختن بنده به این قضیه تلخ (بررسی تهاجمات ثلاثه مذکور) جهت شفافسازی مسئله و رسواسازی منافقین کوردل و زنگولههای نانکلی، مایه عبرتی دیگر برای کلیه اهالی و هشداری برای فرزندان مرحوم آ.سیدابراهیم موسوی باشد. إنشآءالله
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۷ آبان ۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
ویژه امامزاده علاءالدین👇👇
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏گروه هماندیشی سیدعلاءالدین
✅
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۶)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۷):
در خصوص بندهای اول و دوم ادعاهای خلاف واقع و اتهامات سهگانه موهوم وکیل شاکیان علیه آ.سیدقاسم، مبنی بر اینکه؛
اولا: موکلین مدعی هستند که آقای سیدقاسم موسوی هیچگونه مدرک محکمه پسندی ندارد و در صورت ارایه نیز نسبت به هر امضا و اثر انگشتی موکلین تردید مینمایند.
ثانیا: پدرشان در زمان حیات، ملک خود را با پدر زن سیدقاسم موسوی جهت احداث راه تعویض نموده و بر این اساس انشعابات آب و... نیز عمومی بودن کوچه را اثبات مینماید.
و اما بررسی این اتهامات علیله؛
۱) تشخیص «محکمهپسند» بودن مدرک سیدقاسم بر عهده «مراجع ذیصلاح» است نه موکلین دلخوش به شایعات. نهایت قضیه اینست که موکلین میتوانند از محضر دادگاه، «تقاضای کارشناسی» مدرک نمایند مبنی بر اینکه؛
۱/۱- آیا کاغذ و جوهر این مدرک متعلق به سال ۱۳۸۲ است؟
۱/۲- آیا چیزی از این مدرک، کاسته یا بر آن افزوده شده است؟
۱/۳- آیا کلیه رسمالخط آن متعلق به مرحوم آ.سیداسداله موسوی است؟
۱/۴- آیا کسی از امضاءکنندگان این مدرک، صحت آنرا مورد انکار قرار میدهد؟
وقتی که صحت مدرک و ادعای سیدقاسم مبنی بر اینکه «معبر معارضی» مختص به او هبه شده است، اثبات گردد، بالتبع بند اول اتهامات ثلاثه مضمحل میشود و تردیدی روا نیست.
و اما بند دوم اتهامات واهی مذکور (حق ارتفاق) هم مردود است. لطفاً به 👈اینپیام👉 مراجعه شود.
..ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۷آبان۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏گروه هماندیشی سیدعلاءالدین
✅
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۱۴۷)
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۰۸):
... و اما در خصوص بند سوم ادعاهای خلاف واقع و اتهامات سهگانه موهوم وکیل شاکیان علیه آ.سیدقاسم موسوی، مبنی بر اینکه؛
«ثالثا؛ ششدانگ روستا اوقاف میباشد و مالکیت شخصی و تصرفات شخصی محل توجه ندارد که در این راستا استعلام از اداره اوقاف میتواند راهگشا باشد»
لازم به توضیح است که:
وکیل مذکور، ادعای خود را مستند کرده به ادعای موکلین خود که آنها هم (از جمله گماشته آقای نانکلی - سیدمحمدحسینی - بعنوان نماینده اداره اوقاف!) ادعای خود را مستند کردهاند به نامهها و بخشنامههای خلاف واقع و غیرقانونی آقای مجید نانکلی که مشارالیه هم کلیه دعاوی خود از جمله ادعای دروغین و کذب مذکور خود را مستند کرده به وقفنامههای جعلی موسوم به وقفنامههای محمدکاظمخان و محمدحسینخان (البته با حذف صفت «خان» از هر دو واقف مدنظر خود!!) که این عبارتپردازی تداعی ضربالمثلی است که میگوید: «از روباه پرسیدند؛ شاهدت کیه؟ گفت؛ دُمبم»!
در خصوص آن «وقفنامههای جعلی» هم توجه همگان را جلب میکنم به جواب استعلامیه شماره ۱۴۰۱۰۳۲۰۹۰۰۸۰۰۰۵۰۰ مورخه ۱۴۰۱/۰۸/۲۲ شعبه اول دادگاه عمومی بخش آوج توسط مدیر واحد ثبتی حوزه ثبت ملک آوج (به شماره ۱۴۰۱۸۵۶۰۹۰۰۸۰۰۰۸۷۵ مورخه ۱۴۰۱/۰۸/۲۴) با امضاء محمدتقی آبسالان که در آن توضیح داده شده که؛
وقفنامه مذکور (متکی به اظهارنامه مجعول ۴۸۲۰ - ۱۳۲۰/۰۲/۰۴ که فاقد امضای شخص متقاضی و نیز فاقد امضای مدیر ثبت است! و بالتبع اصالت آن احراز نگردیده است) از تاریخ ۱۳۴۶/۰۷/۱۵ تاکنون (در طی ۵۶ سال گذشته و بلکه ۸۲ سال پس از ورود مشکوک اظهارنامه مجعول به پروندههای اداره ثبت آوج!) اداره اوقاف نتوانسته مدرک محکمهپسندی به اداره ثبت ارائه دهد.
و ادعای موقوفه بودن دو دانگ از ششدانگ روستای امامزاده علاءالدین، قابل طرح در هیئت نظارت ادارهکل ثبت قزوین نبوده است و لذا به مراجع قضایی ارجاع داده شده است.»
و در طی اینهمه سال، اداره اوقاف بوئین، برای موقوفه بودن حتی یکوجب روستای مذکور، نه مدرک قابل قبولی ارائه داده است و نه از هیچ مرجع قضائی، حکمی دریافت کرده است.
تا اینکه در سالجاری علیه اجداد متوفای اهالی روستا اعلام تخلف و تصرف و تهمت موقوفهخواری نمود که در دادگاه بدوی حکم به «بطلان دعوا» و در دادگاه تجدیدنظرخواهی نامبرده نیز حکم به «عدم استماع» صادر شد.
بنابراین کلیه دعاوی و ارجاعات این پرونده (و سایر پروندههای مربوط به روستای امامزاده علاءالدین) که به اداره اوقاف بوئینزهرا معطوف شدهاند، فاقد هرگونه ارزش حقوقی و قضایی میباشند.
ضمناً از آنجا که اداره اوقاف بوئین در طی بیش از ۸۲ سال گذشته موفق به اثبات موقوفه بودن حتی یکوجب این روستا (در نزد ادارات ثبت و دادگاههای محترم) نگشته است، بدیهی است که گماشتن فردی (بنام سیدمحمدحسینی فرزند مرحوم سیدعابدین) بعنوان «نماینده یا امین اوقاف» و ارجاع امور اهالی روستا به ایشان، هیچگونه وجاهت شرعی، قانونی و عرفی نداشته و ندارد و عنوان «امین موقوفه» قاعدتاً «جعل عنوان»ی (حداقل در این روستا) بیش نیست که متأسفانه آقای مجید نانکلی با سوءاستفاده از اختیارات خود، به خلق آن مبادرت نموده است! که جرمی کیفری است.
به همین علت هم نامبرده در بین اهالی محترم روستا به «گماشته غیرقانونی و نامشروع نانکلی» (زنگوله نانکلی) مشهور است! خصوصاً که بعلت عضویت وی در شورای روستا با پدیده شوم «تعارض منافع» هم مواجهیم که مستقلاً قابل رسیدگی است. زیرا او بعنوان نماینده اهالی ملزم به دفاع از منافع اهالی روستا است ولیکن بعنوان نماینده نانکلی ملزم به پیشبرد استشهای حرام نانکلی است! و متاسفانه فرمانداری و بخشداری آوج (علیرغم مراجعات و مکاتباتی که شده)، تاکنون توجهی به این مسئله نکرده و امور جاری اهالی را معطل هماهنگیهای غیرقانونی با اوقاف نمودهاند که موجب نارضایتی اهالی بویژه سلسله جلیله سادات گشته است. یعنی حتی اگر عنوان «امین اوقاف» نامبرده در این روستا، مجعول هم نباشد، حداقل بعلت «تعارض منافع» ادعاهای ایشان قاعدتاً نباید حتی مسموع باشد.
مضافاً که طبق شایعات محلی؛ از آنجا که آقای مجید نانکلی در جایگاه کارمند (از زمستان ۱۳۹۴) و آنگاه ریاست اداره اوقاف شهرستان بوئین، در سودای دستیابی به دفینههای این روستا بوده (همچون برخی از مستأجرین دو دانگ امامزاده که پس از حفاریهای غیرمجاز، ناگهان ثروتمند شدند!) در صدد تصرف ششدانگ آن برآمده است! و لذا کلیه ادعاها و بخشنامههای وی قابلیت پیگرد قضائی، فنی و اطلاعاتی دارد که بنده بسهم خود کماکان آنرا دنبال خواهم کرد.
و اما بزرگترین خبط پسران آ.سیدابراهیم!
...ادامه دارد.
✍️ حسینی(منتظر)
۷ آبان ۱۴۰۲
💠کانالهای اطلاعرسانی حم
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
🙏هماندیشی سیدعلاءالدین
✅